خرید پایان نامه حقوق : ارتباطات انسانی

رسانه بی توجه بوده‌اند. (حسینی،1386: 136)
کسانی که با تبیین فلسفی، فناوری را وسیله ای برای غایتی معین و یا فعالیت انسانی می‌دانند، در شمار کسانی هستند که فناوری‌های جدید از جمله رسانه‌ها را، دارای ماهیتی ابزاری دانسته‌اند. هایدگر از جمله فیلسوفانی است که به شدت بر دیدگاه خنثی گرایانه فناوری و رسانه‌ها انتقاد کرده است . وی معتقد است تعریف فناوری به فعالیتی انسانی نیز نمی‌تواند خارج از دیدگاه ابزارگرایانه فناوری تلقی گردد : « یکی می‌گوید فناوری وسیله ای است برای غایتی، دیگری می‌گوید فناوری یک فعالیت انسانی است . این دو تعریف فناوری به یکدیگر تعلق دارند.زیرا وضع هدف و تامین و کاربرد وسایل مناسب برای رسیدن به آن فعالیتی انسانی است . ساخت و کاربرد ابزار و ماشین، حتی خود اشیا ساخته شده و به کار رفته و هم چنین هدف‌ها و نیازهایی که آن‌ها برآورده می‌کنند، همگی به آن چیزی تعلق دارند که همان فناوری است.»(کرل،1977: 40)
در نگاه ابزارگرایانه، رسانه در ذات خود واجد هویت فرهنگی مستقلی نیست و به مثابه ابزار می‌تواند در خدمت پیام‌های متفاوت و مختلف باشد و در هر فرصت به شکلی خاص ظهور و بروز می‌یابد.( حسینی،1386: 137)
اگر تقسیم‌بندی نیل پستمن درباره فرهنگ‌ها قابل قبول باشد، فرهنگ‌های تکنوکرات و مخصوصاً فرهنگ‌های تکنوپولی به هیچ وجه نمی‌توانند از فناوری رسانه به عنوان ابزار بهره مند شوند. اما فرهنگ‌های ابزاری، می‌توانند از رسانه به عنوان ابزار استفاده کنند. این بدان معنا است که از دیدگاه پستمن، در فرهنگ تکنوپولی، خواسته یا ناخواسته، ماهیت ذات گرایانه فناوری اقتضائات ذاتی خود را بر همه شئون زندگی انسانی از قبیل جوانب فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و دینی تحمیل می‌کند. پستمن معتقد است که هر وسیله و ابزاری صرف نظر از چارچوب محدود آن و بدون توجه به کاربردی که در ابتدا از آن منظور بوده است، قدرت آن را دارد که خود را از محدوده نخستین جدا کند و سیطره خود را در چارچوبی نوین و غیرقابل پیش بینی گسترش دهد. (پستمن، 1995: 80)
دیدگاه ذات‌گرایانه
دیدگاه موسوم به ذات‌گرایی مدعی است که رسانه ذاتاً دارای هویت فرهنگی و تاریخی مستقلی است، لذا در تعامل با دیگر ابعاد زندگی انسانی باید به تناسب یا تناسب نداشتن این ذات و ماهیت با هویت‌های دیگر توجه کامل داشت. این دیدگاه عمدتاً از دو مبنای مختلف فلسفی و رسانه‌ای نشات گرفته است. اگرچه در میان ذات‌گرایان بنیادگرایانی دیده می‌شوند که مطابق دیدگاه آنان، رسانه در تقابل کامل با دین قرار دارد، اما نظریات متعددی دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن، اگرچه رسانه ماهیتی مستقل از دین دارد و صرفا ابزاری نیست، اما می‌تواند با مفاهیم و مضامین دینی در یک تعامل دو سویه قرار گیرد. در این جا به دو متفکر که یکی با مبنای فلسفی و وجودشناسی و دیگری با دیدگاهی فرهنگی متعلق به این نگرش‌اند، اشاره می‌شود : هایدگر و پستمن. (حسینی،1386: 138)

