تحقیقات جنایی

دانلود پایان نامه

از آنچه که سودمندمی‏نماید و نه فراتر از آنچه که عادلانه به نظر می‏رسد.»
در آثار بنتام مدام از اصل فایده، مفهوم فایده و لذت سخن می رود . سوال آن است که نسبت این دو مفهوم بنیادین سامانه ی بنتامی با یکدیگر چیست ؟ آیا فایده از منظر بنتام همان لذت است یا دامنی فراتر از لذت دارد؟ بنتام فایده را عبارت از خاصیتی در شی میداند که موجد نفع، بهره، لذت، خیر و خوشی هستند یا مانع از رخ دادن بدبختی، درد، شر و ناخوشی میشوند. از منظر او هیچ تفاوتی بین این اصطلاحات مختلف وجود ندارد و مدعی است همه اینها بیان کننده یک واقعیت اند وانگهی بیشتر بر لذت و نقطه مقابل آن دارد. تاکید می کند. لذا و الم نقش محوری در منظومه فایده گرایی او بر عهده دارند . به نحوی که فایده را یک اصطلاح انتزاعی می داند و در اغلب موارد آن را با ارجاع به لذت و درد یا اسباب موجد آن دو تبیین می کند. به همین سبب سامانه ی او ارابه درستی فایده گرایی لذت محورنامیده اند اصل فایده که به بیشترین شادکامی نیز معروف است . نقطه ی عزیمت سامانه ی بنتامی است و شان آن در ساحت اخلاق و حقوق، بسان شام قانون نیوتن در قلمرو فیزیک است .
این اصل بیانگر این معناست که خوشبختی افراد ذیربط باید به حداکثر برسد یا ناخوشی آنان به حداقل برسد. با توسل به چنین اصلی است که اعمال انسانی و اقدامات حکومتی را تایید یا تقبیح می کنیم به نحوی که اگر اعمال انسانی یا حکومتی در جهت بیشینه کردن لذت باشد آنرا موجه می دانیم و اگر در جهت کمینه کردن لذت باشد آن را ناموجه قلمداد می کنیم. بنتام مخصوصاً تاکید می کند که تنها معیار قانونگذاری همین اصل است.
حال به سیرتاریخی و فراز و فرودهای کیفری غرب می پردازیم.پس از تدوین قانون‏نامه‏های تحقیقات جنایی وکیفری‏ ناپلئون در سال‏های 1808 و 1810 که خود کم‏وبیش به‏ ستون‏های فلسفه فایده‏گرایی کیفری تکیه داشتند. تفکر فایده‏گرایی کیفری به‏طور عام و کیفرشناسی فایده‏گرا به ‏طور خاص،و صرف‏نظر از تأیید بخشی آن، فراز و فرودهایی را پشت سر نهاد. چندان‏که در نیمه نخست قرن‏ 19، مکتب نئو کلاسیک حقوقکیفریکه سران آن رسی، ارتولان، گیزو و میتر مایر بودند، بطور مستقیم، تفکر فایده‏گرایی را سرلوحه و محور کار خود قرار دادند.در کنار حقوقدانان،در قرن 19، فیلسوفان نیز به تفکر فایده‏گرایی، غنای عظیمی بخشیدند. کسانی چون هربرت اسپنسر انگلیسی در پی آن بود که نظریه اصالت سودجویی عقلی‏ خود را، در مقابل مسلک اصالت سودجویی تجربی بنتام‏ قرار دهد. در نظر اسپنسر حقوق نیز بر سودجویی استوار بود، ولی نه در معنای دانی آن‏که لذت ‏جویی است، بلکه‏ در معنای زیست‏شناختی آن، یعنی منطبق ساختن خود با سایرین، با محیط، با شرایط زندگی از طریق توارث، حقوق، به درستی تبیین این تعادل مبتنی بر زیست‏شناسی است، که به تدریج از طریق تحول حاصل می‏شود.
این نظام، در مقایسه با نظام موردنظر بنتام-که در نظر داشت احساس و کمال مطلوب عدالت را به یک محاسبه‏ نفع شخصی تقلیل دهد-بی‏گمان نمایانگر پیشرفت است. هدف نظام موردنظر اسپنسر به‏طور خلاصه،اجرای روش‏ علوم طبیعی در مورد علوم اخلاقی حقوقی بود.
