به

دانلود پایان نامه

می فرمایند:خداوندبه وسیله یک تیر سه نفر را به بهشت می برد، آنکه تیر را می سازد، آنکه تیر را می اندازد وآنکه تیر را به تیر انداز می دهد.( نهج الفصاحه،1385)
درنهج البلاغه از قول حضرت علی علیه اسلام آمده است:مومن بایدشبانه روزخودرا سه قسمت کند.قسمتی برای رازونیازباپروردگار،قسمتی برای امرارمعاش وتأمین زندگی وبخشی که بین لذت وخوشی آنچه حلال ونیکوست آزاد گذارد.(نهج البلاغه،1385)
علاوه برتأکید بزرگان دین اسلام براهمیت مساله وقت واوقات فراغت، به مساله ورزش در اوقات فراغت نیز توجه بسیار شده است.با این حال پیشوای گرام اسلام از اوقات کوتاه فراغت مردم استفاده کرده، بعضی از اعمال ورزشی وتفریحی را به منظور هدف های مخصوص مورد تشویق وتأئیدقرار داد تابه وسیله آن پاره ای ازمصلحت اجتماعی راتأمین نماید ودرضمن پیروان خود راازانحرافاتی که ممکن بود درمواقع بیکاری دامن گیرشان شود مصون نگهدارد. (تندنویس،1375)
ساعت تفریح یکی از بهترین فرصت های سود بخش درجهات رشد بشر است درموقع تفریح وسرگرمی محیط زندگی رنگ وذوق وابتکار به خود می گیرد.لطف وصفای مخصوص پیدا می کند، روح سبک بال وپرنشاط می شود، عواطف واحساسات شکوفامی گردندوآدمی درخوداحساس آزادگی وحریت می نماید.(فلسفی،1344)
تفریح به معنی لاابالیگری وبی بند وباری نیست، تفریح به معنی بیکاری واتلاف وقت نیست، تفریح به معنی آلوده شدن به پلیدی های گناه وسیئات اخلاقی نیست وخلاصه تفریح به معنی ایجاد بد بختی وسیه روزی نیست.بلکه تفریح از فعالیت های مطبوع ولذت بخش است که در خارج از برنامه کار روزانه درساعات فراغت انجام می شود وباعث انبساط روح ومسرت خاطر می گردد وروی جسم وجان اثر مفید می گذارد.(اردلان،1365)