1- دیدگاه ذات گرایی هستی شناسانه هایدگر: هایدگر با نقد و بررسی مبنای هستی شناختی فناوری، الگوی ابزارانگارانه را ویران می‌کند.او بر خلاف تلقی سنتی، فناوری را امری هستی شناختی می‌داند. انسان با فناوری رابطه‌ای بیرونی ندارد، بلکه فناوری با ساختار وجودی انسان عجین شده است.ویژگی فناوری تنها از طریق توافق و انطباق آن با نوع بشر قابل درک است. از دیدگاه هایدگر، جهان‌بینی مبتنی بر ابزارانگاری باید به‌طور کلی واژگون شود، نه آن که صرفاً اصلاحاتی چند در آن صورت گیرد. بنابراین فناوری ابزار نیست، بلکه گونه و نحوه‌ای از ظهور و انکشاف است. یعنی حقیقتی است در گستره‌ای که این انکشاف و ظهور رخ می‌دهد. هایدگر بر این مبنا هشدار شدیدی به انسان درباره خطر ذاتی فناوری می‌دهد. وی این دیدگاه را که آزادی و اختیار آدمی از تاثیر جبر فناوری مصون است را مردود می‌شمارد. (هوور و لاندبای،1997: 74-73) هایدگر به خطر ذاتی فناوری اشاره می‌کند. وی تهدید بشر توسط فناوری را در درجه دوم این تهدید می‌داند و تهدید اصلی و واقعی را متوجه گوهر آدمی می‌داند. وی می‌گوید انقلاب فناورانه ما را مسحور به پذیرش و عمل کردن بر اساس تفکر حساب‌گرانه به عنوان تتنها نوع تفکر کرده است، در نتیجه انسانیت اصیل و اصالت ذاتی بشر زایل شده است. (حسینی، 1386 :139) بنابراین، فناوری یک وسیله صرف نیست، فناوری نحوه‌ای از انکشاف است. چنان‌چه به این امر توجه شود، قلمرو کاملاً متفاوتی در مورد ماهیت فناوری به روی ما گشوده می‌شود. این قلمرو ساحت انکشاف است: ساحت حقیقت. (حسینی، 140:1386) هایدگر با تعبیر گشتل به عنوان ماهیت فناوری که البته خود فناورانه نیست، بر تهدید واقعی فناوری تاکید می‌کند. وی در عین حال به منجی بودن ماهیت فناوری نیز اشاره می‌کند و معتقد است حضور یافتن ماهیت فناوری در بطن خود حاوی امکانی است که اصلاً به ذهن خطور نمی‌کند که همانا پیدایش نیروی منجی است. (حسینی، 140:1386) هایدگر معتقد است ماهیت فناوری، انسان را در شرایطی قرار می‌دهد که بتواند جهان را با روشی معین و به صورت منظم ببیند. و در چنین رویکردی است که طبیعت به منبع فیاضی برای انرژی بشر تبدیل خواهد شد که روابط انسانی را در قبال خود به صورت کامل شکل خواهد داد. جهان در عصر فناوری به سوی پایداری و دوام چنین ارتباطی حرکت خواهد کرد.
بر اساس نظریه وی، از آنجا که ماهیت فناوری و به تبع آن رسانه‌ها، با تسخیر طبیعت و فرهنگ، جهان‌بینی انسان را تشکیل می‌دهد، و این تسخیر و اقتدار انسانی با هیچ معنا و یا ماهیت دیگری قابل جهت‌دهی نیست (چون ماهیت مستقل خود را دارد)، لذا تلاش در جهت دینی کردن رسانه‌ها و یا رسانه ای کردن ادیان از دیدگاه هایدگر، تلاشی بی فایده و یا بی‌معنا است. همان‌طور که فناوری با دین نیز هیچ گونه تعاملی نمی‌تواند داشته باشد و ماهیت متضادی بین آن دو بر قرار است. ابته او از راه حلی تحت عنوان منجی یاد کرده است، اما این تعبیر به قدری مبهم است که راهکار روشنی را نشان نمی‌دهد.
