عملکرد تحصیلی و عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی  

آموزش خلاقیت

همه روانشناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی‌های خلاق و شیوه‌های فکری واگرا را می‌توان به افراد به ویژه کودکان و نوجوانان آموزش داد (سیف، 1387). پیشنهاد‌های مهم این صاحب نظران درباره روش‌های ایجاد خلاقیت در زیر اشاره شده است

  • تجارب افراد را به موارد خاص محدود نکنید و فرصت‌های تازه و متنوع به افراد بدهید. مانند اندیشه‌های متناقض و بحث انگیز.
  • برای طرح سؤال‌ها و اندیشه‌های غیر معمول و بدیع ارزش قایل شوید. افراد را در اظهار اندیشه‌های اصیل و بدیع تشویق کنید و با اظهار نظرهای غیر قالبی، غیر متداول و تازه آنها با خوشرویی و احترام برخورد کنید.
  • فرصت­هایی را برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید. یکی از ویژگی‌های افراد آفریننده، استقلال شخصی و پیدا کردن راه حل برای مسایل به طریق اکتشافی و از راه خود آموزی است.
  • نسبت به تفاوت­های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
  • از روش‌های الگودهی برای آموزش خلاقیت استفاده کنید.

از روش‌ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید. معروف­ترین این روش‌ها، بارش مغزی است. در این روش مسأله ای به افراد داده می‌شود و از آنها خواسته می‌شود هر پند راه حل برای حل مسأله به ذهن شان می‌رسد بگویند. در این روش پیش از ارایه تمام راه حل‌ها  توسط افراد هیچگونه قضاوت و ارزش گذاری درباره اظهار نظرهای ارائه شده صورت نمی‌گیرد، ولی قبل ازارایه پذیرش افکار جدید ومتنوع باز می‌کنند، و افراد اجازه دارند انتخاب‌های متنوعی داشته باشند، زمینه را برای بروز خلاقیت فراهم می‌کنند (سیمونتون، 2003).

 

2-9-5- عملکرد تحصیلی

عملکرد تحصیلی تسلط و یادگیری فرد از مواد آموزشی ارایه شده در یک دوره تحصیلی خاص تعریف شده است (برات وند، 1376). همچنین عملکرد تحصیلی به معنی توانایی دانش آموزان در پاسخ دهی به مسایل مربوط به موضوع یا موضوعات خاص پیش بینی شده برای یک دوره آموزشی است (سپهوندی، 1385). به علاوه، عملکرد تحصیلی شامل ثبت کلیه ی فعالیت‌های شناختی فرد تحصیل کرده است که با یک سیستم درجه بندی مورد توافق با توجه به سطوح مختلف فعالیت‌های هیجانی و آموزشی و جدول زمانی سنجیده می­شود و به عنوان فرآیند پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته می­شود (خوش کنش، 1386). در میان رویکردهای مختلفی که به منظور بررسی عوامل تعیین کننده پیشرفت تحصیلی انتخاب شده است دو رویکرد مهم و اصلی وجود دارد که در چند سال اخیر مطرح شده است و بر فرآیندهای موثر بر عملکرد تحصیلی تاکید می‌ورزند. در رویکرد نخست، تاثیر فرایندهای محیط خانوادگی بر پیشرفت تحصیلی مطرح است و در رویکرد دوم از فرایندهای خاص دانش آموز نظیر خودتنظیمی‌و خودکارآمدی سخن به میان می‌آید (فولادچنگ و لطیفیان، 1381).

امروزه یکی از مهمترین دغدغه‌های والدین و مربیان، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. از آنجا که عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش مهمی‌در سازگاری‌های اجتماعی و جایگاه آنان در جامعه دارد، بنابراین ضروری می‌نماید که عوامل موثر و مرتبط با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد بررسی قرار گیرد. خانواده و مدرسه از جمله نهادهای اساسی جامعه بوده و ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. هر یک از این نهادها به نوبه ی خود عهده دار تربیت افراد و پرورش استعدادهای آنان می‌باشند. یادگیری اساس فعالیت در مدارس است، به عبارت دیگر، مدارس اساساً برای مدیریت یادگیری پدید آمده­اند. یادگیری اثربخش، محور اصلی فعالیت در یک مدرسه است. در تجربه‌های جهانی، گزارش سال 2006 یونسکو از کیفیت آموزش و پرورش در جهان حاکی از موفقیت بسیاری از کشورها در از میان برداشتن پدیده در سطح مدارس خود است.

