مقاله درمورد دانلود دانش آموز، دانش آموزان، اطلاعات مربوط

برای حل مسأله به کار رود.
ولفورک34 (2004) بیان می دارد که نخستین گام در مسأله تشخیص و درک مسأله یا یافتن است. در واقع سهم مهم حل مسأله تشخیص یا مشکل است.
بایر واستومن35 (1993) می گویند : کلید شناسایی یا پیدا کردن مسأله، کنجکاوی و نارضایتی است شما باید بپرسید – تردید کنید – چرا یک قاعده، روش یا فراورده به گونه ای است که هست یا از چیزی آن گونه که باید کار نمی کند احساس ناراحتی کنید. پس از تشخیص و شناسایی مسأله، نوبت به تعریف و درک ماهیت آن می رسد. تعریف و فهمیدن مسأله مستلزم یافتن اطلاعات مناسب و صرف نظر کردن از جزئیات نامربوط است در مرحله سوم باید به جستجو و کشف یک راه حل مناسب پرداخت و روش های مختلفی برای این کار وجود دارد. معروفترین روش اکتشافی تحلیل وسیله – هدف است، اسلاوین36 (2006) در تعریفی که برای این روش گفته است «روش تحلیل وسیله – هدف یک روش حل مسأله است که بر شناسایی هدف (موقعیت مورد نظر) موقعیت فعلی و آنچه باید انجام گیرد (وسیله) تأکید می کند تا فاصله بین دو موقعیت مورد نظر و فعلی کاهش یابد». مورد دیگری از حل مسأله با روش اکتشافی استدلال از راه مقایسه یا تفکر قیاسی گری نام دارد در این روش یادگیرنده از یک موقعیت آشنای مشابه برای حل آن استفاده می کند. رویکرد یا روش کلی دیگری که برای حل مسأله پیشنهاد شده روش بارش مغزی (فکر کاوی) است، این روش را الکس اسبورن37 (1993) ابداع کرده است. بارش مغزی شیوه راه حلهای متنوع و متفاوت برای یک مسأله در یک زمان معین است، گام چهارم عمل کردن بر روی راه حل های کشف شده و پیشبینی نتایج است و گام پنجم نگاه به عقب و ارزشیابی نتایج فعالیت ها می باشد (سیف، 1386)
2-10- هدف اساسی روش حل مسأله
حل مسأله یکی از وجوه اساسی زندگی هر انسانی است. درهستی، هیچ حیوان یا انسانی را نمی توان یافت که به دنبال حل مشکل یا مسأله نباشد. انسانها هرکدام به نحوی در حال حل کردن مسأله هستند. اهمیت این موضوع، متخصصان آموزش و پرورش را بر آن داشت تا برنامه های ویژه ای برای پرورش مهارت های حل مسأله تدوین کنند آموختن روش حل مسئله سبب می شود تا یادگیرندگان از موفقیت هایی که پیش می آید بهره ی کافی ببرند. انسان ها در زندگی روزانه و تحصیلی و پژوهشی خود می توانند از روش حل مسأله استفاده کنند. نظام آموزش و پرورش به جای واداشتن دانش اموز به حفظ کردن طوطی وار مفاهیم، روش ها و قواعد، می تواند یادگیرنده را در موضع حل مسأله قرار دهد، به نحوی که خود را در صحنه ی واقعی و رویاروی مشکل ببیند و به حل آن بپردازد. روی هم رفته می توان مسائل را به دو دسته تقسیم کرد: اول، مسائل اجتماعی یا مسائلی که به فیزیک مربوط نمی شوند. دوم، مسائلی که به فیزیک مربوط می شوند. حل کردن هر دو دسته از این مسائل نیاز به جستجوی ذهنی دارد تا بتوان حالت موجود مسأله را به حالت یا وضعیت مطلوب (مسأله ی حل شده) تبدیل کرد. برای ارائه ی روش حل مسأله، اهداف ویژه ای در نظر گرفته شده است که می توان در تدریس، به آنها دسترسی پیدا کرد. برخی اهداف روی آوری به الگوی تدریس حل مسأله عبارت اند از :
1. پرورش تفکر و افزودن بر توان فکری یادگیرندگان.
2. آماده کردن دانش‌اموز برای حل مسائل زندگی عادی و حرفه ای
3. ایجاد زمینه های جدید یادگیری
4. آماده سازی شرایط برای یادگیری اصول، قواعد، قوانین و. ..
5. آماده کردن شرایط به منظور به کار بردن عناصر ذهنی منطقی برای حل مسائل
آموزش روش حل مسأله برآموزش راهبردها و روال به کارگیری راهبردها و روش های منطقی حل مسأله استوار است. به بیان دیگر، در آموزش روش حل مسأله یادگیرنده باید شیوه ی بهره گیری از راهبردها را برای حل مسأله بیاموزد (آقازاده، 1377).
