منبع پایان نامه با موضوع رسول اکرم (ص)، کارشناسان، طلاق

اسم دیگری نامید.
تحلیل دکتر محمود زند مقدم از قتل‌هایی که در سیستان و بلوچستان تحت عنوان “شَگام” روی می‌دهد به نظرمی رسد
بخشی که واقعاً می‌توان بر آن برای رونق بلوچستان سرمایه گذاری کرد و از آن پاسخ گرفت اقتصاد دریاست. در گذشته بلوچ‌ها با کشتی‌های قدیمی که موتوری هم به آن نصب می‌کردند، می‌توانستند حداکثر سه روز از ساحل فاصله بگیرند به همین دلیل به فکر تأسیس دانشگاه دریانوردی افتادم هنوز برخی بلوچ‌ها برای گرفتن انتقام خون پدر، پسر یا برادر خود اسلحه‌هایشان را بر شانه می‌اندازند و در کمین می‌نشینند تا قاتل یا افراد دیگری از طایفه او را به گلوله ببندند(زندمقدم،1374).
هرچند “شگام” و انتقام گیری‌های طایفه یی رسمی کهنه در میان بلوچ‌هاست اما مرور اخبار منتشر شده در این باره نشان می‌دهد نزدیک به دو سال است که در شهرستان‌های ایرانشهر، خاش، سراوان و میرجاوه قتل‌های زنجیره یی و قومی رونق گرفته و همین امر موجی از نگرانی‌ها را درپی داشته است. “شگام” همان طعنه‌هایی است که به بستگان قربانی می‌زنند تا آن‌ها را برای گرفتن انتقام تحریک کنند. انگار قرار نیست کابوس زندگی کردن زیر سایه سیاه این طعنه‌ها برای مردم سیستان و بلوچستان پایان یابد. کابوسی که طی آن، درگیری‌های طایفه یی هرچند وقت یک بار خون بی گناهان را بر زمین می‌ریزد و به گفته “حمیدرضا پشنگ”، نماینده مردم خاش، میرجاوه و نصرت آباد در مجلس “حتی مسوولان امنیتی نیز نتوانسته‌اند در برخورد با آن‌ها موفق عمل کنند.” با این همه دکتر “محمود زند مقدم” که بیش از 50 سال از عمر خود را صرف تحقیق در بلوچستان کرده، معتقد است که در جامعه امروزی بلوچستان، دلیل برادرکشی‌ها با گذشته تفاوت دارد. او که به گواه اساتید جامعه شناسی، تک نگاری‌هایش در پنج جلد، معتبرترین سندی است که فرهنگ بلوچ را به تصویر کشیده و کتاب ششم او شش سال است که در انجمن آثار و مفاخر ایران در انتظار انتشار است، در گفت وگو با “اعتماد” از روزهایی می‌گوید که همیشه داوطلب سفر به بلوچستان بوده است. سرزمینی که به گفته او “در دهه چهل شمسی، گویی فاصله‌اش با پیدایش تاریخ تنها دو قدم بوده است.” اما دکتر زند مقدم می‌گوید که زمانه برای بلوچ‌ها عوض شده است: “امروز دیگر ساختار قبیله در بلوچستان مانند گذشته نیست. مردم هویت خود را از قبیله نمی‌گیرند اما فقر آموزشی و معیشتی آن‌ها را از معنای واقعی شهرنشینی دور نگه داشته و نیازهای تغییر یافته مردم برآورده نشده است.” با او در اتاق کارش در خانه قدیمی و کوچکش به گفت وگو نشسته‌ایم.
به نظر می‌رسد شگام و انتقام گیری همیشه در میان بلوچ‌ها وجود داشته است اما قواعدی نانوشته داشته است. مثلادر انتقام گیری‌ها زنان و کودکان را نمی‌کشتند اما در درگیری‌های دو سال گذشته شاهد کشته شدن زنان و کودکان در انتقام گیری‌های طایفه یی بوده‌ایم. فکر می‌کنید دلیل این تغییر چیست؟
متحول شدن و تغییر یافتن، خصلت سنت‌هاست. متناسب با تغییر روزگار، بخش‌هایی از سنت خودش را با شرایط جدید وفق می‌دهد. آن بخشی که نمی‌تواند وفق یابد، میراست و از بین می‌رود اما سنت‌ها همیشه وجود دارند هرچند در شکل و فرم جدید.
در بلوچستان ساخت طایفه‌ها و قبیله‌ها مخصوص به خود و کاستی طبقاتی بود. چیزی شبیه آنچه در نظام کاستی هند وجود دارد. خانواده سردار (خان طوایف بلوچ را سردار می‌گفتند) در بالای هرم بعد قوم و خویش سردار و بعد درزاده ها و بعد دهقان‌ها و بعد می‌رسد به غلام‌ها و لری‌ها (کولی‌ها) بلوچ‌ها و فرهنگ بلوچ هم مثل سایر نقاط ایران تغییر کرده‌اند. برای بررسی درگیری‌هایی که امروزه در بلوچستان رخ می‌دهد باید دو نکته را در نظر داشته باشیم که ما دیگر با آن بلوچستان قبیله یی مواجه نیستیم. دوم اینکه وقتی ساخت تغییر کرده است، نیازها و خواست جامعه نیز عوض شده، بنابراین وقایعی که در جامعه اتفاق افتاده را نباید در ساختار قبیله یی جست وجو کرد. اگر بروید جست وجو کنید خواهید دید که مشکلات دیگری هم در این درگیری‌ها دخیل بوده است.
