توسعه منابع انسانی، فلسفه آموزش و پرورش

پرداختن به آموزش فلسفه و شرایط امکان آن را در دانشگاه بررسی نموده و به این مساله پاسخ دهد که ضرورت و امکان سنجی آموزش فلسفه در دانشگاه به چه شکل قابلیت اجرایی می باشد؟
۱-۲ اهمیت و ضرورت تحقیق
یکی از مهمترین اهداف و مقاصد آموزش عالی در ایران، تربیت و توسعه منابع انسانی به معنی افزایش توانمندیهای انسانی متخصص و بهره گیری حداکثر از دانش و مهارت آنان درجهت رشد و اعتلای کشور است.نظام آموزش عالی نقشی تعیین کننده در ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای نیازهای اجتماعی و اقتصادی دارد. وابستگی بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی کشور به بخش آموزش عالی از نظر تربیت و تامین نیروی انسانی متخصص، برنامه ریزی در این بخش را از حساسیت خاصی برخوردار ساخته است، به طوری که نحوهء برنامه ریزی در بخشهای دیگر متاثر از برنامه ریزی در این بخش است(حیدری ،۱۳۸۳).
بررسی و مطالعه ی گذشته ی “آموزش عالی” به عنوان منبع فیاض و الهام بخش نهاد آموزش که سرچشمه ی همه ی کمالات بشری است و در طول تاریخ پرفراز نشیب خود، به ویژه در دوران طلایی فرهنگ و تمدن اسلامی، با الهام از منبع پر نور الهی و نمود های مادی و معنوی آن، از طریق تربیت دانشمندان و نخبگان بزرگ مسلمان به تاثیرگذاری پرداخته، از اهمیت ویژه ای برای بهره گیری در دوران معاصر برخوردار است(چیت سازیان، ۱۳۸۷). .

۱-۲-۱ حوزه نظری:
۱. یافته های این پژوهش به توسعه ادبیات پژوهشی در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت منجر خواهد شد
۲. طرح و ایده نو در زمینه رشد و توسعه آموزش فلسفه خصوصا در آموزش عالی
۳. توجه عمیق به ضرورت ها و نیازمندی های آموزش عالی از بابت آموزش فلسفه

۱-۲-۲ حوزه کاربردی:
۱. برنامه ریزان درسی، طراحان و سیاست گذاران آموزشی می توانند از یافته های این پژوهش، برنامه درسی متناسب با نیازمندی های آموزش عالی ارائه دهند
۲. یافته های این پژوهش می تواند مورد استفاده صاحب نظران حوزه فلسفه تعلیم وتربیت، فلسفه علم، اساتید و هیئت علمی رشته های غیر علوم انسانی خصوصا علوم پایه و برنامه ریزان درس فلسه در آموزش عالی قرار بگبرد.
۳. از نتایج این تحقیق می توان در پژوهش های مرتبط با رابطه فلسفه و علم استفاده نمود و سود برد.
۴. ارائه آیین نامه یا طرح درس برای نهاد های فرهنگی دانشگاه و جامعه از باب رشد نگرش فلسفی جوانان.
۵. نهاد های دانشگاه می تواند با برگزاری کرسی های آزاد اندیشی به بررسی و نقد نتایج این پژوهش و موضوع های مرتبط اش مبادرت ورزد.
تابه حال مقالات و کتاب های مختلفی در زمینه آموزش و نهاد های آن در تاریخ مسلمانان ارائه شده است که هر کدام جنبه هایی از آن را بررسی کرده و در جای خود ارزشمند و قابل بهره برداری اند ، لکن جای پژوهشی که ضمن پرداختن به جنبه های ضرورت و امکان آموزش فلسفه برای دانشجویان در کشور ما احساس می شود.

