هفت اصل و هفت فضلیت هوش اخلاقی

تعریف هوش اخلاقی

هوش ا خلاقی را ظرفیت وتوانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آن ها و رفتار درجهت صحیح و درست تعریف می کنند  چهاراصل از هوش ا خلاقی برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است: 1. درستکاری: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که به آن معتقدیم و آنچه که به آن عمل میکنیم. انجام آنچه که می دانیم درست است وگفتن حرف راست در تمام زمان ها. 2. مسئولیت پذیری:کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آن اعمال، هم چنین اشتباهات و شکستهای خود را نیز میپذیرد؛ 3. دلسوزی: توجه به دیگران که دارای تأثیر متقابل ا ست. اگر نسبت  به دیگران مهربان ودلسوز باشیم، آنان نیز موقع نیاز با ما همدردی می کنند؛ و 4.بخشش: آگاهی از عیوب واشتباهات خود و دیگران وبخشیدن خود و دیگران. بنابراین کارکنان  با هوش اخلاقی بالا کار درست را درست ا نجام می دهند،ا عمال آ نها پیوسته با ارزش ها و عقایدشان هماهنگ است، عملکرد تحصیلی بالای دارند و خلاقیت آ نها افزایش پیدا می کند پژوهش های محققان تعلیم و تربیت نشان داده کودکانی که به هر دلیل هوش اخلاقی کسب نکرده اند در معرض خطرهای جدی قرار دارند. این کودکان به دلیل وجدان متزلزل، ضعف در مهار کردن امیال، رشدنیافتگی حساسیت های اخلاقی و باورهای که به گونه ای نادرست هدایت شده، تا حد زیادی به عقب افتادگی اخلاقی و اجتماعی دچار و در بزرگسالی به شخصیت های نابهنجار و ناموفق تبدیل می شوند. شاید بتوان گفت مهم ترین نکته در مبحث هوش اخلاقی این است که این هوش یه طور کامل آموختنی و قابل یادگیری است و به هیچ وجه جنبه ی وراثتی ندارد و تنها از طریق تربیت به کودکان منتقل می شود.بهترین زمان آموزش هوش اخلاقی در فرزندان از دوره ی نوزادی تا پایان نوجوانی است و تعلل والدین در این زمینه موجب ضعف بالقوه ی کودکان در یادگیری فضایل اخلاقی و ایجاد عادات مخرب می شود(صفایی،1392).

2-2-9-هفت فضلیت هوش اخلاقی

همـدلی:همدلی یعنی همدردی با مردم و درک نگرانی ها و احساسات دیگران. این فضیلت به کودک کمک می کند غیر از نیازهای خود، نسبت به نیازها و احساسات دیگران نیز حساس باشد و تمایل بیشتری به یاری افراد آسیب دیده یا دچار مشکل پیدا کند. همچنین یک اهرم اخلاقی قوی است که کودک را وامی دارد به درستی رفتار کند و از آنجا که می تواند رنج های عاطفی دیگران را تشخیص دهد و درک کند، از ظالمانه رفتار کردن در حق دیگران پرهیز کند.

وجـدان:وجدان، ندای درونی بالقوه ای است که به کودک در تصمیم گیری برای تعیین درستی و نادرستی امور کمک می کند و باعث می شود او در مسیر اخلاق بماند و در صورت انحراف احساس گناه کند. وجدان بیدار، کودک را در مقابله با نیروهایی که در برابر خوبی قدعلم می کنند تقویت می کند و او را قادر می سازد در مواجهه با وسوسه ی نفس نیز به طور صحیح رفتار کند. این خصیصه سنگ بنای تقویت حصایل نیک بنیادی مثل صداقت و مسؤولیت پذیری و امانتداری است.

مطلب مشابه :  عوامل اجتماعی مؤثر در پیشرفت تحصیلی

خویشتن داری:به فرزند شما یاد می دهد قبل از مبادرت به انجام هر عمل، فکر کند. در نتیجه او به گونه ای صحیح رفتار می کند و کمتر احتمال دارد به انتخاب های عجولانه که برایش پیامدهای خطرناک دارد، دست بزند. این فضیلت همچنین به فرزند شما کمک می کند و به خود متکی باشد زیرا او می داند به تنهایی قادر است اعمالش را مهار کند. همچنین پایه گذار بخشندگی و مهربانی است چرا که به کودک کمک می کند از لذات آنی چشم بپوشد و در عوض به کمک دیگران بشتابد.

احتـرام:فرزند شما را تشویق می کند. به دلیل آن که احترام به دیگران را ارزشمند می داند، با دیگران با ملاحظه رفتار کند. این ویژگی فرزند شما را بر آن می دارد با دیگران همان گونه رفتار کند که دوست دارد با خودش رفتار شود. به همین دلیل اساس پیشگیری از خشونت، بی عدالتی و نفرت را پایه گذاری می کند. وقتی کودک احترام را بخشی از زندگی روزانه اش بداند، احتمال بیشتری دارد که به حقوق و احساست دیگران توجه کند، در نتیجه برای خودش هم احترام بیشتری قایل می شود.

