مقاله رایگان درباره سازمان بهزیستی

حبس و غیره در حوزه مجازاتهای تعزیری اقدام شده که در عین اینکه با یافته‌های علمی‌روز حقوق جزای کلاسیک منطبق اند، با ضوابط فقهی نظام حقوقی ایران نیز متناسب بوده و در تضاد با شرایط فرهنگی اجتماعی و باورهای بومی‌جامعه هم نیستند.در انگلیس نیز به عنوان یکی از کشورهای با سابقه در علوم جزایی اصلاح و درمان، تاسیسات حقوقی با عنوان پروبیشن و اقدامات مشابه هم باعث تنوع مجازاتها گردیده و هم این امر اختیارات قابل ملاحظه ای را برای قاضی در رابطه با امر اصلاح ودرمان پدیده آورده است.
1-2-4- مبحث چهارم: اصلاح و بازپروری مجرمان از طریق روش‌های غیر کیفری
بالاخره باید از روش‌های غیرکیفری اصلاح مجرمان یاد کنیم که میتوانند توسط نهادهای غیر قضائی ودر قالب اقدامات درمانی، اعم از دارو درمانی، جراحی، روان درمانی، مشاوره، درمان گری اجتماعی و غیره ارائه شوند. طبیعتا اینگونه اقدامات نمیتوانند بالاجبار به مجرم تحمیل شوند زیرا اساسا اثر بخشی برخی ازآنها منوط به حضور و مشارکت آزادانه مجرمان است و برخی دیگر نیز مانند جراحی درمانی نیز باید ضرورتا با رضایت مجرمان باشد. استفاده از این روش ها ممکن است با حکم دادگاه باشد، که در این صورت مصداقی از اقدامات تامینی و تربیتی و درمانی خواهد بود وممکن است با ارشاد و راهنمائی مامورین انتظامی، جمعیت ها و انجمن‌های خیریه و مددکار اجتماعی و فعالیت وزارت خانه دولتی باشد که در این صورت اساسا ماهیتی مدنی و اجتماعی و روش‌های یاد شده می‌بخشد. از این نمونه است آنچه امروزه توسط انجمن معتادانو انجمن الکلی‌های گمنامدر بسیاری از کشورها و نیز کشور مادر خدمت به درمان معتادان انجام میگیرد.(حاجی ده آبادی، 88:1386)
در ایران، آیین نامه سازمان زندانها در خصوص توسل به روان درمانی چند ماده اشاراتی را بیان داشته اند. ماده(64) این آیین نامه از جمله مواردی که می‌بایست در بدو ورود زندانی به آن توجه شود را مباحث روانشناسی و روانپزشکی دانسته است. لکن صحبت از اجرای دقیق برنامه‌های درمانی در محیط زندان نشده است. در فصل نخست از بخش چهارم این آیین نامه نیز طی مواد (242-237) به طور مختصر به بحث روان درمانی اشاره گردیده است.(ابراهیمی، 45:1391-44)
در این ارتباط مددکاران اجتماعی موظف شده اند تا بطور مکرر و منظم در تماس با زندانی قرار گرفته و با جلب اعتماد وی مشکلات معنوی او را برطرف نمایند. ماده(242)نیز مسئولان واحد بازپروری موظف به داشتن تماس منظم با زندانی دانسته است تا با تعلیم مبانی عقیدتی مذهبی و تبلیغ صحیح نسبت به تهذیب و تزکیه نفس و تحکیم مبانی اخلاقی در حل مشکلات روحی، تسکین درونی و ایجاد امید به زندگی در جهت حل مسائل روانی فرد اقدام نمایند.(ابراهیمی، 45:1391)
علی رغم عدم وجود متون قانونی در خصوص برنامه‌های روان درمانی در محیط زندان، این اعتقاد وجود دارد که در عمل در برخی از زندانها به طور پراکنده و نامتمرکز برنامه هایی در دو قالب انفرادی و گروهی اجرا میگردد. روان درمانی انفرادی شامل روان کاوی، رفتار درمانی، هیپنودرمانی و روان درمانی حمایتی می‌باشد و روان درمانی گروهی نیز شامل گروه درمانی و سایکو درام می‌باشد. روان کاوی روشی است که طی آن درمانگر سعی می‌نماید با پیدا نمودن عوامل پنهانی و ناخودآگاه مددجو وتجزیه وتحلیل آنها، اختلالهای رفتاری و شخصیتی بیمار را پیدا کرده و به بیمار در شناسایی آن کمک نماید تا قادر به سازگاری و ادامه زندگی آرام و متعادل باشد. میتوان گفت که هدف از روان کاوی ایجاد تغییرات پایدار در افراد میباشد.(ابراهیمی، 45:1391)
در خصوص درمان جسمانی نیز در زمان کنونی به این مساله در آیین نامه سازمان زندانها اشاره خاص صورت نگرفته است و شیوه خاصی مدنظر نمی‌باشد و تنها در ماده (12) این آیین نامه است که در تقسیم بندی زندانیان، اردوگاه ویژه افراد زندانی معتاد دانسته شده است. لکن اینکه چه برنامه ای در این مکان به اجرا در می‌آید، مشخص نمی‌باشد.(ابراهیمی، 45:1391)
اصلاح و تربیت مجرمین در مقررات و لوایح غیر کیفری ناظر به وظایف دیگر دستگاه‌های اداری و اجرایی کشور نیز لحاظ شده است. عمده ی این قوانین و لوایح در دو مورد زیر است:
الف: تجدید تربیت منحرفین اجتماعی؛
ب: بازپروری معتادین به مواد مخدر؛
این دو مورد نیز به ترتیب بر عهده ی سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار داده شده است.
