دانلود پایان نامه درباره اجزاي هوش هيجاني :

[email protected]
آوریل 4, 2020 0 Comment

هوشمند بودن از نظر عاطفي، داشتن مهارتهاي فردي است كه با شخصيت غني و متعادل مشخص مي‌شود. هوش عاطفي داشتن توانايي براي « خشمگين شدن در برابر فرد مناسب، به ميزان مناسب، در زمان مناسب، براي دليل مناسب و به شيوة مناسب » است . هوش عاطفي از IQ ( بهرة هوشي ) مجزا است چرا كه IQ انجام با مهارت عملكردهاي شناختي است. هر كدام از اين انواع مختلف هوش بر مدارهاي عصبي متفاوت اما مرتبط قرار گرفته اند بطوريكه هوش عاطفي به مقدار زيادي بوسيلة مناطق ليمبيك و پره‌فرونتال و IQ به تنهايي بوسيلة مناطق نئوكورتيكال تنظيم مي‌شود.(4)

تئوري هوش عاطفي يك چارچوب كاري روانشناختي جديدي را براي پيشگيري اوليه در روانپزشكي پيشنهاد مي‌كند كه كشفيات جديد در علم شناخت، علم نورولوژيك و نمو را با يكديگر ادغام مي‌نمايد.

مهارتهاي هوش عاطفي براي ادارة فردي عواطف و انجام با مهارت روابط، ضروري است. اين تواناييها در طي زندگي فراگرفته مي‌شوند. يادگيري اوليه در طي كودكي صورت مي‌گيرد. اين يادگيري مدار هاي نورولوژيك زمينه اي را شكل مي‌دهد كه تا بزرگسالي بالغ مي‌شوند. هوش عاطفي با رشد كودك از طريق تجارب يادگيري شدة سودمند ارتقاء مي يابد و نقايص آن از طريق يادگيري اصلاحي و تعليم، قابل ترميم است.

افرادي كه نتوانند مهارتهاي هوش عاطفي را كسب كنند باطيفي از خطرات فزايندة روانپزشكي مواجه مي‌شوند مانند اختلالات خلق و اضطراب، اختلالات خوردن، و سوء مصرف مواد. (4)

از آنجاييكه اين مهارتهاي هوش عاطفي، قابل آموزش است، ايجاد امكاناتي براي                 بچه ها و بالغين به منظور ارتقاء اين مهارتها مي تواند به عنوان يك واكسن در برابر طيف خطرات اجتماعي و روانپزشكي عمل نمايد.

اجزاي هوش هيجاني :
پایان نامه
 

مدلي كه به طور معمول براي تعريف هوش عاطفي بكار مي رود مربوط به پيترسالووي و جان ماير[1] (1990) است كه براساس آن هوش عاطفي شامل توانايي در پنج موضوع اصلي است :

1-خودآگاهي :‌شناختن احساسات هنگاميكه بوجود مي آيند، ركن اصلي هوش هيجاني است. توانايي كنترل احساسات از يك لحظه به لحظة ديگر، كليد بصيرت روانشناختي و شناخت خود است. آگاه بودن از هيجانات باعث اطمينان بيشتر هنگام تصميم گيري هاي مهم فردي مانند با چه كسي ازدواج كردن يا چه مسيري را دنبال كردن مي‌شود.

2-اداره ( كنترل ) هيجانات : داشتن واكنش هاي عاطفي مناسب يك قابليت ( استعداد) است كه بر خود آگاهي بنا نهاده مي‌شود. توانايي تعديل عواطف منفي مانند اضطراب، عصبانيت، و افسردگي يك مهارت هيجاني ضروري است.

انعطاف پذيري هيجاني كمك مي‌كند تا بتوان بر شكست ها و ناراحتي هاي غيرقابل اجتناب زندگي غلبه كرد. آنهاييكه توانايي خود تنظيمي هيجاني را ندارند، به طور مداوم با احساسات اندوهبار محاصره مي‌شوند.

3- خود انگيزش : توانايي تمركز بر يك هدف براي يك رشته از موفقيت ها ضروري است. خود كنترلي هيجاني مانند خشنودي تأخيري يا كنترل تكانشگري براي رسيدن به هدفهاي زندگي ضروري است.

افرادي كه مي توانند هيجانات خود را تحت كنترل در آورند و به جاي نا اميدي اميد و خوش بيني را حفظ كنند به طور كلي در كارهايشان مؤثرتر و پربارتر خواهند بود.

4- شناختن هيجانات در ديگران :‌انتقال فكر، يك مهارت بر اساس خود آگاهي هيجاني است و براي مؤثر بودن روابط بين فردي يك جزء اساسي مي‌باشد. افرادي كه به خوبي با اشارات اجتماعي ظريف كه نشاندهندة نحوة احساس ديگران است هماهنگ باشند، در روابط فردي و حرفه اي موفق تر هستند.

5- اداره كردن روابط :‌هنر ارتباطات نيازمند مهار در ادارة هيجانات ديگران است. صلاحيت (كفايت) اجتماعي، زمينه ساز محبوبيت، رهبري و مؤثر بودن روابط بين فردي است.

افراد داراي نيمرخي از تواناييهاي مختلف در هر كدام از مسائل هستند، براي نمونه، بعضي افراد كه در اداره خشم بسيار مهارت دارند ممكن است در آرام كردن               ناراحتي هاي ديگران ناتوان باشند. ( استعداد كمتري داشته باشند ). (4)

مسائل نورولوژيك، استعداد ابتدايي فرد را در هر حيطه از هوش هيجاني تعيين مي‌كند.

هر فردي داراي مجموعه اي از امتيازات نورولوژيك زمينه اي است كه خلق او را تعيين مي‌كنند ، براي مثال توانايي كنترل تكانة هيجاني، خجالت يا تحريك پذيري.

هر چند اساس زمينه اي توانايي هيجاني عصبي است، مدار مغزي درگير در آن قابل تطابق ( انعطاف پذير ) است. به مقدار زيادي هر كدام از پنج حوزة نشان داده شده  مجموعه اي از عادات و پاسخ ها هستند كه فرا گرفته شده اند و بنابراين با تلاش مناسب مي توان آنها را ارتقاء داد.

با بهره گرفتن از يك سنجش وابسته، جك بلاك [2] متوجه شد كه نشانه هاي اصلي هوش هيجاني، اعتماد به نفس، خوش بيني و توازن اجتماعي است.

افرادي كه از نظر هيجاني با هوش هستند داراي قوة خودداري بسيار زياد و توانايي انگيزش خود هستند. زندگي براي آنها پر معني است. آنها پاي بند به اصول و مسئوليت پذير هستند. آنها هيجانات خود را اداره كرده و به درستي بروز مي‌دهند، در روابط خود، قوي و در عين حال دلسوز و مهربان هستند.

زندگي هيجاني آنها غني ولي متعادل است، آنها با خود، ديگران و محيط اجتماعي كه در آن زندگي كنند راحت هستند. آنها استرس را بدون نگراني يا نشخوار فكري بيش از حد اداره مي‌كنند. آنها همچنين تمايل دارند، اجتماعي، خود انگيخته، سرزنده            باشند. (4)

[1] -John Mayer , Peter Salovey

[2] – Jack Block