جوامع روستایی

و انتقادات و دفاعیاتی نیز در مورد آنها بعمل آمده است که پرداختن به آنها در این تحقیق ضروری نیست ولی یک نکته قابل ذکر است و آن اینکه در بحث های کلان توسعه ملی کشورهادرمقاطع مختلف زمانی یکی ازاین دیدگاه ها مبنای تحلیل یا الگوی عملی توسعه بوده اند و اساساً هدف از بیان اختصاری این سه دیدگاه در این تحقیق به دست دادن تصویری از مفهوم توسعه و دیدگاه های توسعه در سطح کلان بوده است تا از این طریق خوانندگان و علاقه مندان مبحث توسعه در این گزارش ضمن دریافت مبانی و خواستگاههای فکری توسعه اقداماتی که در مناطق مختلف بنام توسعه انجام می گیرد به صحنه تحلیل بکشاند اگر بخواهیم در مقام تئوریک یک پیوند بدون واسطه بین تحقیق حاضر و دیدگاههای مذکور برقرار کنیم می توانیم این مطلب را عنوان کنیم که گرچه ممکن است طراحان پروژه آبیاری تحت فشار در جامعه مورد مطالعه تصوری از دیدگاههای نظری توسعه در ذهن نداشته اند اما اقدامی که در زمینه مکانیزه کردن آبیاری نموده اند تلویحاً مرتبط با دیدگاه نوسازی است دیدگاهی که معتقد است برای توسعه و تحول در ساختار سنتی جوامع باید عواملی از بیرون برآنها وارد کرد این عوامل در جامعه مورد مطالعه همان تکنولوژی و تجهیزات آبیاری تحت فشا ر است که توسط دولت به کشاورزان عرضه شده است برای تحلیل این مسئله از برخی از نظریات مربوط به دیدگاه نوسازی بعنوان چـــار چوب نظری این تحقیق بهره گرفته شده است که ذیلاً به آن پرداخته می شود .

