هوش هیجانی را چگونه تقویت کنیم؟

تقویت هوش هیجانی

در ارتباط با اینکه آیا هوش عاطفی یک توانمدی قابل افزایش و تقویت است یا خیر، به آرای صاحب نظران این حوزه ‏مراجعه شد که: به عقیده ‏مایو[1] قسمتی از ظرفیت هوش هیجانی غریزی است و قسمت دیگر حاصل تجارب زندگی است. قسمت اخیر می­تواند به وسیله کوشش، تمرین و تجربه پیشرفت یابد. سالووی نیز عقیده ‏دارد هوش هیجانی عبارت از یک سری مهارت­ها و قابلیت­هایی است که می­تواند هم آموزش داده ‏و هم یاد گرفته شود. گلمن هم بر آن است که رشد هوش هیجانی از آغاز زندگی شروع می­شود و تا بزرگسالی ادامه می­یابد و می­توان آن را با آموزش افزایش داد. بار-آن نیز هم سو با گلمن، سالوی و مایو معتقد است که هوش هیجانی در طول زمان قابل تغییر است و می­توان با برنامه­ای ویژه ‏آن را افزایش داد. مهارت­های هوش هیجانی ابتدا در منزل و با تعامل خوب والد و کودک شروع می­شود. ایجاد محیط امن عاطفی یکی از راه­های پرورش هوش هیجانی است. در سازمانها روشها و برنامه­های مختلفی برای تقویت هوش عاطفی در تعاملات کاری وجود دارد. برنامه­های آموزش مهارت­های هیجانی از روشهای افزایش قابلیت هوش هیجانی به شمار می­آید. این آموزش­ها شامل برنامه­های کنترل خشم و عصبانیت، همدلی، تشخیص و به رسمیت شناختن تشابهات و تفاوتهای افراد، اظهار ادب و صمیمیت و تعارف، اداره خود، برقراری ارتباط، ارزیابی خطرات، خودگفتاری مثبت، حل مسأله و مشکل، تصمیم گیری، ایجاد هدف، تعاملات مثبت کاری، انگیزه در شغل، درک موقعیت­های رفتاری و مقاومت در مقابل فشار گروه مخرب است (آقایار و شریف درآمدی، 1384 ‏).

مطلب مشابه :  سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان

یکی از نهادهای مهم برای آموزش و پرورش مهارتهای هوش هیجانی مدرسه است. پژوهش­ها نشان می­دهد مدارسی موفق­تر بوده­اند که به ایجاد رابطه مناسب میان دانش­آموزان، معلمان و سایر اعضاء مدرسه اهمیت می­دهند در چنین مدارسی، معلم و دانش­آموز در جهت ایجاد روابط مطلوب و تعامل صحیح تلاش می­کنند و برنامه­های آموزش مهارتهای هیجانی، دانش­آموزان در کسب آگاهی از حالات هیجانی و تقویت عزت نفس و حتی کسب نمره­های بهتر در آزمون­های شناختی نیز کمک می­کند (کاظمی، برماس و آذرخرداد، 1388).

گلمن (به نقل از دیویس[2]، 2001)، هوش هیجانی را عنصری سازنده در تعلیم و تربیت می­داند و کودکی را فرصتی برای شکل دهی، عادات هیجانی می­دانند. یعنی کودکان با پشتکار و پذیرش خطاها و اشتباهات خود به عنوان یک بخش ذاتی و طبیعی یادگیری، قادرخواهند بود خود را بهتر کنترل کنند و ناکامی­های خود را در مسیر مثبت هدایت کنند و از آنها بهره ببرند. همچنین رشد و گسترش هوش هیجانی را برای تربیت خوب کودکان و ایجاد امنیت در جامعه حیاتی می­داند و پیشنهادهایی را برای با سواد شدن هیجانی ارائه می­دهند. بنابراین به نظر می­رسد مدارس باید چگونگی اداره و کنترل هیجانها را به کودکان بیاموزند

[1]. Mayo

[2]. Davies