پایان نامه ارشد رایگان درباره جامعه مدرن، تجانس، گروه همسالان

فعالیت‌های تولیدی و مصرفی خانواده از یکدیگر می‌شود (ازکیا، 1314‌).
رابرت ردفیلد13 شکل دیگری از تقسیم بندی دوگانه سنتی -مدرن از جوامع در جریان دگرگونی اجتماعی، گاهی به شکل مفهوم زنجیره روستایی – شهری و یا قومی- شهری مطرح شده است را در کارهای اولیه‌اش بیان می‌کند. ردفیلد با تاکید بر جنبه‌های فرهنگی جامعه، جوامع در حال دگرگونی اجتماعی را به دو دسته قومی و شهری تقسیم می‌کند. خصوصیات جامعه قومی عبارت‌اند از: جامعه کوچک، ‌ منزری، فاقد افرادباسواد، متجانس و با احساس قوی، انسجام گروهی، رفتارهای سنتی، خود به خودی، غیر انتقادی و شخصی (ازکیا، 1314‌).
به نظر وی، در جامعه قومی قواعد سنتی، حقوق و تکالیف و روندهای مرسومی که از طریق آن‌ها این حقوق تضمین می‌شوند ساخته می‌شود. قانون گذاری نقشی در این جامعه ندارد. به عبارت دیگر، رویه قضایی (رسمی) هنوز پا نگرفته است. درواقع، در این جامعه تمایل به حفظ پیوندهای خونی منجر به شکل گیری کلان و خانواده‌های مشترک شده است. زیان‌هایی که به فرد وارد می‌شود به مثابه زیان‌های گروه خویشاوندی تلقی می‌شوند و گروه گام‌هایی برای جبران خسارت بر می‌دارد (ردفیلد، 1947‌).
دورکیم14 از دیگر نظریه پردازان جامعه سنتی و مدرن است. وی درکتاب تقسیم کاراجتماعی خود، دو نوع ایدال جامعه را که مبین دو نوع همبستگی اجتماعی است از هم تفکیک نموده است. نوع اول”همبستگی مکانیکی یا خود به خودی” است که شکل اولیه و بدوی سازمان اجتماعی هست. در این نوع از همبستگی، عقاید وگرایش های مشترک تفوق دارند. نظم اجتماعی از تجانس زیاد برخوردار است. در حقیقت، وجدان جمعی، کل وجدان افراد را در برگرفته و در تمام جنبه‌ها برآن منطبق می‌شود. به علاوه این همبستگی توسط اعمال کیفرهای سرکوب گرانه در مورد آن‌هایی که منحرف می‌شوند برقرار می‌شود. چنین کیفرهایی مبین خشم اجتماعی در برابر خلأ ف کاری‌هایی علیه وضعیت تعیین شده و مقدر وجدان جمعی است (لاور، ترجمه کاووس سید امامی ،1373).
نوع دیگر همبستگی، همبستگی ارگانیکی است. در همبستگی ارگا نیکی فرد به شخص حقوقی مستقل مبدل می‌شود. افراد دیگر همانند هم نیستند بلکه متفاوت‌اند ولزوم استقرار اجماع اجتماعی نتیجه وجود همین تمایزها است که در نتیجه آن وجدان جمعی هم ضعیف می‌شود
در جوا معی که تمایزهای اجتماعی بین افراد ظاهر می‌شود، هرکس آزاد است در مقدار زیادی از اوضاع و احوال به دلخواه خویش فکر کند، بخواهد یا عمل کند. بر عکس، در جوامع دارای همبستگی ساختگی یا مکانیکی، مهم‌ترین بخش هستی فرد تابع فرامین و ممنوعیت‌های اجتماعی است(گسن، ترجمه مهدی کی نیا،1370).