نظریات مربوط به نوسازی
همانطور که در مبحث دیدگاه نوسازی اشاره شد نظریات متعددی در حوزه های مختلف علوم انسانی در این دیدگاه گنجانده شده اند در این جا به نظریاتی که فرضیات آنها در این تحقیق مورد استفاده قرار گفته است اشاره می کنیم.
– تئوری خرده فرهنگ دهقانی ( Sub-culture of Peasantry) : این تئوری در حیطه مطالعات حوزه روان شناسی دیدگاه نوسازی قرار گرفته است و اساس فکری آن متناسب به اورت را جرز است او بر اساس این تئوری معتقد است که در جریان دگرگونی و توسعه روستاها شناخت و آگاهی از خصوصیات فرهنگی دهقانان از اهمیت بسزایی برخوردار است بطوریکه اگر برنامه های دگرگونی اجتماعی در روستا بر پایه شناخت ارزشها ، وجه نظر و انگیزه های دهقانان استوار نباشد شکست خواهد خورد روستاها و روستائیان از لحاظ شیوه های و زمینه های پذیرش دگرگونی ، بسیار متنوع هستند و در نهایت هر کدام از این اجتماعات نیز منحصر به فرد می باشد یا به عبارتی هر اجتماع روستایی دارای خرده فرهنگ خاص خود است راجرز در خصوص خرده فرهنگ دهقانی یا روستایی به ده عنصر اصلی اشاره می کند ومعتقد است این عناصر ، ویژگی بسیاری از جوامع روستایی است به زعم او این عناصر عبارتند از:
۱- عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی ۲- فقدان نوآوری ۳- تقدیر گرایی ۴- پایین بودن سطح آرزوها و تمایلات ۵- عدم توانایی چشم پوشی از منافع آنی به خاطر منافع آتی ۶- کم اهمیت بودن نسبت به عامل زمان ۷- خانواده گرایی ۸- وابستگی به قدرت دولت ۹-محلی گرایی ۱۰- فقدان همدلی(مصطفی ازکیا۱۳۷۴) .
در مورد اعتبار تجربی عناصر مذکور باید گفت که در تحقیقاتی که توسط خود راجرز بعمل آمده در بسیاری از مناطق وجود وصحت آنها در برخی از جهات به اثبات رسیده است و در برخی از مناطق از جمله در ایران تحقیقاتی که در این رابطه بعمل آمده است وجود اغلب این عناصر را بعنوان یک متغیر مستقل رد کرده اند به این معنی که اگر چنانچه این عناصر در جوامع روستایی ایران بعنوان موانع توسعه بیان شده اند نباید آنها را به مثابه عوامل نهایی یا علت العلل در نظر گرفت بلکه خود این عناصر یا عوامل معلول شرایط و عوامل دیگری هستند(ازکیا-همان).
در هر حال همچنانکه از عنوان نظریه ” خرده فرهنگ دهقانی ” برمی آید هر اجتماع یا منطقه روستایی صرف نظر از اشتراکاتی که با هم دارند دارای خرده فرهنگ خاص خود هستند و نمی توان ویژگی های هر منطقه را به سایر مناطق تعمیم داد و همین خصلت خرده فرهنگها یا به عبارتی نسبیت فرهنگی فلسفه انجام مطالعات موردی است این نگرش چیزی است که در این مطالعه مد نظر قرار گرفته است .
– انسان متجدد” تئوری انسان متجدد” مانند تئوری “خرده فرهنگ دهقانی” در حیطه مطالعات حوزه نوسازی روانی است آلکس اینلکس یکی از تئوری پرداز های این نظریه است که به ابعاد روانی تغییر اجتماعی و نوسازی توجه دارد به عقیده وی نقطه شروع تجدد و نوشدن ، نوسازی انسان است وانسان نوین را فراهم کننده توسعه اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی میداند .
انسان نوگرا ازنظراینکلس دارای خصوصیات زیر است :
– برای قبول و پذیرش تجربیات تازه آمادگی دارد
– از عقاید آزاد ، تنوع عقیده و آگاهی برخودار است
– معطوف بودن ذهن او به حال و آینده و برخوردار بودن از وقت شناسی و نظم و انظباط
– تمایل داشتن به برنامه ریزی و سازماندهی امور
– قابل محاسبه دانستن جهان ( تقدیر گرا نبودن )
– اعتقاد به علم و تکنولوژی
– داشتن استقلال از چهره های صاحب اقتدار
– تحرک گرایی
اینلکس برای بررسی تجربی اندیشه های خود ، تحقیق خود را در کشورهای آرژانتین ، شیلی ، هند ،‌اسرائیل . پاکستان انجام داد دلیل وی برای انتخاب کشورهای مزبور این بود که آنها در درجات متقاوتی از نوسازی ( از غیر صنعتی تا صنعتی ) قرار داشتند او در تحقیق خود به کشف الگوی ثابتی از انسانهای متجدد در میان کشورهای مختلف نائل آمد بنحویکه برای تعریف و شناخت انسان متجدد و نوگرا معی
ارهایی را استخراج نمود (محمودحبیبی مظاهری۱۳۸۰ )

