تحقیق درباره روشهای درمان و ایالات متحده

دانلود پایان نامه

تعدیلهای خود را براساس آن اطلاعات پایهگذاری کنند به شرط اینکه این افراد احتیاطهای لازم برای بیپاسخی را درنظر گرفته و برای آن برنامهریزی کرده باشند.
دیلمن، التینگ، گرووز و لیتل (2002) مرور کلی بر بیپاسخی واحد را ارائه دادهاند.
رات (1994) ابزارهایی را برای کاهش قابل توجه وقوع دادههای گم شده با آگاهی از ساختار و الگوهای دادههای گم شده، برای انتخاب شیوه درمان صحیح، تولید کرده است که این امکان را بوجود آورده است که از طریق به حساب آوردن ساختار و الگوهای دادههای گم شده به روش درست، تحلیل کند. همچنین دلو، هاکس و هویسمن (2003) اقدامات لازم برای پیشگیری از بیپاسخی را انجام داده و روشهای درمان بیپاسخی را مورد بررسی قرار دادند.
هم چنین هویسمن)1999) و زوون (1999) برای دادههای گم شده ای که
برای برخی سوالها در مورد همه پاسخگویان مصداق ندارند، بررسی هایی نموده اند.جنسن (1997) از آزمون ناکامل در آزمونهای آموزشی استفاده نموده است.
هم چنین گراهام و دونالدسون (1993) بررسی کردند که اگر مکانیزم گم شدگی دست یافتنی باشد، نتایج بدست آمده نااریب خواهند بود.
بیتی و هرمن (2002) نیز در مورد تمایل پاسخگو به پاسخ که نتواند پاسخ دهد و منجر به بروز دادههای گم شده تصادفی میشود نیز راهحلهایی برای درمان ارائه دادهاند.
تورانگو (1984) ، استراک و مارتین (1987) و شوارز (1997) مراحل فرآیند پرسش و پاسخ برای تمایز بین عوامل تعیین کننده گوناگون بیپاسخی سوال بررسیها و کنترلهایی انجام
دادهاند.
یک تحلیل گسترده توسط دلو (1992) نشان داد که آمارگیریهای مصاحبهای (هم چهره به چهره و هم تلفنی) معمولاً منجر به بیپاسخی سؤال کمتری از آمارگیریهای پستی میشوند.
بی‌پاسخی، عملیات آمارگیری را دچار نقص می‌کند و هنگام تهیه طرح و تجزیه و تحلیل داده‌ها، مشکلات اساسی را به‌وجود می‌آورد و مقالاتی که هرکدام روشی را برای جلوگیری از بروز بی‌پاسخی، اندازه‌گیری یا جبران آن ارایه کرده‌اند، به رشته تحریر درآمده است.
1-6 یک مثال کاربردی
در این بخش به کمک یک مثال نرخ‌های بی‌پاسخی در بین طرح‌های آمارگیری مستمر از خانوارها در ایالات متحده آمریکا، مقایسه شده‌اند که این مقایسه‌ها مربوط به سال‌های 1990 تا 1999 می باشد. بررسی معیارهای اساسی بی‌پاسخی دیدگاه‌های تازه‌ای را در مورد روند بی‌پاسخی‌های اخیر، آشکار می‌سازد. در ساختار طرح از آمارگیریهای پانلی و طولی نیز استفاده شده است که در زیر آنها را تعریف میکنیم.
تعریف 1-4. آمارگیری‌هایی که مصاحبه‌های تکراری در مورد یک واحد انجام می‌شود و در آن جابجایی افراد اهمیت ندارد بلکه مکان مورد مراجعه در مصاحبه اول حائز اهمیت است که در مراجعات بعدی، آن مکان مدنظر است را آمارگیریهای پانلی گویند.
تعریف 1-5. آمارگیری‌هایی که واحدها و افراد در آدرس‌های مختلف پیگیری می‌شوند را آمارگیریهای طولی مینامند. در این جدول ساختار طرح برحسب طولی، تعداد مصاحبه، پانلی و یادداشت روزانه، زمان آمارگیری، روش مصاحبه، روش آمارگیری و فراوانی هر مصاحبه در هریک از طرحهای مذکور، درج شده است.
