مقاله درمورد نیت، سوءنیت، حقوقی

ارتکابی به نفع و صلاح مخاطب است در سوءنیت، فاعل می‌داند که فعل ارتکابی به ضرر فاعل است و همچنین بر خلاف حسن نیت که باور و اعتقاد فاعل بر خلاف واقع بود، و عمل زیانبار برخلاف اعتقاد او بود، در سوءنیت فاعل با اعتقاد ایجاد فعل زیانبار نسبت به مخاطب مرتکب فقعل زیانبار می‌گردد.
پس برای محقق شدن قاعده سوءنیت وجود چهار عنصر: قصد، رضایت، باور به ضرر رساندن و ارتکاب فعل زیانبار لازم است.
2-4- مبحث چهارم ـ عمد ساده
منظور از عمد ساده، عمل ارادی عمدی را مدنظر داریم که متصف به هیچ یک از مفاهیم حسن نیت و سوءنیت نباشد برای این که بدانیم آیا امکان این امر وجود دارد که عمل ارادی و دارای قصد صورت گیرد، لکن به هیچ یک از مفاهیم گفته شده وابسته نباشد امکان دارد یا نه، بایستی به بررسی تقابل این دو مفهوم بپردازیم.
2-4-1- تقابل حسن نیت و سوءنیت
حسن نیت و سوءنیت دو مفهوم کلی هستند که ناگزیر یکی از نسبت‌های چهارگانه منطقی بین آنها وجود دارد. پرداختن به این مقایسه از این جهت اهمیت دارد که دقیقاً قلمرو صدق عنوان حسن نیت و سوءنیت را نشان می‌دهد و به ویژه در نتیجه این مقایسه معلوم خواهد شد که آیا هر عمل یا هر واقعه حقوقی ناگزیر واجد عنصر حسن نیت یا سوءنیت خواهد بود؟ یا این چنین نیست و چه بسا عمل یا واقعه حقوقی که واجد هیچ یک از این دو عنصر نباشد؟ پاسخ دادن به این پرسش مستلزم بررسی دقیق رابطه دو مفهوم کلی حسن نیت و سوءنیت است.
شایان ذکر است که تعبین نسبت بین این دو مفهوم خود متأثر از این است که در چه قلمروی این مقایسه صورت گیرد؟ آیا مقصود این دو مفهوم در حوزه اعمال حقوقی ارادی است؟ یا جغرافیای این مقایسه حتی شامل حوادث حقوقی غیرارادی نیز می‌گردد؟‌
چون در این فصل صرفاً اختصاص به مسئولیت مدنی مترتب بر واقعه حقوقی ارادی است لذا صرفاً در این حوزه مقایسه صورت می‌گیرد. چون تاثیر یا عدم تاثیر حسن نیت در مسئولیت‌ مدنی پیشاپیش متوقف بر اثبات وجود آن در تحقق یک عمل یا واقعه حقوقی است و تنها پس از اثبات اصل وجود آن می‌توان از تاثیر یا عدم تاثیر این عنصر در پیدایش خطای مدنی گفتگو کرده و تبیین رابطه بین حسن نیت و سوءنیت مقدمه مهمی برای اثبات اصل وجود یا عدم تاثیر این عنصر در پیدایش خطای مدنی گفتگو کرده و تبیین رابطه بین حسن نیت و سوءنیت مقدمه مهمی برای اثبات اصل وجود یا عدم آن در هر یک از اعمال و وقایع حقوقی است. زیرا، براساسن برخی فروض از وجود یکی می‌توان عدم دیگری را اثبات کردن و در برخی فرض‌ها از وجود یکی عدم دیگری ثابت نمی‌گردد.
