منابع و ماخذ تحقیق مهارت های حرکتی، رشد حرکتی، توانایی حرکتی

8. انگشتان به طور موثر توپ را چنگ می زنند.
2. مشکلات رشدی
1. ناتوانی در کنترل جسم یا توپ
2. عدم انعطاف در دریافت کردن
3. نگه داشتن انگشتان به صورت سفت و مستقیم در راستای توپ
4. ناتوانی در تنظیم وضعیت دستها با ارتفاع و مسیر حرکت توپ
5. ناتوانی در تنظیم الگوی دریافت کردن متناسب با اشیاء دارای وزن و نیروهای متفاوت
6. برداشتن چشم ها از جسم یا توپ
7. بستن چشم ها
8. ناتوانایی در تمرکز بر توپ یا دنبال کردن آن
9. از دست دادن تعادل به هنگام دریافت جسم دارای سرعت بالا به علت ایستادن نامناسب
10. بستن دستها زودتر یا دیرتر از زمان مقرر
11. ناتوانایی در قرار دادن بدن در مسیر توپ (گالاهو –ازمون 2006).*******
پیشینه:
بر طبق مدل نظری رشد حرکتی گالاهو یکی از دوره های رشد حرکتی دوره حرکات بنیادی است که از 2 تا 6 سالگی را در برمی گیرد. دو دسته از این مهارتها مهارت های جابجایی از جمله دویدن، پریدن و لی لی کردن و مهارت های حرکتی کنترل شیء از جمله پرتاب و دریافت توپ و ضربه به توپ می باشد. مهارت های حرکتی بنیادی در زمره حرکات درشت یعنی حرکاتی که مستلزم عمل عضلات بزرگ و تولید کننده نیرو هستند در نظر گرفته می شوند و زیربنای مهارتهای ورزشی هستند تحقیقات مربوط به تفاوتهای جنسیتی در توانایی های حرکتی بنیادی نشان می دهد که در بین کودکان 8 تا 13 سال پسران توانایی بیشتری نسبت به دختران از خود نشان می دهند (گودوی و رادیسیل 1997) .
تحقیقات خارج از کشور
لارسیپ و لیبلیک (2002) با مطالعه بررسی کودکان 10 تا 13 سال نتیجه گرفتند که بین دختران و پسران در توانایی حرکتی تفاوت وجود دارد.
توماتس و فرنچ (1985) با تحلیل 64 تحقیق انجام شده در این زمینه گزارش کردند که پسران در دوران کودکی و نوجوانی در مهارتهای پرش طول (مسافت پرش)، دریافت کردن (تعداد دریافت های موفق)، پرتاب کردن (مسافت پرتاب) و دویدن (سرعت در مسافتهای کوتاه) بهتر از دختران عمل می کنند و این تفاوتها پیش از بلوغ در مورد دویدن، پرش طولی و دریافت کردن کم تا متوسط و در مورد پرتاب کردن زیاد است. اما پس از بلوغ تفاوتهای جنسیتی در مورد هر چهار مهارت به طور قابل توجهی افزایش می یابد به علاوه بعضی تحقیقات اثر تجربه و تمرین یا نوع بازیها و ورزشهایی که دختران و پسران به سمت شرکت در آنها سوق داده می شوند را مهمتر از نقش عوامل بیولوژیکی در این تفاوتها در طی کودکی به ویژه در پیش گرفتن پسران از دختران در مهارتهایی مثل پرتاب کردن بیان کرده اند. رادسیپ و همکاران (1995).