مطلب مشابه :  اتانل

مفاهیم نظری مشارکت
-تعریف مفهوم مشارکت
درخصوص اهمیت عناصر فرهنگی واجتماعی مؤثر درتوسعه روستایی نظریاتی درادبیات کلاسیک توسعه ازقبیل:”خرده فرهنگ دهقانی راجرز” “خیرمحدودفاستر” “فرهنگ فقر لوئیس” و…بیان شده است محتوا ومباحث اصلی نظریات مذکورتأکید بروجودموانع داخلی درمسیرتوسعه جوامع روستایی کشورهای توسعه نیافته است،همچنانکه درصفحات قبل گفته شدمفهوم دیگری که دردو دهه اخیر ازآن سخن به میان آمده وازشروط اساسی توسعه تلقی گردیده است مفهوم”مشارکت ” ا ست این مفهوم که ازلحاظ لغوی به معنای شرکت دو جانبه ومتقابل افراد برای انجام امری میباشد هم بعنوان ابزارتوسعه وهم به مفهوم خود توسعه بکار برده شده است ازنظرجامعه شناسی این مفهوم به نوعی فرآیند تعاملی چند سویه تعبیر شده است اهمیت این مفهوم وبررسی آن بعنوان موضوع اصلی این تحقیق ایجاب میکنداختصاراً توضیحاتی پیرامون آ ن داده شود.
سازمان ملل درسال۱۹۸۱مشارکت را”ایجادفرصتهایی که همه اعضای یک اجتماع محلی وجامعه بزرگتر راقادربه مشارکت فعال ومؤثردرفرآیندتوسعه وبهره برداری ازثمرات ومنافع توسعه نمایند”تعریف نموده است( به نقل ازمصطفی ازکیا،نامه علوم اجتماعی۱۳۸۰)
اوکلی برای تعریف مشارکت به بیان سه تفسیر درخصوص مشارکت میپردازد که عبارتنداز:
۱-مشارکت بعنوان سهم داشتن که معتقد است این تفسیر درموردپروژه های بهداشتی،تأمین آب ، جنگلداری،منابع طبیعی،امورزیربنایی درجهان سوم که دارای هدفهای ازپیش تعیین شده ای میباشند صادق است۲-مشارکت بعنوان سازمان که دراین تفسیر سازمان به منزله ابزاروسازوکاراصلی مشارکت مطرح گردیده وبرتشکیل تعاونیها،مؤسسه های کشاورزی،کمیته های مربوط به مدیریت آب وغیره تأکید میشود۳-مشارکت بعنوان توانمندسازی،دراین تفسیربه بهره مندشدن مشارکت کنندگان ازمهارت،دانش،قابلیت های توسعه ای وتوان تصمیم گیری تأکیدمیشود(ازکیا-همان)
فرهنگ انگلیسی آکسفورد مشارکت راکنش یا واقعیت شرکت داشتن و سهم داشتن معنی نموده است که دراین معنا مشارکت می تواند :
– مقطعی (transi tive) معطوف به هدف خاص یا بخشی از حیات اجتماعی باشد.
– پایدار (Intransitive ) با هدف از پیش تعریف شده و یا ناظر بر بحش خاصی از زندگی اجتماعی باشد.
– اخلاقی (moral ) یا غیر اخلاقی (oral nonm ) مبتنی بر اهداف مثبت یا اهداف شرورانه باشد
– تحمیلی (Forced ) یا داوطلبانه و آزاد (Free ) باشد.
– کنترل شده (( manipulative ) و یا خود جوش (spon taneous ) باشد .
در تعریفی دیگر مشارکت را بعنوان نوعی کنش ارتباطی نیز در نظر می گیرند که مبتنی بر فهم متقابل است آنچنانکه ها برماس کنش معطوف به فهم متقابل یا کنش ارتباطی را نوع اصلی کنش اجتماعی دانسته و معتقد است که هر شکل از کنش اجتماعی دیگر که معطوف به سلطه یا اعمال نفوذ محض باشد یک شکل اشتقاقی از کنش اجتماعی است و بصورت انگلی بر روی کنش ارتباطی به حیات خود ادامه میدهد.
ازلحاظ گونه شناسی گونه های متعددی از مشارکت ارایه شده است برای نمونه گولت(Goulet ) گونه شناسی چهار گانه زیر را مطرح می کند:
الف : مشارکت بعنوان هدف یا بعنوان ابزار
ب : فضا و قلمرویی که مشارکت در آن عملی می شود .
پ : عامل سازمانی مشارکت
ت : زمان و لحظه مشارکت ( مسئله انتخاب ، گزینش ، اجراء و… )

در تعریف اخص، مشارکت به آن دسته ازفعالیتهای ارادی دلالت دارد که از طریق آنها اعضای یک جامعه در فرا شدهای اجتماعی آن جامعه شرکت کرده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی شرکت دارند (علیرضا‌محسنی تبریزی جزوه درسی”نظریه های روانشناسی اجتماعی”۱۳۸۲ ).

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوعاستان اصفهان، ادارات ورزش، ارتباطات مؤثر، حقوق و دستمزد