۱-۳ هدف های تحقیق
۱-۳-۱ هدف کلی
تحلیل و تبیین ضرورت و امکان آموزش فلسفه به دانشجویان رشته های غیر علوم انسانی دانشگاه ها

۱-۳-۲ هدف جزیی
۱. بررسی ضرورت آموزش فلسفه به دانشجویان غیر علوم انسانی دانشگاه ها
۲. امکان سنجی آموزش فلسفه به دانشجویان غیر علوم انسانی دانشگاه ها

۱-۴ سوالات تحقیق
۱. آیا ضرورت آموزش فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی دانشگاه ها وجود دارد؟
۲. آیا امکان آموزش فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی داتشگاه ها وجود دارد؟

۱-۵ تعریف مفاهیم و اصطلاحات مورد استفاده در تحقیق
فلسفه :
واژه فلسفه که از ریشه ی یونانی ((فیلوسوفیا)) یعنی ((دوستداری دانایی)) است، خاستگاه آن پرسش، شوق؛ و مقصد آن، شناسایی یعنی رو کردن به ذات و حقیقت چیزها و کارهاست. راه این کار بیش از هر چیز، ژرف اندیشی و سنجش خردمندانه است و این از آنروست که در اینجا سخن بر سر پرسش هایی است که چه بسا از حد هر گونه آزمون فراتر می روند.(نقیب زاده، ۱۳۸۷: ۹)؛ یا فلسفه عبارت است از تلاش هر انسانی برای فهم بنیادی و فراگیر جهان، به وسیله قوای ادراکی خود و بر اساس واقعیت عینی.(یثربی،۱۳۸۷: ۳۴)
برخی نیز معتقدند که فلسفه به آزمون فرایند خود تحقیق می پردازد و برخی دیگر این نظر را دارند که فلسفه مسئول اثبات قضایای اصلی فلسفی است. اما فلسفه اساسا نه یک مجموعه ادعا و قضایا و نظریه ها بلکه یک رو و کوشش است. بررسی های فلسفی بر استدلال نهاده می شود و می کوشد هیچ فرضی را بدون آزمون نپذیرد و باور و پیشداوری را مبنای این بررسی ها قرار ندهد. این بررسی ها در پی آن است که ((اصول زیرین تمام دریافتها و باورها و مفاهیم ضمنی و شهود ما را نیز کشف و تبیین کند)). (اس. پی. استیچ ، ۲۰۰۶: ۵۵۹).
در پژوهش حاضر، فلسفه به معنی پرداختن به جنبه هایی از فلسفه که قابلیت آموزش و برنامه ریزی شدن را دارد. از این حیث می توان به آموزش فلسفه به مثابه دانش فلسفی، تاریخ فلسفه، جنبه های عام فلسفه اشاره نمود.

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیشهرستان کرمان، استخراج رابطه، رسوب معلق

علم:
علم۱: علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش ساینس به کار میرود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش۲ است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره ‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ ای از آگاهی‌ ها، دانش ‌ها و معلوماتی است که ان
سان توانسته از طریق روش‌ های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.
علم سیستمی از فرضیه ها(زیرنهادها) و نتیجه هایی که یا بر بنیاد سنجش منطقی استوارند و یا بر بنیاد آزمون(نقیب زاده، ۱۳۸۹: ۱۰)
از نظر سروش علم به دو دسته تقسیم می شود که به تعریف زیر است:
۱) معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. به همه دانستنی ها صرف نظر از نوع آن ها علم گویند و عالم کسی را می گویند که جاهل نیست.
۲) کلمه ی علم در معنای دوم منحصرا به دانستنی هایی الاق می شود که تجربه مستقیم حسی در داوری یا گردآوری شان دخیل باشد. علم در این جا در برابر جهل قرار نمی گیرد بلکه در برابر همه دانستنی هایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند.(سروش ،۱۳۸۸: ۱ – ۲)
فرهنگ کامپتون علم را چنین تعریف میکند: “علم عبارت است از مجموعهای از شناختهای سازمانیافته دربارهی دنیای مادی و اجزای تشکیل دهنده و پدیدههای موجود در آن، که با شیوهی خاصی که در جهت رسیدن بدان شناخت است بهکار گرفته میشود و از سایر روشهای رسیدن به شناخت متمایز میشود”(فرخجسته، ۱۳۸۴: ۶۶۴- ۶۶۳).
علم در این تعریف به دو دسته کلی تقسیم می گردد. یکی علوم انسانی و دیگر علوم غیر انسانی(تجربی) می باشد.

علوم انسانی:
علوم انسانی یک اصطلاح رایج دانشگاهی است و عبارت است از یک سلسله از علومی که با اندیشه ی انسان سروکار دارد؛ به این معنی که متعلق علم، با اندیشه سروکار دارد نه خود علم به معنای شناختن(جمعی از نویسندگان، ۱۳۶۱).

