دانلود پایان نامه درباره جهان اسلام، چشم انداز، آخرالزمان

سوالات تحقیق
1-نجات بخشی در ادیان چگونه است؟
2-اوضاع سیاسی جهان اسلام در استانه تولد مهدی چگونه است؟
3-میلاد مهدی چگونه است؟
4-اما در عصر غیبت چگونه است؟
5-انتظار فرج چگونه است؟
6-نشانه های ظهور چیست؟
7-جهان در دولت مهدی چگونه است؟
فصل دوم
روش‌اجرای تحقیق
روش اجرای تحقیق
ما برای گردآوری اطلاعات این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده کرده ایم .
پرسش های تحقیق
1-نجات بخشی در ادیان چگونه است؟
2-اوضاع سیاسی جهان اسلام در استانه تولد مهدی چگونه است؟
3-میلاد مهدی چگونه است؟
4-اما در عصر غیبت چگونه است؟
5-انتظار فرج چگونه است؟
6-نشانه های ظهور چیست؟
7-جهان در دولت مهدی چگونه است؟
مدت اجرای تحقیق و بودجه
ما برای گردآوری مطالب این تحقیق حدود یک هفته وقت صرف نمودیم و مبلغ بیست هزار تومان نیز هزینه در بر داشت که مقداری از این هزینه شامل خرید کتب و مجلات گردید.
محدودیت های تحقیق
ما به علت گستردگی این موضوع ، محدودیتی در این تحقیق ندیدیم .
تعریف عملیاتی واژه ها
موعود : کسی که مردم در انتظار اویند و با آمدن خود دین و دنیای مردم را تامین نموده و همه مردم بخصوص مستضعفین به تمام خواسته های خود می رسند.
فصل سوم
ادبیات تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها
بخش اول
نجات بخشی در ادیان
نجات بخشی در آئین زردشتی
نجات بخشی و معنویت
قلمرو نجات بخشی بشر گسترده حیات اوست. از این رو نمی توان نجات را در یک بعد برجستگی بخشید و از دیگر ابعاد آن چشم پوشید. نجات بخشی انسان را می بایست در ابعاد زندگی شمول طرح نمود، چنانکه در مشاهده حرکت و مطالعه احوال امت ها می نگریم. به سخنی دیگر، مردمان تا آنجا که از منظر حقیقت به زندگی و جامعه و نابسامانی های آن می نگریستند، از جنبه های فکری و فرهنگی غفلت نورزیده اند همان گونه که به جنبه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اهمیت می داده اند و سرافرازی خود را در این عرصه ها می جسته اند.
بدین سان در داوری نسبت به کنش های جمعی و حماسی بشر، در درازنای تاریخ بدین واقعیت رهنمون خواهیم گشت که کم رنگ یا بی رنگ شدن پاره ای از ابعاد نجات بخشی، به ویژره راهبردهای معنوی جامعه گاه بر اثر افراط هایی بوده که در روند زهد گرایی و گریز از زندگی و اجتماع و فعالیت چهره انحطاطی پیدا کرده و نوعی بازگشت به اعتدال را در پهنه عینیت طلب می نموده است و گاه ناشی از انحراف در دیدگاه و خط مشی رهبری بوده که در ایدئولوژی های مبتنی بر ما دیگری و جنبش های الحادی معاصر می توان سراغ گرفت. تامل در سرگذشت بشر نشان می دهد که فلسفه و اندیشه نجات بخشی هیچ گاه او را رها نکرده بلکه در کنار احساس مقدس مذهبی و گرویدن به خدا در رشد و توسعه بوده است. محبوبیت قهرمانان عرصه ظلم ستیزی و نیز رهبران انقلاب های اجتماعی و فریاد گران درگیر با استبداد از همین فطری بودن و اصالت تفکر نجات بخشی حکایت می کند. به راستی آیا ندای یک نجات بخش صدای آشنای وجدان ستمدیدگان نبوده و نیست؟ آیا می توان نام و یاد فداکارانی عرصه نجات و آزادی یک ملت را از خاطره ها زدود و میراث شعور و حماسه پا برهنگان زمین را برای همیشه از دل و جان شان ربود؟ در قرآن کریم از نیایش دردمندانه مردان و زنان و کودکان ستمدیده تاریخ سخن رفته است، که به روشنی گواه پیوند میان اندیشه نجات و ایمان به خداوند بوده و زوال ناپذیری آن را می نمایاند:
«ربنا اخرجنا من هذه القربه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا»
«پروردگارا ما را از این شهری که مردمش ستم پیشه اند بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار بده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین بفرما.»
