تحقیق درباره بنگاه های کوچک و متوسط و شرکت های کوچک و متوسط

دانلود پایان نامه

یکی از معضلات امروزه عدم ارتباط منطقی و کارآمد میان مراکز آموزشی موجود کشور و بازار کار است. به طوری که افراد جامعه پس از دوره های آموزشی، زمانی که وارد بازار کار میشوند عملا با مشکل مواجه شده و قادر نیستند به درستی از مهارت ها، آموزش ها و اندوخته های خود در جهت کسب شغل و ارتقاء شغلی بهره به برند. در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه جهت پر کردن این شکاف از انکوباتورها استفاده میکنند. (سعادت و معصوم زاده، 1390)
2-2-1- تعریف مراکز رشد یا انکوباتور


انکوباتور از ریشه ی کلمهی انکوبیت به معنی تکثیر دادن و کشت کردن است آمده است و در اصطلاح پزشکی به دستگاه نگهداری نوزادان نارس اطلاق میشود. در ادبیات کارآفرینی، مراکز رشد یا انکوباتورها، جزء ساخت های فنی محسوب میشوند و نهادها یا چارچوب هایی هستند که برای پرورش و ایجاد کسب و کارهای کوچک ایجاد میشوند. انکوباتورها فضای اداری و آزمایشگاهی همراه با خدمات حمایتی مختلف و با حداقل هزینه را برای شرکت های نوپا فراهم میکنند و همچنین شبکه سازی و برخی خدمات جانبی را برای آنها تأمین میکند. در اسناد سازمان جهانی مالکیت فکر آمده است که انکوباتورها طرح هایی مبتنی بر نوآوری هستند و از کادر مدیریتی کوچکی تشکیل شده اند و دارای مکان فیزیکی و مشترکی هستند. انکوباتورها معمولا در کنار یک مرکز پژوهشی یا دانشگاهی که خدمات پشتیبانی (فنی و غیر فنی) را برای تبدیل یا پرورش یک نوآوری یا اختراع به یک شرکت صنعتی ارائه میکند، تأسیس میشوند. مراکز رشد در عمل بستر توسعه ی بنگاه های کوچک و متوسط از طریق کارآفرینان که مهمترین ابزار توسعه ی فناوری و اقتصادی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به حساب میآید فراهم میکنند. زمانی که شرکت در انکوباتور سپری میکند، کارفرمایان، مدیریت مورد نیاز، مهارت ها و فنون تجاری را خلق کرده و آنها را گسترش میدهند. تعریف دیگر از انکوباتور این است که هدف اصلی آنها افزایش شانس بقاء برای شرکت های تازه تأسیس بیان شده است. این تعریف جامع بوده است و کلیه عملیات انکوباتوری اعم از پیش انکوباتوری، انکوباتوری و پس انکوباتوری را شامل میشود. طبق تعریف NBIA انکوباتور، فرایندی دینامیک توسعهی شرکت های تجاری است. مراکز رشد با کمک به شرکت های جوان برای بقاء و رشدشان در طول دوران تأسیس از آن ها حمایت میکنند. این مراکز خدمات مدیریتی، دسترسی به سرمایه و دیگر خدمات پشتیبانی فنی را فراهم میکنند. آن ها همچنین خدماتی از قبیل خدمات اداری اشتراکی، دسترسی به تجهیزات، اجاره های انعطاف پذیر و فضای قابل گسترش همگی در یک ساختمان ارائه میکنند. (سعادت و معصوم زاده زواره، 1390). انجمن ملی فرآوری تجاری آمریکا NBIA) (، فرآوری تجاری را این گونه تعریف میدهد که فرآوری تجاری روندی است که تولد و رشد شرکت های جدید را از طریق تأمین کارآفرینان با ابزارهایی تسریع میکند که برای موفقیت در سرمایه گذاری های خود به آن احتیاج دارد. فرآوری تجاری صرفه جویی