نیروی این وجدان جمعی پا به پای گسترش آن افزون می‌شود. در جوامع بدوی، وجدان جمعی نه تنها بزرگ‌ترین بخش هستی‌فردی را در بر می‌گیرد، بلکه احساسات مشترک از نیروی عظیمی برخوردارند که از طریق شدت کیفرهایی که به افراد خاطی و زیر پا گذرانده ممنوعیت‌ها داده می‌شود می‌توان به اهمیت آن‌ها پی برد. هر قدر وجدان جمعی قویتر باشد خشم عمومی بر ضد جرم، یعنی بر ضد تخطی از فرامین اجتماعی حادتر است. بالاخره، وجدان جمعی فقط به صورت عام نیست، بلکه موارد خاص هم دارد. وجدان جمعی، جزئیات تفصیلی هرکردار و هر اعتقادی را تعیین کرده است(گسن15، ترجمه مهدی کی نیا،1370).
دورکیم تصور می‌کند در جامعه ای که همبستگی ارگا نیکی یا اندامی بر آن حاکم است، دایره عمل آن بخش از هستی که تابع وجدان جمعی است کاهش می‌یابد0‌ واکنش‌های جمعی بر ضد تخطی از ممنوعیت‌های اجتماعی تضعیف می‌گردد وخصوصأ دامنه تعابیر فردی فرامین اجتماعی توسعه بیشتری پیدا می‌کند. در ارتباط با نظام حقوقی، دورکیم دو نوع حقوق تشخیص می‌دهد که هر یک از آن‌ها مختص‌نوعی از همبستگی است حقوق تنبیهی، که خطاها یا جرم را کیفر می‌دهد و حقوق ترمیمی یا جبرانی، که ذات آن به کیفر رساندن افراد به دلیل تخطی‌شان از قواعد اجتماعی نیست، بلکه احیاء امور در صورت ارتکاب خطا یا ایجاد همکاری بین افراد است(گیدنز ، ترجمه یوسف اباذری،1363).
همه قوانین با تضمین همراه هستند. تضمین‌ها سرشت اجباری قو اعد اخلاقی را نشان می‌دهند. از این رو طبقه بندی صورت‌های قانون بر اساس انواع جریمه ای که در بردارند، راه مفیدی است که با آن می‌توان انوع گوناگون نظام‌های اخلاقی را تشخیص داد(گیدنز ، ترجمه یوسف اباذری،1363).
به نظر دورکیم، تنها ویژگی مشترک و عام جرم‌ها در این است که جملگی به معتقدات اخلاقی که عامه مردم بدان‌ها سخت پای بندند تجاوز می‌کنند و در نتیجه باعث عکس العمل کیفری جامعه می‌شوند. بدین ترتیب به نظر وی، هر قدر وزنه حقوق بازدارنده بر حقوق غرامتی بچربد، وجدان جمعی متحدتر و دربسته تر است. بر این اساس می‌توان نشان داد که وجدان جمعی در ساده‌ترین صورت‌های جامعه از همه منسجم تر و نیرومندتر است. نفوذ نسبی حقوق بازدارنده شاخصی از برتری و تفوق همبستگی مکا نیکی است (گیدنز16، ترجمه یوسف اباذری،1363).
موضوع دیگری که در ارتباط با نگرش‌ها و رفتارهای افراد وگذر از جامعه سنتی به مدرن مطرح است، محتوا وکیفیت جامعه پذپری است. جامعه همواره با گروهی از مشمولان خام و نادان سروکار دارد که باید آن‌ها را به افرادی تولیدگر و مسئول مبدل کند تا بتوانند همیارانه با دیگران کار کنند و در سهم خود برای تأمین رفاه و آسایش گروه مشارکت بورزند.
وسیله و راهی که جامعه‌های انسانی برای انجام این وظایف به کار می‌گیرند، فرایند اجتماعی کردن یا جامعه پزیری نامیده می‌شود. این فرایند به افراد کمک می‌کند تا فرهنگ خود را یاد بگیرند و مهارت‌هایی را کسب نمایند که عضویت فعال آن‌ها در جامعه را تضمین کند (لنسکی و نولان،ترجمه ناصر موفقیان،1380‌).