مطلب مشابه :  دانلود آهنگ بی کلام

یکی از نظریه‌های پشتیبان یادگیری، نظریه ی یادگیری در حد تسلط[1] است که بلوم[2] ارایه داده است. رویکرد یادگیری در حد تسلط بر این باور مبتنی است که اکثر دانش آموزان می‌توانند آن چه در مدرسه باید به آنان بیاموزند، را یاد بگیرند (به نقل از سیف، 1387). از این رو وظیفه مدارس، ایجاد انگیزه هر چه بیشتر برای یادگیری در دانش آموزان و پذیرفتن مسئولیت‌های هرچه بیشتر آنان در این زمینه است.

عملکرد تحصیلی در واقع هدفی است که شخص برای رفتار آموزشی خود برمی­گزیند، که به سه مقوله طبقه‌بندی می‌شود: الف) هدف‌های تکلیف مدار[3] که به تمایل فرد جهت کسب فهم، بینش و یادگیری اشاره می‌کند، ب) هدف‌های بیرونی[4] که بیانگر تلاش فرد در تکلیف یادگیری به منظور رسیدن به پیامدهای بیرونی، دریافت پاداش به شیوه‌های مختلف و اجتناب از تنبیه است و ج) هدف‌های توانایی نسبی که به تمایل فرد جهت نشان دادن توانایی بالا با به دست آوردن قضاوت‌های مطلوب از توانایی‌های خود در برخورد با حیطه­های مختلف در زندگی است و در دو مقوله­ی شناختی و اجتماعی مورد بررسی قرار می­گیرد. مقوله ی شناختی در اصل ادراک فرد از لیاقت و شایستگی خود است که تا حدودی از عزت نفس و مسایل هیجانی و عواطف سرچشمه می­گیرد. مقوله ای اجتماعی در ادراک فرد از شایستگی و مهارت‌های خود برای تعامل با سایرین اشاره دارد (ریان و پنتریچ[5]، 1997). پژوهش‌های زیادی بر نقش موثر و ارتباطات نزدیک خانوادگی و احساس امنیت دانش آموزان در خانواده بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان، صحه گذاشته اند (لی، هامان و ونگ[6]، 2004).

این پژوهش‌ها  و نمونه‌های دیگری از این قبیل، نشان می‌دهند که خانواده نیز می­تواند به اندازه­ی مدرسه و معلمان و شاید هم بیشتر از آن بر عملکرد تحصیلی دانش­آموزان تاثیر بگذارد. مطالعات انجام شده نشان می­دهد که دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت بالایی دارند، از خانواده هایی برخاسته اند که گرایش‌های دموکراتیک دارد و دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت کمتری دارند، کسانی بودند که از جانب پدرانشان مورد توجه و مراقبت شدید قرار گرفته بودند (مک للند[7]، اتکینسون[8]، کلارک[9] و لاول[10]، 1953).

اندیشه مشارکت مدرسه و خانواده و جامعه هم از جنبه ی نظری و هم عملی مهم است. نظریه سیستم‌های اجتماعی می‌گوید که مدرسه بخشی از یک نظام اجتماعی است متشکل از چند سیستم مرتبط با یکدیگر (علاقه بند، 1383). بنابراین، شناسایی هر سیستم (برای مثال خانه، کلاس درس، مدرسه، منطقه ی آموزش و پرورش، فرهنگ و جامعه) و چگونگی ارتباط آن با زیست محیطکلان دانش آموز در فرآیند یاددهی-یادگیری بسیار ضروری است. تداوم و تعمیق رابطه ی میان خانه و مدرسه و جامعه- در حکم مهمترین سیستم‌های موجود- به منزله ی افزایش شانس دانش آموزان برای یادگیری و موفقیت تحصیلی است. در مدرسه، فرهنگ یادگیری، توسعه را هدایت می­کند. فرهنگ یادگیری[11] عبارتست از پذیرش مجموعه ای از باورها، ارزش ها، نظریه‌ها  و دیدگاه‌ها  که عمل به آنها زمینه مناسب را برای یادگیری فراهم آورده و مورد پشتیباتی قرار می‌دهد. و باعث کارکرد تسهیل و روان سازی یادگیری می­شود. فرهنگ یادگیری در مدرسه اثربخش با عشق به یادگیری مستمر در میان همه ی دست اندرکاران مدرسه تجلی می‌یابد، و حامی‌دانستن و پیشرفت علمی‌در درون مدرسه است و یاد گرفتن و عمل به یادگیری را تشویق می‌کند (ساکی، 1388). گروهی از متخصصین تعلیم و تربیت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرده‌اند: 1) عوامل بیرونی (محیطی): عوامل محیطی تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی شامل موقعیت یادگیری، جو اجتماعی مدرسه، جو عاطفی کلاسی، تاثیر گروه همسالان، جو خانواده و نظایر اینها می‌باشند.