اقتصادی، تجاری سازی، فناوری های نو و اشتغال زایی را در پی دارد و مولد ثروت و سرمایه است. به بیان دیگر فرآوری تجاری، محصول یک انکوباتور است که بین منابع و اهداف از طریق انکوباتورها ارتباط برقرار میکند. (ابراهیمی و دیگران، 1383). انکوباتورها از لحاظ فعالیت عمدتا در دو حوزه تولیدی و خدماتی کار میکنند و از لحاظ نوع مالکیت به سه گروه خصوصی، عمومی و ترکیبی از مشارکت عمومی– خصوصی تقسیم میشوند و به لحاظ گستردگی نیز می توان آنها را به منطقه ای، ملی و محلی تقسیم کرد. ویژگی های مهم انکوباتورها می توان در موارد زیر اشاره کرد: توان آموزشی و کار حمایت شده در شرایط طبیعی عرضه و تقاضای بازار میباشد. مأموریت مهم انکوباتورها عبارت است از افراد به صورت فردی یا گروهی وارد انکوباتور شده و از طریق آموزش، مشاوره و امکاناتی که دریافت خواهند کرد عملا اقدام به تولید کالا و خدمات و عرضه ی آن به بازار مصرف مینمایند و پس از تثبیت شغل و تسلط آنان به عوامل موثر و مرتبط با آن از انکوباتور مرخص خواهند شد. (محدث، 1381). مراکز رشد کانون اصلی برای پروژه های در حال رشد میباشد، هدف اصلی از مراکز رشد ترویج و توسعه شرکت های مبتنی بر فن آوری و همچنین کمک به آنها در توسعه بیشتر در فن آوری و بازار میباشند. (کاوکیو هانگ، 2004. ترویج کسب و کار و فن آوری مراکز رشد برای بهبود رقابت از صنایع کوچک و متوسط از طریق استفاده از فن آوری هایمدرن و کارآمد. مترجم بی نام)
2-2-2- تاریخچه مراکز رشد
مروری بر روند شکل گیری مراکز رشد تجاری در کشورهای مختلف در طول زمان نشان دهندهی تغییراتی قابل ملاحظه با گذر زمان در مراکز رشد است. دهه 1970 میلادی را می توان دوران شکل گیری مراکز رشد نامید، مراکزی مانند آژانس ها، انجمن ها، شهرک های صنعتی و کارگاه های آموزشی، از توسعه شرکت ها حمایت میکردند. با گذشت زمان مراکز رشد همراه با پیشرفت ها و اصلاحات پی در پی در اروپا گسترش یافت و در دهه 80 با پیدایش مراکز تجاری و پارک های علمی، آنها نیز به جمع مجموعه مراکز حمایت کننده پیوستند. با توجه به کارکرد این مراکز در اواخر دهه 80 رفته رفته ایده مراکز رشد شکل گرفت. (ابراهیمی و دیگران، 1384). اما سابقهی آموزش کارآفرینی به سال 1938 بر میگردد. در این سال پروفسور شیگرو فوجی استاد بازنشسته دانشگاه کوب در ژاپن، یک دورهی کاربردی کارآفرینی ارائه نمود. چند دهه بعد در ایلات متحده نیز تلاش هایی آغاز شد و از دهه 60 به بعد در سراسر جهان، با سرعتی فزاینده گسترش یافت. در کشورمان نیز کارآفرینی و توسعه شرکت های کوچک و متوسط به قبل از انقلاب بر میگردد، اما مباحث مربوط به کارآفرینی و کارآفرینی تکنولوژیک عمر کوتاهی دارند. در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور موضوع کارآفرینی در دانشگاه های کشور (کاراد) بوده که منجر به فعالیت هایی در سطح برخی از دانشگاه های کشور شده است. با وجودی که در اسناد این طرح تأکیدی بر کارآفرینی تکنولوژیک نشده است ولی میتوان انتظار داشت که زمینه ساز توسعه و گسترش آموزش های لازم در این زمینه باشد. (بنی سی، 1387)
