اختلال افسرده خویی از دیدگاه روانشناختی

 

اختلال افسرده خویی

نقطه ای که در آن آشفتگی خلقی، اختلال خلقی قابل تشخیص می شود یک مسئله قضاوت بالینی است و معمولاً به میزان اختلال در عملکرد که فرد تجربه می کند مربوط می شود. اختلال افسرده خویی از نظر شدت خفیف تا شدید است، اما شاخص اصلی آن مزمن بودن آن است. برای اینکه فرد برای تشخیص اختلال افسرده خویی واجد شرایط باشد باید بخش عمده ای از روز و بیشتر روزها، حداقل به مدت 2 سال، همواره خلق افسرده داشته باشد(1 سال برای کودکان و نوجوانان) به علاوه، افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی، وقتی که افسرده هستند، باید از شش نشانه دیگر حداقل دو نشانه داشته باشد. دوره‌های خلق عادی ممکن است به مدت کوتاهی روی دهند و معمولاً فقط چند هفته دوام دارند(حداکثر 2 ماه) این خلق‌های عادی متناوب یکی از مهم ترین ویژگی‌هایی هستند که اختلل افسرده خویی را از اختلال افسردگی اساسی متمایز می کنند (باچر،مینکا وهولی، 1391).

دوره پس از زایمان، زمانی است که زنان در معرض آسیب پذیری جسمانی و عاطفی قرار دارند. اختلالات روانی این دوران به سه دسته غم، افسردگی و روان پریشی پس از زایمان تقسیم می شوند. غم پس از زایمان پیش درآمد افسردگی پس از زایمان است. افسردگی پس از زایمان اگرچه شدت کمتری از روان پریشی دارد ولی پایدار تر و ناتوان کننده تر از غم پس از زایمان است(کیانی، خدیوزاده، سرگلزایی و بهنام، 1388). افسرده خوئی اختلالی است که افراد مبتلا به آن حداقل به مدت 2 سال علایمی مثل اختلال در اشتها، خواب و آشفتگی انرژی که با خستگی، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، مشکل تصمیم گیری و احساس ناامیدی از خود نشان می دهند. با این حال این نشانه‌ها خیلی شدید نیستند. افراد مبتلا در اغلب تلاش‌هایشان احساس بی کفایتی می کنند و نمی توانند از وقایع زندگی لذت ببرند(هالجین و ویتبورن[1]، 2003). افسرده خویی، اختلال خلقی مزمنی است که در مفاهیم روانشناسی اروپایی به شخصیت افسرده نزدیک می شود. اگر چه شیوع این اختلال در مقایسه با افسردگی اساسی، کمتر است؛ با این حال، 25 تا 40 درصد از مراجعه کنندگان به کلینیک روانپزشکی، حالتهای از افسرده خویی را نشان می دهند و در مقایسه با افسردگی اسای، مبتلایان به افسرده خویی سطح سازگاری پایین تر، پیش آگهی ضعیف تر، علائم ملانکولیک و صفات شخصیتی افسرده ساز بیشتری دارند (کلارک، بک و آلفورد[2]، 1999) مشکلات خانوادگی و شغلی این افراد بیشتر است و در روابط بین فردی، مشکلات شدیدتری دارند(کلاین وهمکاران[3]، 1998).

مطلب مشابه :  جو مدرسه و ویژگی های مدارس کارا

خلق افسرده در اختلال افسرده خویی، برخلاف افسردگی اساسی، زیاد تغییر نمی کند و گاهی اوقات 20 تا 30 سال و یا حتی بیشترطول می کشد. متوسط زمان طول کشیدن این اختلال در بزرگسالان، تقریباً 5 سال است (بارلو و دوراند[4]،2000)اختلال افسرده خویی، اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود و 40 درصد از مبتلایان به این اختلال به دارو درمانی جواب نمی دهند(گوتلیب و اسکریدلی[5]،2000).

بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV، افسردگی پس از زایمان به حمله افسردگی که در چهارهفته پس از زایمان رخ می دهد گفته می شود (انجمن روانپزشکی امریکا [6]، 1994)، اما برخی از کارشناسان رخداد هرگونه حمله افسردگی تا 18 ماه پس از زایمان را به عنوان افسردگی پس از زایمان می شناسند. در این راستا بررسی‌های انجام شده گویای افزایش چشم گیر بروز افسردگی در دوره پس از زایمان به ویژه در سه ماهه اول پس از زایمان می باشد، با این وجود بررسی‌ها نشان داده اند که زنان در طی دو سال پس از زایمان هم چنان دارای استعداد ویژه ای برای ابتلا به افسردگی هستند (گودمن[7]، 2004).

[1]- Halgin , Whitbourne

[2]- Clark, Beck & Alford

[3] – Klien

[4]- Barlow & Durand

[5] – Gotlib, I. H. & Schraedly

[6] – American Psychiatric Association

[7]- Goodman