بلوچ‌ها دو دسته بودند. کوه نشین و کاه نشین. از آنجا که بلوچ‌ها بر اساس گویش دوره پهلوی که به ایران می‌گفتند ایرانشهر، هنوز حتی به روستاهای خود هم شهر می گویند، هر جمعیت ساکنی را شهرنشین می‌دانند. کاه نشین ها شهرنشین بودند. آن‌ها جمعیتی ساکن بودند و کار تولیدی می‌کردند و دام در کنار این تولید توسعه پیدا می‌کرد. نه از طریق کوچ و حرکت. اما کوه نشینان تفنگدار بودند و جنگجو و از طریق حمله به کاه نشینان به آذوقه و ثروت دست پیدا می‌کردند. اما در حال حاضر بلوچ دیگر فرهنگ غارت ندارد. اقتصاد بلوچ تغییر کرده است و نحوه زندگی آن‌ها هم تغییر کرده است. همین امر سبب شده تا ساخت جامعه از شکل قبیله یی به شهری تغییر کند. پیوستگی‌های جامعه دیگر مانند گذشته نیست. اقتصاد در بلوچستان دگرگون شده است. در بلوچستان کارخانه‌هایی وجود دارد. بندر آزاد در این منطقه وجود دارد. دیگر بلوچ نیاز ندارد تفنگدار باشد و برود بالای کوه زندگی کند و برای گذران زندگی غارت کند. تجارت رشد کرده و سیستم ماهیگیری مدرن شده است حتی می‌توان ماهی‌ها را منجمد کرد تا در سایر استان‌ها به فروش برسند. الان بیشتر از 10 دانشگاه در بلوچستان فعال است. اما این تغییرات نیازهای بلوچ را جواب نمی‌دهد. توسعه در بلوچستان مغفول مانده است. بلوچ امروزه دید طایفه گرایی، قبیله گرایی و جغرافیاگرایی را کنار گذاشته است. امروز وقتی جوانان بلوچ از فقر یا توسعه، از آموزش یا اشتغال یا تبعیض سخن می گویند از تمام کشور صحبت می‌کنند. امروز نگاه آن‌ها ملی است و خود را به واسطه قبیله از بقیه جدا نمی‌دانند. این اثر آموزش است که یک دفعه از ابتدای تاریخ آدم‌ها را برمی دارد و به دوران معاصر می‌آورد که نگاهش امروزی است و از لاک قبیله گرایی بیرون می‌آید. این تحولاتی که طی این مدت در بلوچستان ایجاد شد.
سرهنگ رضا غنی لو، عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی اظهار داشت: مطالعات جهانی نشان داده تورم و فاصله طبقاتی نقش موثری در افزایش وقوع جرائم به خصوص جرائم خشن دارد. برای نمونه آدم ربائی نقش مستقیمی با فقر و فاصله طبقاتی دارد. انگیزه‌های این جرم معمولاً یک شبه پولدار شدن، آن هم با خشن‌ترین و ساده‌ترین روش است. معمولادر جوامعی که تفاوت فقیر و غنی زیاد شود و الگوهای مادی جای الگوهای معنوی را بگیرند، این جرم خودش را نشان می‌دهد و شروع به رشد می‌کند.
برخی کارشناسان نیز معتقدند، فقر همیشه منجر به جرم نمی‌شود، اما بررسی‌ها نشان داده‌اند که در طبقه متوسط آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری کمتر از طبقه پایین و اقشار فقیر جامعه است.
دکتر احمدی، آسیب شناس در این باره می‌گوید: در خانواده‌های فقیر نبود تغذیه مناسب و نامناسب بودن شرایط تحصیلی بسترساز مشکلات بعدی فرزندان این خانواده‌ها است. بیشتر فرزندان طبقه پائین با رها کردن تحصیل به سمت کار رفته و گاهی به دلیل مشکلات مالی و نبود کار مناسب به سمت جرم می‌روند.
وی افزود: برای کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر و تورم باید درآمدها به صورت عادلانه توزیع شود. اغلب این مجرمان پس از دستگیری مدعی می‌شوند برای انتقام از طبقه مرفه جامعه تصمیم به سرقت گرفته و حق از دست رفته خود را از آن‌ها می‌گرفتند. یکی دیگر از راه‌های کاهش جرم از سوی طبقه پائین جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است. عدم تأمین نیازهای اساسی خانواده، دوستان ناباب، محیط آلوده و…نیز از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است.
افزایش فقر و درکنار آن افزایش وقوع جرائم باعث شد مسوولان نیروی انتظامی و دستگاه قضا نیز به آن واکنش نشان دهند(احمدی،1391).