2- دیدگاه ذات‌گرایی رسانه‌ای پستمن: پستمن با تجلیل از اندیشه‌های مک لوهان بر این نظریه صحه می‌گذارد که مطالعه ابزارهایی که یک فرهنگ برای تبادل افکار و پیام‌ها از آن استفاده می‌کند، در شناخت آن فرهنگ کاملاً ضروری است. وی معتقد است هر وسیله و ابزار جدیدی قادر است شکل و محتوای ویژه و تفکیک‌ناپذیر خود را به افکار عامه تحمیل کند و به دنبال آن نوع تفکر و شیوه تبیین و توان احساسی و عاطفی افراد را نیز تعیین کند و یا تغییر دهد. وی مراد مک لوهان ار «رسانه خود پیام است» را نیز همین می‌داند.
پستمن معتقد است نظام اجتماعی که از مرحله تکنوکراسی گذر کند و به تکنوپولی برسد، ضرورتاً فرهنگ را به فناوری واگذار کرده است. وی معتقد است در نظام تکنوکراسی، دو جهان بینی در کنار یکدیگر حضور دارند و اگر چه به نزاع و یا رقابت می‌پردازند، اما هر دو حضوری کاملاً فعال و محسوس دارند. برای مثال در آمریکای قرن نوزدهم، فرهنگ و سنت از یک سو و فناوری از سوی دیگر به عنوان دو مبنای فکری متفاوت و در جدال با یکدیگر، در کنار هم وجود داشتند. اما با ظهور تکنوپولی (انحصارگرایی فناوری) یکی از این دو جهان فکری از صحنه حذف می‌گردد. (پستمن،1993: 73) بنابراین تکنوپولی دارای فرهنگی معین و متشخص به ذات خود است که وجه بارز آن قرار گرفتن فناوری به جای خدا است. روشن است در چنین ساختاری، فرهنگ اعتبار و تشخص خود را باید در فناوری جست‌وجو کند. پستمن نتیجه می‌گیرد:
با ظهور تکنوپولی، یکی از جهان‌های فکری ناپدید می‌شود. تکنوپولی رقیبان خو د را از بین می‌برد که دقیقاً مشابه چیزی است که آلدوس هاکسلی در دنیای جدید بدان اشاره کرده است. تکنوپولی، فرهنگ را غیرقانونی نمی‌کند، آن را غیراخلاقی نیز نمی‌کند، حتی آن را غیر مشهور نیز نمی‌کند، بلکه آن را غیرقابل رؤیت و در نتیجه غیرمعتبر می‌کند و چنین امری با بازتعریف آنچه ما دین، هنر، خانواده، سیاست، تاریخ، حقیقت، خصوصیت و هوش نامیده‌ایم، رخ می‌نماید. تعاریفی که با استلزامات جدید هم‌خوانی دارد. به عبارت دیگر، تکنوپولی، یک تکنوکراسی تمامیت‌خواه است. (پستمن،1993 :48)

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درباره موافقتنامه داوری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وی همین عقیده را درباره رسانه‌ها به خصوص تلویزیون نیز به کار برده است و با دیدگاه انتقادی نسبت به رسانه‌ها به ویژه تلویزیون، امکان جمع بین رسانه و دین را که از دو ماهیت و دو ذات کاملاً متفاوت برخوردارند را محال می‌داند.
