سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان

– سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان

هازان وشیور(1987) اظهار داشتند سبک های دلبستگی بزرگسالان به طرز قابل توجهی با فاکتورهای نگرش، شخصیت و هیجان در بزرگسالی مرتبط می باشد. بنابراین آنها براساس ارزیابی روش (موقعیت ناآشنا) اینسورث، به توصیف سه سبک دلبستگی بزرگسال به صورت مناسباتی از روابط بزرگسالان پرداختند که عبارتند از:

1)سبک دلبستگی ایمن

افراد دارای سبک دلبستگی ایمن، دارای روابط صمیمی بادیگران هستند. به در دسترس بودن دیگران هنگام روابط با آنها و هم به هنگام موقعیت های اضطراب آور خارجی اطمینان دارند. این افراد همچنین از روابط دوران بزرگسالی خود رضایت داشته و شیوه های مختلفی برای برخورد با تعارض های زندگی دارند، کمتر گوش به زنگ هستند و ترس کمتری نسبت به ترک شدن از طرف اطرافیان دارند و تلاش می کنند خواص دلبستگی ایمن خود را با سلامت جسمانی خود ربط دهند. بزرگسالان ایمن نسبت به سایرین راحت تر و بهتر می توانند با دیگران صمیمی شوند، درحالی که به آنها وابسته اند یا آنها به وی وابسته اند احساس آرامش می کنند. آنها غالباً درمورد اینکه ترک شوند یا اینکه شخصی  با آنها صمیمی شود نگران نیستند. آنها قادرند به دیگران اعتماد کنند و خود را دوست داشتنی و با ارزش می دانند. هم چنین بزرگسالان ایمن از اعتماد به نفس، مهارتهای اجتماعی و توانایی برقراری روابط عاطفی و صمیمی نسبتاً پایدار و رضایت بخش برخوردارند (هازان و شیور، 1987).

بزرگسالان با سبک دلبستگی ایمن تمایل دارند تا روابط رمانتیک شان را به صورت شاد و مورد اعتماد توصیف کنند، آنها قادرند به آسانی  به دیگران نزدیک شوند و به حمایت از شریک زندگی شان تمایل دارند. پژوهش هازان و شیور(1987) نشان داد که حدود 56% از بزرگسالان در طبقه دلبستگی ایمن قرار می گیرند. افراد با سبک دلبستگی ایمن گرایش دارند تا تجارب
رابطه شان را بیشتر به صورت مثبت توصیف کنند و به ادامه روابط شان بیشتر از افراد       مضطرب / دوسوگرا تمایل دارند (کارداکتز[1]، 2009).

2)سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی

دلبستگی اجتنابی با الگو فعال سازی دیگران در روابط مرتبط است. افراد دارای این سبک آسیب پذیری را انکار می کنند و ادعا می کنند که نیازی به روابط نزدیک ندارند و تمایل  به ترس از صمیمیت دارند (ویدرمن و آلگیر[2]، 1996). بزرگسالان دارای سبک دلبستگی اجتنابی تمایل دارند که از صمیمیت و فراز و فرودهای هیجانی بیمناک باشند، اعتماد کردن به دیگران را مشکل
می یابند و از زیادی نزدیک شدن به دیگران نگرانند. بزرگسالان اجتنابی حدود25% از  جمعیت را تشکیل می دهند (هازان وشیور، 1987).

مطلب مشابه :  ترفندهای کنترل هیجان ها : غم ، عصبانیت و...

3)سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی / دوسوگرا

بزرگسالان دارای سبک دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر مشخص می شوند (کولینز و همکاران، 2002). دلبستگی اضطرابی با الگوهای فعال سازی خود در روابط مرتبط است. یعنی این افراد گرایش دارند که الگو ضعیفی از خودشان در روابط داشته باشند، هم چنین این افراد نگرانند که دوست داشته نشوند یا ترک گردند و در جستجوی اطمینان آفرینی مجدد و تجربه عاطفی منفی هستند (ویدرمن و آلگیر، 1996). بزرگسالان با سبک اضطرابی/ دوسوگرا عشق را به صورت یک وسواس تعریف می کنند و گرایش دارند تا روابط رمانتیکی را تجربه کنند که به وسیله فراز و فرودهای هیجانی، حسادت بیش از حد و تمایل قوی برای پیوند هیجانی مشخص می‌گردد (هازان و شیور، 1987). بزرگسالان اضطرابی/ دوسوگرا خواهان صمیمیت هستند و بیش از هرچیز دیگری از طرد می ترسند (پیتر ماناکو و بارت[3]، 2000).

