آلودگی های زیست محیطی و فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه

2- در این عرصه باید بیش از همه چیز بقای واحد تولیدی مد نظر باشد.
و.. (مهرگان،1370،35)
محیط زیست طبیعی :این بخش از محیط زیست در برگیرنده ی قسمتی از فضای سطح کره ی زمین است که به دست بشر ساخته نشده است .مانند کوهها ، دشتها ، جنگلها و دریاها و …
محیط زیست طبیعی را می توان به دو بخش کلی جاندار و بیجان تقسیم کرد :
الف ) طبیعت جاندار مانند هوا ، آب ، خاک
ب) طبیعت بی جان مانند حیات وحش ، پوشش گیاهی
مجموعه طبیعت جاندار و بیجان تشکیل دهنده ی فضای زنده ی کره ی خاکی یا بیوسفر می باشند
محیط زیست مصنوعی یا انسان ساخت :
محیط زیست مصنوعی عبارت است از آنچه به دست بشرساخته و پرداخته شده است . برخی از محیط زیست شناسان این بخش از محیط زیست را (( محیط زائیده تفکر )) نیز می نامند . زیرا پیدایش و فرم و شکل آن حاصل نیروی خلاقه و فکر جامعه می باشد . بطور خلاصه شهرها و روستاهای ما با تمام محتوا یشان محیط زیست مصنوعی ما را تشکیل می دهند . خانه ها ، خیابانها ، کارخانه ها ، مدارس ، فرودگاهها و امثال اینها همگی از اجزای محیط زیست مصنوعی به شمار می آیند .
محیط زیست اجتماعی :
این بخش از محیط زیست از انسانهای اطراف ما و نیز روابط متقابل ما با آنها تشکیل یافته است . خانواده ، همسایه و فروشنده و … همه و همه محیط زیست انسانی ما را تشکیل می دهند. ( سلطانی 1365 ، صص 6 الی 3 )
اکولوژی : اکولوژی دانشی است که روابط متقابل موجودات زنده با یکدیگر و با محیط زیست شان را مورد بررسی قرار می دهد . ( سلطانی 1365 ص 75 )
1-2-مبانی نظری
1-2-1-پیشینه تحقیق
اچ.آنتولف وهمکاران(1979)در تحقیقی جامع و در راستای ارزیابی پیامدهای صنعتی شدن روستا درکشور اندونزی به این نتیجه رسیدند که با استقرار واحدهای نساجی درطول 60 سال،تغییرات وسیعی در این کشور بوجود آمد. بطوری که در طی این مدت،ناحیه مورد مطالعه با عنوان قطب نساجی در طول 60 سال شناخته شد و توانست تغییرات محسوسی را در سطح کشور ناحیه بوجود آورد.
ریزانول(1994)در تحقیقی جامع اثرات صنعتی شدن مناطق روستایی چین در دوره بعد از اصلاحات را مورد بررسی قرار داده و صنعتی شدن را به عنوان موتور محرک توسعه روستایی در چین معرفی کرده است. اس.ک رائو (1985)با تحلیل روند صنعتی شدن روستاها در چهار کشور هند،فیلیپین،کره جنوبی و ژاپن ،برنقش استقرار صنعت در روند گسترش صادرات اشاره داشته و معتقد است: هر یک از این کشورها با انتخاب الگوی مناسب صنعتی ،گامی درجهت ایجاد اشتغال ،افزایش درآمد و در نهایت گسترش صادرات داشته اند.
مطیعی لنگرودی، 1387، در کتاب برنامه ریزی روستایی در ایران به مشکلات زیستی در بسیاری از نواحی روستایی ، اختلاف درآمد و سطح زندگی بین جوامع شهری و روستایی ، از عوامل عمده مهاجرتهای روستایی-شهری پرداخته است. بسیاری از برنامه ریزان در این تصورند که با ایجاد برخی از امکانات رفاهی و خدماتی در نواحی روستایی ، روند مهاجرت کاهش خواهد یافت. در حالیکه با ارائه خدمات رفاهی در نواحی روستایی ، باید در پی ایجاد اشتغال و درآمد در این نواحی بود. زیرا تأمین نیازهای رفاهی در نواحی روستایی سرمزین ، موجب افزایش روحیه مصرف و بروز نیازهای بیشتر در جمعیت می شود ، که پاسخگویی به آنها ، نیاز به کسب درآمد بیشتر دارد. بنابراین ، همگام با افزایش امکانات خدماتی و رفاهی در نواحی روستایی ، برنامه ریزی برای ایجاد اشتغال و درآمد ، لازم و ضروری است . در غیراینصورت ، تعداد بسیاری از تأسیسات ایجاد شده در نواحی روستایی به دلیل مهاجرت روستاییان به سوی شهرها ، غیرقابل مصرف باقی خواهد ماند ، در حالی که هزینه های زیادی برای ایجاد این تأسیسات هزینه شده است (مطیعی لنگرودی ، 1378 ، 1 و 2)
بنابراین در استراتژی های توسعه روستایی، باید به متنوع سازی اقتصاد روستایی و کارآ نمودن آن از طریق ایجاد انواع فعالیت های اقتصادی ، بویژه صنعتی کردن روستاها ، توجه نمود. زیرا تمرکز صنایع در روستاها ، علاوه بر ایجاد اشتغال و درآمد ، سبب کاهش مشکلات مربوط به همجواری صنایع با شهرها ، نظیر : تراکم شدید جمعیت ، مشکلات مربوط به ترافیک ، آلودگی های زیست محیطی و … می شود. (مطیعی لنگرودی ، 1380 ، 1 )
توسعه روستایی شامل یک فرآیند عمیق تغییرات در کل جامعه ، در جامعه محلی و از همه مهمتر در نقش افراد می باشد . این فرآیند روشی است برای افزایش فرصتهای قابل دسترسی برای افراد روستایی و افزایش امکانات بهره برداری از منابع موجود در روستا.
مقیاس ، پیچیدگی و جمود اقتصاد روستایی ، اغلب با تلاشهای مؤثر و هماهنگی که برای ایجاد وسایل جدید امرار معاش و افزایش رفاه انجام می گیرد ، هماهنگی ندارد. طبیعت فقر و نیاز به عدالت اجتماعی و تساوی بیشتر ایجاب می کند که فرآیند تحول در یک جبهه وسیع و گسترده انجام گیرد و کلیه عوامل به هم پیوسته سیاسی ، اقتصادی ، فنی ، نهادی و انسانی را برای کاهش فقر به کار گیرد. ( هاگ ، 1368 ، 56 )
سرمایه گذاری اضافی در نواحی روستایی ، باید در جهت کمک به بهره وری بیشتر نیروی کار از طریق حذف فعالیت های کم بازده، افزایش تخصص و بهره برداری بهتر از مواد خام باشد. این سرمایه گذایها باید فرصتهای بیشتری جهت اشتغال و درآمد ایجاد کند ، تا کلیه نیروهای کار موجود در روستا را در جهت فعالیت های اصلی اقتصادی به کار گیرد.
بنابراین ، هدف برنامه ریزی روستایی ، ایجاد تنوع در اقتصاد روستایی و فراهم آوردن زمینه فعالیتهای غیرکشاورزی ، همگام با کشاورزی ، بویژه صنایع روستایی است.