منبع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، استان کرمان، زنان و دختران

تفریحی در کاهش بروز این اختلافات و متعاقب نزاع‌های دسته جمعی می‌تواند نقش عمده ای را داشته باشد.
نظر به اهمیت و تأثیر فراوان نقش افراد صاحب نام و با نفوذ طوایف در کنترل یا تشدید درگیری‌های طایفه ای شناسایی و ارتباط مستمر فرماندهان و مسئولان ناجا بااین افراد به عنوان یک ضرورت بیش از پیش اهمیت داده شود(انصاری،1380).
دستگاهای رسمی مانند د ستگاه قضایی و انتظامی برای برقراری ارتباط با طرفین درگیر به ویژه افراد با نفوذ نیازمند یک رابط و واسطه مناسب هست که به نظر می‌رسد شوراهای حل اختلاف به خوبی از عهده ایفای این نقش بر می‌آیند لذا تقویت شوراهای مذکور انتخاب و گماردن افراد صاحب نام آگاه و خوش نام در آن‌ها جهت افزایش اعتماد و استقبال مردم از آن‌ها پیشنهاد می‌گردد.
18-2- خشونت از دیدگاه قرآن مجید:
قرآن، شکل‌های خشونت برآمده از دل چنان بافت ناهمگون فکری و فرهنگی را چنین تصویر می‌کند:
“یا أیها الذین آمنوا لاتتّخذوا بطانه من دونکم لایألونکم خبالاً ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر… ها أنتم أولاء تحبّونهم ولایحبّونکم و تؤمنون بالکتاب کلّه و إذا لقوکم قالوا آمنّا و إذا خلوا عضّوا علیکم الأنامل من الغیظ…”) آل عمران/118 و 119)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید. آن‌ها از هرگونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. آن‌ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانه‌های) دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده و آنچه در دل‌ها شان پنهان است، از آن مهم تر است.
شما کسانی هستید که آن‌ها را دوست می‌دارید، اما آن‌ها شما را دوست ندارند0 در حالی که شما به همه کتاب‌های آسمانی ایمان دارید، (و آن‌ها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند) هنگامی که شما را ملاقات می‌کنند (به دروغ) می گویند: ایمان آورده‌ایم، اما هنگامی که تنها می‌شوند از شدت خشم بر شما سرانگشتان خود را به دندان می‌گزند.
سید حسین هاشمی در پژوهش خود تحت عنوان قرآن و عوامل رویکرد به خشونت می‌نویسد:
خشونت درتمام زاویه‌های فردی، اجتماعی و سیاسی آن، همانند هر پدیدار دیگر این جهان، برآیند زمینه‌ها و علل گوناگون است. از جمله عللی که در بروز خشونت مؤثر شناخته شده است می‌توان به نادرستی تربیت و پرورش کودکان، نوع تغذیه آدمیان، محیط خانوادگی، اجتماعی و طبیعی، فقر و اختلاف طبقاتی، بی عدالتی اجتماعی، ضعف و سستی بنیادهای اخلاقی، خلأهای معنوی و مذهبی، تفاوت نگرش‌ها، ضعف نظام‌های آموزشی و پرورشی و استبداد سیاسی اشاره کرد. اما از یک منظر و نگاه فلسفی می‌شود همه علت‌های مختلف را تجلیات متفاوت دو علت اصلی به شمار آورد0 تعارض آرا و عقاید و یا تضاد منافع (هاشمی،1390).
واقعیت اجتماعی خشونت مبتنی بر بافت متکثر جوامع انسانی از حیث فکر و فرهنگ، بایستگی راهکار برون رفت ازاین معضل را به مثابه یکی از دغدغه‌های جدی اندیشه وران درآورده است، نه از امروز بلکه ازگذشته دور، هر چند که وضعیت دنیای معاصر جست وجوی چاره را فوریت و ضرورت دو چندان بخشیده است زیرا در جهان کنونی قلمروهای سیاسی را نمی‌توان قلمرو اندیشه‌های خاص دانست.
در قلمرو معرفتی، گروهی از اندیشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که یکی از مناسب‌ترین راه‌های جلوگیری از خشونت، ترویج نسبی گرایی درحوزه امور واقع و ارزش‌هاست، به باور آنان، اگر این آموزه برای همگان پذیرفته افتد که دیدگاه‌های افراد، اقوام و فرهنگ‌های مختلف در خصوص حقایق و ارزش‌ها متفاوت است و الگوی مشترک که بتوان بر سر آن‌ها به توافق رسید و نیز ملاک‌های کلی و عام در مقام داوری میان مدعیان ناسازگار معرفتی و ارزشی وجود ندارد، زمینه زیست مسالمت آمیز به نیکوترین وجه آن میان اقوام، ملت‌ها و فرهنگ‌های متفاوت پدید می‌آید.