هدایت گری پیامبران
بشر در راه طی شده خویش که به نجات از بند بیدادگران می اندیشیده و کرامت انسانی اش را جست و جو می کرده خواه یا ناخواه با پیامبران و مرام الهی آنان تماس و ارتباط پیدا می نموده و از رهگذر همین دیدارها و بهره وری های فکری و عقیدی بستر هدایت در رهایی را فراهم می ساخت. نبوت بی گمان کانون حقیقت و عزت انسانی و اجتماعی به شمار می آید. از این رو میزانی خواهد بود برای رستگاری یا زیانکاری بشر در نجات بخشی ها یعنی در دایره زندگی و اقدام و حماسه، کامیابی از آن نهضت هایی است که در شعاع تعالیم انبیاء جوشیده اند و یا بدان سمت بازگشته اند. قرآن، آن گاه مردمان را مخاطب خود و پیامبر می سازد و آنان را به توحید و یکتا گرایی در پرستش فرا می خواند در واقع می خواهد صراط انسانیت را روشنایی بخشد و معیارها و ارزش ها و باورهای زندگی ساز و نجات را در دسترس او نهد. برجسته ترین آن همه تقوا یا خویشتن داری است که خودخواهی بشر را در همه میدان ها به مهار می کشد و به خیرخواهی آدمی امکان می دهد که روشنایی را در همه حال و همه جای پیدا کند.
«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون»
«ای مردم پروردگارتان را که شما و کسانی را که پیش از شما بوده اند آفریده است، پرستش کنید باشد که به تقوی گرایید.»
نجات بخشی نهایی
آنچه در این جا مورد نظر و بحث ما می باشد، همانا نجات بخشی نهایی بشر است. می خواهیم این حقیقت را مطرح کنیم که نه تنها در شیعه و اسلام که درجهان بشری نیز مساله مهدی و نجات و سعادت و رستگاری بشر از دیرباز عنوان شده و یکی از برجسته ترین اصول اعتقادی و فکری اقدام و ملل بوده است. به طوری که در مذهب و ادبیات هر ملت حتی کهن ترین اجتماع و اعتقاد چشم انداز روشن و امید بخشی از آینده زندگی بشریت تصویر شده است. افسانه ها و اساطیر مردمان، خبر می دهند که مردمی بزرگ خواهد آمد و پیامی خواهد آورد و راه بشر را که پیوسته بن بست های فکری و سیاسی رو به رو گشته به سوی ساحل فلاح و آزادی و عدالت راستین خواهد گشود. هر قوم و امتی، نجات بخش جهان را به نامی خوانده است، اما آن گاه که به آرزو و آرمان آن قوم و امت نگاهی می فکنیم و از شخصیت وی سراغ می گیریم، می بینیم که ویژگی های صورت و سیرت آن واپسین فریاد حق طلبی و عدل خواهی همان است که دیگری می گوید و می طلبد.
نجات بخش یا نجات بخشانی که نوگری هستی را انجام می دهند، در اوستا با واژه ای مشخص می شوند که اصلا «آن که پیش خواهد برد»، «آن که پیشرفت خواهد داد» معنی می دهد تفسیرهای اوستا کاربردهای مفرد این واژه اوستایی را «سودمند» و کاربردهای جمع آن را «سودمندان توجمه و به «فرشگرد کردار» تفسیر کرده اند. ترجمه های فارسی میانه تفسیرهای اوستا را «فروردین یشت» نیز تایید می کند. از این جهت [مهدی و نجات بخش نهایی جهان] سوشیانس نامیده خواهد شد. گزینه ای از آثار مکتوب زردشتی را درباره نجات بخش بزرگ در پی می آوریم: «رو به امشا سپندان و سوشیانس آوریم که داناترین، راست گفتارترین، یاری کننده ترین، به جنبش درآورده ترین و بزرگترین هستند»، «می خواهیم که سوشیانس ها شویم، می خواهیم که پیروز شویم چسان دروغ را از خود دور می کنیم؟ مانند سوشیانس ها دروغ را از خود دور خواهیم کرد.»، «پس باشد که از آنان باشیم که جهان را نوارنی کنیم ای مزدا، و شما ای اهوراهای دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم، وقتی اندیشه ها آنجا یکی شوند.»، «سوشیانس ها، نجات بخشان آینده هستند و همان وظیفه ای را که بر عهده دارند که ردشت برای به انجام رسانیده آن برانگیخته شد و او خود نیز یکی از همین سوشیانس هاست.»