در میانه‏ی قرن نوزدهم باز هم پیام نویسندگانی چون‏ شاهزاده «آلکسیدو توکویل» در آثارش نظیر:«رژیم‏ قدیمی»، «پیرامون دموکراسی در آمریکا» و نیز در گزارشی که در بازگشت از سفر به آمریکا و به دستور لویی‏ فیلیپ پادشاه فرانسه به همراه «گوستا و دو بومن» از زندان‏های آمریکا تهیه کرده بودند،نیز در واقع به صورتی‏ غیر صریح ولی محسوس روی نهادن به سوی فایده‏گرایی‏ کیفری به ویژه در اجرای مجازات‏ها بودند آنان به خوبی نقل‏ می‏کنند که جمهوری‏خواهان آمریکایی برخلاف سلطنت‏ طلبان اروپایی، «کیفرهای بدنی و مجازات اعدام را فرزندان‏ نامشروع حکومت‏های سلطنتی»اعلام کرده و خواهان آن‏ بودند که کیفرهای وحشیانه عصر بربریت و دوران استعمار که در یک جامعه تباه‏زده شکل گرفته بودند از قوانینی‏ ایالتی و فدرال حذف شوند.» به همین علت است که در تاریخ می‏بینیم که آمریکائیان از فردای روز استقلال از انگلستان (1776) یکسره به سراغ نظام سلب آزادی رفتند و رژیم‏های زندانبانی «ابورنی» یا همان حبس دسته جمعی و«پنسیلوانیایی»یا همان نظام انفرادی محصول چنین‏ دیدگاه‏هایی است که از جمع نارسایی‏ها و معایب این‏ دو،«رژیم ترقی تدریجی»یا همان ایرلندی در میانه قرن‏ 19 متولد یافت.در واقع در این دوران،ابداع رژیم ترقی‏ تدریجی محصول تفکری فایده‏گرایانه در اجرای کیفر سلب‏ آزادی بود. در این میان باز هم نویسندگانی چون رسی و آرنولد بونویل دومارسنگی نیز باید نام بد.رسی که به فواید فردی و اجتماعی اجرای مجازات‏ها توجه داشت. «سلب‏ آزادی را عالی‏ترین کیفر در جوامع متمدن می‏دانست»
آرنولد بونویل دومارسنگی نیز که از قاضیان خلاق میانه‏ قرن نوزدهم بود، «در میان پیشنهادهای خود به آزادی‏ مقدماتی یا زودرس» به لحاظ حسن رفتار و بازداشت‏ اضافی، در صورت مشاهده‏ی بدرفتاری زندانی اشاره می‏کند و منظور وی در واقع اعطای اختیار به اداره‏ی زندان‏ها در جهت فایده‏مندسازی شیوه اجرای کیفر سلب آزادی بود. در این میان، در نزد حقوقدانان دیگری چون میتر مایر سنگین و پرحرارتی در مورد شیوه‏های اجرای کیفرها مربوط می‏شد. در اواخر قرن نوزده سناتور برانژه نهاد تعلیق مجازات را وارد قوانین فرانسوی ساخت که تأسیس‏ این نهاد را نیز باید مساوی با گشودن بابی به سوی‏ نوزده با آنکه مکتب پوزیتویسم حقوقکیفری توسط سه‏ تفنگدار ایتالیایی حقوقجزا یعنی«دکتر سزارلمبروزو»، «استاد انریکوفری» و«قاضی را فائلوگاروفالو»بنیان‏ نهاده شده بود و اغلب بحث‏های کیفری ربع آخر قرن‏ نوزده به آموزه‏های آنان اختصاص داشت،با این همه؛در آثار بازمانده از آنان و آموزه‏هایشان چندان دیدگاه‏های‏ کیفر شناختی فایده‏گرا به چشم نمی‏خورد.وانگهی از اواخر قرن نوزدهم و تأسیس اتحادیه‏ی بین المللی حقوق کیفری‏ در 1889 توسط فن لیست آلمانی، آدولف پرینس بلژیکی و وان حامل هلندی بود که جانی تازه به کیفرشناسی فایده‏گرا بخشیده شد.
