تنظیم هیجان یک فرایند محوری برای همه جنبه های عملکرد انسان

2-4-5 تنظیم هیجان :
تنظیم هیجان به عنوان یکی از متغیرهای روانشناختی، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است (گلمن ، 1998؛ مایر، کارسو و سالووی ، 1999). شواهد زیادی نشان می¬دهد که تنظیم هیجانی با موفقیت یا عدم موفقیت در حوزه¬های مختلف زندگی مرتبط است (شاته و همکاران، 2007؛ جاکوبس و همکاران، 2008).
انسانها پس از تجربه وقایع تنش¬زا، از طریق افکار و دستگاه شناخت، هیجانهایشان را تنظیم می¬نمایند و این موضوع به طور تفکیک ناپذیری با زندگی در هم آمیخته است (گارنفسکی و همکاران 2005).
تنظیم هیجانی: فرآیندهایی هستند که به افراد کمک می¬کنند تا بتوانند چگونه هیجان¬های لازم را در خود ایجاد کنند، آنها را ابراز نمایند و به چه شکلی از آنها استفاده کنند. به اعتقاد محققان، چگونگی ارزیابی و تفکر در هنگام روبرو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است، به عبارت دیگر برداشت و تحلیل افراد از موقعیت ها در تنظیم هیجان¬ها آنها، نقش اساسی دارد. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (امیدی ویعقوبی، 1390).
متخصصانی که اغلب به طور نزدیکی با مردم سروکار دارند، مانند خدمه¬ی هواپیما، آرایشگران، و پزشکان، نشان می¬دهند، که چگونه افراد یاد می¬گیرند هیجانهایشان را کنترل کنند. در این رشته¬ها، فشار¬های جامعه پذیری برای کنترل کردن هیجانها، عمدتاً بر اساس کنار آمدن با احساس¬های ناخوشایند به نحوی که جامعه پسند و از لحاظ شخصی سازگارانه باشد، قرار دارند. تنظیم هیجان از راهبردهای مورد استفاده در کاهش، افزایش، سرکوب و یا ابقای هیجان و از ویژگی ذاتی و فطری آدمی می¬باشد (پلیتری ، 2009).
در واقع تنظیم هیجانی تنها سرکوب هیجانها نیست، بلکه شخص نباید همیشه در یک حالت آرام و ساکن از برانگیختگی هیجانی قرار داشته باشد. در عوض تنظیم هیجانی، شامل فرآیندهای نظارت و تغییر تجربیات هیجانی شخص است (تامپسون، 1994).
هیجانها دارای کیفیت بالایی هستند، به این صورت که می¬توانند باعث واکنش مثبت یا منفی در افراد شوند. اگر متناسب با موقعیت و شرایط باشند باعث واکنش مثبت و در غیر این صورت باعث واکنش منفی می¬شوند. بنابراین زمانی که هیجانها شدید یا طولانی می¬شوند و یا با شرایط سازگار نیستند، آن زمان نیاز به تنظیم کردن آنها لازم است (گراس، 1998).
در واقع تنظیم هیجانی هم شامل فرآیندهای پایین به بالا (ادراکی) مانند ارزیابی و هم شامل فرآیندهای بالا به پایین (شناختی) مانند حافظه¬ی فعال و کنترل ارادی توجه می¬باشد. لذا تنظیم هیجانی را می¬توان به عنوان فرآیندهای فیزیولوژیکی، رفتاری، و شناختی تعریف کرد که افراد را به تنظیم و بیان هیجان¬ها قادر می¬نماید (گراس و تامپسون، 2007، گراس 1999).
تنظیم هیجان یک فرایند محوری برای همه¬ی جنبه¬های عملکرد انسان است و نقش حیاتی¬ای در شیوه-هایی که افراد با تجارب استرس زا مقابله می¬کنند و شادی را تجربه می¬کنند، ایفا می¬کند، تنظیم هیجان دلالت-های بالینی مهمی دارد، روش¬هایی که افراد هیجانهایشان را مدیریت کنند، عملکرد روانشناختی¬شان را (مثل مشکلات بیرونی و مشکلات درونی) متاثر می¬سازند. همچنین تنظیم هیجان دارای تلویحات رشدی و اجتماعی مهمی است، مانند رشد همدلی و روابط با همسالان (فوسکا ، 2008). تنظیم هیجان، به توانایی فهم هیجانها، تعدیل تجربه¬ی هیجانی و ابراز هیجانها اشاره دارد (گراس، 2001).
پژوهش¬های انجام شده نشان داده است که تنظیم هیجان، سازگارانه با عزت نفس و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش تجربه¬های هیجانی مثبت باعث مواجهه¬ی موثر با موقعیت استرس زا شده است و پاسخ مناسب به موقعیت¬های اجتماعی را افزایش می¬دهد (گراس، 2002). همچنین تحقیقات نشان داده است که راهبردهای تنظیم هیجان با پریشانی روان¬شناختی مرتبط بوده است (گارنفسکی و کریج، 2009). سازگاری بعدی فرد را پیش¬بینی می¬کند و تمرکز بر مهارتهای تنظیم هیجان می¬تواند در پیش¬بینی و درمان مشکلات روانی، موثر باشد (برکینگ و همکاران ، 2008).
پژوهش¬های دیگر نشان داده¬اند که تنظیم هیجان سازگاری مثبت را پیش¬بینی می¬کند (یو، ماتسو موتو و لی راکس ، 2006) و ارزیابی مجدد به عنوان یک راهبرد تنظیم هیجان با بهزیستی و سلامت روانی بالا، مرتبط است (گراس، 2002).