بدین ترتیب می‌توان گفت که در فرایند جامعه پذیری شخصیت فرد شکل می‌گیرد. شخصیت نظام تمایلات فرد است. تمایلات نیازهای هنجاری شده ای هستندکه طی فرایند جامعه پذیری حاصل می‌شوند. به عبارت دیگر تشکل و رشد شخصیت از طریق ترکیب نیازهای ارگانیک با انتظارات اجتماعی در مراحل گوناگون جامعه پذیری و در برخورد با محیط‌های اثباتی، اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرد. با تشکل شخصیت، اجتماع، دیگر چیز غریبه و جدا از فرد نیست، بلکه جزئی از او و در او است. گرچه هر دو همانند هم نیستند(چلبی،1375).
انتظارات اجتماعی به راه‌های مختلف در زمینه‌های اجتماعی متفاوت بر دوش انسان گذاشته می‌شود. این تجربه از طریق فرایند جامعه پذیری صورت می‌گیرد. این زمینه‌های اجتماعی غالباً از نظام فرزند- مادری شروع شده و به دنبال آن فرد با نظام‌های پدر – فرزندی، خواهربرادری، مدرسه، گروه همسالان، رسانه‌های جمعی، گروه‌های حرفه ای وغیره مواجه می‌شود (چلبی،1375).
بر این اساس ممکن است انواعی از شخصیت شکل گیرد. به عنوان مثال، در جامعه سنتی، شخصیت سازشکار و سنتی که درآن قطب‌های پویای شخصیت، مثل هوش تحت انقیاد قطب‌های کنترل کننده، مثل وابستگی عاطفی به دیگران واقع شده‌اند، شکل می‌گیرد. در شخصیت سازشکار با سنتی عوامل تغییردهنده (هوش) رشد نیافته‌اند.در حالی که بالعکس عوامل نظم دهنده (تعهد عاطفی) رشد یافته‌اند. به طوری که شخص با احساس تعهد شدید نسبت به دیگران، در مواجهه با شرایط جدید آمادگی پذیرش نوآوری و ارائه راه حل‌های جدید را ندارد. در حالی که در جامعه مدون، شخصیت پیشرفته شکل می‌گیرد.
در این نوع از شخصیت تفکیک و انسجام صورت گرفته است. به طوری که ضمن آن که قطب‌های کنترل کننده شخصیت شامل هوش، ظرفیت اجرا، وابستگی عاطفی تعمیم یافته و هویت فردی رشد یافته است، در عین حال همگی آن‌ها در یکدیگر نفوذ کرده است. یعنی این که شخصیت پیشرفته در هر وضعیتی دارای هدف است استعداد یادگیری تعمیم یافته خود را به کار می‌گیرد0 دارای هویت فردی است و در همان حال دارای تعهد تعمیم یافته نسبت به همه چیز هست (چلبی ،1375‌).
به علاوه فرایندهایی نظیر شهری شدن، تعلیم و تربیت، وسایل ارتباطات جمعی، و صنعتی شدن، می‌توانند به تبدیل انسان سنتی به انسان مدرن کمک نمایند. اقتصادهای گوناگونی که در نقاط معینی بر اساس تمرکز صنایع برپا شده‌اند و عواملی که از لوازم تمرکز صنایع است، سبب شده است که انسان معاصر بیشتر در شهر و یا مجموعه‌های شهری زندگی کند. وی نه تنها داخل در ازدحام جمعیت می‌گردد، بلکه به کلیه منابع و انگیره هایی که از خصوصیات زندگی شهری هستند دسترسی پیدا می‌کنند.
یکی از این انگیره ها وسایل ارتباط جمعی از قبیل روزنامه‌ها، رادیو، سینما و تلویزیون است. تجربه انسان معاصر از مکان‌های جدید و افکار جدید از راه آموزش در مدرسه افزایش می‌یابد. حتی اگر او خود به طور مستقیم ازآموزش در مدرسه استفاده نکند بچه‌های او به طور غیرمستقیم نفوذ مدرسه را به منزل می‌آورند.