بر اساس ماده ی واحده ی «لایحه ی قانونی راجع به تشکیل سازمان بهزیستی» مصوب 25/4/1359 و نیز به موجب ماده ی واحده ی قانون اصلاح راجع به تشکیلات بهزیستی کشور مصوب 9/11/75 از جمله ی وظایف سازمان بهزیستی تدارک امکانات لازم برای تجدید تربیت منحرفین اجتماعی دیده شده است. به کارگیری اصطلاح منحرفین اجتماعی به جای مجرمین حکایت از توسعه نظر قانون گذار در تحت پوشش قرار دادن قشرهای آسیب مند اجتماعی است، چه واژه ی انحراف اجتماعی اعم از واژه ی جرم است. این امر خود بینش صحیح و البته آرمانی قانون گذار را می‌رساند که باید برای مواجهه موثر با جرم از مواجهه با کجروی آغاز شود تا رفتارهای منحرفانه – هرچند جرم نباشد – به تدریج فرد را درگیر رفتارهای مجرمانه نسازد.(حاجی ده آبادی، 101:1386)
سازمان بهزیستی بر اساس این وظیفه خطیر خود اقدام به تهیه و اجرای طرح‌های گوناگونی کرده است که از جمله ی آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– طرح تاسیس مرکز بازپروری زنان و دختران آسیب دیده ی اجتماعی ویژه؛
– طرح ستاد پذیرش و قرنطینه سازی دختران و زنان در معرض آسیب یا آسیب دیده اجتماعی؛
– طرح بازپروری کودکان زیر 18 سال (نیازمند خدمات تخصصی که مشمول خدمات شبانه روزی و کانون اصلاح و تربیت نمی‌شوند)؛
– طرح خانه سلامت (جهت حمایت و نگهداری دختران نیازمند خدمات بازپروری)؛
– طرح ساماندهی کودکان خیابانی و دختران فراری؛ ( حاجی ده آبادی، 101:1386)
از جمله معضلات کنونی کشور ما که به ویژه در سال‌های پس از جنگ نرخ آن فزونی یافته اعتیاد است، که به عنوان یک بیماری مزمن و عود کننده که میتوان منشاء بسیاری از جرائم و انحرافات دیگر شناخته شود. هرچند قانون گذار کیفری ایران جهت جلوگیری از اعتیاد، استعمال مواد مخدر را جرم تلقی کرده است، نوعی رویکرد درمانی در ضمن تحمل کیفر و نیز به صورت مستقل را به عنوان مواجهه غیر کیفری با اعتیاد به رسمیت شناخته است.(حاجی ده آبادی، 102:1386)
بر اساس ماده ی 15 «اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن» مصوب17/8/1368 به تمامی‌معتادان اجازه داده شده است به جهت درمان و بازپروری خود به مراکزی که از طرف وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی مشخص می‌شود، مراجعه کنند. این امر که به نوعی ترغیب افراد به درمان خویشتن را دربردارد، آنها را مشمول قانون کیفری قرار نمی‌دهد.(حاجی ده آبادی، 102:1386)
البته غیر از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز مسئولیتی خطیر در این زمینه دارد. چنان که مطابق ماده ی یک آیین نامه‌ی «پیشگیری از اعتیاد، درمان معتادان به مواد مخدر، به حمایت از افراد در معرض خطر مصوب 1377» مسئولیت درمان بازپروری و تمهیدات پس از آزادی معتادین، از وظایف ستاد مبارزه با مواد مخدر است که باید با جلب همکاری وزارتخانه ها از جمله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت امور خارجه، جهت جذب کمک‌های آموزشی و مالی، وزارت کار و امور اجتماعی جهت فراهم سازی زمینه‌های اشتغال و به کارگیری معتادین اصلاح شده، سازمان زندان‌ها به اقدامات تامینی و تربیتی، به وظیفه ی خطیر خویش عمل نمایند.(حاجی ده آبادی، 102:1386)
همچنین بر اساس مصوبه هیات وزیران مورخ28/1/1368، مسئولیت بازپروری معتادین در سراسر کشور به سازمان بهزیستی محول گردید، که «آیین نامه ی اجرایی مراکز بازپروری معتادین» مورخ 26/7/1372 تهیه گردید.
