مدل‌های کارکردی دلبستگی

– مدل‌های کارکردی دلبستگی

بنا به نظر بالبی (1969/1982) پاسخهای متفاوت مراقبین به تقاضاهای مجاورت و نگهداری افراد نه تنها اثر خود را در عملکرد سیستم دلبستگی در تعاملات خاص و کوتاه مدت نشان می‌دهد بلکه به تدریج تغییرات پایدار و فراگیری را در کارکرد سیستم دلبستگی بوجود می‌آورد. به عقیده بالبی (1973) این اثرات طولانی مدت بر اساس شبکه تداعی بلندمدت حافظه که از بازنمایی‌های ذهنی تعاملات مهم با نگاره‌های دلبستگی ایجاد و ذخیره می‌شود، قابل توجیه است. این دانش ذخیره شده، که به شکل مدل‌های کارکردی یا مدل‌های بازنمایی در می‌آیند (بالبی، 1969/1982، 1973)، این امکان را برای فرد بوجود می‌آورد که تعاملات آینده خود را با نگاره‌های دلبستگی پیش‌بینی کند و تلاش‌های جستجوی مجاورت خود را بدون تفکر مجدد به آنها تنظیم سازد. تعاملات مکرر دلبستگی بازنمایی‌های ذهنی ثابتی از خود، نگاره‌های دلبستگی و روابط در ذهن فرد ایجاد می‌کند.

مفهوم مدلهای کارکردی بیشتر مورد توجه روانشناسی اجتماعی بوده است، زیرا به مفاهیمی همچون نسخه‌های شناختی و طرحواره‌های اجتماعی در روانشناسی اجتماعی شبیه است. مفاهیمی که از برنامه‌های کامپیوتری دیجیتال و ماشین‌های سایبری الهام گرفته شده و به نظر می‌رسد که به شناخت سرد تمایل دارد، اما این مفاهیم آرام آرام توسط نظریه‌پردازان به شناخت داغ منتقل شدند (کاندا، 2002).  بالبی همچنین مدلهای کارکردی را به عنوان ساختارهای عاطفی-شناختی در نظر گرفته است، که شامل خاطرات عاطفی است و به انتظارات و ارزیابی‌هایی که هیجان‌ها را فراهم می‌خوانند، بسیار کمک می‌کند (شیور و همکاران، 1996). این مدلها شامل خاطرات رویدادی زندگی‌نامه فرد (خاطرات عینی از تعاملهای خاص با نگاره‌های دلبستگی)، اعتقادات و دیدگاههای مربوط به خود و روابط با نگاره‌های دلبستگی، دانش بیانگر عمومی در مورد روابط دلبستگی و تعاملات (مثلاً اعتقاد راجب عشق رمانتیک که در فیلمها به تصویر کشیده می‌شود، در زندگی واقعی وجود ندارد)، دانش روندی در مورد چگونگی تنظیم هیجانها و رفتار مناسب در روابط نزدیک (کولینز و رید، 1994) می‌باشد. از نظر مین و همکاران (1985)، مدلهای کارکردی اولیه، خاطرات کودک را از خود و تعاملاتش در طی تلاش برای به دست آوردن امنیت سازماندهی می‌کند و همچنین نتایج به دست آمده را که شامل پیروزی و شکست در خصوص راهبرد اولیه دلبستگی (جستجوی مجاورت) است، شامل می‌شود. به این صورت، کودک می‌تواند مدلهای کارکردی برای موفقیت در جستجوی مجاورت یا بیش‌فعال‌سازی و غیرفعال‌سازی سیستم دلبستگی ایجاد کند. هر مدل شامل حافظه رویدادی از تعاملات، دانش بیانگر در مورد پاسخهای نگاره دلبستگی، کارآمدی عملکرد خود فرد و دانش روندی شامل راههای مؤثر در برخورد با این موقعیت‌ها و همچنین منابع مختلف برخورد با پریشانی‌ها می‌باشد.

مطلب مشابه :  سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان

مدلهای کارکردی رفتار، شناخت و احساس را رهبری می‌کنند، اما در عین حال می‌توانند در نحوه کدگذاری شناختی، تغییر و ذخیره اطلاعات و تعامل با نگاره‌های دلبستگی سوگیری ایجاد کنند. به علت این سوگیری‌ها، مدلهای کارکردی خود و دیگران، تنها بخشی از نوع تعاملات خود و دیگران را بصورت واقعی نشان می‌دهد چون بخش دیگر سوگیری است. این سوگیری‌های ذهنی در نتیجه راهبردهای دفاعی دلبستگی روی می‌دهد (دفاعها شامل خارج کردن اطلاعات دردناک از حوزه هشیاری هستند) (شیور و مکالینسر، 2007).

