بررسی عوامل مؤثر در نحوۀ ارتباط

عوامل مؤثر در نحوۀ ارتباط

2- 4- 1 )  تصور از خود و سن :

تصور از خود: ﻧﻮع ﻫﻮﯾﺖ ﻣﺎ ﺑﺮ رواﺑﻂ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺎ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﯽﮔﺬارد. ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺎ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ واﻗﻌﯿﺖﻫﺎی ﻋﯿﻨﯽ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﻧﺪارد، ﺑﻠﮑﻪ ﻧﻮع ﺑﺮداﺷﺖ ﯾﺎ ﺗﺼﻮری ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد دارﯾﻢ در ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ رواﺑﻂ ﻣﺎ ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. درﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻫﻮﯾﺖ ﻓﺮد ﻫﯿﭻﮔﺎه ﺣﺎﻟﺘﯽ اﯾﺴﺘﺎ ﯾﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻧﺪارد، ﺑﻠﮑﻪ در ﺗﻤﺎم ﻃﻮل ﻋﻤﺮ دﺳﺘﺨﻮش ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﺤﺮانﻫﺎی ﻫﻮﯾﺘﯽ ﻧﯿﺰ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ دوران ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ ﻣﺤﺪود ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ در ﻫﺮ دوره ای ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻓﺮاد ﺑﺎ ﺑﺤﺮانﻫﺎی ﺷﺪﯾﺪ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﻮﻧﺪ. (جمهری، 1385)

سن: همانطور که بحث گردید، سن فرزند و تحولات روانی او بلا شک در نحوۀ ارتباط مؤثر است. علاوه بر آن طبق یک متا آنالیز( پرینزی[2]، 2009) از مجموع 30 تحقیق، که ارتباط بین خصوصیات شخصیتی افراد و شیوه های فرزند پروری آنها را تعیین کرده، سن والدین نیز در این ارتباط مؤثر شناخته شد.

2- 4- 2 )   تأثیر جنسیت :

مشاهدات نشان می دهد که حتی از زمان خردسالی، پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند و در سنین بالا نیز مردها از زنها پرخاشگرترند. آمار بزهکاران و جنایتکاران در سراسر جهان نشان می دهد که همیشه تعداد مردها از تعداد زنها بیشتر بوده است. تنها موردی که زنها پرخاشگری بیشتری نشان می دهند عبارت است از پرخاشگری کلامی، بدین معنا که زنها نسبت به مردها ، زمانی که عصبانی می شوند بیشتر به فحاشی و دشنام دادن می پردازند، حال آنکه مردها به مشت زنی و لگدپرانی متوسل می شوند. مطالعۀ رفتار کودکان در سنین قبل از دبستان نیز صحت مطالب فوق را تأیید کرده است. (گنجی، 1375)

نوع دوستی، توجه به دیگران، صمیمیت و ارتباطهای حمایتی از خصوصیات زنهاست که تفاوت آشکاری با مردها دارند. الپورت و ورنون در سال 1931 پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علایق زیبا شناسی، اجتماعی و دینی زنها بیشتر از مردهاست. مردها بیشتر به جنبه های سیاسی و تئوری علاقه دارند و زنها بیشتر به مسائل اخلاقی تمایل نشان می دهند. زنها با حرارت به بی عدالتی اعتراض می کنند و نسبت به آداب و رسوم اجتماعی و ضوابط اخلاقی تلقین پذیرترند. (گنجی، 1375)

پذیرش دیگران خصوصیت دیگری است که در جنس مادۀ نوع آدمی دیده می شود. زنها از همجواری و داشتن مصاحب بیشتر از مردها لذت می برند. دختر بچه های کودکستانها بیشتر وقت خود را با همبازیها صرف می کنند و حال آنکه پسر بچه ها با و سایل متفاوت ورزشی و اسباب بازی سرگرم می شوند.

دختران ظاهراً بیشتر از پسران به تازه واردها توجه می کنند. آنها توجه مادرانه از خود نشان می دهند. در برخورد با بچه های تازه وارد لحن آرام بخش همراه با تسلی دادن دارند. طرف مقابل را لمس می کنند، دستهای او را در دست خود می گیرند، در آغوش می کشند، دستهای خود را بر پشت او می گذارند، او را نوازش می کنند و می بوسند. اما پسران، در مقابل یک فرد تازه وارد، غالباً بی تفاوتی نشان می دهند.

