انگیزه ها و کارکردهای خودآسیب رسانی مستقیم

انگیزه ها و کارکردهای خودآسیب رسانی مستقیم

نظریه­های زیادی درباره انگیزه­های خود آسیب رسانی مستقیم به ویژه رفتارهای خودجرحی ارائه شده است. بیشتر این نظریه­ها علت این رفتار را به دو انگیزه درون روانی و بین فردی تقسیم بندی کرده­اند. ادوارد کار در  مدلی قدیمی در 1977 پنج کارکرد را برای رفتارهای خودآسیب رسانی مستقیم برشمرده که عبارتند از:1) دستیابی به تقویت مثبت اجتماعی (فرضیه تقویت مثبت) 2) دستیابی به تقویت منفی و گریز از محرک های بیزاری آور(نظریه تقویت منفی) 3) ایجاد تحریکات حسی(فرضیه خود تحریکی) 4) پیامد فرایندهای فیزیولوژیک نامتعارف(فرضیه ارگانیک) 5) برقراری مرزهای پایگاه روانی ایگو یا کاهش احساس گناه (فرضیه روان پویشی).  اوساچ، نال و پوتنام (1999) در بررسی 99 بیمار با خودجرحی 6 عامل را به عنوان انگیزه­های خودجرحی شناسایی کردند که 85٪ از واریانس خودجرحی را تبیین می­کردند. این عوامل عبارت بودند از(1) تعدیل عاطفی حالت­های خلقی ناخوشایند عمومی یا عواطف خاص مانند ترس ،خشم ،شرم،گناه یا حالت­های خودکشی­گرایی (2)ابراز آشفتگی و پریشانی که کارکردی مشابه تعدیل عاطفی دارد اما برای ابراز و آشکار کردن انزوا و تنهایی است3) تنبیه خود (4) متاثر کردن دیگران (5) کنترل جادویی که نوعی عمل متناقض است که در آن فرد هم به دنبال کنترل یا متاثر کردن دیگران به شیوه ای وارونه،گیج کننده و مغتشش است و هم قصد انتقام گیری و آسیب زدن به دیگران را دارد (6)خود تحریکی[1] با هدف  رهایی از تنش و تحریک درونی (به نقل از سیمون و هالندر،2001).

برایر و گیل (1998) در بررسی نمونه­ای خود معرف از افراد با خودآسیب رسانی عمدی  با استفاده از پرسشنامه دلایل خودجرحی و تحلیل عاملی پاسخ­های شرکت کنندگان 8 انگیزش اصلی برای این رفتار شناسایی کردند که عبارت بودند از : (1) تقلیل نشانه­های تجزیه­ای (2) ممانعت از روبروشدن با خاطرات آزاردهنده پیشین، (3) کاهش استرس و تنش، (4)تخلیه وابراز هیجان های آزاردهنده (5)ایجاد احساس امنیت و محافظت (6) کاهش خشم (7)تنبیه اطرافیان (8) کمک طلبی و ترحم جویی. در مطالعه ای دیگر بر روی زنان با تشخیص اختلال شخصیت مرزی که دارای سابقه خود جرحی و اقدام خودکشی بودند انگیزه های این دو رفتار با هم مقایسه شد و انگیزه های رهایی هیجانی،تولید هیجان، تخلیه خشم، خود تنبیهی و تاثیرگذاری بین فردی شناسایی شد و مشخص شد خود جرحی بیشتر با انگیزه­های ایجاد احساس­های جدید، حواس پرتی و تخلیه خشم انجام می­شود. (برون و همکاران،2002).