2-2-13-9- تفاوت دلبستگی بزرگسال و کودک

نکته قابل توجه این است که الگوهای دلبستگی بزرگسالان ریشه در روابط دلبستگی کودکان دارد. در واقع شواهد مهمی وجود دارد که تأیید می کند نظام هیجانی دلبستگی در کودکی نقش الگوی اصلی (یا پیش الگو) را در نظام هیجانی دلبستگی بزرگسالان ایفا می کند (مظاهری، 1379). با این وصف دلبستگی بزرگسالان واجد تفاوت های مفهومی و ساختاری با دلبستگی در دوره کودکی است که عبارتند از:

بالبی (1973؛ به نقل از یوسفی، 1389) رفتار دلبستگی را  به عنوان هر شکلی از رفتار که موجب به دست آوردن یا از دست ندادن برخی افراد مهم و ترجیح داده شده و حفظ همجواری با آنهاست که معمولاً به عنوان قوی تر یا داناتر تصور می شوند تعریف می کند. اینسورث (1989) با اشاره به این معیار(قوی تر/ داناتر) بالبی، برای تشخیص و تعیین چهره دلبستگی کودک و بزرگسال اشاره کرده است.

در کودکی روابط دلبستگی بین طفل (مراقبت جوینده) و مادر(مراقبت کننده) ظاهر       می شود، در بزرگسالان روابط دلبستگی معمولا بین همسالان است (اینسورث، 1989).

تفاوت دیگر در ماهیت تقابل است اگرچه بالبی (1980) تصریح کرده که در نظام دلبستگی مراقبت کردن رابطه ای متقابل است و با تشویق دو جانبه و تعامل متقابل بین چهره دلبستگی و طفل مشخص می شود یعنی پویایی والد- نوزاد یک سویه یا یک جانبه است، والد مراقبت می کند و نوزاد رفتارهای دلبستگی (جستجوی مراقبت) را به نمایش می گذارد. در حالی که روابط دلبستگی در بزرگسالان فرایند متقابل تر یا برابر تری را می طلبد که در برگیرنده هر دو کنش جستجوی مراقبت و ارائه مراقبت باشد، به عبارت دیگر در بزرگسالان نقش ها (مراقبت کننده و مراقبت جوینده) قابل جابه جایی با یکدیگر هستند (به نقل از اینسورث، 1989).

مطلب مشابه :  لیفت صورت چیست؟‏

رابطه دلبستگی کودک رابطه مکملی است و تصویر دلبستگی نسبت به مراقبت نخستین اوست. در مقایسه سبک دلبستگی بزرگسالان متقابل است و تصویر دلبسته او اغلب با همسر و شریک جنسی او است. تلفیقی از سه سیستم رفتاری شامل دلبستگی، مراقبت و مسئولیت و  ملاقات های جنسی، جزء موارد نخستین دلبستگی بزرگسالان است. شیور این را مبنا قرار داد که سبک دلبستگی که در کودکی مورد رشد قرار گرفت می تواند در تعهدات و رفتار های جنسی تأثیر گذار باشد (ویس، 1982؛ به نقل از نصوحیان، 1391).

در طفولیت فرایند جفت شدن مراقبت کننده و مراقبت شونده تقریباً همیشه فرایندی طبیعی است و هیچ شانسی برای انتخاب وجود ندارد، اما در دلبستگی بزرگسال این فرایند برای هردو طرف رابطه، با نوعی انتخاب همراه است (اصغری نژاد،1380).

نظام دلبستگی در بزرگسالان، غالباً نسبت به تصویری ایجاد می شود که روابط زناشویی با وی نیز وجود دارد، یعنی در تعامل با نظام رفتار جنسی عمل می نماید، همانگونه که برمن و همکاران (1994) نیز به آن اشاره کرده اند. نظام دلبستگی در نوزادان و کودکان از نظر نتیجه نهایی، بیشتر در خدمت بقای نوزاد عمل می کند درحالی که درمورد بزرگسالان فراهم آوردن واحد خانواده در خدمت تنظیم سطح بهینه پایدار و مداوم همجواری- فاصله با همسر است که معمولا به افزایش امکان بقاء نوع منجر می شود (به نقل از اصغری نژاد،1380).

علی رغم تفاوت های مفهومی دلبستگی در کودکی و بزرگسالی، فعالیت های نظری و تجربی در طول دو دهه گذشته نقش و اهمیت روابط دلبستگی در چرخه حیات را به وضوح مورد تأیید قرار داده است و افزایش قابل ملاحظه ای  در فراوانی نظریه ها و تحقیقات تجربی  در این زمینه مشاهده می شود که همگی نشان دهنده این نکته اند که دلبستگی نقش مهمی را در پیوندهای بزرگسالان شامل روابط عاشقانه و زناشویی بازی می کند (سیمپسون، 1990).

[1]- Kardaktaz

[2] -Weiderman& Allgier

[3]- Pieteromonaco & Barrett