نکتۀ قابل توجه دربارۀ بیشتر این علایق آن است که مستقل از جامه و فرهنگی است که کودکان در آن بزرگ می شوند. وایتینگ[4] به سال 1963 در شش فرهنگ متفاوت مثل هندوستان،اکیناوا، فیلیپین، مکزیک، کنیا و نیو انگلند بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که الگوهای رفتاری پسران از سویی و دختران از سوی دیگر در این شش فرهنگ متفاوت، مشابه بوده است. بنابر این وقتی دیده می شود که تفاوتهای جنسی در زمان و مکان و انواع حیوانات، همواره خودنمایی می کند، گمان اینکه این تفاوتها صددرصد ناشی از تأثیر فرهنگ باشند بسیار غیر محتمل است. (گنجی، 1375)

مطلب مشابه :  دو دیدگاه متفاوت در مورد فرایند تولید و آموزش علوم

نتایج حاصل از پژوهش دکوی، نوم و ماس (1997) نشان می دهد که انتظارات والدین نسبت به نوجوان تحت تأثیر جنس فرزند قرار دارد. بر خلاف انتظار والدین، دختران خواهان (مشارکت) معاشرت با دوستان و حق تصمیم گیری مستقل برای امور خود می باشند و پسران خواهان استقلال رفتاری  و خود مختاری بیشتر هستند.

در پژوهش گلچین و همکاران ، اکثریت نوجوانان پسر سطح عملکرد خانواده را در حد مطلوب و نوجوانان دختر در حد نسبتاً مطلوب توصیف نمودند. این تفاوت شاید مربوط به احساس محدودیت دختران در خانواده باشد و یا بدلیل این است که دختران احساس می کنند وجود پسران در خانواده اهمیت بیشتری دارد و انتظار آزادی بیشتری را از طرف خانواده دارند بنابر این از عملکرد خانواده چندان راضی بنظر نمی آیند. پژوهشی از ضرغام (1375) نیز نارضایتی نوجوانان دختر را در زمینۀ روابط عاطفی و کسب استقلال تأیید نموده است. (گلچین و همکاران، 1380)

2- 4- 3 )  تأثیر شرایط اقتصادی :

مشکلات شغلی و سایر فشارهای زندگی می توانند در فرزند پروری حمایت کننده و باعطوفت و (به نوبۀ خود) در سازگاری کودکان در هر مرحله از رشد، اختلال ایجاد کنند. با این حال ، باید به خاطر داشته باشیم که اشتغال مادر یا نان آور بودن پدر و مادر به خودی خود زمان به سر بردن والدین با نوجوانان را کاهش نمی دهد و برای رشد نوجوان زیانبخش هم نیست. برعکس، والدینی که وضعیت مالی خوبی دارند، غرق در کارشان هستند، و از زندگی زناشویی خود راضی می باشند، معمولاً خیلی راحت تر به فرزندان نوجوان خود، استقلال و آزادی می دهند (سلرز و ریف، 1994). (به نقل از برک، 1384)

درپژوهشی که توسط شمسیان (1371) انجام گرفت، بین ارزش های نوجوانان از نظر دو متغیر جنسیت (دختر و پسر) و طبقۀ اقتصادی- اجتماعی، تفاوت معنادار وجود داشت.

مطالعۀ گلچین و همکاران، رابطۀ بین درجۀ تحصیلات پدر ومادر و سطح اقتصادی خانواده با عملکرد خانواده را تأیید کرده است. ظاهراً هرچه سطح سواد بالاتر و خانواده از نظر اقتصادی مرفه تر باشد عملکرد خانواده مؤثرتر و مطلوب تر خواهد بود. (گلچین و همکاران، 1380)

2- 4- 4 )   تأثیر فرهنگ :

تصورات وفرهنگ فرد، یعنی عادت واره ها، به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را کنترل و هدایت می کنند. (منادی، 1384)

مهمترین عامل اجتماعی مؤثر در کودک ارتباطی است که بین او و پدر و مادرش برقرار می شود اما رفتار پدر و مادران را نیز از لحاظ سختگیری یا مسامحه، اغلب رسم و عادات اجتماع تعیین می کند. در اجتماعات مغرب زمین اغلب پدر و مادران آزادی فراوان از این لحاظ دارند.