سردار اسماعیل احمدی مقدم، در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفت:با اعلام اینکه نزاع در چند سال اخیر افزایش داشته است تاکید کرد: افزایش نزاع تابع تورم، شرایط جوی و خشکسالی و در برخی از مناطق به علت مشکلات فرهنگی و کاهش آستانه تحمل افزایش یافته است که پیامد این امر بالا رفتن نرخ قتل در کشور است.
وی افزود: یکی از ظرفیت‌هایی که منجر به وقوع نزاع می‌شود انتخابات محلی و مجلس در شهرستان‌ها است که منجر به بروز تنش‌هایی می‌شود اما به طور کلی آستانه تحمل مردم کاهش یافته است.
فرمانده نیروی انتظامی ضمن توصیه به صدا و سیما برای فرهنگ سازی در این زمینه گفت: صدا و سیما باید فیلم‌ها و برنامه‌های شاد را افزایش داده و از پخش برنامه‌های کسالت زا در صورت امکان خودداری کند ضمن اینکه قتل و نزاع در زمان خشکسالی افزایش چشمگیری می‌یابد.
رئیس کل دادگستری استان البرز هم در اولین کارگاه تخصصی پیشگیری از وقوع جرم و آسیب‌های اجتماعی گفت: بیکاری، گرانی و تورم از موجبات بسیار مهم وقوع جرم در جامعه است و رفع آن‌ها طبیعتاً بر عهده قوه قضاییه نیست.
مهدوی راد تاکید کرد: پیشگیری از وقوع جرم یک ایده و هدف بسیار بزرگ با ابعاد بسیار گسترده است و با مطالعه ابعاد آن و برشمردن عوامل ایجاد جرم در جامعه مشخص می‌شود که پیشگیری از وقوع جرم به صورت محض، در حیطه وظایف قوه قضاییه نیست به‌عنوان مثال اشتغال زایی یکی از وظایف خاص قوه مجریه است و عدم ایجاد اشتغال خود موجب مشکلات عدیده ای در جامعه می‌شود زیرا بیکاری یکی از علل مهم وقوع انواع جرم در جامعه است و هر چقدر یک انسان با ایمان و با دیانت باشد، شرایط بد زندگانی و فقر او را وادار می‌کند که به سمت سرقت یا جرائم دیگر برود و از حضرت رسول اکرم (ص) نقل است که “شکم گرسنه ایمان ندارد.
با این وجود به نظر می‌رسد مشکلات اقتصادی طی سال‌های اخیر تأثیر زیادی بر روی کاهش آستانه تحمل افراد جامعه به خصوص جوانان داشته است که این موضوع باعث شده در برابر هر کنشی از خود واکنش نشان دهند. پس در گام بعدی نیاز است آستانه تحمل را در جامعه بالا برد که این موضوع ارتباط مستقیمی با رفاه اجتماعی دارد.
یک متخصص علوم رفتاری، اعتیاد، بیکاری، فقر، کمبود نشاط در جامعه، فشارهای فکری و مادی، بدگمانی، فاصله‌گرفتن از باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی، قانون گریزی و … را از جمله دلایلی دانست که وجود یک یا مجموعه‌ای از آن‌ها در فرد می‌تواند سبب وقوع جرائمی نظیر قتل‌های خانوادگی شود.
دکترمجید ابهری در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه قتل‌های خانوادگی ریشه در باورهای غلط فرهنگی و جغرافیایی افراد دارد خاطرنشان کرد: انتخاب نادرست شریک زندگی، ترس از طلاق و اجبار به ادامه دادن رابطه با آن فرد باعث بروز اختلافات رفتاری و خیانت زوجین به یکدیگرمی‌شود که در نهایت به جنایت و قتل‌های خانوادگی منجر خواهد شد.
این آسیب‌شناسی اجتماعی با اشاره به بروز خشونت در هنگام ارتکاب قتل اظهارداشت: نمایش فیلم‌های خشن و مروج خشونت از شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیون داخلی در کنار بازی‌های رایانه‌ای خشونت‌بار سبب ضعف مهارت‌های اجتماعی و عدم کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات از سوی افراد شده است(ابهری،1390).
حسین حبیبی می‌نویسد: اگر قتل به صورت قصد و از روی دشمنی باشد، از نظر اسلام از جمله جرائم بزرگ بوده که مرتکب آن مستحق مجازات در دنیا و آخرت هست، آیات زیادی صراحتاً حرام بودن قتل را بیان می‌دارد. از جمله آیات (33: أسراء) (32: المائده) (178-179: البقره) (45: المائده) و (93: النساء). همچنان احادیث زیادی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این باره نقل شده است، مثلاً:
چنانچه او می‌فرماید: “خون هیچ فرد مسلمانیکه گواهی می‌دهد که هیچ معبودی جز خدا نیست و من پیامبر خدایم حلال نیست، مگر به یکی از سه چیز: مرد یا زن محصن زانی، نفس در برابر نفس، و ترک کننده دین خود که او را از جماعت مسلمانان جدا کند.”
شیخ طوسی (ره) در مبسوط می‌گوید: در

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهمحدودیت ها، دینامیکی