در این جوامع هر آموزه ای که ذهنیت قبیله ای و تجزیه شدن گروه‌ها را تقویت کند، بر پایه این پیش فرض که مفاهمه امکان ندارد و یا موازین حقیقت نما وجود ندارد، زمینه ساز بروز خشونت و درگیری می‌شود، آن هم در سطح بسیار گسترده، به ویژه اینکه ارتباط انسان‌ها و جوامع چنان در هم تنیده است که تنش اندک به ضایعه بزرگ و گاه جبران ناپذیر می‌انجامد.
چهار: درباور نسبی گرایی، عوامل و علت‌های بیشتری برای خشونت و ناروا داری موجود است، حال آنکه طرفدار بودن وجود حقایق مطلق و پیروان ادیان سنتی، بیشتر اهل تسامح و رواداری اند، و این به دو علت است یکی وجود و حضور حقایق مشترک و متعالی در میان ادیان سنتی گوناگون، و دیگری نبود چنان زمینه‌های مشاع و مشترک بنیادین بین نظرگاه لاادری گرایانه ـ دنیاگرایانه در یک طرف و نظرگاه دینی در طرف دیگر. این دو عامل اثباتی و سلبی، رواداری را در حوزه اندیشه نسبی گرایی به شدت کاهش داده است. به دیگر سخن “مدارا بر مبتنی سازی حقیقت، مستلزم عدم مدارا در قبال کسانی است که به وجود حقیقت مطلق قائل و نسبت به آن متعهدند”. چه آنکه نفس اثبات و ایجاب مدارا بر اساس نسبیت باوری، مولد نفی و عدم مدارا نسبت به دیگران است که حاضر نیستند با روند رایج نسبی سازی همراه شوند. (بهرامی،1379).
رئیس دادگاه کیفری استان کرمان مسائل ناموسی، شوهرکشی به دلیل اعتیاد شوهر و ارتباط همسر او با فردی دیگر، مصرف مشروبات الکلی در مهمانی‌ها و مراسم عروسی که به دعوا و قتل منجر می‌شود، معاملات مواد مخدر، حمل و نگهداری سلاح گرم از سوی مردم، تمرکز حضور افاغنه در جنوب کرمان و دسترسی سریع و آسان آن‌ها به مرزهای شرقی و فرار از کشور پس از ارتکاب جرم، اختلافات ملکی و منازعات قومی و طایفه ای را از علت‌های ارتکاب قتل در جنوب استان کرمان برمی شمرد.
مصطفی بنده می‌افزاید: متاسفانه به دلیل این که در این منطقه معاملات مواد مخدر رو به افزایش بوده و به موضوعی طبیعی تبدیل شده است، قاچاقچیان مواد مخدر به جراتی رسیده‌اند که مواد مخدرهای عمده را به صورت نسیه به افراد مختلف می‌فروشند و طبق قوانین خودشان اگر فرد خریدار پول مواد مخدر را در زمان معین نپردازد، آن‌ها برای تلافی کردن یک یا چند نفر از اعضای خانواده فرد بدهکار را ربوده و به قتل می‌رسانند.
این مقام قضایی نسبت به فراوانی سلاح در مناطق جنوبی کرمان هشدار می‌دهد و می‌گوید: آمار رو به افزایش حمل و نگهداری سلاح‌های گرم در این مناطق باعث شده بسیاری از افراد به پشتوانه این سلاح‌ها مرتکب قتل شوند به طوری که بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، حدود 40 درصد پرونده‌های ارتکاب قتل با سلاح گرم به دلیل دلگرم بودن فرد قاتل به سلاحی که در خانه‌اش نگهداری می‌کرده، بوده است. (تارنمای جام جم آنلاین، 12 مرداد 1392).
توسلی در مصاحبه با تارنمای سلامت نیوز به علل خشونت در جامعه ایرانی می‌کند و می‌گوید: با بیان اینکه به طور خلاصه خشونت نوعی حالت تهاجمی روانی است و در شرایطی است که افراد ناچارند و هیج راه دیگری را پیدا نمی‌کنند گفت: البته در افراد هم سطح هم این تهاجمات به وجود می‌آید مثلاً در گذشته بر سر تقسیم غنائم این خشونت‌ها بسیار زیاد ایجاد می‌شده است. تعصبات نقش مهمی در ایجاد خشونت‌ها دارند تعصبات دینی، نژادی، قومی، هر کدام به نوبه خود می‌توانند سر منشأ خشونت‌های جدی شوند به همین دلیل برخی گرایش‌های مسلمانان و یا یهودیان دست به خشونت می‌زنند.
این‌ها تعصبات قومی و مذهبی است که ندانسته در افراد رسوخ می‌کند و افراد به دلیل تحقیرهای نژادی، واکنش‌های خشونت آمیزی را از خود نشان می‌دهند. خشونت در جامعه متمدن هم رخ می‌دهد انسان‌ها هر چه از خوی های حیوانی خود دور شوند و به تمدن نزدیک تر شوند و تمدن و فرهنگ جانشین خشونت خواهد شد البته در جوامع جدید هم خشونت‌های زیادی بوده است مانند جنگ جهانی اول و دوم که ناشی از خودخواهی‌هایی است که کشورها بر سر منابع با یکدیگر داشتند.