بهدلیل اهمیت نرخ‌های بی‌پاسخی طرح‌های آمارگیری، سازمان‌های مجری طرح‌های آمارگیری از نرخ‌های بی‌پاسخی به‌عنوان ابزاری برای بهبود طراحی و جمع‌آوری اطلاعات طرح‌های آمارگیری استفاده می‌کنند. بنابراین مقایسه نرخ‌های بی‌پاسخی در طرح‌های مختلف، باعث آشکار شدن علل بی‌پاسخی در طرح‌ها می‌شوند. در این مثال، مجموعه‌ای از معیارهای اساسی بی‌پاسخی برای شش طرح آمارگیری خانوار در ایالات متحده، مطرح شده است. این طرح‌ها عبارتند از: طرح آمارگیری جاری جمعیت (CPS) ، طرح آمارگیری از هزینه‌های مصرفی خانوار (CE) که به دو صورت یادداشت روزانه (CED) و فصلی (QCES) انجام می‌شود، طرح آمارگیری بهداشت ملی (NHIS) ، طرح آمارگیری جرائم در سطح ملی (NCVS) و طرح آمارگیری از درآمد و مشارکت خانوار (SIPP) . به‌علت وسعت و تداوم طرح‌های فوق، دفتر سرشماری آمریکا جمع‌آوری داده‌ها را به‌عهده دارد. در این طرح‌ها، اولین مصاحبه به‌صورت مصاحبه حضوری، بعد از فرستادن یک معرفی‌نامه به محل واحد آماری، انجام می‌گیرد.
تفاوت در ویژگی‌های اساسی طرح‌های فوق، در نرخ‌های بی‌پاسخی آنها نیز تأثیر دارد. موضوع طرح، طول زمانی مصاحبه، تعداد کل مصاحبهها، مدت زمان آمارگیری، روش مصاحبه بعد از اولین مصاحبه حضوری از جمله ویژگی‌های اساسی‌اند. نحوه طراحی آمارگیری و جمع‌آوری اطلاعات طرح‌های مذکور در جدول 1-1، فهرست شده است.
از آنجایی‌که اولین مصاحبه براساس مصاحبه حضوری انجام می‌شود، اولین نرخ‌های بی‌پاسخی، تحت‌تأثیر تفاوت‌های موجود بین‌طرح‌ها در نوع روش‌های مصاحبه به‌کار گرفته شده در تماس‌های بعدی با خانوار، قرار نمی‌گیرند. دلایل بی‌پاسخی خانوارها، به چهار طبقه تقسیم شدند که از مؤلفههای بیپاسخیاند: 1) امتناع از پاسخ،2) عدم حضور شخص در خانه، 3) غیبت موقت خانوار و
4) سایر موارد.
جدول 1-2، نحوه محاسبه نرخ بی‌پاسخی در مصاحبه اولیه را برای سال‌های 1999-1990 و نمودارهای 1-1 و 1-2 و 1-3 نرخ‌های بی‌پاسخی اولیه را برای سال‌های 1999-1990 نشان می‌دهد.
همچنین نرخ‌های بی‌پاسخی اولیه 6 طرح آمارگیری که در نمودار 1-1، ارایه شده‌اند. از اوایل دهه 1990 تا حدودی در حال افزایش هستند. در نمودار 1-2، نرخ‌های امتناع از پاسخ‌دهی اولیه برای سال‌های1990 الی 1999 نشان داده شده است و نرخ‌های امتناع از پاسخ اولیه، در هریک از 6 طرح مذکور در زمان مورد مطالعه (سال های 1990 تا 1999) افزایش یافته است. همچنین در جدول 1-3، نرخ‌های بی‌پاسخی اولیه در اوایل و اواخر دهه 1990 نشان داده شده‌اند.
همانطورکه انتظار می رود بالاترین نرخ‌های بی‌پاسخی در سال‌های اخیر است، در جداول فوق، طرح SIPP در سال 1999 اجرا نشده و بنابراین از اولین مصاحبه پانلی 2000 این طرح، استفاده شده است. برای طرح NCVS ، نرخ عدم حضور در خانه از سال 1992 موجود می‌باشد. برای طرح‌های CPS و NCVS ، نرخ عدم حضور در خانه از سال 1994 موجود می‌باشد.
جدول 1-3 نرخ‌های امتناع از پاسخ اولیه، در اوایل و انتهای دوره ده‌ساله و امتناع از پاسخ را به‌عنوان درصدی از کل بی‌پاسخی در مصاحبه اولیه نشان می‌دهد. تا سال 1999 امتناع از پاسخ به‌عنوان نسبتی از کل بی‌پاسخی اولیه، برای طرح NCVS و تا حدودی برای طرح‌های CED و SIPP افزایش یافته است. امتناع از پاسخ‌ها تقریباً سه‌چهارم از بی‌پاسخی نخستین را برای طرح‌های CED و SIPP و بیشتر از 50 درصد را برای طرح CED در ابتدا و در انتهای دهه مورد مطالعه شامل می‌شوند.
در مورد طرح NHIS ، به‌نظر می‌رسد که کاهش نسبتاً زیادی در نرخ امتناع از پاسخ به‌عنوان درصدی از کل بی‌پاسخی نخستین (18- درصد) وجود دارد. که در واقع نتیجه افزایش نسبتاً زیاد واحدهای مصاحبه شده به‌صورت ناقص، در سال 1999 می‌باشد.