علوم غیر انسانی(تجربی):
معادل علوم تجربی، واژه انگلیسی ساینس۳ است که از ریشه لاتینی “ساینتیا” به معنای دانستن گرفته شده ‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روشهای تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.(سروش، ۱۳۸۸)

فلسفیدن:
نقیب زاده در کتاب نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش فلسفیدن را نوعی حالت و کوشش انسانی در جهت رسیدن به مقصد شناسایی می داند، که به تعبیری آن را بنیاد فلسفه می شمارد.(نقیب زاده، ۱۳۸۹: ۱۰)

نگرش فلسفی:
نگرش فلسفی، عبارت است از تلاشی راسخ و استوار در جهت بالابردن فهم و درک نسبت به حیطه کاربرد هر عقیده ای که وارد ذهن و اندیشه ما می شود(وایتهد، ۱۹۳۸: ۲۳۴).

آموزش فلسفه:
شارپ معتقد است که فلسفه بدون آموزش نمی تواند به هیچ یک از اهداف خود برسد. زیرا با آموزش می توان در ویژگی های فکری و احساسی افراد تغییر ایجاد کرد و نسل آینده را برای تفکر و کنش های متفاوت در زندگی روزمره آماده کرد(شارپ، ۲۰۰۳)

تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی یعنی قـدرت تنظیـم کلیات (توانایی ایجاد یک چارچوب تحلیلی) پذیرفتن احتمالات نوین (پرهیز از پیش داوری ها ) و توقف داوری ( تردید سالم ، پرهیز از تعجیـل درقضاوت )( مایـرز،۱۳۷۴ : ۳۸ )

آموزش عالی۴:
سطحی ازآموزش که پس از طی دوره پیش دانشگاهی یا پایان تحصیلات چهار ساله متوسطه ارائه می شود. دانش آموختگان سطوح آموزش عالی به اخذ یکی از مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری حرفه ای یا دکتری تخصصی نائل می شود(شاخص های ارزیابی آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۴: ۵۰). نظامهای آموزش عالی به دو شکل انجام میشود:۱- آموزش عالی کوتاه مدت؛ به آموزشی اطلاق میشود که در حد فوق دیپلم بوده و طول مدت این نوع آموزش دو سال میباشد و تعداد واحدهای درسی آن ۷۲ تا ۷۸ واحد است. ۲- آموزش عالی بلند مدت؛ به آموزشی اطلاق میشود که در حد کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و فوق دکتری میباشد. طول مدت این نوع آموزش حداقل چهار سال بوده و تعداد واحدهای درسی برای دوره کارشناسی ۱۴۲ تا ۱۴۶ واحد است(حسینی نسب و اقدم، ۱۳۷۵ ؛ فرمهینی فراهانی، ۱۳۷۸).

مطلب مشابه :  عملکرد اندوتلیال

دانشگاه:
دانشگاه به مؤسسهی آموزش عالی گفته میشود که حداقل از سه دانشکده یا دو دانشکده و دو آموزشکده تشکیل شده باشد. وجه تمایز دانشگاه از سایر مراکز آموزش عالی، فعالیت در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری است. دانشگاه ها با توجه به نوع و زمینههای فعالیت خود به سه گروه تقسیم میشوند: دانشگاه جامع، دانشگاه تخصصی، دانشگاه علمی- کاربردی (مرکز آمار ایران، ۱۳۷۹ : ۱۹۷). دانشگاه به مؤسسهی مستقل و خودگردانندهی آموزش عالی گفته میشود که به تدریس پیشرفته و تسهیلات پژوهشی میپردازد و مسئولیت اعطای گواهینامهی عالی را به عهده دارد(فرمهینی¬فراهانی، ۱۳۷۸: ۶۱۹).
دانشجویان غیر علوم انسانی:
دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشکده های مهندسی و علوم پایه و علوم پزشکی دانشگاه های دولتی تهران.