رابینسون (2011) نیز تحقیقی را با عنوان رابطه بین شایستگی بدنی درک و مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان پیش دبستانی انجام داد. این تحقیق دارای دو هدف بود؛ هدف اول یافتن بین شایستگی بدنی درک شده و مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان پیش دبستانی و هدف دوم تعیین اثر جنسیت بر روی شایستگی بدنی درک شده و مهارت های حرکتی بنیادی در این کودکان بود. نمونه های این تحقیق شامل 119 کودک با میانگین سنی 4 سال بودند. برای ارزیابی مهارتهای حرکتی بنیادی از آزمون TGMD-2 استفاده شد. TGMD-2 آزمونی است فرایند مدار که رشد مهارت های حرکتی بنیادی کودکان سه تا 11 سال را می سنجد و نتایج آن به دو صورت هنجاری و ملاکی قابل تفسیر است. این آزمون که در نتایج سنجش و رشد حرکتی از جمله رایج ترین آزمون های سنجش در حوزه تربیت بدنی معرفی شده است کاربری آن برای شناسایی کودکان دارای تأخیر رشد حرکتی درشت، سنجش پیشرفت کودک در این مهارت ها، برنامه کیفیت این برنامه تأیید شده است. TGMD-2 از دو خرده آزمون جابجایی و کنترل شیء تشکیل شده است. هر خرده آزمون شش مهارت حرکتی بنیادی را شامل می شود. مهارت های خرده آزمون جابه جایی عبارتند از دویدن، یورتمه رفتن، لی لی، گام کشیده، پرش افقی و سرخوردن می باشد. مهارت های کنترل شیء و نیز عبارتند از: ضربه زدن به توپ ثابت، دریبل درجا، گرفتن (دریافت)، ضربه زدن با پاها، پرتاب از بالای شانه و از پایین. تفاوتهای جنسیتی در این تحقیق نشان داد که پسران از اجرای مهارت های حرکتی ماهرتر و همچنین شایستگی بدنی درک شده بالاتری نسبت به دختران برخوردار هستند. بعلاوه نتایج نشان داد یک ارتباط متوسط و معنی داری بین شایستگی حرکتی درک شده و مهارتهای حرکتی بنیادی وجود دارد.
رودیسیل و همکارانش (1993) با انجام تحقیقی به تعیین توانایی رشد حرکتی در کودکان پرداختند. شرکت کنندگان این تحقیق 216 کودک پسر و دختر با دامنه سنی 9 تا 11 سال بودند نتایج نشان داد بین دختران و پسران در توانایی حرکتی تفاوت وجود دارد. به طوری که پسران توانایی حرکتی بالاتری را از خود نشان دادند. به علاوه نشان دادند که بین گروه های سنی 9 ،10 و 11 سال در توانایی حرکتی تفاوت وجود دارد به طوری که با افزایش سن میزان توانایی حرکتی افزایش می یابد.
رودسیپ و لیبلیک 2002 ؛ ام هیج 2008) با انجام تحقیقی روی رشد مهارت های حرکتی کودکان و اثر آن در انگیزش پرداختند و نتیجه گرفتند که رشد حرکتی درشت یعنی رشد مهارتهای حرکتی بنیادی در احساس شایستگی و ایجاد انگیزش برای تحرک نقش مهمی دارد. لذا یک معلم با شناخت چگونگی ارزیابی و ادراک این کودکان از سطح کفایت و تبحر بدنی و حرکتی خود و همچنین با آگاهی از سطح واقعی رشد حرکتی آنها می توانند برنامه ریزی بهتر و مفیدتری را در راستای افزایش فعالیت جسمانی و قوای جسمانی آنان انجام دهد.
ام هیج (2008) در مطالعه ای به تعیین رابطه بین آمادگی جسمانی و توانایی حرکتی در کودکان 9 تا10 سال (میانگین سنی 7/9) پرداخت. نتایج نشان داد که یک رابطه معنی داری بین توانایی حرکتی و آمادگی جسمانی وجود دارد.
رابینسون لی (2011) نیز تحقیقی را با عنوان رابطه بین شایستگی بدنی درک شده و مهارت های حرکتی بنیادی در 119 کودک با میانگین سنی 4 سال انجام داد نتایج نشان داد یک ارتباط متوسط و معنی داری بین شایستگی حرکتی درک شد و مهارت های حرکتی بنیادی وجود دارد.
