تعاریف دین و دین داری بر اساس نگرش های مذهبی یا فلسفی

تعاریف دین و دین داری:

درمورد دین، تعاریف متنوعی بر اساس نگرش های مذهبی یا فلسفی در دست است. در اغلب این تعاریف کوشش شده است که ابتدا پدیده دین با عامترین تعبیرات و مفاهیم تبین شود. به طور کلی در زمینه ی دین دو نوع تعریف وجود دارد، یکی تعریف ذاتی و دیگری تعاریف کارکردی. درتعاریف دسته ی اول، بیشتر به ماهیت وچیستی دین تأکید دارد، اما تعاریف دسته دوم، اغلب دلالت بر این دارند که هر چیزی که برخی کارکردهای خاص داشته باشد دین به شمار می آید،حتی اگر چنین تصوری مرسوم نبوده باشد، چنین نظریه پردازانی غالباً ادعا می کنند که نظام های ارزشی و باور داشتنی چون کمونیسم، فاشیسم و ملیت گرایی چنین کارکردهایی دارند و به همین دلیل در مقوله ی دین جای می گیرند. به زعم تمامی مشکلات و با وجود عوامل تردید افکن در امکان دست یابی به یک تعریف واحد و کمتر خدشه پذیر، به هر صورت در هر مطالعه ی دین پژو هانه ناگزیر به ذکر یک یا چند تعریف هستیم، که چارچوب و محدوده معنایی دین و دین داری را برای ما واضح و روشن سازد(توسلی،1379،صص60-59).

ویلیام جیمز[1] در تعریف دین گفته است: « دین عبارت است ازتأثرات و احساسات و رویداد هایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگی ها روی می دهد، به طوری که انسان ازاین مجموعه درمی یابد که بین او و آن چیزی که آن را امر خدایی می نامد، رابطه ای بر قرار است».

یونگ[2] در بیان حقیقت دین گفته است: «به نظر من، دین حالت خاصی از روح انسان است که بر طبق معنی اصلی کلمه دین در زبان لاتینی می توان آن را با این عبارت تعریف کرد: دین عبارت است از حالت مراقبت و تذکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل مؤثر که بشر عنوان قدرت قاهره را به آن اطلاق می کند و آن ها را به صورت ارواح، شیاطین، خدایان، صور مثالی، کمال مطلوب و غیره مجسم می کند». دورکیم[3] در تعریف دین گفته است: «دین نظا م یکپار چه ای از اعتقادات و اعما ل مرتبط با امور مقدس است، اموری که حرمت یافته و ممنوع شناخته می شوند، اعتقادات و اعمالی که افراد را در یک اجتماع اخلاقی با هم متحد می سازد» (دورکیم،1383).

مطلب مشابه :  تاریخچه گرایش به فرهنگ بیگانه (غربگرایی) در کشورهای اسلامی

اما در بحث دین داری یا تدین ، که حالت انسان است “دین” دین متعلق به آن به شمار می رود. در واقع اطلاق لفظ دین داری، هنگامی صورت می گیرد که مردم یا گروهی از افراد تمام یا بخشی از تعالیم یا دستورات دینی، اعم از (عقاید، اخلاقیات،احکام) را پذیرفته باشند. بنابر این در مقام تعریف می توان اظهار نمود که دین داری یا تدین عبارت است از: التزام فرد به دین مورد قبول خویش. این التزام در مجمو عه ای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی که حول خداوند و رابطه ایمان با او دور می زند، سامان می پذیرد. “آلپورت” در روان شناسی، مشهور ترین تقسیم بندی دین داری را تحت عنوان؛ دین داری درونی ودین داری برونی انجام داده است. مهمترین نکته ای که در کار او مطرح می شود، نظر او درباره ی منشأ شکل­گیری دین داری و نیز نتیجه ی آن در زندگی است، او درحالی که منشأ دین داری را توهم انسانی می­پندارد، ایمان را به خاطر نقش مهمی که در حل مشکلات زندگی دارد، دارای کارکرد مثبت برای زندگی می­داند(توسلی،1379،ص60).

ابعاد دین داری:

«گلاک و استارک[4]» با مشاهده این موضوع که، بررسی های تجربی مربوط به دین، به نتایج متناقض ممکن است ختم شود و هر پژوهشگری به سلیقه ی خودش “دین” را تعریف کند، با مروری به نتایج این پژوهش­ها ، مشارکت ویژگی های متفاوتی برای دین داری را دستچین و سپس آن ها را حول پنج بعد اعتقادی- شناختی ، تجربی یا عاطفی ، مناسکی ،دانش دینی و پیامدی جمع کردند و مفهوم عملیاتی مجزایی از دین داری ساختند. این پنج­گانه به قرار زیر می باشد.

مطلب مشابه :  نظریه و مدل­های همدلی از دیدگاه روانشناسی

الف)بعد اعتقادی-شناختی یا باور های دینی[5]:

که عبارت است ازایده ها و نگرش هایی که انتظار می رود پیروان یک دین بدان اعتقا د داشته باشند.

ب)بعد عاطفی یا تجربی[6]:

که ناظر بر عواطف، تصورات و احساسات پیروان یک دین،با جوهری ربوبی، همچون خدا یا واقعیتی غایی و یا اقتداری متعالی است.

ج)مناسکی-رفتاری یا اعمال دینی[7]:

که انتظار می رود پیروان یک دین آن ها را به جای آورند و شامل اعمالی چون نماز،روزه،شرکت در آیین های دینی و … است.

د)بعد فکری یا دانش دینی[8]:

که مشتمل بر اطلاعات  و دانسته های مبنایی، در مورد معتقدات هر دین است که پیروان هر دین باید آ ن ها را بدانند ودر واقع شامل حداقل شناخت از اصول، فروع، سنت ها و تاریخ دینی است به نحوی که فرد خود را ملزم به به انجام اعمال دینی دانسته یا حداقل به آن گرایش یابد.

ح)بعد پیامدی یا آثار دینی:

که ناظر بر اثرات باور ها ،اعما ل، تجارب و دانش دینی به زندگی روز مره است(به نقل از آذرخش،1387).

“ویلم”[9]در بیان مزیت و مدل فوق می نویسد که اگر چه این مدل بسیار بحث انگیز بوده ، لیکن این مزیت را دارد که برای هر جهان مذهبی که مورد بررسی قرار می گیرد، می توان جای نسبی که هر یک از این ابعاد در آن اشغال می کند را مورد ملا حظه قرار داد (ویلم،1377،ص81).

مرحوم “علامه محمد تقی جعفری” در ارزیابی مدل گلاک و استارک اظهار می دارد:« به نظر می رسد که این تقسیم بندی در باره جنبه های مختلف دین گرایی؛ یکی از عا لی ترین تقسیم بندی هایی است که در این زمینه انجام شده است، لذا توجه به آن برای تحقیقات ضروری بوده و بدون این تقسیم بندی، جامعه شناسی دین قطعاً ناقص خواهد بود»(جعفری،1377،ص57).

[1]-Jeems

[2]-Young

[3]-Dorkim

[4]-Ghlak.Estark

[5]-Bliverd dimension Ideological dimension

[6]-Experince dimension

[7]-Ritnalistic dimension pactice

[8]-Intellectual dimension

[9]-Willem