عواملی هم که در خارج از خانه در کودک مؤثر می شوند ممکن است در روابط او با پدر و مادر مؤثر شوند. ( ل. مان، ترجمه صناعی،1341)

در مورد روش ها و شیوه های برقراری ارتباط، یک موضوع قطعی است و آن اینکه، این روش ها، قبل از هر چیز، پاسخ هایی آموخته شده اند. شاید مؤثرترین معلمان شما، والدینتان بوده اند که آنان نیز به نوبۀ خود، رویکرد برقراری ارتباط را از والدین خویش یاد گرفته اند و معلمان، مسئولان پیشاهنگی، دوستان و بسیاری از افراددیگر نیز بر میزان دروندادآنان افزوده اند. فرهنگ، همواره به وسیلۀ رادیو، تلویزیون و منابع دیگر بر نحوۀ برقراری ارتباط انسان تأثیرگذارده است. (بولتون، ترجمه سهرابی، 1381)

مطلب مشابه :  مدیریت فرهنگ سازمانی چگونه است؟

کوپر (1994) نشان داده است که ارزش های حاکم بر روابط والد- کودک و باورهای تربیتی والدین به شدت تحت تأثیر باورهای فرهنگی قرار دارند. در همین مورد کلیس (1998) به بررسی نوع رابطه والدین- نوجوانان در سه فرهنگ متفاوت (ایتالیایی، کانادایی، بلژیکی) پرداخت. نتایج نشان داد که نوجوانان ایتالیایی در مقایسه با نوجوانان کانادایی و بلژیکی به طور معناداری رابطۀ صمیمانه تری با اعضای خانواده خود دارند و مسایل و مشکلات خود را با والدین در میان می گذارند. در حالی که در نزد 70 درصد نوجوانان کانادایی این فرد، دوست همسال است. به اعتقاد کلیس این نتایج نشان دهندۀ تأثیر فرهنگ بر باورهای تربیتی والدین و روابط حاکم بر خانواده است. (حجازی، 1379)

یافته های پژوهش حجازی، (1379) حاکی از تفاوت رفتار والدین ساکن مناطق شمالی و جنوبی در زمینه های استقلال، اعمال نظارت و کنترل بر رفتار نوجوان و برقراری رابطۀ توأم با اعتماد می باشد. والدین نوجوانان مناطق شمالی در مقایسه با والدین نوجوانان مناطق جنوبی آزادی عمل بیشتری به فرزند می دهند، برای عقاید وی اهمیت بیشتری قائلند و با دوستان فرزند خود نیز رابطۀ بهتری دارند.

از نظر بوردیو در واقع یک منطق عمل وجود دارد که به سمت کنش های هر روزۀ ما جاری است. وی افزوده است «در تمام کنش ها و قضاوت های ما یک منطق عمل وجود دارد. خواه در عصر بشر ابتدایی باشیم، خواه در دنیای امروز، این منطق عمل، رفتارهای ما را هدایت می کند» (بوردیو، 1989). به گفتۀ وی نظریۀ عمل خاطر نشان می کند که موضوعات شناختی به صورت منفعلانه و ضبط شده ساخته نمی شوند؛ بلکه عمل ساختن را یک نظام سازمان داده شده- که قادر به سازمان دادن است- فراهم می کند. این نظام سازمان داده شده عادت واره است. وی براین اعتقاد است که عادت وارۀ هر انسان در طول زندگی اش ساخته می شود؛ به گونه ای که وقتی از انسان امروز سخن می گوییم، در عمل هر یک از این ویژگیها در انسان دیروز نیز وجود دارد و آدمی ویژگی انسان دیروز را در طول زندگی خود از محیط هایی که در آن زتدگی کرده، آموخته است. این محیط ها شامل خانواده، نهاد آموزش و پرورش و رسانه هاست. البته فضاهای حاکم براین محیط ها عوامل اصلی اند. ( به نقل از منادی، 1384)

به نظر پژوهنده (1388)، برخی از پدران و پسران در جامعه ما به چند دلیل از یکدیگر ناراضی اند:

1- دور بودن از یکدیگر و در نتیجه بی خبری از نیازهای هم.

2- بی توجهی به حالات عاطفی یکدیگر.

3- باورهای فرهنگی مبنی بر این که حرف زدن از عواطف برای مردان مناسب نیست.

4- وضعیت اقتصادی جامعه و نیاز به کار زیاد پدران و در نتیجه صرف زمان کم در خانواده و نظارت کم بر خانواده.

5- شکاف فرهنگی و اجتماعی بین نسلها که به دلیل موقعیت خاص این مقطع تاریخی جامعه ماست.

 

[1] – Self-concept

[2] – Peter Prinzie

[3] – Sex

[4] – Whiting

[5] – Culture