مطلب مشابه :  انچه باد در حین کاشی کاری و نظارت بر کار بدانید

2) عوامل درونی (شخصی): عوامل شخصی تاثیرگذار بر پیشرفت شامل هوش، انگیزه­ها، علاقه، انتظارات، اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست، تیپ‌های شخصیتی، سبک‌های تفکر و غیره می‌باشد (سیف، 1388).

 

2-10- عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی

علاوه بر دسته بندی فوق، در مورد عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی پژوهش‌های زیادی انجام شده است و در نتیجه عوامل زیادی شناسایی شده اند، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف) منبع کنترل

یکی از عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی، منبع کنترل می‌باشد. چیس[12] (2001) طی پژوهشی نشان داد هنگامی‌که کودکان ترغیب می­شوند تا بر یادگیری خود کنترل بیشتری داشته باشند، سطح انگیزش و میزان یادگیری آنها افزایش می­یابد و برانگیختگی کمتری از خود نشان می­دهند. به علاوه، هورتاکسو[13] (2008) در پژوهشی که روی دانش آموزان ترکیه ای انجام داد به این نتیجه رسید که معدل کلامی‌با منبع کنترل درونی ارتباط نیرومند و مثبت دارد. یعنی دانش آموزانی که دارای منبع کنترل درونی بودند از معدل کلاسی بالاتری نیز برخوردار بودند.

ب) خودپنداره

یکی دیگر از عوامل مهم که نقش تعیین­کننده­ای در عملکرد تحصیلی دانش­آموزان ایفا می­کند، خودپنداره می­باشد. در همین رابطه احمد و بروینسمار[14] (2006) پژوهشی را انجام دادند که به این نتیجه دست یافتند که خودپنداره تحصیلی هم به طور مستقیم و هم با وساطت انگیزش تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی رابطه مثبت و مستقیم دارد.

ج) ویژگی‌های شخصیتی

آرتور[15] (2009) روابط بین الگوی پنج الگوی پنج عاملی شخصیت و عملکرد تحصیلی را با شیوه فراتحلیل بررسی کرد. نتایج این فراتحلیل نشان داد که عملکرد تحصیلی به طور معنی­داری با سازگاری، وظیفه­شناسی و باز بودن تجربه همبستگی مثبت دارد. البته سطوح تحصیلی (ابتدایی، متوسطه و دانشگاه)، سن متوسط شرکت­کنندگان و تعاملات بین سطح تحصیلی و سن، همبستگی عوامل شخصیتی را با عملکرد تحصیلی تعدیل کردند.

د) سبک اسنادی 

تعدادی از محققان یک پژوهش طولی سه ساله بر روی دانش آموزان دبیرستانی انجام دادند. هدف پژوهش این بود که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با استفاده از متغیرهای توانایی شناختی، عزت نفس، امیدواری و سبک اسنادی پیش بینی کنند. نتایج نشان داد که امیدواری سبک اسنادی مثبت و توانایی، هم میزان نمره­ها و هم ورود به پایه­های بالاتر را پیش­بینی می­کنند. با این وجود، عزت نفس نسبت به متغیرهای دیگر، پیش بینی کننده ضعیف­تری برای پایه­های بالاتر بود (الیسون، سیاروچی و هیون[16]، 2008).

[1]. Mastery of learning

[2]. Bloom

[3]. Task focused goals

[4]. extrinsic

[5]. Rayan, & Pentrich

[6]. Lee, Hamman, & Wang

[7]. Maclelland

[8]. Atkinson

[9]. Clark

[10]. Lowell

[11]. Learning culture

[12]. Chase

[13]. Hortacsu

[14]. Ahmed, & Bruinsma

[15]. Arthur

[16]. Leeson, Cierrochi, & Heaven