انواع مشارکت
برخی ازمنابع داخلی بر اساس معیارها و دیدگاه ها یمتفاوت انواع مختلفی از مشارکت را ارایه نموده اندبرخی از این معیارها عبارتند از : چگونگی عضویت ، زمینه های فعالیت ، ماهیت مشارکت و غایت مشارکت که پیرامون هریک ازآنهاتوضیحاتی داده میشو(مهدی طالب جزوه درسی”مشارکت”۱۳۸۱).
الف – انواع مشارکت برحسب چگونگی عضویت
۱- مشارکت طبیعی :
اینوع مشارکت در گروههای اجتماعی طبیعی از قبیل گروههای خانوادگی ، خویشاو ندی و همبازی وجود دارد منشأ و خاستگاه اینوع از مشارکت در سنت های اجتماعی نهفته است از خصوصیات آن این است که عضویت افراد در آن غیر ارادی بوده و کارکرد آن در جهت تقویت عادات و رسوم و در نتیجه بقای گروههای طبیعی است.
۲-مشارکت ارادی :
در این نوع از مشارکت ، شرکت کنندگان بدون نفوذ یا دخالت عوامل دیگر سازمان می یابند ومشارکت افراد در گروه ارادی و آگاهانه است کارکرد اینوع گروهها ارضای نیازهایی است که از طریق سایر گروهها تأمین نمی شود از این نوع گروهها می توان به گروههای سیاسی ، تعاونی ، انجمن های ادبی و … اشاره کرد .
۳-مشارکت خود به خودی :
اینوع از مشارکت در گروههای خود جوش وجود دارد تفاوت اساسی آن با گروههای ارادی در سیال بودن و زود گذر بودن آن است اینوع از گروهها در اثر عمر کوتاهی که دارند غالباً فاقد سازمان مشخص و آشکاری هستند و معمولاً‌برای ارضای نیازهای روانی مشارکت کنندگان پدید می آیند از اینوع مشارکت می توان به رفتارهای گروهی از قبیل همسفر ش
دن و هم صحبت شدن اتفاقی و … اشاره نمود.
۴-مشارکت بر انگیخته :
اینوع از مشارکت به وجود عاملی بیرون از گروه مشارکت کننده بستگی دارد کننده مشارکت افراد در این گروهها تحت تأثیر انگیزشهای مختلف است کارکرد اساسی اینوع از مشارکت تشکیل گروههای مشارکتی توسط مروجان و مبلغین است.
۵-مشارکت تحمیلی :
این نوع از مشارکت محصول گروههای اجتماعی است که به رغم اراده افراد تشکیل می شود در این نوع مشارکت نیز عامل بیرونی نقش اساسی و تعیین کننده دارد. جبر ،‌تحریک ،‌تطمیع ، ترس و اضطرار واز عواملی هستند که سبب می شوند افراد به عضویت اینوع از مشارکت تن در دهند .

ب ) مشارکت بر اساس معیار زمینه فعالیت

۱- مشارکت اجتماعی :
بدلیل گسترش و تنوع فعالیت ها غالباً رفتارهای مختلف افراد اجتماعی هستند ولی با اینحال نمی توان گفت که همه آنها برای یک هدف انجام می گیرند بلکه هر کدام برای ارضای نوعی نیاز یا هدف انجام می شوند آن رفتار اجتماعی که به منظور نیاز اجتماعی صورت گیرد مشارکت اجتماعی گفته می شود موارد این نوع از مشارکت عبارتند از : خدمات انسانی و کمک به همنوعان ،‌مشارکت در مراسمی چون ازدواج ، تکفین و … کارکرد این نوع از مشارکت تحکیم روابط اجتماعی و مبادله ای در جوامع روستایی و شهری است .
۲- مشارکت اقتصادی :
بین دو نوبت آب و … وجود دار اینوع از مشارکت در مواردی صورت می گیرد که عملیاتی با هدف کسب سود و منفعت به صورت گروهی انجام پذیرد اینوع از مشارکت را از جنبه های مختلف می توان بررسی نمود از جمله اینکه مشارکت اقتصادی افراد را در رابطه با استقلال اقتصادی و مدیریت تولید می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد :
– مشارکت یا همیاری اقتصادی که انجام آن مدیریت فردی را از بین نمی برد و هر مشارکت کننده در مالکیت بر عوامل تولید و در مدیریت واحد اقتصادی استقلال دارد بطور مثال همکاری گروهی زراعین در نشاء محصول یا وجین هیچگاه موجب مشترک شدن محصول نمی گردد.

– مشارکت یا همیاری اقتصادی که انجام آن مستلزم گذشتن بخشی از مدیریت و استقلال فردی است بطور مثال مشارکت گروهی در استفاده از منبع آب زراعی از نوع مشارکتی است که ضمن احترام به سهم مشاعی هر یک از همیاران از منبع آب ، محدودیتهایی نیز برای هر یک از شرکاء از قبیل دوره تقسیم آب ،‌ فاصله بین دونوبت آب