منبع پایان نامه ارشد درباره دانش آموزان، دانش آموز، سلامت روان

در تحقیق خود به عنوان اثربخشی روش های آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان بر عاطفه و خلق جانبازان شیمیایی به این نتیجه رسید که روش های درمانی تنظیم هیجان باعث افزایش خلق و عاطفه مثبت
می شود(نریمانی، 2012).
به تحقیق مهر دوست تحت عنوان روش پذیرش و تعهد درمانی در کاهش توجه متمرکز بر خود و بهبود باورهای
خود کارآمدی برای موقعیت های اجتماعی دانشجویان با اختلال اضطراب اجتماعی موثر است(مهردوست و همکاران ،1392).
دباغی و همکاران (1386) نشان دادند که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در کاهش میزان عود،
افزایش اطاعت درمانی و میزان ابقاء در درمان موثر باشد.
به تحقیق نریمانی تحت عنوان اثر بخشی آموزش های پذیرش و تعهد و تنظیم هیجان بر سازگاری دانش آموزان
دارای اختلال ریاضی بود. به این نتیجه رسید که آموزش پذیرش و تعهد و تنظیم هیجان نسبت به گروه کنترل بر
بهبود سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی اثربخش بود(نریمانی و همکاران،1392).
به تحقیق ایزدی تحت عنوان کاهش علائم وسواس در بیماران مبتلا به وسواس فکری و عملی مقاوم به درمان از طریق درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بود. به این نتیجه رسید که میزان اعتقاد به فکر، پریشانی ناشی از فکر وسواسی و نیز لزوم پاسخ دهی به فکر وسواسی نیز در هر سه بیمار کاهش داشت( ایزدی و همکار،1392).
3-2-1 پژوهش های صورت گرفته در خارج از ایران :
در حوزه تعهد و پذیرش :
در پژوهشی تاثیر درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رفتارهای اجتنابی و مشکلات زندگی افراد با اختلال اضطراب اجتماعی بررسی گردید و داده ها کاهش چشمگیری را در ترس اجتماعی و رفتارهای اجتنابی نشان دادند (آسمن1 و همکاران،2006).
کلارک در پژوهشی که سعی داشت کارایی پذیرش و تعهد درمانی برای اختلالات اضطرابی را بررسی نماید، نشان داد که این روش برای درمان بیماران دارای اختلالات اضطرابی موثر است (کلارک2،2002).
رایان و داسی(2000) نشان دادند که پذیرش و تعهد ممکن است به مردم در تعدیل الگوهای رفتاری منفی و افکار اتو ماتیک کمک نماید و این امر نیز منجر به تنظیم رفتارهای مثبت مرتبط با سلامتی می شود(جانکین ،2007).
هم چنین در پژوهشی که در سال 2003 انجام شده ، مشخص گردید که یادگیری مهارت های مربوط به پذیرش و ذهن آگاهی در روش پذیرش و تعهد درمانی در بهبود کنش های روانشناختی ، احتمالا به وسیله شکل گیری سازگارانه ای از توجه متمرکز بر خود که نشخوارهای ذهنی و اجتناب های هیجانی را کاهش داده و باعث پیشرفت در خودتنظیمی های رفتاری می شود، موثر است (روث ، 2003).
ویکسل 3و همکاران (2005)با بکارگیری پذیرش و تعهد درمانی در توانبخشی یک بیمار چهارده ساله مبتلا به درد مزمن در قالب یک پژوهش موردی ، با تاکید بر ارزش های فردی و افزایش خزانه رفتاری بیمار نشان
دادند که کارکردهای روزانه از جمله وضعیت تحصیلی ،بهبود و سطوح تجربه درد کاهش یافت و بر میزان
موفقیت های فردی افزوده گردید.
ولز و مک کراکن (2008) در رابطه با اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی بر روی درمان بیماران مبتلا به درد -های مزمن با بررسی بر روی 171 بیمار نشان دادند که پس از اجرای طرح درمانی،بیماران در شاخص -هایی از فبیل میزان تجربه درد،افسردگی ، اضطراب و ناتوانایی و معلولیت ،وضعیت شغلی و عملکرد فیزیکی ، بهبودی معناداری را نسبت به قبل از اجرای درمان نشان دادند.