پستمن با تأکید بر این مطلب پافشاری می‌کند که از هر ابزار و وسیله ارتباط جمعی نمی‌توان توقع تبادل پیام داشت. وی می‌گوید از مهم‌ترین عناصر اولیه یک برنامه دینی آن است که از نوعی قداست معنوی و ماورای مادی برخودار باشد، در حالی که تلویزیون ذاتاً «این جهانی» است و از این رو، جمع این دو مقوله، تبدیل یک برنامه قدسی به آئینی مادی است (طباطبایی،1375: 170-150). چگونه ممکن است ماهیت این جهانی تلویزیون به شکل آن جهانی تغییر هویت دهد (حسینی،1386 :141). وی ماهیت تلویزیون را بر اساس میل بشر و ماهیت دین را بر اساس نیازهای واقعی آن می‌داند. این گفتار از وی نشان دهنده تفکیک میل از نیاز است که در تحقیقات رسانه‌ای اهمیت زیادی دارد. پستمن معتقد است پیامبران دینی هیچ وقت هرچه مردم می‌خواستند به آن‌ها عرضه نمی‌کردند بلکه آنچه برای آنان ضروری و مفید بود در اختیارشان قرار می‌دادند. در حالی که تلویزیون برای آن است که دوست‌دار مصرف باشد و میل مردم را تامین کند. (حسینی،1386: 175)

پستمن در جواب اشکالی مبنی بر آنکه دین از عناصر هنری فراوانی کمک می‌گیرد، معتقد است تفاوت اساسی در این است که در اجرای مراسم مذهبی، همه عناصر هنری جزئی از آیین دینی محسوب می‌گردد و مکمل غایت آن آیین است در حالی که در تلویزیون نقیض آن غایت نتیجه می‌شود. وی تصریح می‌کند که قدرت اصلی تلویزیون در آن است که دریچه قلب ما را بر روی شخصیت‌ها باز کند نه آن که دریچه مغز ما را برای ورود و پردازش تصورات انتزاعی و مجرد و یا اندیشیدن به این مقوله‌ها آماده کند. (حسینی،1386 :180)
این ویژگی‌ها باعث می‌شود که برنامه‌های مذهبی تلویزیونی از طریق استفاده از چهره‌های مشهور سینمایی و ورزشی، دادن هدیه و توجه به خواست بینندگان در تولید برنامه‌های مذهبی این نوع برنامه‌ها را به سمت سرگرمی سوق دهند.
پستمن با استناد به تقدیر آلدوس هاکسلی از تلویزیون به جای توصیف جرج اورول از آن در انهدام فرهنگی، در پایان کتاب “زندگی در عیش، مردن در خوشی” تأکید می‌کند که مفیدترین و کم ضررترین اثر تلویزیون زمانی است که ما را با مطالب بیهوده سرگرم کند، و خطرناک ترین و مضرترین زمانی است که بخواهد به مقوله‌های جدی و اساسی نظیر اخبار، سیاست، علم، آموزش و پرورش، اقتصاد و مذهب بپردازد و آن‌ها را با ماهیت ذاتی خود عجین سازد. وی با صراحت می‌گوید اوضاع عمومی همه ما بهتر بود اگر تلویزیون و برنامه‌هایش بدتر از این می‌بودند و نه برعکس.
نظریه هم‌گرا
این نظریه در تحلیل‌های خود به‌ویژه در مورد انقلاب اسلامی ایران، به جایگاه و اهمیت ارتباطات سنتی می‌پردازد و بر لزوم هم‌گرایی ارتباطات سنتی و مدرن تأکید می‌کند. (باهنر، 1385: 36) درنتیجه، نسبت ارتباطات سنتی و مدرن مشخص می‌شود. ویژگی مهم این سیستم، متعامل بودن آن است . به این معنا که در آن ارتباطات سنتی (میان فردی) و ارتباطات جمعی به عنوان دو بعد مهم ارتباطات انسانی با یکدیگر ارتباط م تعامل دارند. در این نوع نگاه سیستمی، ارتباطات انسانی یک فرآیند مستمر تلقی می‌شود که با سایر عناصر حیات بشری در حال تبادل و تعامل است تا نیازهای انسان را پاسخ گوید و انسان این مهم را از طریق ارتباط با دیگران و محیط محقق می‌سازد . مخاطبان ارتباطات عناصر فعال سیستم به شمار می‌آیند که همه کانال‌های ارتباطی اعم از رسانه‌ای و میان فردی را به کار می‌گیرند تا نیازهای فردی و اجتماعی خود را مرتفع سازند. در مقابل مخاطبان با پیام‌ها و رفتارهای خود به منزله بخشی از ورودی‌های سیستم، بر نگرش‌ها و رفتارهای پیام آفرینان وسایل ارتباط جمعی تاثیر می‌گذارند. به این