علت پیدایی پدیده خود، خودپنداره و عزت نفس

تعریف خود و خودپنداره

برای خودپنداره تعاریف متعددی و تقریبا مشابهی ارائه شده است . از این رو به ذکر یک نمونه ی نسبتا کامل اکتفا می کنیم . « خود» مجموعه ای از عواطف و افکار است که به سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می شود . خود دنیای درون شخص است و شامل تمام ادراکات ، عواطف ، ارزشها و طرز تفکر او می باشد . تصویری که می باشد، تصویری که او از خود دارد مسلما برای او اهمیت حیاتی داشته و سعی دارد که این تصویر را نگاه دارد . بدیهی است که اجزای این تصویر را نام شخص ، احساساتش نسبت به اندام و بدن خود ، تصورش از کل بدن ، جنسیت و سن تشکیل می دهند.

4-6-2 علت پیدایی پدیده خود، خودپنداره و عزت نفس

دلیل عمده ی ایجادخود ، خودپنداره و عزت نفس را باید در رابطه با جامعه اش به خصوص در دوران بر اهمیت کودکی و نوجوانی جست وجو کرد . این رابطه را می توان به چند نوع بیان کرد که عبارتند از :

الف . واکنش دیگران :

مهم ترین منشأ پدید آمدن خودپنداره و عزت نفس رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد به خصوص کودک است . این را نظریه ی « آینه ی خود نما » می نامند . نظریه ی مذکور معتقد است که برای دیدن خود به واکنش دیگران توجه کرده ، تصویر خود را در آن واکنش ها میبینیم .

ب . مقایسه با دیگران :

به تدریج که کودک رشد می کند خود را با دیگران مانند برادر ، خواهر ، دوستان ، همسالان و … مقایسه می کند . این مقایسه یکی از منابع اصلی ایجاد خودپنداره و عزت نفس در کودکان است .

مطلب مشابه :  الگوی شناختی اختلال هراس اجتماعی

ج . همانندسازی با الگوها

کودک با برخی از افراد مهم زندگی خود همانندسازی کرده آنان را به عنوان مدل با الگوی رفتاری خود برمی گزیند ، آنها را می ستاید و میل دارد آنان شود . والدین ، معلمان ، مربیان مهم ترین این الگوها هستند .

د . نیاز به احساس ارزش و عزت نفس :

همراهآن در انسان به وجود می آید که برای نگهداری سلامت روانی و حتی تکامل وجودی او بسیار ضروری است و معمولا اگربر این نیاز خللی وارد شود، احساس حقارت و خودبزرگ بینی در فرد ایجاد می شود .

به نظر می رسد که افراد در نتیجه ی تجارب اولیه ، خودپنداره ای می سازند که برای حفظ و افزایش عزت نفس آنها خوب است یا خوب نیست . شواهد زیادی وجود دارد که افراد با عزت نفس بالا خودپنداره ی متمایزی دارند( کمبل [1]، 1990 مارکوس [2]و نوریوس[3] ، 1986 ، نقل از فرانکن ) .

5-6-2 تغییرات در خودپنداره و عزت نفس در نوجوانی

در دوره ی نوجوانی افراد سعی می کنند شواهدی پیدا کنند که خودنگاره ی آنان را به خودشان نشان دهد . وقتی که نوجوان از خود می پرسد : « آیا من آدم شایسته ای هستم ؟ » « آیا فردی جذاب هستم ؟ » در واقع تلاش می کند درک و دریافتی از خود بدست آورد و احساسات و باورهای خود را در تجارب آتی کامل تر کند . همین طور نوجوان سعی می کند خود آرمانی خویش را با دیگران مقایسه کند ( لطف آبادی ، 1379 ) .واقعیت این است که هم خودنگاره و هم عزت نفس و هم  هویت فرد ، همیشه و به خصوص در نوجوانی در حال تغییر و گسترش است .

مطلب مشابه :  مدل­های تعارض کار-خانواده از دیدگاه روانشناختی

[1] Kambel

[2]Markoos

[3] Noriyos