در انگلیس درمان اجتنابی، درمان با ایجاد بیزاری، تنفردرمانی عنوان یکی از روشهای رفتار درمانی است وبه یک رشته تکنیک هایی اطلاق می‌گردد که در اصل، برای درمان اختلالات عصبی ابداع شده است. هدف از این روش، ایجاد تداعی میان یک الگوی رفتاری نامطلوب و یک تحریک ناخوشایند و یا تبدیل چنین تحریک ناخوشایندی به نتیجه رفتارهای نامطلوب فرد است. برنامه درمانی مربوطه در شکل آرمانی خود شامل تلاش در جهت تشویق رفتار قابل قبولی است که باید جایگزین رفتار قبلی شود. درمان اجتنابی غالبا برای درمان آن دسته از اختلالات رفتاری(از قبیل الکلیسم و انحرافات جنسی) به کارگرفته می‌شود که رفتار فرد بیمار، نامطلوب بوده، لیکن توسط خود وی دنبال و تقویت می‌شود.
در زمینه قانونی، از روش درمان اجتنابی در درجه نخست برای کاهش، تعدیل یا از بین بردن اعمال جنسی از قبیل عورت نمایی، مبدل پوشی جنسی یا اعمال خشونت آمیز جنسی استفاده می‌شود. محرکه‌های ناخوشایند(اجتنابی)گوناگونی در روش درمان اجتنابی به کار گرفته می‌شود، ولی نوع الکتریکی و شیمیایی آن بیش از انواع دیگر، مورد استفاده قرار گرفته است. در روش الکتریکی که بیشتر در درمان اختلالات جنسی به کار می‌رود، درمانگر شوک دردناک ملایمی‌را هنگام بروز رفتار نامطلوب بر بیمار وارد می‌کند. در روش شیمیایی که برای درمان الکلیسم، دارای بیشترین کاربرد بوده است، به بیمار داروی تهوع آوری داده می‌شود وسپس در معرض رفتار انحرافی قرار می‌گیرد یا در هنگامی‌که دارو حداکثر تاثیر خود را بر او گذاشته است، از وی خواسته می‌شود تا به عمل انحرافی دست بزند. (نجفی ابرندآبادی، هاشم بیگی، 54:1390)
روشهای اصلاح یا تغییر رفتار مبتنی براین فرض است که احتمال بروز یک رفتار بستگی به پیامدهای آن دارد. اگر بروز رفتار، پاداشی به همراه داشته باشد محتمل الوقوع تر خواهد بود، در حالی که اگر مجازاتی در انتظار آن باشد احتمال وقوع آن کمتر خواهد بود روشهای مزبور در انگلیس و آمریکا مورد استفاده قرار گرفته و زمینه کاربرد آنها در نهادهای تادیبی، محیط‌های نیمه زندانی- نیمه اجتماعی، در خانواده ها، مدارس و حتی در جامعه است.
غالب برنامه‌های نهادهای تادیبی و برنامه‌های نیمه اجتماعی، شامل استفاده از نوعی «اقتصاد اعتباری»است که بر اساس آن مجرمان به شرط نشان دادن رفتار قابل قبول از خود (مثل نظافت اتاقها و انجام کارهای روزانه) ژتونهایی دریافت مینمودن که قابل تبدیل به پاداش‌های مادی(مثل پول یا تماشای تلویزیون)بوده است. در برخی موارد شرط آزادی فرد پیشرفت موفقیت آمیزدر سطوح مختلف و متوالی رفتارهای مطلوب نیز بود. مسئله عمده و اصلی در برنامه‌های تغییر رفتار، آن است که رفتارهای بزهکارانه داخل نهاده‌های تادیبی قابل تغییر و اصلاح است، ولی تغییر رفتار‌های بزهکارانه در داخل اجتماع بسیار دشوارتر خواهد بود. امروزه موضوع اثر بخشی طرح‌های تغییر رفتار در دگرگون ساختن رفتار بزهکارانه، در قالب تحقیقات منطقی و مدون بطور قطع به اثبات نرسیده است.( نجفی ابرندآبادی، هاشم بیگی، 56:1390)
درمان در مفهوم مضیق آن، عبارت است ازمداوا و معالجه پزشکی(مداوا از طریق تغییر حالت)، گو اینکه امروزه مداوا و معالجه روانی- اجتماعی(مداوا از طریق ایجاد ارتباط) نیز می‌باشد. طیف معالجات مبتنی بر استحاله (یا ایجاد دگرگونی) که احتمال استفاده از آنها در زندانها و یا بیمارستانهای روانی، برای مقابله با مشکلات رفتاری، بیش از بقیه روشها است شامل تجویز داروهای ضد روان پریشی، ضد افسردگی، ضد اضطراب وآرام بخش و خواب آور، درمان با تشنج برقی و مانند این ها است. اینگونه اشکال درمان پزشکی استاندارد، در ارتباط با مسائل خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرد که برای آنها، روشهای معمول در پزشکی تجویز شده است. از سوی دیگر، درمان از طریق ایجاد ارتباط، که از دهه 1960 به این سو به نحو روزافزونی عمومیت یافته و مبتنی بر مدلهای یادگیری یا اصلاح است، عموما در ارتباط بامشکلاتی از قبیل اعتیاد، مشکلات جنسی یا مشکلات روابط میان فردی یا فقدان مهارتهای اجتماعی، مورد استفاده واقع میشود.
دو شکل اصلی درمان