مهـربانی:توجه فرزند شما را به رفاه و احساسات دیگران جلب می کند. با تقویت این فضلیت در فرزندتان او کمتر خودخواهی به خرج خواهد داد و بیشتر دلسوز و غمخوار می شود و درک می کند که مهربانی کردن به دیگران، ساده ترین کاری است که می شود کرد. وقتی فرزند شما مهربان باشد بیشتر به فکر نیازهای دیگران است. به آن ها توجه می کند و در کمک به نیازمدان پیشقدم می شود و از کسانی که دچار آسیب یا مشکل شده اند، دفاع می کند.

انصـاف:به کودک کمک می کند ویژگی های دیگران را درک کند و آمادگی پذیرش چشم اندازها و باورهای جدید باشد. او یاد می گیرد بدون توجه به تفاوت جنسیتی، نژادی، ظاهری، فرهنگی، اعتقادی، و فارغ از توانایی ها با جهت گیری های قومی، به دیگران احترام بگذارد و همدلانه و مهربانانه رفتار کند. چنین فرزندی در برابر خشم، خشونت و  تعصب ایستادگی می کند و از همه مهم تر، به افراد بر اساس منش آن ها احترام می گذارد.

بـردباری:باعث می شود کودک با دیگران عادلانه، منصفانه و بی طرفانه رفتار کند. بنابراین با رعایت قواعد نوبت و مشارکت با دیگران بازی می کند و قبل از قضاوت در مورد مردم، همه ی جوانب را به خوبی می سنجد. چون این فضیلت حساسیت اخلاقی کودک را افزایش می دهد، این شجاعت را خواهد داشت تا از کسانی که در حقشان بی عدالتی شده حمایت کند و خواستار این باشد که با همه ی مردم عادلانه و یکسان رفتار شود.به هر حال ایجاد ظرفیت هوش اخلاقی در کودکان شاید بزرگترین میراثی باشد که برای آن ها به جا می گذاریم. این توانایی ها در آینده می تواند بر تمام جنبه های زندگی کنونی آن ها و نیز کیفیت روابط، حرفه، خلاقیت، و مهارت های زندگی زناشویی و فرزند پروری شان اثر بگذارد و نقش آن ها را در تمامی ابعاد زندگی شان تغییر دهد. از آنجا که این فضایل همیشگی هستند و همه ی عمر با فرزندان ما می مانند و از آنجا که این درست همان چیزی است که در نهایت اعتبار آن ها را در مقام انسان تعیین خواهد کرد، می توان نتیجه گرفت که پی ریزی پایه و اساس هوش اخلاقی و سعی در ایجاد و حفظ آن اصلی ترین و دشوارترین وظیفه ی هر پدر و مادر است(صفایی،1392).

مطلب مشابه :  سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان

2-2-10-هفت اصل ضروری هوش اخلاقی

اصول هوش اخلاقی از دیدگاه بوربا (  ۲۰۰۵) به شرح زیر می باشد:

۱. هم دردی:تشخیص احساسات و علایق افراد که شامل مراحل زیر است:

الف. پرورش آگاهی؛

ب. افزایش حساسیت نسبت به احساس های دیگران؛

ج. همدردی با دیدگاه اشخاص دیگر.

۲. هوشیاری: دانستن راه صحیح و درست و عمل در همان راه، که شامل:

الف. ایجاد زمین های برای رشد اخلاقی؛

ب. ترویج معنویت برای تقویت هوشیاری و هدایت رفتار؛

ج. پرورش انضباط اخلاقی برای کمک به افراد به منظور یادگیری درست از خلاف.

۳. خودکنترلی: کنترل و تنظیم تفکرات و اعمال خود به طوری که بر هر فشار از درون

و بیرون ایستادگی کنیم و در همان راهی عمل کنیم که احساس می کنیم درست است،که شامل:

الف. الگوسازی و اولویت بندی خودکنترلی افراد؛

ب. تشویق افراد به خودانگیزشی؛

ج. آموزش راه هایی به افراد برای رویارویی با وسوسه ها و تفکر قبل از عمل.

۴. توجه و احترام: ارزش قائل شدن برای دیگران با رفتار مؤدبانه و با ملاحظه، که شامل:

الف. انتقال معانی توجه به افراد از طریق آموزش دادن؛

ب. افزایش توجه به اقتدار و بی توجهی به بی ادبی و بی احترامی؛

ج. تأکید بر رفتارهای خوب، ادب و تواضع که به عنوان تعارف در نظر گرفته می شود.

۵. مهربانی:  توجه به نیازها و احساس های دیگران، که شامل:

الف. تدریس معنی و ارزش مهربانی؛

ب. ایجاد آستانه تحمل صفر برای زشتی و بدی؛

ج. تشویق مهربانی و خاطر نشان کردن اثرهای مثبت آن.

۶. صبر و بردباری :توجه به شأن و حقوق تمام افراد حتی آنان که عقاید و رفتارشان با ما مخالف است، که شامل:

الف. پرورش صبر و تحمل از سنین پایین؛

ب. القای درک تنوع و گوناگونی؛

ج. مخالفت با کلیشه سازی و عدم تحمل تعصبات بی جهت.

۷. انصاف: انتخاب های عقلانی و عمل به شیوه منصفانه، که شامل:

الف. رفتار با دیگران به طور منصفانه؛

ب. کمک به دیگران برای داشتن رفتار منصفانه؛

ج. تدریس رو شهایی به افراد برای مقاومت در مقابل بی انصافی و بی عدالتی.