در حوزه خود کارآمدی:
نتایج تحقیق لواسانی و همکاران(1387) در پژوهشی با هدف شناسایی اثر آموزش راهبردهای خودنظم بخشی بر راهبردهای یادگیری، خودکارآمدی و اهداف پیشرفت دانش آموزان دختر مردود در درس ریاضی (و با استفاده از دو گروه آزمایش و گواه) نشان داد که آموزش خودنظم بخشی بر اهداف پیشرفت اثر معناداری داشته است، بدین معنا که در گروه آزمایشی، در مقایسه با گروه کنترل، جهت گیری هدفی تجربی بیشتر و جهت گیری های عملکردی کمتر شده است. همچنین، گروه آزمایشی، به صورت معناداری خودکارآمدی و راهبردهای یادگیری بالاتری را پس از آموزش در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند
میرکمالی و حسینی (1387)
در پژوهشی به بررسی رابطه ی بین روحیه و خودکارآمدی پرداخته اند؛ یافته های پژوهش حاکی از ان است که بین روحیه مدرسان مراکز تربیت معلم و خودکارآمدی آنان رابطه ی مثبت مناداری وجود دارد.خرازی و همکاران(1367) در پزوهشی با عنوان بررسی رابطه اهداف پیشرفت، خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی: آزمون یک الگوی علی، به بررسی رابطه اهداف پیشرفت، خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی دانش آموزان پسر پایه سوم دبیرستان های نظری شهر تهران پرداختند. نتایج نشان داد که مولفه های اهداف پیشرفت، خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی دو به دو با یکدیگر همبستگی دارند.
نتایج پژوهش یارایی(1387) نشان داد که سطح خودکارآمدی تحصیلی کودکان عادی از کودکان کار بالاتر بوده ولی سطح خودکارآمدی اجتماعی و خود- تنظیمی کودکان کار از کودکان عادی(بدون تجربه کار) بیشتر است. به طور کلی سطح خودکارآمدی تحصیلی در دختران بیشتر از پسران بوده ولی در خودکارآمدی اجتماعی و خود-تنظیمی، پسران عملکرد بهتری دارند. اثر تعاملی جنسیت در میزان خودکارآمدی کودکان کار و عادی نیز معنی دار نبود.
اعرابیان و همکاران نیز در پژوهش خود به این نتایج دست یافتند: باورهای خودکارآمدی قوی بر سلامت روانی دانشجویان تاثیر مثبت داشته در حالی که این باورها بر موفقیت تحصیلی دانشجویان موثر نمی باشد. همچنین تفاوتهای باورهای خودکارآمدی نمونه ی بررسی با توجه به جنس و گروه های تحصیلی معنادار نبود.
احدی و همکاران (1388)در پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط هوش هیجانی، سبک اسناد و خودکارآمدی با رضایت از زندگی در زنان شاغل، به این نتایج رسیدند: بین هوش هیجانی و خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد. بین سبک های اسنادات و رضایت از زندگی رابطه ی معنی داری دیده نشد. نتابج رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی توان پیش بینی رضایت از زندگی را دارد.
مسعود نیا(1387)نیز در بررسی خود با عنوان خودکارآمدی عمومی و فوبی اجتماعی: ارزیابی مدل شناختی اجتماعی بندورا به این نتایج دست یافت: همبستگی معنی داری بین خودکارآمدی و فوبی اجتماعی به طور کلی و نیز بین خودکارآمدی و مولفه های ترس از افراد معتبر، ترس از انتقاد و خجالت، و ترس از صحبت در جمع و با غریبه ها وجود داشت. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که مولفه های خودکارآمدی، 20.1 در صد از واریانس فوبی اجتماعی را تبیین کرده است. یافته های این مطالعه اعتبار و توانایی مدل شناختی اجتماعی بندورا را به عنوان یک مدل نظری در تبیین و پیش بینی فوبی اجتماعی دانشجویان نشان داد. سازه ی خودکارآمدی، به عنوان سازه ی اصلی در تئوری شناختی اجتماعی بندورا به خوبی توانسته است تغییرات در فوبی دانشجویان را تبیین کند.
در پژوهش دیگری از مسعودنیا، تفاوت معنی داری بین پاسخگویان با سطوح مختلف خودکارآمدی ادارک شده با توجه به راهبردهای مقابله ای، مقابله فعالانه، مقابله هیجان مدار، مقابله اجتنابی به طور کلی و مؤلفه های جستجوی حمایت اجتماعی دیده شد. تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نیز نشان داد که متغیر خودکارآمدی و خویشتنداری20/0 از واریانس متغیر راهبردهای مقابله ای را تبیین نموده است. نتایج مبین این نکته است که؛ بهره گیری بیشتر افراد با خودکارآمدی بالا از راهبردهای مقابله ای مسأله مدار، و کاربرد بیشتر افراد با خودکارآمدی پایین از راهبردهای مقابله ای هیجان مدار، مقابله اجتنابی و خویشتنداری، مورد تردید قرار میگیرد.
نتایج پژوهش حجازی(1387) و نقش نیز نشان داد که بین اهداف تبحری و خودکارآمدی ریاضی رابطه ای معنادار وجود دارد حال آنکه رابطه بین اهداف عملکردی و خودکارآمدی معنادار نمی باشد
همکارانش (1385)نیز متغیر خودکارآمدی نسبت به سایر متغیرهای بررسی شده، بیشترین اثرمستقیم را بر پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی نشان داد.