او تصریح می‌کند: انسان یک نوع خشونت تخریبی دارد و حالت دیگر آن هم نسبت به هم نوع است. خشونت‌هایی که علیه کودکان و زنان وجود دارد از جمله خشونت‌هایی است که سرچشمه القایی دارد و از فیلم‌هایی که توسط رسانه‌های جمعی پخش می‌شود و مورد استقبال بیشتر افراد قرار می‌گیرد، نشأت می‌گیرد و این‌ها خوی خشونت را در انسان ترویج می‌کند و در اینجاست که فرد به انتقام گیری روی می‌آورد. چون زنان از نظر نیروی جسمانی متفاوت با مردان برخوردار هستند خشونت‌ها تبعیض جنسی هم ایجاد می‌کند. این مساله در کشورهای کانادا و ژاپن هم دیده می‌شود. در مقاله ای خواندم که در کانادا حدود 48 درصد از مردان، زنان خود را کتک می‌زنند بنابراین این گونه خشونت‌ها در کشورهای متمدن هم دیده می‌شود البته در قبایل بیشتر و در شهرها هم کمتر است ولی از بین نرفته و به نوع‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. (تارنمای سلامت نیوز، تاریخ، 23/1/1393، کد خبر:108870).
دکتر امان الله قرائی مقدم در گفت و گو با خبرنگار “حوادث” خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با استناد به اخبار مندرج در صفحات روزنامه و رسانه‌های مختلف، گفت: خشونت‌های جسمی به ویژه خشونت در خانواده وبروز قتل افزایش یافته است.
وی با بیان اینکه فقر، بیکاری و ناتوانی والدین در برآورده کردن نیازهای خانواده، توقعات نامعقول اعضای خانواده و مشکلات روحی و روانی می‌تواند خشونت در خانواده را افزایش دهد، گفت: ضعف و مشکلات قانونی سبب شده است، اعضای خانواده به ویژه مرد و پسران فضا را برای اعمال خشونت باز کند.
این آسیب شناس مسائل اجتماعی وجود این تفکر سنتی مبنی که مشکلات باید در درون خانواده حل شود را عاملی در بروز جرائم و خشونت در خانواده بیان کرد و افزود: بسیاری از زنان و دختران در خانه مورد خشونت قرار می‌گیرند، اما به دلیل این تفکر سنتی این مسأله را بروز نمی‌دهند. متأسفانه قانون نیز از آسیب دیدگان به ویژه زنان حمایت خاصی نمی‌کند.
این جامعه شناس افزود: نبود فرهنگ مناسب و قوانین و مقررات مشخص، عدم حمایت‌های قضایی و وجود زمینه بروز خشونت در جامعه سبب شده است که بسیاری از خشونت ه به قتل تبدیل شود.
وی درباره علل وقوع قتل، به خشن بودن فضای جامعه اشاره کرد و یادآورشد: سریال‌ها و فیلم‌های که صحنه‌های دلخراش خون ریز و ترور و برخورد نامناسب افراد در جامعه را به نمایش می‌گذارد سبب سردرگمی و فروریختن ارزش‌ها و هنجارها در نتیجه بروز خشونت در درون خانواده و جامعه می‌شود.
قرائی مقدم با تأکید بر اینکه مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بروز خشونت در خانواده نقش دارد، اظهار کرد: فرد در بیرون از خانواده مورد خشونت اعضای جامعه قرار می‌گیرد و این خشونت را به داخل خانواده سوق می‌دهد و سعی می‌کند انتقامش را یکی از اعضای خانواده بگیرد.
وی مدعی شد: سطح سواد و تحصیلات، شخصیت درونی افراد، وضعاقتصادی و نحوه تربیت وی همگی در بروز خشونت نقش دارند.
این آسیب شناس مسائل اجتماعی با تأکید بر اینکه مسائل ناموسی یکی از دلایل عمده در بروز قتل‌های قبیله ای است و گفت: افراد به دلیل توهمات، تعصبات و تصورات خود این اجازه را می‌دهند که به بهانه دفاع از آبرو، شرف و حیثیت دست به قتل یکی از اعضای خانواده بزنند( تارنمای خبرگزاری ایسنا، تاریخ، 23/1/1393، کد خبر:129975).
19-2- رابطه فقر با بزهکاری:
دکتر شهلا معظمی در تحقیق خود تحت عنوان خشونت اجتماعی و قتل می‌نویسد: حضور ملموس خشونت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و به‌ویژه رسوخ آن در درون خانواده‌های ما از جمله معضلات اجتماعی است که در سطح ملی با آن روبرو هستیم. رشد ضرب و جرح نه تنها در اجتماع بلکه در خانواده‌ها احساس ترس و نا امنی را در جامعه گسترش داده و اذهان عمومی را به شدت نگران نموده است. برخی فقر، افزایش مواد مخدر و خشونت حاکم بر

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درموردطلاق، طلاق بائن، عقد نکاح