دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روابط جنسی، استرس، طلاق

مدرسه ببرد و جز این ها ) می تواند برای فرد بسیار ویرانگر باشد.
12-1-2-2 نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی
کرو و ریدلی، به نقل از موسوی (1384)، این مطلب را این گونه بیان می کنند.
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : « صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد، 1996). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود.
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون و دیون ( 1993 ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن 19 و 20 به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست.
عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (همان منبع).
13-1-2-2 اثرات نزدیکی و فاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (کرو و ریدلی، به نقل از موسوی، 1384).
از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل 4 عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ و همکاران، 1984) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
1- نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
2- نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
3- نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
4- نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت از فعالیت های یکدیگر است.
در مراحل مختلف چرخه زندگی فردی یا خانوادگی زوج به تفاوت یا میزان نزدیکی یا فاصله توجه می کنند یا وقایع استرس زای زندگی پاسخ های کاملا متفاوت را در هر زوج ایجاد می کنند. برای مثال اگر زن در این دوره میزان نزدیکی جسمی و غیر کلامی بیشتری را انتخاب کند در حالی که شوهر نزدیکی جنسی بیشتری را ترجیح دهد، این دو نیاز متفاوت باعث درگیری زن و شوهر می شود (هال وگ و همکاران، 1984).
14-1-2-2 نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
در بخش هایی از جامعه سنت های مذهبی و اجتماعی به چالش کشیده شده است آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر را به همراه آورده است اما از سوی دیگر این آزادی ها در گیری های بین فردی بیشتری را نیز به ارمغان آورده است در جوامع غیر فرهنگی ، قبول فرهنگ های دیگر و شیوه های برخورد آنان با مسائل زندگی از طریق تجارب فردی تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی آسان تر شده است ازدواج های بین فرهنگی پیش درآمد یا پیامد تغییر نگرش افراد است. آزادی از تعصبات نژادی و جنسی تغییر در نگرش پیرامون روابط فردی را تشویق کرده است و جامعه جدایی زن و مرد در صورت شکست روابط زناشویی (طلاق) را پذیرفته است این تغییرات در تمام بخش های جامعه یکسان رخ نداده است و تنش در مقابل این تغییرات در بخش هایی از جامعه به میزان کم و زیاد دیده می شود (مک فرسون،به نقل از موسوی، 1384).
آزادی بیشتر در بخش هایی از جامعه در افراد خانواده و زوج ها ایجاد استرس می کند چون الگوهای رفتاری پذیرفته شده قبلی را در معرض انتقاد قرار می دهد و با استناد از آزادی بیان بیشتر اعضای خانواده یا زوج هرکدام روی جنبه های فرهنگی یا تاریخچه اجتماعی خود تاکید می کنند. در این صورت اعضای مسن تر خانواده با دیدن بی اعتنایی فرزندان نسبت به ارزش ها و اقتدار والدین ناامید می شوند در جایی که تاریخچه زوج ها دو فرهنگی یا چند فرهنگی است این تفاوت های بین نسلی بیشتر نمود پیدا می کند. کودکانی که درانگلستان بزرگ شده اند ممکن است مبنای ازدواج زناشویی را به جای خواستگاری بر عشق قرار دهند. شواهدی وجود ندارد که موفقیت ازدواج خواستگاری یا ازدواج از طریق انتخاب را نشان دهد، اما دو نسل در این مورد نمی توانند به هیچ توافقی برسند و هر نسل روش خود را بهتر می داند . زمانی که یکی از زوج ها تلاش می کند به ارزش های خانوادگی خود توجه بیشتری نشان دهد یا خانواده گسترده سعی می کند عروس یا داماد را تحت فشار قرار دهد تا ارزش های آنان را بپذیرد رابطه زوج دچار تنش زیادی می شود.
تاکنون تحقیقات بسیار کمی در این زمینه پیچیده انجام شده است شواهد به این نکته تاکید دارد که ساختار فرهنگی و مذهبی زن یا شوهر بایستی به خوبی درک شود تا بتوان از فشارهای موجود تجربه شده توسط زوج تصویر بهتری داشت (بوگرا، 1993، بوگر او دی سیلوا، 1992).
15-1-2-2 پیشرفت فردی در زوجین
برخی از نویسندگان معتقدند تغییراتی که در حال حاضر در اجتماع روی می دهد به دلیل تاکید بر رشد فردی و هماهنگ با رقابت در ارزش های « بازار روز » است (گیدنز، 1999).
در این فرهنگ مصرف کننده حق انتخاب آزاد را دارد . در این شرایط انتخاب امری عادی تلقی می شود و عدم رضایت از تولید ممکن است به تغییر محصول بیانجامد. سیمونز ( 1995 ) مطرح می سازد که فردیت بر استقلال تکیه دارد و فرد حق دارد نیازهای خود را برتر از دیگران بداند.