مطابق با یافته های احمدی و دیگران(1385) دانش آموزان دارای فعالیتهای ورزشی و هنری و برنامه ریزی منظم از خودباوری (خودکارآمدی) بالاتری در مقایسه با دانش آموزان فاقد فعالیتهای ورزشی و هنری و برنامه ریزی برخوردارند. همچنین نتایج نشان داد به غیر از اعضای خانواده، رابطه ی دیگر متغیرها(شیوه های تربیتی، شیوه های مقابله، دلپذیر بودن، برونگرایی، پیشرفت تحصیلی، میزان تحصیلات والدین و درآمد) با خودکارآمدی معنی دار می باشد.
در پژوهشی که هدف اصلی آن، بررسی سهم عوامل انگیزشی خودکار آمدی، اهداف تسلط و ادراک سودمندی تکالیف در میزان استفاده از راهبرد های شناختی و فرا شناختی در فرایند یادگیری بود، نتایج به دست آمده از آزمون تحلیل رگرسیون، نشان داد که عامل خودکارآمدی، اهداف تسلط و ادراک سودمندی تکالیف، قدرت پیش بینی راهبرد های شناختی و فرا شناختی را دارند. عامل خودکارآمدی قدرت پیش بینی اهداف تسلط و سودمندی تکالیف و متغیر سودمندی تکالیف نیز قدرت پیش بینی اهداف تسلط را دارا بود. همچنین با توجه به نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داده شد که خودکارآمدی هم به طور مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق تأثیر بر اهداف تسلط و سودمندی تکالیف بر راهبرد های شناختی و فرا شناختی تأثیر می گذارد. همچنین از طریق تأثیر بر راهبرد های شناختی و فرا شناختی می تواند پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند. به این ترتیب، نتیجه گرفته شد که خودکار آمدی اثرگذارترین عامل انگیزشی بوده و راهبردهای شناختی و فرا شناختی به عنوان عامل میانجی گر، واسطه بین عوامل انگیزشی و پیشرفت تحصیلی است( دیره، 1388).
در پژوهش کرامتی و شهرآرای(1383) رابطه میان خودکارآمدی ادراک شده و عملکرد ریاضی بررسی شده است. نتایج نشان داد که میان خودکارآمدی و پیشرفت در ریاضی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد، اما تفاوتی معنادار میان دختران و پسران در زمینه خودکارآمدی و پیشرفت ریاضی ملاحظه نشد.
کجباف و همکاران (1382)در تحقیقات خود( در بررسی رابطه باورهای انگیزشی نظیر
خودکارآمدی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با عملکرد دانش آموزان) به این نتایج دست یافتند: خودتنظیمی، خودکارآمدی و اضطراب امتحان بهترین پیش بینی کنندگان عملکرد تحصیلی می یاشند. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان دختر و پسر در زمینه ی اضطراب امتحان تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج همچنین حاکی از آن بود که در سایر متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری بین دختر و پسر وجود ندارد.
تحقیقات طهماسیان و همکاران (1386)نیز که در حوزه ی خودکارآمدی ورزشی صورت گرفته است حاکی از آن است که خوداثرمندی( خودکارآمدی) ارائه ی مهارتهای جسمانی و کسب ارزیابی مثبت اجتماعی به طور مستقیم و همچنین به طور غیر مستقیم از طریق اجتناب اجتماعی و طرد همسالان بر افسردگی نوجوانان موثر است. خوداثرمندی مهارت و تسلط اجتماعی بر افسردگی نوجوانان تاثیر مستقیم نداشته و از طریق اجتناب اجتماعی و طرد همسالان بر افسردگی نوجوانان موثر است.
نتایج پژوهش نجفی و فولاد چنگ(1386) تحت عنوان ” رابطه خودکارآمدی و سلامت روان در دانش آموزان دبیرستانی” نیز نشان داد که بین خودکارآمدی و نشانگان مرضی رابطهی معنی دار و معکوس وجود دارد.بین خودکارآمدی و سلامت روان همبستگی مثبت معنی دار یافت شد. همچنین مشاهده شد که بین دو گروه دختر و پسر از لحاظ خودکارآمدیو سلامت روان تفاوت معنی داری وجودندارد. در این پژوهش وجود رابطه ی معنی دار بین باورهای خودکار آمدی و سلامت روان ( نشانگان مرضی کمتر)‌ تایید شد.
منیجه شهنی ییلاق و همکاران(1384) نیز در پژوهشی به بررسی روابط بین موضوعی و درون موضوعی انگیزش تحصیلی( خودکارآمدی،ارزش

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعارتباط با مشتری، مدیریت ارتباط، CRM