2-2-3- انواع انکوباتورها
انواع انکوباتور را میتوان این چنین برشمرد: 1). انکوباتورهای صنعتی: این انکوباتورها توسط نهادهای دولتی و موسسات غیر انتفاعی حمایت میشوند و هدف آنها ایجاد کار از طریق حمایت از کارفرمایان است. این انکوباتورها اغلب در ساختمان های بازسازی شده، کارخانه های متروکه، انبارها، مدارس، ساختمان اداره ها و سایر فضاهایی که مورد استفاده قرار نمیگیرند، راه اندازی میشوند. 2). انکوباتورهای دانشگاهی: این انکوباتورها به منظور تجاری کردن دانش فنی، فناوری مالکیت معنوی ایجاد شده و از طریق فعالیت های پژوهشی دانشگاه ها به وجود آمده اند. تسهیلاتی همچون آزمایشگاه ها، کتابخانه ها و همچنین تخصص و مشاورهی دانشجویان و اعضای هیئت علمی را به شرکت های نوپای عضو خود ارائه میکنند. (بیسچوف2000). 3). انکوباتورهای مجازی: انکوباتورهای مجازی فاقد جا یا مکان خاصی هستند و خدمات و تسهیلات دیگری غیر از فضای کاری را به شرکت های عضو خود عرضه میکنند. عمده ترین قسمت این گروه را انکوباتور های اینترنتی تشکیل میدهند. این گروه مرسوم به شتاب دهنده های تجاری دارای ویژگی های خاص خود هستند. از جمله اینکه دوره ی فرآوری تجاری آنها کوتاه تر، نتایج کار آنها به سادگی قابل سنجش و اندازه گیری نیست.(کانتی2000). 4). انکوباتورهای بین المللی: به طور معمول این انکوباتورها دارای مجموعه ی کاملی از سرویس های پشتیبانی برای پیشرفت فعالیت های تجاری هستند و تمرکز آن ها بیشتر روی صادرات میباشد. این انکوباتورها با دانشگاه ها، مراکز پژوهشی، سرمایه گذاران داخلی و بین المللی در ارتباط هستند. یکی از ویژگی های منحصر به فرد این گروه، ایجاد شبکه ای از انکوباتورها در محدودهی خاص خود هستند. این شبکه ها توان و ظرفیت انکوباتورهای بین المللی را از طریق به اشتراک گذاردن منابع و اطلاعات به مقدار قابل توجهی افزایش میدهند. (ایرونت2000).
2-2-4- خدمات مراکز رشد
در مراکز رشد خدمات متنوعی ارائه میشوند که عبارتند از: 1). خدمات عمومی و دفتری که شامل تلفن، اینترنت، نمابر 2). خدمات اداری و اجرایی مانند دسترسی به منابع، کمک به کسب و کار و شبکه سازی، کمک ها و وام های دولتی، کمک های مالیاتی، کمک اجاره بهاء، بودجه شروع و بودجه عملیاتی 3). خدمات تجهیزاتی و تسهیلاتی مانند خدمات فیزیکی و فضای اداری، تجهیزات کارگاهی و تخصصی، منابع آزمایشگاهی، فضای ورزشی و فعالیت اجتماعی، پارکینگ و تجهیزات دفتری و اداری 4). خدمات فنی و تخصصی نیز شامل مشاوره مالی و بازاریابی، مشاوره حقوقی و مدیریتی، استفاده از تجربیات سایر شرکت ها، دوره های آموزشی و پشتیبانی عاطفی. (ابراهیمی و دیگران، 1384). مراکز رشد میتوانند منابع مالی در اختیار شرکت های کوچک و متوسط قراردهند و آنها را به سمت رشد و تکامل کسب و کار های جهانی سوق دهد و همچنین مراکز رشد یک فضای مقرون به صرفه و خدمات مناسب مشترکی دارد که به توسعه کسب و کار در محیط می شود و منجر به سرمایه گذاری جدید و رشد و بقای موسسات میشود و انکوباتورها به عنوان بخشی از توسعه اقتصاد محلی محسوب میشوند. (هوتابرات و پاندین، 2013).