مطلب مشابه :  قابلیت های رسانه ای رادیو

تنظیم هیجان بیشتر در دو چهارچوب مهم بررسی می¬شود:
1-راهبردهای تنظیم هیجانی پیش از رخداد حادثه (پیش از ایجاد هیجان) و یا در آغاز بروز آن فعال می‌شوند و بروز هیجانهای شدید را پیش¬بینی می¬کنند.
2- راهبردهایی که پس از بروز حادثه و یا پس از پیدایی هیجان فعال می¬شوند “این راهبردها نمی¬توانند از ایجاد هیجانهای شدید پیشگیری کنند” (گراس، 1999).
راهبردهای تنظیم هیجانی که پیش از رخداد، حادثه استرس زا، فعال می¬شوند باعث تعبیر و تفسیر موقعیت به نحوی می¬گردند که پاسخ هیجانی مرتبط با آن موقعیت را کاهش دهند (بک، 1991؛ شرر ، 1984). برای نمونه فردی یک رویداد در حال وقوع را به جای این که یک تهدید به شمار آورد به عنوان یک چالش ارزیابی می¬کند (توماکا، بلاسکوویچ، کیبلر و ارنست ، 1997)
بروز مشکلات در تنظیم هیجان مرتبط با اختلال¬های روانی است (آلدائو، نولن هوکسما و اسچیوزر ، 2010؛ برینباوم، رقاوان، ورنون و گومز ، 2003؛ منین و فاراچ ، 2007).

2-4-6 مهارتهایی که در تنظیم هیجانی آموخته می¬شوند:
1-مهارتهای هیجانی:
شامل شناسایی و نام گذاری احساسات، ابراز احساسات، تعیین شدت احساسات، مدیریت احساسات، به تعویق اندازی کامیابی، کنترل اضطراب¬ها، کاهش فشار روانی، آگاهی از تفاوت¬های موجود میان احساسات و عمل.
2- مهارتهای شناختی:
شامل گفتگوی درونی- مقابله¬ای، گفتگوی درونی تشویق¬گرایانه، درک و تفسیر نشانه¬های اجتماعی، شناخت تاثیرات اجتماعی بر رفتار و ملاحظه شخصی خود از چشم انداز جامعه¬ای بزرگتر، استفاده از گام¬های مشخص برای حل مسایل و تصمیم¬گیری و تعیین اهداف، تعیین اعمال جایگزین، پیش¬بینی پیامدها، درک دیدگاه دیگران، درک هنجارهای رفتاری مقبول و نامقبول، داشتن دیدگاهی مثبت به زندگی، خودآگاهی و انتظارات واقع¬گرایانه از خود.
3-مهارت خود آگاهی:
مشاهده و شناخت احساسات خود، یافتن واژگانی برای بیان احساسات، آگاه شدن از ارتباط میان افکار، احساسات و واکنش¬ها و بررسی اعمال خود و آگاهی بر پیامد¬های آنها تعیین سهم تاثیر افکار و احساس ها بر تصمیم¬ها.
4- مهارت مقابله با فشار روانی:
شناخت ارزش تمرینات بدنی، تصویرهای ذهنی هدایت شده و روش آرمیدگی.
5- مهارت همدلی:
درک احساسات و علایق دیگران و مد نظر قراردادن دورنمای ذهنی آنان، احترام گزاردن به تفاوت¬های موجود در احساسات افراد نسبت به پدیده¬های مختلف.
6- مهارت ارتباط موثر:
صحبت کردن درباره احساسات به صورتی موثر، شنونده و پرسشگری خوب شدن، تمایز گذاشتن میان حرف و عمل دیگران و واکنش¬ها و قضاوت¬های خود نسبت به آنها، ابراز علایق و احساسات خود بدون خشم یا انفعال نسبت به دیگران و مهارت قاطعیت.
7- مهارت مذاکره اصولی:
نحوه مذاکره با دیگران، والدین، اساتید، استفاده از الگوی برد- برد در بحث جهت حل تعارضات بین-فردی
8- مهارت مدیریت احساسات:
استفاده از گفتگو با خود، برای پیدا کردن پیام¬های منفی مانند انتقادات درونی مخرب، درک آنچه که در پس هر احساس نهفته است (مانند رنجشی که خشم را بر می¬انگیزد) یافتن راه¬هایی برای مقابله با ترس و اضطراب و مدیریت خشم و اندوه.
9- مهارتهای رفتاری شامل :
الف- ارتباط غیر کلامی
ب- برقراری ارتباط از طریق تماس چشمی
ج- حالت چهره، لحن صدا (امیدی و یعقوبی، 1390).

مطلب مشابه :  ترفندهای کنترل هیجان ها : غم ، عصبانیت و...