2-4-2- احتمالات ممکن
روشن است که حسن نیت و سوءنیت دو مفهوم مغایراند و دوگانگی بین آن دو، ذاتی است؛ و در فرهنگ منطق و فلسفه از آن به تقابل یاد می‌شود. لکن عالمان منطق و فلسفه تقابل را منحصر در چهار نوع می‌دانند، زیرا دو امر متقابل یا هر دو وجودی‌اند؛ یا هیچ یک وجود نیستند. در صورت اول دو احتمال وجود دارد یا هر دو امر وجودی در مرحله تصور به یکدیگر وابسته هستند که به این نوع تقابل “تضایف” گفته می‌شود و اگر دو امر وجود متقابل در مرحله تصور به یکدیگر وابسته نباشند، تقابل موجود بین آن دو “تضاد” نام دارد.
در صورت دوم، یعنی اگر دو حقیقت متقابل هر دو وجودی نباشند، حتماً یکی از آن دو وجودی خواهد بود؛ زیرا بین دو امر عدمی هرگز تقابل به وجود نخواهد آمد. در این صورت نیز دو احتمال وجود دارد: یا بین آن دو حقیقت، موضوع مشترکی وجود دارد که می‌تواند به طور علی‌البدل یکی از آن دو حقیقت را بپذیرد، که به آن “تقابل عدم و ملکه” گفته می‌شود؛ یا موضوع مشترک پذیرنده‌ای بین آن دو حقیقت وجود ندارد که به آن “تقابل تناقض” گویند. مانند تقابل بین نفی و اثبات؛ (علامه طباطبائی، نهایه الحکمه، ص146، 153).
اما تقابل بین حسن نیت و سوء نیت از کدام نوع است؟ آیا حسن نیت و سوءنیت دو امر وجودی‌اند؟ یا تنها یکی از آن دو امر وجودی و دیگری عدمی است؟ به نظر می‌رسد که بین این دو مفهوم در اصل وجود و عدم و چگونگی آن ملازمه وجود ندارد، و در نتیجه متضائقین نیستند. همچنین تقابل تناقض تنها بین قضایا مطرح می‌شود، حال آنکه در اینجاست بین دو مفهوم و دو حقیقت مطرح است، بنابراین، نسبت بین آن دو تناقض نیست پس مهم این است که معلوم گردد که آیا نسبت بین آن دو تقابل تضاد است یا تقابل عدم و ملکه؟
2-4-2-1- تقابل تضاد
امکان منتفی شدن هر ماهیت متقابل در تقابل تضاد با وجود این امکان در تقابل عدم و ملکه یک تفاوت اساسی دارد و آن این که، انتفای هر دو ماهیت متقابل در تقابل عدم و ملکه تنها در صورتی است که موضوع سوءنیت و قابلیت اتصاف به هیچ یک از دو حقیقت را نداشته باشد، حال آنکه در تقابل تضاد امکان عدم اتصاف موضوع به هیچ یک از حقیقت، ناشی از عدم قابلیت موضوع برای اتصاف به هیچ یک از آن دو نیست، بلکه با وجود این قابلیت به دلیل نسبی بودن این تقابل و وجود احتمالات دیگر و وجود حقیقت‌های دیگری بین این دو حقیقت، موضوع به صفت و حقیقتی دیگر متصف می‌گردد.
2-4-2-2- تقابل عدم و ملکه
با توجه به توضیح گذشته، به نظر می‌رسد که عدم اتصاف پاره‌ای از وقایع و حوادث حقوقی به حسن نیت یا سوء نیت ناشی از این است که در اصل، موضوع واقعه به دلیل عدم برخورداری از عنصر قصد و اراده قابلیت اتصاف به هیچ یک از این دو حقیقت را ندارند. نه به دلیل این که با وجود برخورداری از این قابلیت به هیچ یک از آن دو متصف نشده است. پس تقابل بین حسن نیت و سوءنیت از نوع عدم و ملکه است و یکی از آن دو وجودی و دیگری عدمی است.
نتیجه مهمی که از این بحث گرفته می‌شود. این است که بررسی نقش حسن‌نیت و سوءنیت تنها در وقایع حقوقی باید جستجو کرد که واجد عنصر قصد و ارادی بودن می‌باشند، و در نتیجه وقایع حقوقی که واجد عنصر قصد و ارادی بودن باشند. نمی‌توانند متصف به هیچ یک از عناصر حسن نیت و سوءنیت نباشند. بنابراین عمد نمی‌تواند به صورت ساده یعنی بدون اینکه به احسان یا عدوان متصف باشد، موجودیت داشته باشد و چون در آن قصد و اراده است و اراده نیز یا به صورت احسان و یا به صورت عدوان نمود پیدا می‌کند.