2-2-5- اهداف مراکز رشد
اهداف انکوباتورها عبارتند از: 1). ایجاد شغل: مراکز رشد ابزار موثری برای ایجاد خود اشتغالی میباشد. مراکز رشد باعث توسعه ی نوآوری، انتقال فن آوری و اشاعه روحیه کارآفرینی میشوند. 2). توسعهی اقتصادی: مراکز رشد برای ترغیب اقتصاد منطقه ای، تأسیس صنعت مورد استفاده قرار میگیرند. 3). شبکه های بین المللی: مراکز رشد میتوانند به منظور توسعه شبکه های بین المللی شرکت های کوچک و متوسط مورد استفاده قرار گیرند. (بوسلر و مبارک، 2010). به هر حال اهداف مهم انکوباتورها را می توان چنین برشمرد: الف). کمک به جذب بیشتر کارآموزان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در بازار کار و ایجاد شغل. ب). ایجاد واحد های صنایع کوچک و متوسط فنی و تخصصی که به توانند در بازار کار رقابت پذیر باشند. ج). نوسازی، انتقال فناوری و استفاده از اکتشافات علمی جدید. د). افزایش بازدهی نیروی کار بالقوه و استفاده بهینه از این سرمایه عظیم ملی. در کنار این اهداف، انکوباتورها اهداف دیگری را نیز دنبال میکنند از جمله رشد اقتصادی منطقه، تنوع اقتصاد و سرمایه گذاران، کمک به زنان، مهاجران یا اقلیت ها، کمک به توسعه ی اقتصاد، تاثیر مثبت بر صادرات و واردات، تجاری کردن محصول، سودمندی برای کشور، نوآوری و مزیت رقابتی میباشد. به هر حال انکوباتورها میخواهند از طریق توسعهی فناوری های عمده و ایجاد کسب و کارهای موفق جدید به تشویق و توسعهی شرکت های نوپا به صورت واحد ها و صنایع کوچک و متوسط فنی کمک کنند. (مداح، 1387)
2-2-6- دلایل عدم موفقیت مراکز رشد
از دلایل ناموفق بودن انکوباتورها در کشورمان میتوان عوامل زیر را نام برد: از آنجایی که مراکز آموزش فنی و حرفه ای تنها فن و حرفه را به کارآموزان خود میآموزند و مراکز آموزش عالی نیز تنها در صدد انتقال دانش تخصصی بدون توجه به شیوه های کاربردی هستند و به دلیل عدم وجود فرهنگ کار گروهی در کشور و اینکه بازار کار فعلی تا حدودی پیچیده و تخصصی و رقابتی شده است به طوری که امکان موفقیت برای فرد به تنهایی غیر ممکن و یا حداقل در کوتاه مدت مشکل به نظر میرسد، ایجاد انکوباتورهای بومی و محلی راه حل ایجاد حلقه مفقوده بین افراد آموزش دیده و بازار کار و افزایش بازدهی نیروی کار بالقوه کشور و استفاده بهینه از این سرمایه عظیم ملی و در نهایت افزایش اشتغال و کارآفرینی خواهد بود. کارآفرینی به عنوان موتور محرکهی توسعهی اقتصادی و اجتماعی نقش اساسی در فرایند توسعهی جوامع دارد. کسب و کارهای کوچک بهترین مأمن برای فعالیت های کارآفرینانه است و این امر مستلزم آن است که صاحبان و کارکنان کسب و کارهای کوچک از مهارت و توانایی های کارآفرینانه برخوردار باشند. در گذشته مردم بر این باور بوده اند که کارآفرینی یک ویژگی ذاتی است و این ویژگی ها همراه آنان متولد میشود که شامل ابتکار، روحیهی تهاجمی، تحرک، تمایل در به کارگیری ریسک، توان تحلیل و مهارت در روابط انسانی است. اما امروزه کارآفرینی به عنوان یک رشته علمی مورد شناسایی قرار گرفته است و فرو پاشی این افسانه قدیمی را که کارآفرینی را ذاتی میداند را به دنبال داشته است. (مداح، 1387).