علاوه بر تعامل با والدین بی‌ثبات هیجانی، سرد و غیرپاسخگو که دلبستگی ناایمن به وجود می‌آورند (اینزورث و همکاران، 1978)، بالبی بر این عقیده است که دلایل مختلفی برای به وجود آمدن دفاعها وجود دارد که عبارتند از: الف) در بعضی حالات، والدین نمی‌خواهند فرزندشان راجع به رویدادی چیزی بداند، به خاطربیاورد یا از آن صحبت کند، درحالی که کودک شاهد آن رویداد بوده است. ب) فرزندان گاهی شاهد رویدادی هستند (مثل خشم والدین) که برای آنها از نظر هیجانی بسیار دردناک است یا در فکر کردن به آنها دچار مشکل می‌شوند. ج) کودکان ممکن است کاری انجام دهند یا به کاری فکر کنند که از آن احساس شرم کنند. در این حالات، دفاعها از فرد، در مقابل احساس درد محافظت می‌کنند.

با توجه به تفاوت در تاریخچه روابط، مدلهای کارکردی مسلط در هر فرد متفاوت است. بنابراین هر فرد دارای مدلهای ایمن، بیش‌فعال سازی یا غیرفعال‌سازی است و گاهی به روابطش بصورت ایمن و گاهی بصورت کمتر ایمن یعنی شبیه به بیش‌فعال‌سازی یا غیرفعال‌سازی تفکر می‌کند. شبکه‌های معنایی که در مدلهای کارکردی دلبستگی وجود دارد، تمام ویژگیهای هر شبکه شناختی را داراست (مانند تمایزبخشی، ادغام یا یکپارچه‌سازی و انسجام بین مدلهای مختلف) (کولینز و رید، 1994). علاوه بر این، هر مدل کارکردی درون شبکه از نظر دسترسی‌پذیری متفاوت است (راحتی در فعال شدن و استفاده از آن به عنوان راهنما در تعامل اجتماعی خاص). مانند دیگر بازنمایی‌های ذهنی، قدرت یا دسترسی‌پذیری هر مدل بوسیله میزان تجربه زیربنایی مدل، تعداد کاربرد آن در گذشته و فشردگی ارتباط مدل با مدلهای کارکردی دیگر مشخص می‌شود (بالدوین[1]، 1992؛ کولینز و رید، 1994؛ شیور و همکاران، 1996). در سطح عمومی، مدلی که تعامل با مهمترین نگاره‌های دلبستگی (والدین یا همسر) را داراست بالاترین دسترسی‌پذیری را دارد و بیشترین اثر را بر کارکرد سیستم دلبستگی در روابط در کل دوران زندگی می‌گذارد.

مطلب مشابه :  سازگاری اجتماعی چیست؟

علاوه بر تاریخچه تعاملات مربوط به دلبستگی هر فرد، صفات موقعیت کنونی نیز می‌تواند به فعال‌سازی یک مدل کمک کند. علاوه بر این انگیزه‌های فعلی شخص و یا خلق کنونی نیز می‌تواند بر فعال‌سازی مدل اثر داشته باشد (شیور و همکاران، 1996). بنا به نظریه دلبستگی، مدل کارکردی که بصورت مزمن در دسترس است، مهمترین فرایند روانشناختی است که اثرات طولانی‌مدت و مداومی را بر کارکرد شخصیت در تعاملات دلبستگی در طی نوزادی، کودکی و بزرگسالی داراست (بالبی، 1973؛ واترز، مریک[2]، تریبوکس[3]، کروول[4] و آلبرشیم[5]، 2000). بنابراین آنچه که با بازنمایی‌های تعاملات خاص با مراقبین اولیه در طی کودکی آغاز می‌شود بصورت ویژگیهای هسته‌ای شخصیت درآمده و در موقعیت‌های اجتماعی جدید و روابط به کار می‌رود و کارکرد سیستم دلبستگی در بزرگسالی را شکل می‌دهد (بالبی، 1979).

این در حالی است که مطالعات گوناگون حاکی از آن هستند که افراد بر اساس تجربه‌های که به نگاره‌های دلبستگی‌شان داشته‌اند، مدلهای کارکردی متفاوتی ازخود و دیگران می‌سازند. بدین شکل که افراد دارای اضطراب دلبستگی بالا بدلیل پاسخهای غیرمنسجم والدین یا نگاره‌های دلبستگی شان به رفتارهای آنها، در مورد توانایی خودشان جهت جلب حمایت و توجه تردید می‌کنند و در نتیجه مدل کارکردی منفی از خود می‌سازند (از جمله پیتروموناکو و فلدمن‌بارت، 2000). در حالی که برخورد با والدین طرد کننده و غیرپاسخگو در اغراد دارای اجتناب دلبستگی، منجر به ساخت مدلهای کارکردی ضعیف از دیگران می‌شود (وی و همکاران، 2005). در مطالعه حاضر خود کارآمدی اجتماعی به عنوان شاخص تجلی‌گر مدل کارکردی درونی از خود و خودافشاسازی به عنوان شاخص نمایان کننده مدل کارکردی درونی از دیگران لحاظ گردیده است.

 

[1] Baldwin

[2] Merrick

[3] Treboux

[4] Crowell

[5] Albersheim