2-9- اوقات فراغت ازدیدگاه صاحب نظران و مکاتب فلسفی
فراغت از دید دانشمندان وصاحب نظران به گونه های مختلف تعریف شده است که درزیر به بعضی از آن موارد اشاره می گردد.
دومازویه، جامعه شناس فرانسوی براساس فراغت به معنی امروزی دو شرط قائل است. اول آنکه فارغ از اجبار های مذهبی و عمومی باشد ودر آن نوعی گزینش آزادانه مطرح است دوم اینکه از سایر فعالیت ها که از آن کسب معشیت می کند جدا شده باشد. با این دو شرط دومازویه معتقد است که فراغت تنها در جوامع صنعتی قرار گرفته و کار کشاورزی به سوی شیوه ی کار صنعتی گرایش یافته واین امر در موردمناطق روستایی کشور های در حال رشد صادق است. (اسدی،1352)
مارکس ، اوقات فراغت رافضای رشدوپیشرفت انسان تعریف نموده است. (پورطاعی1351)
اندرسون فراغت رازمان فروخته نشده ای می داند که متعلق به فرداست زمانی که فرد به میل خود از آن استفاده می کند.(مکی،1381)
ژرژفریدمن ، فراغت را به عنوان پاداشی در مقابل ازخود بیگانگی ناشی از کار تلقی می کند وآن را لازم می داند.
پی پر از جمله اندیشمندانی است که پس از سال ها مطالعه و تحقیق اظهار می دارد که موجودیت و اصالت فرهنگ بر مبنای فرض ها واوقات فراغت افرادی که در آن اجتماع زندگی می کنند پی ریزی شده است.(اسدی،1352)
ارسطودرباره اوقات فراغت این گونه بیان می نماید:”فراغت فعالیتی است بخاطرخودش”. (مکی،1381)
تاگو شاعروفیلسوف معروف هندی دراین باره گفته است:تمدن های انسانی سرمایه های جاودانی است که از کاشت، داشت وبرداشت صحیح اوقات فراغت متجلی گشته است.(شجاع الدین،1370)
جی بی ناش درباره اوقات فراغت چنین اظهار نظر نموده است.فراغت مربوط به اوقات زندگی انسان می شودکه ازکارکردن آزاد است ویادرخواب نیست وتفریحات سالم مربوط به نحوه استفاده وبرداشت ازاین فراغت می باشد.(مکی،1381)
جرالد بی فیز درکتاب”سازمان تفریحات سالم درجامعه”چنین آورده است که فراغت یک روزه یا قسمتی اززندگی بشر است وتفریحات سالم دراین زمان بیان علاقه ونگرش فرهنگی اوست و نامبرده می‌گوید: فراغت برای همه افراد جامعه وجود دارد لیکن آنچه مهم واثرگذاراست شیوه های استفاده ازآن میباشد.(مکی،1381)
اوژه، درتعریف فراغت می گوید:منظورازفراغت سرگرمی ها، تفریحات وفعالیت های است که به هنگام آسودگی ازکارعادی باشوق ورغبت، افرادبه سوی آن روی می آورند.(عظیمی،1375)
اگوست کنت جامعه شناس فرانسوی لحظات فراغت را از لحظات امکان توسعه و پیشرفت انسان می‌داند.(شهیدی،1382)
پیر فرانسوا جامعه شناس دیگر فرانسوی درباره نقش اوقات فر اغت اینگونه بیان می کند: فعالیت‌های اوقات فراغت نقش مهمی درجبران کمبودهای عاطفی وروانی دارد،چراکه به جوانان آنچه راکه درخانواده ومدرسه فرصت ابراز ویاشناساندن آن رانیافته اند، امکان ظهور وبروز می دهد.(فرج الهی،1373)

2-9-1- اوقات فراغت ازدیدگاه فلسفه رئالیسم
اهداف برنامه های اوقات فراغت دراین فلسفه مبتنی براستفاده ازواقعیت عملی زندگی برای رشدشخصیت متعادل، جهت دستیابی به تکامل وپیشرفت آن می باشد.رئالیست ها براهمیّت توجه به جسم، به دلیل اینکه یک واقعیت محسوس ازوجود آدمی دراین دنیاست تأکید می کنند.جان لاک تصریح می کند که کودک درحالی متولدمی شود که اندیشه اش صفحه ای سپید است وهمه اندیشه های ما ناشی از تجربیات حسی است وبنابراین به تربیت حسی از خلال مسافرت ها ومشاهدات اعتقاد داشته وبه ارزش تربیت بدنی واخلاق تأکیدمی ورزد.(شهیدی،1382)

2-9-2- اوقات فراغت از دیدگاه پراگماتیسم
فلسفه پراگماتیسم، برنامه اوقات فراغت راازخلال مفهوم”سودعملیاتی”مشخص می کند، به طوری که می‌توان گفت فعالیت های سرگرمی واوقات فراغت، میزان ارزشمندی خود را به استفاده نتایج عملی باز پس داده یا مردودبیان می نماید، تربیت ازدیدگاه” دیویی” براساس مبانی مشهورش عبارت ازکمک به فرد برای رشد به سوی کمال وآزادساختن انرژی وکمک به اوبرای فعالیت مستمر درارتباط بامحیط اطراف وآماده ساختن فرد برای زندگی مستقل درجهان معاصر است که ازطریق ساختن مجدد تجربیات اجتماعی وتکامل بخشیدن به جامعه حاصل می شود. (شهیدی،1382)