2-2-7- تعریف کارآفرین
واژه کارآفرین یا انترپرنور در اصل یک کلمهی فرانسوی است و اولین بار در سال 1437 میلادی وارد فرهنگ لغت فرانسه شد، که بعد ها وقتی وارد زبان انگلیسی شد عنوان بازرگان، ماجراجو و یا صاحب کار به آن اطلاق گردید. کارآفرینی یک پدیده اجتماعی است و کارآفرین فردی ریسک پذیر است و به عنوان نوآور و خلاق شناخته میشود. کلمه کارآفرینی ابتدا با فعالیت هایی نظیر جنگ ارتباط داشته است اما معنی معمول کارآفرینی این است که کسی فعالیتی انجام دهد و چیزی را به دست میآورد. (هانس لندستروم، پیشگامی در کارآفرینی و کسب و کار های کوچک، 2005، مترجم بی نام). مداح به نقل از کیزنر(1973) نیز در مطالعهای ویژگی های کارآفرین را مورد بررسی قرار داده است. از نظر وی کارآفرین کسی است که از فرصت های تجاری بازار اطلاع دارد و با شناسایی عرضه کنندگان به عنوان یک دلال یا واسطه در بازار عمل میکند به نحوی که ضمن تسهیل تجارت از فرصت های تجاری موجود استفاده میکند. بر اساس این تعریف سود و منفعت اقتصادی کارآفرین از نقش واسطه گری و دلالی او ناشی میشود و برای این کار به سرمایه و منابع نامشخصی نیاز ندارد. مداح به نقل از پیتر دراکر(1985) از صاحب نظران کارآفرینی، کارآفرین را کسی میداند که فعالیت اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع میکند. کارآفرین تغییر دهندهی ارزش هاست، ریسک پذیر است و به درستی تصمیم میگیرد، وی گرچه سرمایه گذار نیست اما برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارد. مداح به نقل از جانسن (2000) مفهوم کارآفرین اجتماعی را مطرح ساخته و معتقد است: کارآفرین اجتماعی کسی است که روش های نوآورانه ای را برای ترکیب و هدایت نیازهای اجتماعی دارد به خصوص وقتی جامعه با کاهش منابع مواجه است. براساس دیدگاه های فوق، کارآفرین را فردی با ویژگی های پیش برنده ای مانند نوآوری، خلاقیت، ریسک پذیری، ارائه ترکیبات جدید در بازار و استفاده از فرصت های تجاری بازار میتوان تعریف کرد. (مداح، 1387). مقیمی و احمد پور به نقل از کریسمان کلرمانس (2006) مفهوم کارآفرینان را این گونه تعریف میکند: کارآفرینان، افراد یا گروه هایی هستند که به شکل مستقل یا از جانب یک سیستم سازمانی عمل میکنند، سازمان های جدید ایجاد میکنند یا اقدام به نوآوری و احیای سازمانی میکنند که قبلا وجود داشته است. همانطور که این تعریف نشان میدهد، کارآفرینان میتوانند هم به صورت مستقل و هم به صورت تابعی از یک سازمان عمل کنند هرچند فعالیت فردی آنها رایج بوده و بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. مقیمی و احمدپور به نقل ازشارما و کریسمن (1999) بر این باورند که کارآفرینی به اقدامات مربوط به ایجاد، احیاء یا نوآوری سازمانی اطلاق میشود که در داخل یا مستقل از سازمان موجود رخ میدهد. فعالیت کارآفرینی که در مرزهای سازمان موجود رخ میدهد، کارآفرینی سازمانی نامیده میشود. کارآفرینی مستقل در برگیرندهی فعالیت های خلاقانه ی سازمانی است که توسط افرادی که مستقل از