زرتشتیان، کیومرث، پادشاه پیشدادی را نخستین آفریده خدا می دانند و سوشیانس سوم را که آخرین پسر زردشتاست [از نژاد زردشت] آخرین آفریده خداوند می پندارند و از پیدایش کیومرث تا آخرالزمان را دوازده هزار سال دانسته اند، که در آغاز هر یک از هزاره های یازدهمین دو تن از پسران زردشت ظهور خواهند کرد و در آخر دوازدهمین هزاره پسر سومی زردشت یعنی سوشیانس پدیده گشته، جهان را نو خواهند نمود. درکتاب یسنا، فصل26، فقره 10 آمده است:
«به فروهر پاکان از نخستین بشر کیومرث تا سوشیانس درود می فرستیم.
و در کتاب گات ها که بخشی از اوستای زرتشت می باشد آمده است:
«و هنگامی که سزای این گناهکاران فرا رسد، پس آن گاه ای مزدا! کشور تو را، بهمن‌‌‌[= نماینده قدرت و منش نیک و راستی و پارسایی مزدا یا خداوند که همانا موعود جهانی است] در پایان بر پا کند، از برای کسانی که دروغ را به دست های راستی سپردند و خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند. آری موعود که جهان در انتظار اوست. آن گاه که از کامیابی جهان دروغ را شکست از پی رسد.»
موعود جهانی در منابع زردشتی
ظهور یک فرد برگزیده و مصلح بزرگ جهانی در آخرین دوره های تاریک و بحرانی دنیا، به منظور نجات بشریت از چنگال اهریمن ظلم و فساد و تامین عدالت عمومی و آزادی فردی در سراسر گیتی موضوعی است که از دیر زمان پیروان ادیان آسمانی بدان ایمان داشته و در انتظار آن بوده اند. مطالعه کتب عهدین یعنی تورات و انجیل و کتاب های مذهبی زرتشتیان که هم اکنون در دسترس ماست، و بررسی عقاید هندیان و مصریان قدیم و برخی از ملل دیگر این حقیقت را روشن ساخته و سابقه آن را از قدیمیترین مته تاریخ بشر ثابت می کند.
ولی آنچه مسلم است دراین خصوص سهم دین مقدس اسلام و مذهب شیعه بیش از سایر مذاهب و ادیان است. زیرا چنانکه به تفصیل خواهیم گفت مسلمانان خواه شیعه خواه سنی معتقدند که این نجات دهنده و مصلح بزرگ جهانی که بالاخره روزی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد می کند، از آن پس که پر از ظلم و جوش شده باشد. مهدی قائم (ع) از دودمان پیغمبر اسلام (ص) و فرزندان امیر مومنان علی علیه السلام و زهرای اطهر دخت والا گهر پیامبر است.
شیعیان جهان در این مورد اعتقادی راسخ و منطقی صریح و روشن دارند؛ که مخصوصا در اوضاع کنونی جهان بسیار پر ارزش و از هر جهت امیدوار کننده است. دانشمندان شیعه به دلائل محکم و شواهد زنده ای ثابت کرده اند که این مصلح عالی مقام جهانی امام دوازدهم آنان حضرت حجه بین الحسن العسکری علیه السلام است که در هر مذهب و ملتی از وی به نامی تعبیر شده است.
اینک برای اطلاع خوانندگان شمه از آنچه در کتاب های مقدس نزد زردشتیان و یهود و نصارا آمده- آن هم با تغییرات و تحریف هایی که در آن ها روی داده است- مورد بحث و بررسی قرار می دهیم و سپس قضاوت را بعهده اهل انصاف وا می گذاریم.
به طوری که در منابع اصلی زردشتی می خوانیم؛ زردشت معتقد بوده که پیوسته دو نیروی متضاد خیر و شر یا نور و ظلمت، یکی به نام «اورمزدا» یا «یزدان» منبع روشنایی و منش وسیع و دیگری به نام «اهریمن» منشا جهل و تاریکی و فساد، دائما در کشمکش و نزاع هستند تا زمانی که سوشیانس یعنی نجات دهنده دنیا که در سر هزاره سوم بعد از زرتشت می آید ظهور می کند و این زد وخورد سرانجام با شکست کامل اهریمن پذیرد و ظلم و فساد و شر و بدی بکلی از جهان ریشه کن شود1
موضوع تقابل نور و ظلمت در روز نخست در تعالیم زردشت یک اصل منطقی بوده و بعدها موبدان زردشتی آن را به صورت دو گانه پرستی «ثنویت» و دو خدای خلق خیر وشر و نور و ظلمت و احترام به آتش و پرستش آن در آوردنده اند، با اینکه تعالیم اولیه زردشت با آئین اخلاقی و طریقه یکتا پرستی هم آهنگ بوده است.2
تقابل نور و ظلمت و کشمکش آن ها تا پایان روزگار (نه بعنوان خالق خیر وشر) در

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه با موضوعافغانستان، سلسله مراتب، مواد مخدر