مطلب مشابه :  منبع تحقیق درمورد خدمات بیمه ای

2-10- ساعات کار و ساعات فراغت
درجامعه شناسی اوقات فراغت، بیشتر به جنبه های مثبت ومنفی تعریف های اوقات فراغت پرداخته شده است. منظور از مثبت یا منفی، نگاه ارزشی اولیه وسطحی نیست.جنبه منفی، اوقات فراغت رااز دیدگاه زمان درنظر می گیرد.وزمان خارج اززمان کار رااوقات فراغت می نامد. اماجنبه مثبت به محتواوعملکرد اوقات فراغت توجه دارد.
علاوه برجنبه های مثبت یامنفی، تفاوت دیگری رابایدمورد توجه قرار داد وآن تفاوت بین اوقات فراغت ووقت آزاداست وقت آزاد، زمانی است که انسان پس ازانجام همه وظایف ومسئولیت های خوددراختیار دارد. اما اوقات فراغت، زمانی است درطول زمان آزادکه انسان از نظرفکری رها ازهرگونه اجبارومسئولیت است.به عبارت دیگر، اوقات فراغت نسبت به وقت آزاد شخصی تراست. برای تحقیقات، دسترسی به وقت آزاد آسان تراست، زیرا اوقات فراغت جزیی از وقت آزاد است.
درتعریف های منفی، اوقات فراغت باقی مانده زمان کاراست.کاربه عنوان اصل دیده می شودواوقات فراغت درمقابل کارقراردارد ومتضاد باآن است. این ازآنجاسرچشمه می گیردکه کارهمواره امری مثبت تلقی می شود ویادآوراین موضوع است که افرادبیکار اوقات فراغت نیز ندارند.
گراف بلوشر جامعه شناس آلمانی، تعریفی منفی ازاوقات فراغت ارائه داده است، اواگرچه جزیی تر به زمان های مختلف نگاه کرده وآتها رابه زمان کار، زمان خواب، زمان رسیدگی به امورخانه وزمان آزادتقسیم کرده، اما زمان کار رابه عنوان اصل به حساب آورده است.
به عقیده ژوفر دومازیه، اوقات فراغت چیزی فراتر از وقت بدون کار است، برای مثال زمان تفریح است. اما برای او این مسئله مطرح است که اوقات فراغت یک زمان ویژه،یک فعالیت یایک موقعیت است.
بوچر درکتاب مبانی تربت بدنی، برای تفریح شش هدف راذکرمی کند که در واقع فعالیت های مربوط به اوقات فراغت راشرح می دهند:
1-فعالیت است که به طورخصوصی وبامیل شخصی انجام می شود،
2-روابط انسانی در آن آزاد است،
3-علاقه فرد در آن مطرح است ومهارت او افزایش می یابد،
4-بهداشت وآمادگی بدنی رابه همراه دارد،
5-موجب بروز خلاقیت واظهار وجود می شود،
6-شرایط مناسب محیطی را برای کذران اوقات فراغت فراهم می سازد(جلالی فراهانی،1390)