ببرون، کمتیس و لینهان (2002) با بررسی 75 خانم دارای سابقه خودجرحی گزارش کردند رهایی از حالت های هیجانی منفی( احساس تنهایی، خلا درونی وانزوا)،  تاثیرگذاری بین فردی (برای مثال از طریق وارد کردن شوک یا متاثر کردن دیگران، انتقام گرفتن و صدمه زدن به دیگران و پیام دادن به دیگران) ایجاد احساسات جدید (برای مثال رهایی از احساس کرختی، مردگی و تحریک شدن با هرچیزی حتی به قیمت دردکشیدن)  انگیزه های اصلی خودجرحی می­باشند. رودهام، هاتون و اوانز (2004) در مطالعه ای بر روی نوجوانان با سابقه خودآسیب­رسانی عمدی و از طریق شیوه سوال های بازپاسخ چهار دلیل اصلی برای این رفتار شناسایی کردند: الف)رهایی از آشفتگی و آشوب ذهنی (73٪ از شرکت کنندگان به این انگیزه اشاره کرده بودند)، 2) تجربه افسردگی و احساسات ناگوار درباره خویشتن(18٪ از شرکت کنندگان)، ج)تحمل فشار برای قابل تحملتر شدن فشاری شدیدتر (18٪ از شرکت کنندگان)، د)اجتناب و خلاصی از فکر کردن به مشکلات (8٪ از شرکت کنندگان). در نوجوانان بزهکار دارای تاریخچه خودجرحی نیز با استفاده از همین روش پرسش سوال های انتها باز، انگیزه های متوقف کردن احساسات بد، از بی حسی بیرون آمدن و خود تنبیهی شناسایی شده است (پن،اسپوزیتو،اسچافر، فریتز و اسپریتو،2003 به نقل از رودهام، هاتون و اوانز،2004).

مطلب مشابه :  انواع برنامه ­درسی از دیدگاه روانشناختی

در مطالعه­ای در کشور چین  انگیزه­های تنظیم هیجانی با استفاده از مقیاس تصحیح شده ارزیابی کارکردی خودجرحی مورد بررسی قرار گرفت که تنظیم هیجانی(برای مثال “از افسردگی رها می شوم، احساس واقعی بودن می­کنم، احساس خالی بودن یا کرختی ام کم میشود، احساس آرامش می کنم”)، اثرگذاری اجتماعی(برای مثال “توجه دیگران را جلب می کنم، از والدینم می خواهم به من توجه کنند، کنترل موقعیت را در دست می گیرم، تعلق خود را به یک گروه خاص نشان می دهم“) و اجتناب اجتماعی (برای مثال “با این کار از مردم فاصله می گیرم، از تنبیه شدن می گریزم، از دست مدرسه، کار و سایر فعالیت ها راحت می­شوم”) به عنوان انگیزه های خودجرحی شناسایی شدند (یو، لین، لونگ،2013).

مقایسه انگیزه های خودجرحی در کشورهای شرقی مثل چین با کشورهای غربی نشان میدهد انجام خودجرحی با انگیزه اظهار وفاداری و تعلق به گروه های اجتماعی در بین پسران شرقی دومین انگیزه مهم پس از تنظیم هیجانی است، در حالیکه این انگیزه در پسران نوجوان غربی کمترین سهم را در تبیین انگیزه های خود جرحی دارد علاوه بر این  تنبیه خویشتن در پسران کشورهای غربی یکی از انگیزه های مهم خودجرحی است در حالیکه این انگیزه در پسران شرقی بسیار کم اهمیت است (یو، لین، لونگ،2013).

کارکردها و انگیزه­های خودجرحی در نوجوانانی که با تشخیص های روانپزشکی مختلف بستری میشوند نیز گوناگون و همانند نوجوانانی است که در موقعیت های غیربالینی ارزیابی شده­اند. یافته­های نیکسون، کلوتیر، آگاروال (2012)  بر روی 42 نوجوان بستری با تشخیص­های مختلف روانپزشکی  این انگیزه ها را شناسایی کرده­ است : کنار آمدن با احساس افسردگی، رهایی از تنش ، ابراز ناکامی، ابراز خشم/انتقام جویی، تحمل دردهای غیرقابل تحمل، دور کردن خاطرات ناخوشایند، تنبیه خود به خاطر بدی یا فکر بدی، متوقف کردن افکار یا اقدام خودکشی، رهایی از تنهایی و احساس خلا، در دست گرفتن کنترل شرایط، رهایی از کرختی و بی حسی، تغییر تصویر بدنی یا شکل ظاهری، مراقبت جویی، ایجاد هیجان و برانگیختگی، ابراز تعلق به یک گروه. معمولاً انگیزه های خود جرحی مانعه الجمع نیستند و ممکن است همزمان در یک فرد چندین نوع از این انگیزه ها وجود داشته باشد. برای مثال در مطالعه نیکسون، کلویتر و آگاراوال (2012). مقایسه کارکردهای خودجرحی در مطالعاتی که در  نمونه بالینی و غیر بالینی انجام شده است، نشان می­دهد انگیزه­های درون فردی و به ویژه از نوع تنظیم هیجان­های منفی در گروه بالینی به میزان بیشتری وجود دارد و هر چند انگیزه های بین فردی و اجتماعی در گروه­های بالینی هم وجود دارد اما فراوانی و اهمیت آن به اندازه گروه های غیر بالینی نیست. همچنین انگیزه های درون روانی مانند غلبه بر افکار و اقدام خودکشی در نمونه غیربالینی کمتر گزارش شده است.