یکی دیگر از مظاهر زندگی شهری این است که فرد کمتر در قید شبکه روابط خویشاوندی است، شاید او با برخی از هم شهری‌ها و هم ولایتی‌های خود ارتباط داشته باشد، اما اصولاً بیشتر با محیط‌های اداری و غیر شخصی سر وکار دارد، و این قبیل محیط‌ها اغلب نسبت به مناسبات شخصی بی توجه هستند. در عوض بیشتر با محیط غیرشخصی و اداری درگیر است که‌به مناسبات شخصی عنایت ندارد و در مواقع گرفتاری و سختی با افراد و دستگاه‌هایی سر وکار پیدا می‌کند که روابط او با آن‌ها خیلی رسمی و احیاناً خیلی حساب شده است (وینرد17، ترجمه رحمت الله مقدم مراغه ای،1355).
22-2- نظریه مورد استفاده
‌ با توجه به‌مرور یافته‌های پژوهش‌های تجربی و نظریه‌های مرتبط با موضوع تحقیق، ‌ می‌توان گفت اساس نظریه راهنمای تحقیق را نظریات نوسازی تشکیل می‌دهد، که عمدتاً مفهوم‌سازی دوگانه سنتی و مدرن را، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، مطرح می‌سازد.
برای این منظور، یعنی توضیح جامعه سنتی و مدرن و رابطه فرد با نظام اجتماعی، از نظریات و آراء تونس درزمینه تفکیک اجتماع از جامعه، نیل اسملسر به‌ویژه تأکید بر فرایند تفکیک و تمایز اجتماعی در جامعه مدرن و چند کارکردی بودن نهادها در جامعه سنتی و تک کارکردی و تخصصی شدن نهادها در جامعه مدرن، ردفیلد در باب ویژگی‌های جامعه قومی (سنتی) و شهری (جامعه مدرن)، به‌ویژه تأکید او بر اهمیت گروه خویشاوندی در جامعه قومی، به‌خصوص آراء دورکیم، در باب تفکیک جامعه دارای انسجام مکانیکی (سنتی) از جامعه دارای انسجام ارگانیکی ‌(جامعه مدرن) و تأکید بر اهمیت وجدان جمعی در تعیین چگونگی رفتار و باورهای افراد و بروز خشم عمومی بر ضد جرم و تخطی از فرامین اجتماعی در جامعه دارای انسجام مکانیکی و در جامعه دارای انسجام ارگانیکی، تضعیف واکنش‌های جمعی بر ضد تخطی از ممنوعیت‌های اجتماعی و به‌عبارت‌دیگر آزادی عمل فرد به‌عنوان یک شخص حقوقی استفاده گردیده است.
اگر روستا را نماد جامعه سنتی و شهر را نماد جامعه مدرن بدانیم، باید گفت که شهرها همیشه برای انجام پاره‌ای کارکردها به وجود آمده‌اند که انجام آن‌ها از عهده. اشکال دیگر اسکان ساخته نبوده است. از بدو تاریخ، شهرها دو کارکرد اولیه و عمده داشته‌اند: اداری و تجاری. در جریان مبادلات مردم شهر با محصولات و راه و رسم زندگی مردم دیگر آشنا می‌شدند بدین ترتیب، شهر، نه به الزام، بلکه طبق معمول، مرکزی بود که افکار جدید در آن جریان می‌یافت و مبادلات فکری را میسر می‌ساخت و حداقل می‌توان گفت که مبادلات فکری در شهرها بیشتر از مراکز روستایی ممکن است (وینرد ،ترجمه رحمت الله مقدم
باید تأکید شود رشد و تکوین شخصیت و گرایش افراد در جامعه سنتی و مدرن از طریق فرایند جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن صورت می‌گیرد. در طی این فرایند انگاره‌های ارزشی، که در جامعه سنتی به‌طور عمده خاص گرا، عاطفی و انتشاری است، منتقل می‌شود. گرایش افراد

مطلب مشابه :  مقاله درمورد دانلودپیشرفت تحصیلی، توزیع فراوانی، استراتژی