3- فصل سوم ـ سهو
در این فصل به منظور تکمیل مفهوم‌شناسی، ابتدا در خصوص معنای لغوی و حقوقی سهو بحث، سپس به معانی، اصطلاحی، فقهی و حقوقی واژه‌های مرتبط با سهو و تفاوت آن‌ها با همدیگر پرداخته، در تقسیمات سهو که شامل بی‌احتیاطی، بی‌مبادلاتی و بی‌پروایی، مورد مطالعه و بررسی قرار خواهد گرفت.
3-1- مبحث اول ـ معنا و مفهوم سهو
برای درک مفهوم سهو، بشرح ذیل در خصوص معنی لغوی آن بحث و مفهوم حقوقی آن بیان می‌گردد.
3-1-1- معنای لغوی سهو
سهو در لغت به معنی غفلت و فراموشی است (لغت‌نامه دهخدا، ج8، ص737) غفلت قلب از چیزی بطوری که با کوچکترین یادآوری متنبه گردد. بنابراین هر سهوی اشتباه است و هر اشتباهی سهو نیست، زیرا اشتباه تصور خلاف واقع از چیزی را گویند، خواه به کوچکترین یادآوری متنبه گردد، خواه نه.
بنابراین ذکر کلمه اشتباه بعد از سهو در ماده 569 آئین‌دادرسی مدنی سابق، از باب ذکر عامل بعد از خاص است نه از باب ذکر مترادف (جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق واژه سهو، ص 371) در کاربردهای فقهی هم به همین معنی آمده است. برای فهم بیشتر معنای سهو، با توجه به اینکه ممکن است سهم یا نسیان، خطا، اشتباه، جهل و غفلت، مشتبه گردد. ابتدا به ذکر معنای آنها پرداخته، سپس تفاوت آنها را بررسی می‌کنیم.
3-1-2- مفاهیم مرتبط با سهو
برای درک مفاهیم مرتبط با سهو، ابتدا به شرح زیر به ذکر معنی لغوی آن مفاهیم پرداخته، سپس در مورد تفاوت آنها بحث می‌شود.
3-1-2-1- نسیان
در لغت مشترک لفظی بین دو معنی است 1- ترک کردن چیزی از روی غفلت، این معنی در مقابل توجه، تذکر و به یاد داشتن است. 2- ترک از روی تعمد، مانند “و لاتنسوا الفضل بینکم” یعنی قصد ترک و اهمال نکنید. و در اصطلاح فقهی و حقوقی مراد غفلت از چیزی است که قبل از حالت فراموشی معلوم بوده است (الموسوعه االفقهیه، ج16، ص197-198) ـ (بوزنو، محمد صدقی، موسوعه قواعد الفقهیه ـ چاپ اول، موسسه الرساله ـ بیروت 1423).
3-1-2-2- خطا
در لغت نقیض “صواب” است و “مخطی” کسی است که قصد انجام کار درست را دارد، ولی سر از کار نادرست در می‌آورد، و “خاطی” کسی است که عمداً کار ناشایست انجام می‌دهد (ابن‌اثیر، نهایه، ج2، ص44).
در فرهنگ فقهی، خطا، کاری است که بدون قصد از انسان سر می‌زند، در هنگام انجام کار دیگری که مقصود بوده است به عبارت دیگر قصد انجام کار را در محلی غیر از محل ممنوع داشتن: مثلاً قصد تیراندازی به شکار را دارد ولی تیر به انسان می‌خورد.
3-1-2-3- اشتباته
در لغت شباهت پیدا کردن دو چیز به یکدگر است به طوری که با هم مساوی گردند. (ابن‌منظور، لسان‌العرب، ج7، ص5، 3، 1996).