ضرورت:
احساس نیاز به تحقق یک پدیده (در این جا آموزش فلسفه). پذیرش و احساس نیاز به آموزش فلسفه در میان اساتید و دانشجویان غیر علوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران به وسیله ی پرسش نامه. ضرورت زیر شاخه شرایط می باشد که هرگاه به سمت تحقیق برود ضرورت نامیده می شود و در صورت عدم تحقیق محدودیت می باشد. پس ضرورت شرایط زیر بنایی ایجاد بوده که عموما پیشنهاد می گردد. از جهتی جز از طریق به کارگیری هدفمند چهار روش هم زمان و درهم خواندن،گفتگو کردن، اندیشیدن و نوشتننمی توان به امکان آموزش فلسفه فک کرد.(مصباحیان، ۱۳۸۸)

امکان:
وجود شرایط مورد نیاز برای تحقق پدیده (در این جا آموزش فلسفه). شامل علاقه مندی به ایجاد درس فلسفه در اساتید و دانشجویان غیرعلوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران که
با مصاحبه عمیق سنجیده می شود، وجود استاد با توانایی تدریس مباحث مورد نظر، آمادگی گروه های درسی برای ایجاد درس؛ پذیرش تدریس فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی از طرف افراد تصمیم گیرنده درباره ی فعالیت های آموزشی دانشگاه؛ شرح درس و منابع آموزشی مناسب.

فصل۲ مبانی نظری و پیشینه پژوهش

۲-۱ تعریف و تبیین مفهوم فلسفه
۲-۱-۱ بررسی سیر تاریخی فلسفه
از سند ها و مدرک هایی که در دسترس است بر می آید که نخستین مردمی که به فلسفیدن پرداختند مردم هند بودند و قدیم ترین اثر فلسفی انسان، در ودا۵ یعنی سرودهای مذهبی فلسفی هندی ها آمده است. پس از هندی ها مردم چین و پس از آن یونانی ها به فلسفیدن پرداخته اند، که البته ایرانیان بیشتر به علم و اخلاق توجه داشته اند و به همین خاطر اثری فلسفی از آن به جای نمانده است(هومن، ۱۳۸۲: ۳۳-۳۵). نوعی شور، شوق و کوشش را در دوره اول فلسفه با زبان تمثیل و بیانی رمز آلود در سرود ها و سخنان کوتاه در هند، چین و ایران می بینیم. در دوره دوم وقتی به یونان می رسیم با تفاوت هایی روبرو می شویم. اگر نگاه شرقی بیشتر نگاهی است به درون، و آن چه درباره جهان و هستی گفته می شود بر بنیاد نگرش و آزمون درونی و همچنین نام ها و مفهوم هایی است که از این چگونگی های درونی سرچشمه می گیرد؛ نگاه یونانی به بیرون است. او چه بسا آنچه را از نگرش بیرونی به دست آورده است، به سراسر پهنه هستی می گستراند.(نقیب زاده، ۱۳۹۱: ۷ – ۸). در مجموع، می توان تاریخ فلسفه را در چهار دوره مورد بررسی قرار داد:
۱) دوران اول، که تقریبا از ۱۵۰۰ پیش از میلاد شروع می شود و تا ظهور سقراط ادامه دارد. تدوین اوپانیشادهای کهن در هند، ظهور زردتشت در ایران، لائوتسه در چین، و بودا در هند و فیلسوفان پیش از سقراط در یونان در این دوران بوده اند.
۲) دوران دوم، که دوران کلاسیک فلسفه است تقریبا از زمان ظهور سقراط آغاز شده و اوج آن در فلسفه افلاطون است.
۳) دوران سوم که دوره ی ((بهم بر نهادن۶ )) اندیشه های فیلسوفان شرق و غرب است. خود دارای ۵ دوره است. دوره اول از نخستین آکادمی تاپلوتینوس که اوج آن در فلسفه ارسطوست و در هند با دوران ((سوتر))ها مطابقت دارد، دوره دوم از پلوتینوس تا پایان سده پنجم میلادی که در هند با شکوفایی فلسفه ی ناگار جونه همراه است. دوره ی سوم از پایان سده پنجم میلادی تا سال های آغازین سه نهم که دوره ی فرود تاریخ فلسفه به شمار می آید. دوره چهارم، دوره سکولاستیک یا اهل مدرسه که تا پایان سده ی پانزدهم ادامه داشت و دوره پنجم از سده ی شانزدهم تا ظهور دکارت.
۴) دوره چهارم که از زمان ظهور دکارت یعنی میانه