در پرتو آموزه‏های برون آمده از اعضای این اتحادیه‏ نخستین مکتب دفاع اجتماعی آدولف پرینس بر خاکسترهای‏ به جای مانده از آموزه‏وران جبرگرای پوزیتویسم سر برآورد و نخستین نظریه‏های رسمی جنبش‏های دفاع اجتماعی در آثار فون لیست آلمانی پدیدار گشت.البته این به آن معنا نبود که آموزه‏وران پوزیتویسیم در فایده بخشی به مجازات‏ ها و شیوه‏های اجرای آنها سهمی نداشته باشند. چندانکه‏ آنریکوفری برجسته‏ترین عضو این مکتب توانست بزهکار را عامل مهم عدالت کیفری و زندان انفرادی را «بزرگترین‏ اشتباه سده‏ی نوزدهم» اعلام نماید .
ولی به نظر می‏رسد که نتوان به‏طور مستقیم‏ پوزیتویسم‏ها را کیفرشناس فایده‏گرا دانست بلکه برعکس‏ این جنبش‏های نخستین، دومین و سومین دفاع اجتماعی‏ بود که مفاهیم علمی و عملی فایده‏گرایی در اجرای‏ کیفرهای مدرن را با خود به همراه داشت. چندان‏که در همان روزهای آغازین تأسیس اتحادیه‏ی بین المللی حقوق‏ کیفری، بنیان‏گذاران آن با توجه به بی‏ثمر بودن اجرای‏ برخی کیفرها اعلام داشته‏اند که«کیفر تنها وسیله‏ی مبارزه‏ با جرم نیست».

حال باید دید منظور از فایده چیست. در خصوص مفهوم فایده در حقوق و به ویژه حقوق‏ مسئولیت مدنی و حقوق سیاسی و اجتماعی و نیز قوانین‏ کیفری حقوقدانان سخن‏های فراوانی به میان آورده‏اند. در این زمینه بدون آنکه بخواهیم متعرض آرای گذشتگان‏ شویم، به نظر می‏رسد در کیفرشناسی فایده‏گرا بتوان نفع و فایده را از دو منظر عمده مورد توجه قرار داد:
نفع فردی: منظور از نفع فردی در اینجا از یک سوی‏ منافع شخصی مجرمی است که نسبت به وی کیفر اعمال‏ می‏شود، از دیگر سو به نظر می ‏رسد که منافع زیان ‏دیده نیز در محدوده‏ی نفع شخصی یکی از طرف‏های دعوی قابل‏ مطالعه و بررسی باشد.
نفع اجتماعی: منظور از نفع اجتماعی می‏تواند گونه‏ها و شقوق مختلفی را دربرگیرد. زیرا نفع اجتماعی اعم از منافع جامعه، در اجرای مجازات‏ها، منافع دولت و حاکمیت‏ در اجرای مجازات‏ها و سرانجام منافع اجتماعی طرف‏های دعوی (بزهکار- بزه ‏دیده) در اجرای مجازات‏ها باشند.
از آنچه که در این گفتار کوتاه گذشت می‏توان به شرح‏ زیر چنین نتیجه گرفت که :فایده‏گرایی دارای ریشه‏های عمیق فلسفی-تاریخی‏ است ولی آغاز فایده‏گرایی کیفری محصول آموزه‏های‏ متفکران عصر روشنگری، متفکران قرن‏های نوزدهم و بیستم و سرانجام کیفرشناسان نوظهور پس از جنگ دوم‏ جهانی است. به موازات و همراه با مطالعات کلی کیفری،بطور خاص‏ در آثار متفکران دو قرن گذشته، ریشه‏های کیفرشناسی‏ فایده‏گرا را بویژه در آثار و آموزه‏های بازمانده از آنان می‏توان‏ یافت.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  کردار اجتماعی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پس ازجنگ دوم جهانی، و ظهور افکار الغاگرایانه که‏ سنگ بنای آنرا گرمایکای ایتالیایی بنا نهاده بود، با وجود عدم انسجام و پیوستگی در دیدگاه‏های آنان،نظام‏های‏ کیفری هرچند نه بطور کامل ولی بصورتی نسبی تحت‏ تأثیر این دیدگاه‏ها قرار گرفته در سطح وسیعی اقدام به‏ لغو کیفرهای بی‏ثمر و نافایده‏مند نمودند. جرم ‏زدایی در سطحی گسترده، تحت تأثیر برداشت‏های فایده ‏گرایانه از این‏ آموزه‏ها بود. وعدالت ترمیمی که رفته‏رفته رو به گسترش‏ نهاده، در واقع محصول دیدگاه‏های کیفرشناسانه‏ی فایده‏ گراست.