در فرهنگ فقهی و حقوقی معنای آن اخص از معنای لغوی است، یعنی چیزی که به مجاز و یا ممنوع بودن آن آگاهی وجود نداشته باشد و “شبهه” چیزی است که شبیه به امر واقعی است، ولی واقعیت ندارد پس برای تحقق اشتباه وجود نوعی ظن و گمان لازم است (سیوطی، الاشباه و النظائر، ص109).
به عبارت دیگر، اشتباه مبتنی بر اعتقاد به درست بودن امر است که در واقع درست است، یا خطا پنداشتن چیزی است که در واقع درست است. به بیان دقیق‌تر، اشتباه مستلزم عدم سازگاری و مطابقت بین صورت ذهنی صفت ذاتی شیء مانند موضوع عقد بودن از یک سو، و حقیقت، از سوی دیگر است. و غالباً یکی از طرفین دعوا که قربانی آن است، به اشتباه استناد می‌کند و تنها می‌خواهد حسن نیت خود را ثابت کند، و در پی آن معمولاً ابطال عمل را مطالبه می‌کند (گستن، جک، المطول فی‌القانون المدنی، تکوین العقد، ص510 و 511).
3-1-2-4- جهل
در لغت عربی و فارسی جهل نقیض علم است. (ابن‌منظور، لسان العرب، ج11، ص129، (ماده جهل)، لغت‌نامه دهخدا، ج5، ص793).
به همین مفهوم یعنی فقدان علم و اطلاع، در فرهنگ انگلیسی و فرانسه هم تصریح شده است.
معنی اصطلاحی جهل
اما در اصطلاح به گفته راغب اصفهانی جهل به سه معنی بکار رفته است 1- خالی بودن ذهن از هر گونه دانش، و این معنی اصلی آن است. 2- اعتقاد خلاف واقع 3- ارتکاب فعل یا ترک فعل برخلاف آنچه که واقعاً سزاوار است که عمل شود، یعنی کار نادرست، چه اعتقاد فرد نسبت به آن درست باشد و چه خطا (راغب اصفهانی، 13، ص100، ماده جهل).
تقسیم جهالت از جهات کمیت
جهالت از جهت کمیت به سه نوع فاحش، کم و متوسط تقسیم می‌گردد:
جهالت فاحش: موجب بطلان عقد و در واقع مانع صحت آن است؛ و از جمله جهالت‌های فاحش بیع غرری است که پیامبر اکرم (ص) از آن نهی کرده است، مانند بیع ملابسه، منابذه، خطا و غیره.
جهالت اندک: که برخلاف نوع اول موجب نزاع و خصومت نمی‌گردد، و مانع صحت قرارداد نمی‌شود.
جهالت متوسط: نسبت به حکم جهالت متوسط کمتر از فاحش و بیشتر از “کم” است، و نسبت به الحاق آن به نوع اول یا دوم اختلاف نظر وجود دارد (الموسوعه الفقهیه، ج7، ص197، 198).
3-1-2-5- غفلت
در لغت، غیبت شیء از ذهن انسان و به یاد نداشتن آن است. (جوهری، الصحاج، ج5، ص1782، 1383، عسگری، ابوهدل، الفروق اللفویه، ص389، 388).
غفلت در لغت به معنای فراموش کردن، سهو، بی‌خبری، نداشتن چیزی و توجه نکردن و سهل‌انگاری است، این نوع تقصیر، تقصیر از نوع ترک فعل است و در اصطلاح فقهی در مقابل زیرکی و باهوشی قرار دارد؛ و غافل کسی است که حافظه‌اش‌ مختل است و نمی‌تواند تجارت سودآور انجام دهد، و به دلیل سلامت نفس و خوش قلبی در معاملات مغبون می‌شود و با این که قوه هشدار دهنده دارد، ولی از آن استفاده نمی‌کند (الموسوعه الفقهیه، ج31، ص26).
مفهوم عرفی

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درموردشبیه سازی، نرم افزار، تحقیقات بنیادی