سازمان موجود عمل میکنند شکل میگیرد. واژه ی کارآفرین به افرادی اطلاق میشود که درگیر فعالیت های مستقل یا کارآفرینی سازمانی میگردند. (مقیمی و احمدپور، 1387). کارآفرین فردی است که منافع لازم برای شروع یا رشد کسب و کاری را ایجاد کرده و اداره یک سازمان اقتصادی کوچک را عهده دار میشود. این سازمان جدید سطح رقابت را در بین همنوعان خود بالا برده و شرکت های موجود را به مبارزه میطلبد. به ترتیب کارآفرین ها را بای سر چشمهی تولد و بقای بنگاه های کوچک و متوسط دانست. صنایع کوچک و متوسط در بیشتر ساختارهای اقتصاد جهانی، به ویژه ساختارهای کشورهای پیشرفته و صنعتی جهان از اهمیت بالایی برخوردار است. در کشورهای در حال توسعه بیش از 90 درصد سازمان ها و واحدهای صنعتی در طبقهی صنایع کوچک و متوسط قرار دارند، به گونه ای که حدود 75 درصد از تولید ناخالصی آنها توسط بنگاه های کوچک و متوسط شکل میگیرد، و این درحالی است که در سایر نقاط جهان این سهم 50 درصد است. واحدهای کوچک و متوسط نقش مهمی را در اقتصاد و زندگی اجتماعی جوامع امروزی، به ویژه کشورهای در حال توسعه ایفا کرده و تاثیر فراوانی در ایجاد کار در بخش های غیر کشاورزی، صادرات، بازرگانی داشته و ارزش افزوده ی بسیاری را به همراه دارند. این بخش علاوه بر ایجاد مشاغل جدید، سهم به سزایی در توسعه و رشد مهارت های فنی حرفه ای و همچنین ایجاد دوره های کارشناسی و آموزشی برای تربیت نیروی کار غیر متخصص عهده دار است. در سرتاسر جهان این نکته پذیرفته شده است که انکوباتورها ابزارهای مطمئنی برای تبدیل نوآوری ها و دستاوردهای تحقیقاتی به محصولات و نیز ترغیب کارآفرینی و توسعه تکنولوژیک هستند. هسته ی اصلی فرایند حرکت به سوی اقتصاد بازار رقابتی، ایجاد بخش خصوصی، توسعه کارآفرینی و ایجاد موسسات کوچک و متوسط (SMEs) میباشد. این روند جدا از حمایت مالی، نیازمند بسترسازی آموزشی، انتقال دانش و ایجاد زیرساختارهای شغلی برای تشویق بیشتر توسعه کارآفرینی و رشد مشاغل کوچک است. متغیر دیگر کارآفرینی میباشد، کارآفرینی موتور محرکه اقتصادی کشورهای توسعه یافته است. سه دلیل مهم کشورها برای برای توجه به مقوله کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد است در حالی که در کشور ما به اشتباه این مفهوم صرفا با اشتغال زایی مترادف شده و فقط برای حل مشکل اشتغال به سمت کارآفرینی پیش میرویم. (بنی سی، 1387)
2-2-8- انواع کارآفرینی:
1). کارآفرین فردی: فرایندی است که در آن کارآفرین میکوشد تا فعالیت کارآفرینانه ای را به طور آزاد به ثمر به رساند.
2). کارآفرین سازمانی: فرایندی است که در آن کارآفرین میکوشد تا فعالیت کارآفرینانه ای در سازمانی که معمولا سنتی و بوروکراتیک است به ثمر رساند.
یک نوع دیگر از کارآفرینی به نام کارآفرینی اجتماعی یا ارزشی وجود دارد که در آن فرد به دنبال منافع مادی و ثروت نیست، بلکه هدفش ایجاد تغییر و تحولاتی مثبت در جامعه است. (احمد پور داردیانی و عزیزی، 1388. کارآفرینی. انتشارات موسسه فرهنگی و انتشاراتی محراب قلم).