2-11- نظریات دانشمندان
درتعریف های مثبت از اوقات فراغت، بیشتربرای تعیین محتوای اوقات فراغت کوشش شده است، در این تعریف ها، اگرچه تأثیر فعالیت های اجباری از نظردور نمی ماند، اما سعی بر این است که اوقات فراغت به عنوان یک اصل یاپدیده ای مستقل از کاردیده شود.در این تعریف ها، اوقات فراغت فقط در رابطه باکاردیده نمی شود، بلکه باتوجه به عملکردش نسبت به شخص یااجتماع موردتوجه قرار می گیرد. (گودرزی، اسدی، 1379)
هربرت وبر
هربرت وبر به عنوان صاحب نظر تعلیم وتربیت، معتقد است که اوقات فراغت باید نیاز های درونی انسان را برآورده کندواو رااز قید وبند ها رها سازد. انسان دراوقات فراغت، از تعیین نوع فعالیتش توسط دیگران آزاداست که این موجب تمایز آن از کار می شود.به نحوی که انسان به معنای واقعی کلمه، ان گونه که مایل است رفتار می کند.(جلالی فراهانی،1390)
ولفانگ نارشتت
ولفانگ نارشتت نیز مانند وبر معتقد است اوقات فراغت، زمان آزادی فرد است. ازدید او، اوقات فراغت دراصل، زمان آزادی کامل شخص است تابتواند تمامی خواسته های خود را بدون کوچک ترین اجباری تحقق بخشد. اومی گوید:اوقات فراغت، فضایی مستقل است، فضایی که در مقابل فضای کار قرار دارد.(جلالی فراهانی،1390)
اوپاشوسکی
اوپاشوسکی درآلمان، بزرگترین نظریه پردازی است که تعریفی مثبت از اوقات فراغت دارد. او مایل است اوقات فراغت را از انحصارکارخارج کندومعتقد است تقسیم بندی زندگی انسان به دو بخش کار وفراغت تقسیم بندی مصنوعی است، زیرا در آن به زمینه های همچون خانواده، فرهنگ، مدرسه وارتباطات اجتماعی توجهی نشده است.به اعتقاد او، اوقات فراغت تنها منحصر به افرادی که کار می کنند نیست، بلکه برای همه اقشار جامعه ضروری است.بنابر این اواز سه زمان متفاوت صحبت میکند.
1-زمان در اختیارکه می توان به طورشخصی وبدون اجبار از طرف دیگران، تصمیم گرفت وآن راتقسیم بندی کرد.(وقت آزاد،خصوصیت بارز:تصمیم گیری شخصی)
2-زمان مسئولیت هاووظیفه ها(وقت درگیر،خصوصیت بارز:تصمیم گیری باهدف)
3-زمان از قبل تعیین شده توسط دیگران ووابسته(وقت وابسته،خصوصیت بارز:تعیین توسط دیگران)
وقت وابسته، زمانی است که شخص مجبور به انجام کاری درفضا ومحدوده ای از قبل تعیین شده توسط دیگران است. اما وقت درگیر، زمانی است که شخص به فعالیت خاصی می پردازد که از نظر خانوادگی، شغلی، اجتماعی به آنهاوابسته است. امازمان در اختیار، زمانی است که شخص به صورت کاملاً آزادوبه تشخیص خودآن راتقسیم می کند وبه فعالیتی مطابق میل خود می پردازد.(جلالی فراهانی ، 1390)

2-12- نظریات مختلف
اگرچه امروزه،کار واوقات فراغت در مقابل هم قرارداده نمی شود، امامفید است که رابطه بین آنهارااز نظردانشمندان وصاحبنظران مختلف موردبررسی نقادانه قراردهیم. اززمان های بسیاردور(1933)، هنگامی که پال لا زارسفلد وهانس زیزل برای اولین بارپژوهش هایی در زمینه تأثیر بیکاری برزندگی انسان ونحوه گذران اوقات فراغت او انجام دادند، تاامروز، همواره این مسئله اهمیّت داشته که چه رابطه ای بین کار واوقات فراغت وجوددارد.دراین زمینه نظریه های مختلف وگاه متضاد به وجود آمده اند.
توکارسکی واشمیت (1985)این نظریه هارابه صورت زیر طبقه بندی کرده اند
نظریه انرژی اضافی:آن قسمت از انرژی که به هنگام کارمورد نیاز نیست، دراوقات فراغت مصرف می شود.
نظریه استراحت:عملکرداصلی اوقات فراغت، استراحت پس ازکار است.
نظریه تخلیه هیجان:هیجان های انباشته شده زمان کاروانقباض های روانی آن دراوقات فراغت تخلیه می شود.
نظریه جبران:اوقات فراغت، امکان جبران اجبارها، سرخوردگی ها، نواقص وکمبود هایی راکه درهنگام کار به وجود می آیند، فراهم می کند.
نظریه تضاد:اوقات فراغت در تضاد کامل با کار است.
نظریه تشابه:کار واوقات فراغت زمینه های مشابهی هستند که چارچوب های مشابه نیز دارند.
نظریه کاهش:کمبود تجربیات شخصی درزمینه کار موجب می شودکه فعالیت های اوقات فراغت نیز دچارنقصان شوند.
نظریه عمومیت:عادت ها ورفتار های فراگرفته شده در هنگام کار، درزمان فراغت نیزادامه پیدا می‌کنند.
نظریه استقلال:بین کار واوقات فراغت به جز ارتباط زمانی، رابطه دیگری وجود ندارد.
این فهرست را می توان به صورت دلخواه ادامه داد، زیراهرصاحب نظری که در زمینۀ رابطۀ کار واوقات فراغت پژوهش کرده، نظریه ای جدید بیان نموده است.تاکنون هیچ نظریۀ عمومی دربارۀ رابطۀ کار واوقات فراغت دیده نشده که توانسته باشد نتایج تمامی تحقیقات را در خود بگنجاند. در عصر حاضر نبود نظریه‌ای جامع از بزرگترین مشکلات در زمینۀ تحقیقات اوقات فراغت است.(جلالی فراهانی،1390)