انتقادهای آموزه ‏وران الغاگرای غربی، دنیای شرق و بویژه نویسندگان و سیاستگزاران جنایی کشور ما را نیز، از خود بی‏نصیب نگذاشت. انتقاد از نظام زندان‏ها و کیفرهای‏ رسمی موجود خود دلیلی بر این ادعاست و سرانجام به نظر می‏رسد مهمترین دستاورد این نوشتار، امکان‏ طراحی و تدوین معیارهایی برای کیفرشناسی فایده‏گرا باشد. که در صورت توجه به این اصول و رعایت آنان، درگذار زمان، نظام‏های کیفری از قانونگذاران گرفته تا قاضیان و مجریان، بتوانند از انتقادهای وارده بدور بمانند و نارسایی‏های کیفرشناختی فراروی را به سادگی پاسخ‏ دهند.
گفتار دوم: پیامدهای پذیرش مبنای فایده گرایی و امکان تلفیق آن با مبانی اخلاقی
حال باید دید که آیا توجه صرف به فایده گرایی می تواند ما را به حقیقت نزدیک نماید ویا بازهم دچاراشکالاتی خواهیم شد؟

مثلا در جامعه ای مانند کشور چین که دارای جمعیت فراوانی است این به نفع جامعه است که هیچ کس بیش از یک فرزند نداشته باشد اما آیا اخلاقی است که کسانی را که سقط جنین نمی نمایند را مجازات نمائیم وعمل آنان را جرم انگاری کنیم ؟ این تلفیق میان فایده گرایی و مبانی اخلاقی را می توان در تفکرات و نظریه های مکتب نئوکلاسیک دید.
عقاید بکاریا وطرفداران مکتب اجتماعی تاثیرات بسیار عمیقی خصوصا ً درقانون سال 1791 فرانسه به جای میگذارد. علیرغم نکات مثبت بسیاری که وجود داشت این سیستم دارای نقطه ضعفها وناکامیها یی بود که علت این ناکامیها را باید در افراط کاری در پذیرش اصول این مکتب دانست. لیکن در جهت تکامل مکتب فایده اجتماعی مکاتب فرعی مثل مکتب اصلاح زندانها ویا شخصی کردن مجازاتها به وجود امدند وسعی کردند تلفیقی بین مکاتب افراطی فایده اجتماعی و عدالت مطلقه به وجود بیاورند.
الف) اصل ضرر
قاعده یا اصل ضرر به مفهوم نهی ضرر به دیگران در همه ی نظام های مختلف حقوقی و در نزد اندیشمندان و فیلسوفان حقوقی با مبانی استدلالی کم و بیش مشابه پذیرفته شده است . در حقوق اسلامی با « قاعده ی لاضرر » بیان شده است .
فقیهان و حقوق دانان اسلامی در اطراف آن بحث بسیار کرده اند .
بیشتر تمرکز در دایرهی حقوق مدنی بوده است. ولی هیچ جا به روشنی از این قاعده ، یک قاعده ی جزایی که برای اینکه درجرم انگاری رفتارهای ضرر زننده یک ملاک روشن ارائه دهد استخراج نشده است .
چگونه و با چه شرایطی یک رفتار ضرر زننده موجب مسئولیت کیفری را موجب می شود ؟
در ادبیات مکتب لیبرال- بویژه سود انگاری- این اصل در زمینهی نظریهی حقوقکیفری به منزله ی مهم ترین معیار محدود کردن آزادی از سوی استوارت میل ارائه و پردازش شد .
پس از اوکسانی مانند هارت و پاکردر قالب کتاب ها و مقاله های فراوان . از این اصل بر مبنای فایده مندی دفاع کرده و دلایل