شیلا کاتلین (2010) نیز در تحقیقی به رابطه بین رشد مهارتهای حرکتی، ظرفیت هوازی ترکیب بدنی و شایستگی حرکتی درک شده در کودکان کلاس چهارم پرداخت برای ارزیابی مهارت های حرکتی از – آزمون حرکات درشت اولریخ استفاده کرد. نتایج این تحقیق نشان دادکه پسران هرچند در خرده آزمون کنترل شیء و نمره بهره حرکتی درشت نسبت به دختران بالاتر بودند اما میانگین نمرات آنها در خرده آزمون جابه جایی نسبت به دختران پایین تر بود. همان طور که مطالعات نشان داده اند پسران در شاخص قابلیت حرکتی به خصوص در خرده آزمون کنترل شیء بالاتر از دختران بودند. برطبق ادبیات تحقیق در رشد حرکتی، دلیل تفاوت های جنسیتی در مهارتهای حرکتی بنیادی که غالباً با برتری پسران در مهارتهای دستکاری و توپی چون پرتاب ها و ضربه ها دیده می شود. عوامل بیولوژیکی، محیطی و یا تعامل این دو می باشد. (زارع زاده 1388).از دلایل این برتری که شیلا کاتلین (2010) نیز در تحقیق خود به آن اشاره کرده است این است که پسران در ورزش های سازمان یافته ای که مهارت های کنترل شیء بیشتر در آنها درگیر است شرکت می کنند.
و دختران نیز در ورزش هایی نظیر شنا، رقص، و ایروبیک که مهارتهای کنترل شیء کمتر در آنها دیده می شود شرکت می کنند. بنابراین ممکن است دختران این مهارتها را خیلی تمرین نکنند به همین خاطر میانگین اجرای آن ها در خرده آزمون کنترل شیء از پسران کمتر است بنابراین به نظر می رسد نوع بازی ها و ورزش هایی که پسران و دختران برای شرکت در آن ها تشویق می شوند بتواند این تفاوت های مهارتی در دو جنسیت را توضیح دهد. (زارع زاده 1388)
نتایج تحقیق آنها نشان داد که پسران در هر خرده آزمون شیء و جابجایی نسبت به دختران بالاتر هستند. یافته های این تحقیق با برخی تحقیقات گذشته از قبیل رودیسیل و همکاران 1993، اولریخ و همکاران 1987) رابینسون 2007، لارسون و گودوی (2007) و همچنین ام بی اینتر (2009) هم خوانی دارد و یا نتایج تحقیقاتی نظیر بارنت (2008) و شیلا (2010) به خصوص در خرده آزمون جابه جایی تفاوت می کند. فعالیت بدنی در سبک زندگی کودکان و نوجوانان بسیار مهم است و ممکن است به اشکال مختلف، شامل بازی آزاد و ورزش، تربیت بدنی در مدرسه و وزش هایی سازمان یافته آشکار شود و یکی از عوامل محیطی مهم در رشد الگوهای بنیادی به شمار می آید. به دلیل بافت فرهنگی حاکم بر جامعه ما دختران نسبت به پسران کمتر در فعالیت های سازمان یافته و یا حتی در فعالیتهای بدنی خارج از مدرسه شرکت می کنند. از طرفی هم به دلیل اینکه در مدارس جامعه ما کمتر به توسعه و پیشرفت مهارت های بنیادی در کودکان پرداخته می شود می توان پیش بینی کرد که دختران جامعه ما نسبت به پسران در رشد مهارت های بنیادی با تأخیر روبه رو باشند به طوری که مطالعات نشان داده است که برنامه های آموزشی طراحی شده شامل فعالیتهای بدنی هدف دار، رشد مهارت های حرکتی بنیادی را در کودکان افزایش می دهد و بهبود رشد مهارت های حرکتی بنیادی برای انتقال به مهارت های پیچیده در ورزش هایی سازمان دهی شده در آینده بسیار ضروری است. بقالیان (1383)
باربارو چیرو اسپساتو، کارگابو، نادیا والنتینی، ماری رودیسیل مقایسه کردند پسرها و دخترها 3 تا 10 سال را در مهارتهای حرکتی بنیادی و نتیجه گرفتند که پسرها نسبت به دخترها عملکرد بهتری داشتند و نمره بالاتری گرفتند

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوعشهر تهران، بهره بردار، دوران مدرن