2-11- مفاهیم اساسی روش حل مسأله
اساسی ترین مفهوم در الگوی تدریس حل مسأله، خود مسأله است. مسأله موقعیتی است که فرد آن را برای خود مانع فرض می کند و قصد دارد آن مانع را از سر راه بردارد. موقعیت هایی که به مثابه ی مانع به ذهن افراد خطور می کند، انواع متفاوتی دارند. برخی موقعیت های مسأله ای مربوط به حوادث و رخدادهایی هستند که بین افراد به وجود می آیند. بعضی موقعیت هایی مسأله ای مربوط به مسائل ریاضی و فیزیک می باشند. طبق منطق ذهنی، مسائل را می توان با روال ویژه ای حل کرد.
مفهوم دیگر در الگوی تدریس حل مسأله، مفهوم «حل» یا «حل کردن38» است. منظور از حل کردن، از میان برداشتن روابط مشکل ساز یا یافتن مجهولات در روابط و قواعد است. افزون بر این، در کنار مفهوم حل کردن، استفاده از راهبردهایی هم برای گشودن مشکلات یا مسائل در نظر گرفته می شوند. گاه در مباحث مربوط به حل مسأله از مفهومی استفاده می شود که «فضای مسأله39» نام دارد. مجموعه فعالیت های ذهنی و عملی حل کننده ی مسأله، فضایی را به وجود می اورند که آن را فضای مسأله می خوانند.
مفهوم دیگر در الگوی تدریس حل مسأله «بیش آموزی40» است. منظور از بیش آموزی این است که هم اندازه یاد گیرنده به حل مسأله بپردازد، به همان اندازه کار حل مسأله برای او آسان تر خواهد بود. «راهبردهای حل مسأله41» یکی دیگر از مفاهیم در الگوی تدریس حل مسأله است. به مجموعه فعالیت هایی که کار حل مسأله را برای یادگیرنده آسان می کنند و به معلمان یاری تا به طرز مطلوب تدریس کنند، راهبردهای حل مسأله گفته می شود (آقازاده، 1377).
2-12- راهبردهای حل مسأله
مراحل راهبرد عمومی برای حل مسأله از نظر (برانزفورد و اشتاین، 1984):
1. تشخیص مسأله.
2. تعریف و بازنمایی مسأله.
3. کشف راهبردهای احتمالی.
4. استفاده از بهترین راهبردها و ارزیابی نتایج
2-12-1- تشخیص مسأله
مرحله ی تشخیص و اثبات وجود مسأله از این نظر مهم است که مسائل همواره واضح و صریح نیستند. تعریف و بازنمایی مسأله، غالباً مستلزم یافتن اطلاعات مربوط و چشم پوشی از جزئیات نامربوط است. به عبارت دیگر، باید از مهارت توجه انتخابی در پردازش اطلاعات استفاده کرد و نیز موقعیتی که مسأله در آن رخ داده است، اطلاعات دقیقی داشت. این کار احتمالاً مستلزم داشتن دانش ویژه در آن حیطه ی خاص است. برای فهمیدن دقیق مسأله باید ابتدا کلمات و جملات را فهمید و سپس برای فهمیدن کل مسأله، طرح واره های صحیح را فعال کرد.
2-12-2- تعریف و بازنمایی مسأله
در بازنمایی مسأله، ارائه همه جملات در قالبی دقیق با توضیح کل مسأله ضروری است، حتی اگر کلیه ی جملات مسأله به صورت انفرادی فهمیده شود، ممکن است ادراک کلی از مسأله ایجاد نشده باشد. پس از درک کلی مسأله می توان به سرعت نتیجه گیری کرد که مسأله در پی چیست. بعد از اینکه مسأله طبقه بندی شد، طرح واره ی مربوط به آن فعال می شود و این طرح واره، توجه را به سوی اطلاعات مربوط سوق می دهد و انتظاراتی را درباره پاسخ صحیح به وجود می آورد. وقتی طرح واره های لازم برای نشان دادن مسأله در اختیار فرد نباشد، او معمولاً به ویژگی های سطحی موفقیت اتکا می کند و نمی تواند مسأله را به درستی روشن کند.
وقتی از طرح واره های نادرست استفاده شود، از اطلاعات اساسی چشم پوشی و از اطلاعات نامربوط استفاده می شود. حتی ممکن است اطلاعات اساسی به گونه ای غلط خوانده یا غلط یادآوری شود تا با طرح واره ها دما تناسب داشته باشد. در این حالت، نتیجه، بازنمایی غلط مسأله و ایجاد مشکل برای آن حل است.
2-12-3- کشف راهبردهای احتمالی
فتسکو و ککلور42 (2005) چنین اظهار داشته اند که اگر برای راه حل فوری مسأله طرح واره هایی نداشته باشیم، باید به روش مبتنی بر جست و جو و تحقیق رو آوریم. در مرحله ی جستجوی راه حل، دو نوع راهبرد وجود دارد: راهبرد الگوریتمی و راهبرد اکتشافی.