مطلب مشابه :  از تقلید تا بازنمایی در دنیای فلسفه!

کلونسکی (2007) سیزده نوع انگیزه (تنظیم هیجانی­، تمایز خود از دیگران، تنبیه خود، مراقبت از خود، ضدتجزیه­ای، ضدخودکشی، حس جویی، تعلق به همسالان، اثرگذاری بین فردی ، اثبات قدرت، ابراز آشفتگی، انتقام­گیری و خود مختاری) را  که در دو عامل درون فردی و بین فردی طبقه بندی می­شوند به عنوان انگیزه های خودجرحی شناسایی کرده­است و مقیاس کارکردهای خودجرحی را برای اندازه گیری این انگیزه ها تدوین کرده است. این انگیزه ها در جدول 4 نمایش داده شده است. در پژوهش بررسی روایی و اعتبار مقیاس کارکردهای خود جرحی  و همین طور پرسشنامه ارزیابی کارکردی خود معیوب سازی که هر دو برای سنجش انگیزه­های خودجرحی طراحی شده­اند وجود  دو عامل درون فردی و بین فردی به عنوان دو انگیزه عمومی خودجرحی تایید شدند(کلونسکی و گلن،2011؛لوید ریچاردسون،پرین، دایرکر،کلی،2007)، با این حال در پژوهش های اعتیاریابی انگیزه­های خودجرحی به صورت دقیق وجود این سیزده عامل به عنوان عوامل مستقل از هم تایید نشده است. (کلونسکی و گلن،2011). نتایج پژوهش ها از این فرضیه حمایت می کند که انگیزه های بین فردی در شروع خود جرحی بیشتر نقش دارند در حالیکه انگیزه های درون فردی مانند تنظیم هیجانی بیشتر در نقش یک عامل تداوم بخش عمل می­کنند( کلونسکی و گویتزر، 2009). نتایج مطالعه طولی هم از این فرضیه حمایت می کند به گونه­ای که عوامل بین فردی مانند فقدان حمایت اجتماعی بیشتر شروع خودجرحی را پیش­بینی می­کنند و عوامل درون فردی مانند تنظیم هیجانی، عزت نفس و خودکارآمدی بیشتر تداوم خودجرحی را پیش بینی می کنند(تاتنل،کلادا،هاسکینگ،مارتین 2013)

 

جدول 4. انگیزه های خودجرحی (کلونسکی،2007)

انگیزه توصیف انگیزه
تنظیم عواطف رهایی از حالت های شدید عاطفه منفی یا برانگیختگی های عاطفی بیزاری آور
غلبه بر تجزیه از بین بردن حالت شخصیت زدایی یا حالت های تجزیه
ضد خودکشی جایگزینی،مصالحه و یا اجتناب از تکانه اقدام به خودکشی
مرزهای بین فردی ابراز حس خودمختاری یا متمایز کردن خویشتن از دیگران
تاثیرگذاری بر دیگران کمک جویی یا بازی دادن دیگران
تنبیه خود تحقیر یا ابراز خشم به خود
حس جویی ایجاد احساس لذت و نشاط

 

 

[1] Self stimulation