2-2-9- ویژگی کارآفرینی
اوج رابطه ی اقتصاد و کارآفرینی در قرن بیستم به ویژه از دهه 1940 به بعد بوده است، زیرا تلاش برای مفهوم سازی کارآفرینی از مکاتب اقتصادی آغاز شد، مخصوصا در دهه 1970 میلادی، اقتصاددانان پس از مشاهده ی شکست مدیریت تقاضای مصرف کننده، برای جلوگیری از تورم مستمر در این دهه به کارآفرینی توجه کردند. اقتصاددانان دریافتند که بهره وری دو-سه درصدی سالانه ی سال های دهه 1950 و 1960، تقریبا در دهه 1970 به صفر رسیده است. این مسأله باعث شد به جای توجه به مدیریت تقاضا بر عرضهی کالاها و خدمات که در قلمرو کارآفرینی قرار داشت، بیشتر توجه کنند در نتیجه آنها اعتقاد داشتند کارآفرینی در جامعه میتواند سه منفعت اصلی ایجاد کند که عبارتند از: الف). افزایش رشد اقتصادی ب). ارتقای بهره وری ج). پدید آمدن تکنولوژی ها. پس از علم اقتصاد، علم جامعه شناسی نیز در روند پیشرفت و تکامل کارآفرینی موثر بوده و سهم بسزایی را ایفا کرده است. باید باور داشت که علم مدیریت نیز در ثبات، تمرکز، تعمیم، تکامل جدی و نهایی کارآفرینی بدون شک از پیشگامان محسوب میشود. حلقه ی رابط میان پیدایی و تعمیم و تکامل کارآفرینی را باید در علم روانشناسی جستجو کرد جایی که علم روان شناسی با بررسی سه اصل، باعث تغییرات بنیادین و عمده ای در کارآفرینی شد این سه اصل عبارتند از: 1) ویژگی های شخصیتی کارآفرینان، که با این سوال مطرح می شود که کارآفرینان چه کسانی هستند؟ 2) رفتار شناختی کارآفرینان، که با این سوال همراه است چرا برخی کارآفرینان موفق ترند؟ 3) شناخت کارآفرینانه، که با این سوال مطرح می شود که کارآفرینان چگونه تصمیم میگیرند؟ از این رو می توان مجموع این چهار علم را از اجزای اصلی فلسفه ی وجودی کارآفرینی در نظر گرفت. باید به این نکته توجه کرد و معتقد باشیم که راه فرار از بحران بیکاری و راه توسعه ی اقتصادی و صنعتی جز از راه توسعه ی کارآفرینی میسر نخواهد بود. آموزش نقش موثرترین و کلیدی ترین در توسعه ی کارآفرینی دارد. باید موسسات آموزشی اعم از مراکز آموزش حرفه ای، دانشکده ها و دانشگاه ها و حتی دبیرستان ها آموزش های لازم را در جهت توسعه ی کارآفرینی و فرهنگ سازی در دستور کار خود قرار دهند، در آموزش ها باید به ابداع و خلاقیت بهاء داده شود نه محفوظات. نقش کارآفرین در توسعه ی صنعتی، اقتصادی و ایجاد اشتغال در جامعه باید به صورت یک باور همگانی درآید و این اعتقاد بوجود آید که در دنیای امروز و در اقتصاد دانش محور رشد و توسعه از طریق نوآوری و خلاقیت امکانپذیر است. انجام پژوهش های بنیادین به عنوان پایه و اساس تولید علم و پژوهش های کاربردی به عنوان به کارگیری مبانی علمی در توسعه فناوری مورد حمایت و نتایج حاصله به طور پیوسته ارزیابی و دست آوردهای آن به زبان ساده در سطح جامعه ترویج می شود تا در ذهن جوانان شکوفه های نوآوری و خلاقیت شکل گیرد. بخش های پژوهش و توسعهی شرکت ها باید حمایت شوند و به نقش کارآفرینان به تولید محصولی جدید و فرایندهای نو در تولید بها داده شود. میدان رشد برای افراد خلاق و کارآفرین باز شود، تا هم افزایی لازم در مراکز پژوهش و توسعه به وجود آید و انگیزه ی کار مضاعف گردد. سازمان های توسعه ای باید با حمایت های مالی و همکاری دانشگاه ها نسبت به ایجاد مراکز توسعه ی کسب و کار کوچک (SBDC) تلاش جدی نموده تا هسته های کارآفرینی در این مراکز شکل گیرند. مراکز مالی حمایت کننده از کارآفرینان در سراسر کشور فراگیر گردد. دولت و موسسات مسول توسعه ی فناوری با مکانیزمی مناسب این مراکز را پشتیبانی و بخشی از ریسک سرمایه گذاری را قبول نمایند. قوانین و مقررات مالی و مالیاتی به گونه ای تدوین شوند که انگیزه ی لازم جهت فعالیت های کارآفرینی به وجود آید. (مداح، 1387).
2-2-10- اثرات کارآفرینی