1) راهبرد الگوریتمی :
الگوریتم روش گام به گام برای دستیابی به هدف و به طور معمول به حوزه ی خاصی مربوط است. در حل مسأله، استفاده از راهبرد الگوریتم مؤثر است. در واقع، یادگیرندگان به طور اتفاقی از الگوریتم ها استفاده می کنند و ممکن است به جواب درست برسند، اما نمی دانند چگونه آن را یافته اند.
2) راهبرد اکتشافی:
این راهبرد، راهبردی عمومی است که ممکن است به پاسخ درست منجر شود. از انجا که بسیاری از مسائل زندگی درست تعریف نشده و در نتیجه گیج کننده و مبهم است و الگوریتم ها روشی برای حل مسأله ندارد. روش اکتشافی در این زمینه می تواند مؤثر واقع شود.
2-12-4- استفاده از بهترین راهبردها و ارزیابی نتایج
بعد از آنکه مسأله بازنمایی و راهبردهای احتمالی کشف شده، نوبت به استفاده از بهترین راهبردها و ارزیابی نتایج می رسد. اگر روش الگوریتم انتخاب شود، باید درک کرد که ممکن است در این شیوه خطاهای منظم یا الگوریتم های خطاداری وجود داشته باشد. بعد از انتخاب راه حل و اجرای آن، باید به ارزیابی نتایج پرداخت تا هماهنگی یا تضاد راهبردهای به کار رفته، معلوم شود. بیشتر افراد قبل از آنکه به بهترین پاسخ برسند، با دستیابی به پاسخ اولیه، دیگر کار را ادامه نمی دهند و صحت و سقم نتیجه را از جنبه های مختلف مسأله بررسی نمی کنند (کدیور، 1386).
2-13- پیشنهادی برای افزایش توانایی های حل مسأله در یادگیرندگان
علاوه بر آموزش حل مسأله که توضیح آن داده شد، پیشنهادهای زیر می توانند معلمان را در پرورش توانایی های حل مسأله در دانش‌ آموزان یاری دهند.
1- در شیوه های حل مسأله از راه مشاهده به یادگیرندگان کمک کنید: یکی از روش های خوب یادگیری سرمشق گرفتن یا الگوبرداری از رفتار دیگران است. معلمان می توانند از این توانایی یادگیری دانش آموزان حداکثر استفاده را ببرند. عملاً به کودکان نشان دهند که خودشان چگونه با یک مسأله برخورد کنند. چگونه اطلاعات مربوط را تدوین کنند و چگونه عناصری را که به جواب مسأله می انجامد، انتخاب کنند. از دانش آموزانی که راه حل های بدیع برای مسائل پیدا می کنند بخواهند تا پای تابلو بروند و روش خود را به همکلاسیها عملاً نشان دهند. همچنین شرح حال و موفقیت های اندیشمندان بزرگ جهان را سرمشق یادگیرندگان خود قرار دهند.
2- یادگیرندگان را تشویق کنید تا در حل کردن مسائل با یکدیگر همکاری کنند: همکاری میان دانش آموزان و بحث در تدوین و یافتن راه حل مسائل به آنها کمک می کند، زیرا همکاری گروهی به ارائه راه حلهای مختلف و گوناگون می انجامد. روش ویژه ای که برای تشویق دانش اموزان به ارائه راه حلهای گوناگون ابداع شده روش بارش مغزی نام دارد.
3- یادگیرندگان را برای ادامه ی فعالیت های خود و پیدا کردن جواب درست مسأله تشویق کنید: بعضی اوقات یادگیرنده، پس از رسیدن به یک راه حل نادرست از کار دست می کشد و به فعالیت خود برای پیدا کردن جواب درست مسأله ادامه نمی دهد، در این گونه موارد دانش آموزان را تشویق کنید تا کار خود را ادامه دهند و جواب درست را به دست آورد.
4- در کلاس فضایی آزاد فراهم کنید تا مشوق کاوشهای کنجکاوانه یادگیرندگان باشد: اگر می خواهید دانش آموزانتان مبتکر و مستقل اندیش بار آیند و بتوانند شخصاً با روش اکتشافی به حل کردن مسائل بپردازند، باید محدودیت ها و قید و بندهای آموزشی را به حداقل برسانید. اگر دانش آموزان نگران شکست در فعالیت های یادگیری خود باشند یا اینکه پاسخهای نادرست آنان با تمسخر معلم و دانش آموزان دیگر مواجه شود، در حل مسأله پیشرفتی نخواهد داشت.
5- به فعالیت های حل مسأله یادگیرندگان بازخورد بدهید: اسلاوین (2006) می گوید بهترین راه آموزش حل مسأله دادن تمرینهای فراوان به یادگیرندگان در موقعیت های مختلف و دادن بازخورد به آنان است. بازخورد هم باید برای رسیدن به جواب درست و هم برای انتخاب فرآیندی که به جواب درست می انجامد داده شود (سیف، 1389).
2-14- حل مسأله

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیقرشد حرکتی، دانش آموز، توانایی ها