جنبش فمینسیت و تجدید نظر در نقش و موقعیت زنان در جامعه اندیشه استقلال فردی زن و مرد را قدرت بخشیده است . این جنبش اندیشه های قبلی درباره زنان را به چالش کشیده است. اولین موضوع این است که آیا تنها توانایی زن بالغ فرزند آوری است؟ آیا مادری کردن یا به معنای دیگر مسئولیت والد بودن را می توان بین دو جنس تقسیم کرد؟ در نتیجه با تغییر دنیای تحت تسلط مردان از نظر دارایی ثروت و قدرت انتظارات پیرامون زنان نیز تغییر خواهد کرد. در این جنبش تصویر زن به عنوان موجود پرورش دهنده و مراقبت کننده از مردان و کودکان به دلیل جنبه بیولوژیکی به چالش کشیده می شود و بیشتر به عنوان ساختاری پنداشته می شود (کاپلان ، 1987). یکی از عواملی که باعث شده است زنان بتوانند از بند نقش قبلی خود رها شوندو به نیروی کار بپیوندند استقلال اقتصادی پیدا کنند و رفاه خود را مد نظر قرار دهند وسایل پیش گیری از باروری به ویژه قرص های ضد باروری است که به زن این اجازه را می دهد تا زمان داشتن فرزند را تحت کنترل خود قرار دهد (همان منبع)
استفاده از شیر خشک و بطری به جای شیر مادر زن را از نقش صرفا مراقبت کننده نوزاد رها کرد تغییر نگرش در فرزند پروری امکان استفاده از مراقب کودک، پرستار و پرستار پاره وقت برای مراقبت اولیه کودک را فراهم کرد. این مراقبان جدید جای خانواده گسترده درگذشته را پرکردند ( بات، 1957، یانگ و ویلموت ، 1957) زمانی که به پدر و مادر آزادی بیشتر برای انجام کار و فعالیت های خود و رهایی بیشتر از فرزند پروی داده می شود پدر و مادر اغلب جانشینی برای نقش خود پیدا می کنند تا کودک به آن فرد وابسته شود . اطلاعات کمی در مورد تاثیر این وضعیت روی کودک و زوج وجود دارد فردی ممکن است اظهار نظر کند که این وضعیت باعث می شود که کودک فکر کند که رابطه محبت آمیز برای انسان لازم نیست (موسوی، 1384).
نیازهای اقتصادی باعث شده است تا زن به دلیل نیاز خانوده به دو درآمد ، برای حفظ استاندارد زندگی یا نیاز کارفرما به کارگر زن وارد بازار کار می شود در عین حال این وضعیت به طور جدی بر اشتغال مردان تاثیر گذاشته است و باعث بیکاری بیشتری در میان آنان گردیده است بیکاری یکی از عواملی است که با طلاق ارتباط زیادی دارد (همان منبع).
16-1-2-2 روابط جنسی
عسگری فرد، (1380) این مساله را این گونه بیان می کند : برآورده شدن نیاز های جنسی توسط جنس مخالف یکی از مهمترین انگیزه های ازدواج است که امری است طبیعی هر انسانی برای ارضای نیازهای جنسی خود در جست و جوی راههای مناسب است امیال نیازهای جنسی یکی از انگیزه های مهم ازدواج است که در زندگی زناشویی نقش اساسی دارد و کمتر زندگی زناشویی را می توان یافت که بدون داشتن روابط جنسی قابل دوام باشد. لذتی را که زن و مرد از ارضای امیال جنسی خود می برند از بهترین لذت هایی است که انسان کمتر ممکن است در طول زندگی به آن دست یابد و همین لذت جنسی است که موجب می گردد بسیاری از مشکلات روزمره زندگی و اختلافات زندگی زناشویی نادیده گرفته شود و حالات وابستگی های عاطفی بین زن و شوهر افزایش یابد. ازدواج یکی از راههای مطمئن برای رفع نیازهای جنسی است به علاوه رابطه جنسی است که از طریق و یا بوسیله آن ارضای غریزه بقای نسل و دوست یابی به انگیزه تکامل نسل ممکن می گردد. در ابتدای زندگی زن و شوهر تمایلات جنسی بیشتری دارند که به تدریج و با افزایش سن میل به روابط جنسی کم می شد اگر چه مواردی نیز وجود دارد که افزایش سن در تمایلات و تعداد روابط جنسی بی تاثیر است . روابط جنسی ارتباط عاطفی و احساسی بین زن و شوهر را پایدارتر و عدم رابطه جنسی این ارتباط عاطفی و احساسی را خدشه دار می سازد (همان منبع).
مرد و یا زنی که بدون توجه به نیاز جنسی دیگری نسبت به مسائل جنسی بی تفاوت است و یا به

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهزمین لرزه، نرم افزار، محدودیت ها