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته روانشناسی در مورد :کیفیت زندگی کاری-خرید پایان نامه کامل

2-13- عوامل موثر برگذران اوقات فراغت
تورکیلدسن (1985) فهرستی را بر می شمارد که در آن به بیش از 46 عامل مؤثر گزینش اوقات فراغت اشاره شده است. بسیاری از عوامل مجزا از یکدیگر و در عین حال مرکب و غالباً مرتبط به یکدیگر وجود دارند که بر نحوه و نوع انتخاب مردم درباره شرکت در فعالیت های اوقات فراغت تأثیر می گذارند.
این عوامل به سه گروه عمده تقسیم می شوند :
الف – عوامل شخصی و خانوادگی شامل، سن، وضعیت شخصی در چرخۀ زندگی خانوادگی، جنس و سطح تحصیلات.
ب – شرایط موقعیتی و اجتماعی از لحاظ درآمد، اشتغال، رده اجتماعی.
پ – عوامل مرتبط با فرصت ها از بابت استنباط شخص از اوقات فراغت، دسترسی و سیاست های تدارک و مدیریت اوقات فراغت.(به نقل ازمیرواسع،64)

2-14- فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف می‌ شود و شخص دچار فرسودگی شغلی احساس کسالت‌ انگیزی را نسبت به انجام رفتار شغلی نشان می‌ دهد. فرسودگی شغلی حالتی است که در یک فرد شاغل به وجود می‌ آید و پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر است. بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار می‌ کند و این فشار، دایمی و مکرر بوده و در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل می‌ گردد. در این وضعیت احساس کاهش انرژی رخ می‌ دهد. در سال‌ های اخیر، روانشناسان نسبت به مطالعه و تحقیق در باب پدیده‌ ای به نام فرسودگی شغلی ، علاقه نشان داده و پژوهش‌‌های متعددی را در این زمینه انجام داده‌ اند. در واقع، فرسودگی شغلی ، آن نوع از فرسودگی روانی است که با فشار های روانی یا استرس‌ های مربوط به شغل و محیط کار توام گشته است. به عبارت دیگر، فرسودگی شغلی پاسخی تاخیری به عوامل استرس‌ زای مزمن هیجانی و بین فردی در حیطه مشاغل است.(بسطامی،1379)
واژه فرسودگی شغلی اولین بار در دهه 1970 میلادی توسط هربرت فروند نبرگر (1975) و کریستانیا ماسلاچ (1976) مطرح شد. به نظر فروند نبرگر فرسودگی شغلی حالتی از خستگی و یا ناکامی روش زندگی یا ارتباطاتی است که به نتیجه دلخواه منجر نمی شود.
به نظر ماسلاچ و جکسون (1981) فرسودگی شغلی سندرمی متشکل از خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش موفقیت فردی است که در نتیجه تنیدگی های شغلی مزمن به وجود می آید. فرسودگی شغلی برای افراد یک تجربه دردآور و برای سازمان ها پدیده ای هزینه بر است. علایم فرسودگی شغلی در محیط کار شامل روحیه پایین، غیبت از کار، دیر آمدن، کاهش میانگین ساعت اقامت در سرکار، تعویض شغلی، افزایش حوادث کار و کاهش عملکرد است.(روشن،1390 (
فرسودگی شغلی برای کارکنان با نشانه های جسمانی، هیجانی و نگرشی همراه است. نشانه های جسمانی شامل ضعف جسمانی، خستگی مزمن، سرماخوردگی های طولانی مدت، سردرد، مشکلات خوابیدن، زخم معده، اختلالات گوارشی و روده ای، کاهش یا افزایش سریع وزن، آسم، فشارخون بالا، دیابت، درد ماهیچه ها و افزایش مصرف کافئین، تنباکو، الکل و مواد مخدر است. نشانه های هیجانی فرسودگی شغلی شامل احساسات افسردگی، شکست، درماندگی، ناامیدی، سرخوردگی و فقدان معنای