تحقیق درباره مدل سه پارامتری و مدل دو پارامتری

دانلود پایان نامه

اثبات.
برای اثبات قسمت داریم
اریبی

و برای اثبات قسمت با توجه به اینکه است، داریم
اریبی

و اثبات تمام است.
تعریف 1-2. اریبی نسبی را بهصورت زیر تعریف میکنیم
اریبی نسبی
نتیجه 1-3. میانگین توان دوم خطای برابر است با
1-5 سابقهی پژوهش
بیپاسخی، عملیات آمارگیری را دچار نقص میکند و هنگام تهیه طرح و تجزیه و تحلیل دادهها، مشکلات اساسی را بهوجود میآورد و مقالاتی که هرکدام روشی را برای جلوگیری از بروز
بیپاسخی، اندازهگیری یا جبران آن ارایه کردهاند، به رشته تحریر درآمده است. طی دهه 90 میلادی تأثیر خطای بی‌پاسخی و اریبی ناشی از آن در برآوردهای یک آمارگیری نمونه‌ای به‌عنوان موضوع مهمی در تحقیقات و پژوهش‌های آماری توسط آتروستیک، بیتس، برت و سیلبرستن در سال 2001 ، مورد بررسی قرار گرفته است. طی سال‌های 1997 تا 2001 میلادی یک گروه درون‌سازمانی مطالعات بی‌پاسخی در طرح‌های آمارگیری خانوار (طولی، پانلی، …) ایالات متحده آمریکا که با هماهنگی دفتر سرشماری و دفتر آمارهای نیروی کار ایالات متحده در مورد مسائل مربوط به آمارگیری خانوار، مطالعاتی انجام داده‌اند.
هانسن و هورویتز در سال 1946، برای به‌دست آوردن برآوردهای نااریب در بررسی‌های پستی، در زمان وقوع بی‌پاسخی راه‌حلی را پیشنهاد کرده‌اند که در فصل دوم این پایان نامه توضیح داده شده است.
هم‌چنین پولیتز و سیمونز در سال‌های 1950-1949، دمینگ در سال 1953، لسلر و کالسبیک در سال 1992، لوی ولمه شو در سال 1991 نیز در مورد اصول کلی بی‌پاسخی و حل مشکلات آن مطالبی ارایه نموده‌اند.
پاتهاف و همکاران وی (1993) برای تعدیل اریبی ناشی از بیپاسخی مدلی را ارایه کردند که احتمال در خانه بودن پاسخگو را توصیف میکند. آنها این مدل را در مدل دو پارامتری (توزیع بتا)، و دو نوع مدل سه پارامتری بررسی کردند و از روی دادهها احتمال حضور در خانه را برآورد نمودند. سپس با استفاده از این احتمال به تعدیل برآوردگرهایی که از روی دادههای شامل بیپاسخی بودند، پرداختند. در واقع با وزن دادن به نتایج حاصل از مراجعات مکرر به برآوردهای بهتری دست یافتند.
کالتون (1986)، لپکووسکی(1989)، ریزو، کالتون وبریک (1996) راه‌هایی را برای درمان بی‌پاسخی در دفعات نمونه‌گیری در بررسی‌های گروهی، و همچنین وتک (2000) و هاکس (2000) مدل‌بندی ترک اعضای گروه را با مدل‌های معادله ساختاری و با مدل‌های چند سطحی بحث کرده‌اند.
روبین (1976) به تفاوتهای منظم بین واحدهایی که به سوال خاصی پاسخ دادهاند و آنهایی که پاسخ ندادهاند، دست یافت. لیتل و روبین (2002) موضوع تصادفی بودن یا تصادفی نبودن
دادههای گم شده را تحقیق کردند و به راهبردهایی در تحلیل بعدی دادهها دست یافتند. هم چنین لسلروکالسبیک (1992) و هویسمن (1999) با بررسیها نشان دادند که تحلیلها ممکن است روی مجموعه یا زیرمجموعههای مختلف از دادهها انجام شوند که میتوانند با یکدیگر ناسازگار باشند و
همچنینلسلروکالسبیکبهگمشدگیپرسشنامهیکواحدکههمکاریصورتگرفتهولیدرخلالویرایش
دادهها،گمشدهاندتعاریفیارائهنمودهاند.لیتلوروبین(2002)وآربوکلوورمورنت(1996) راهبردهای نوینی برای مقابله با دادههای گم شده ارائه دادهاند که به ترتیب عبارت است از روش جانهی و روش برآورد مستقیم. در روش جانهی به جای مقادیر گم شده، برآوردهای معقول قرار داده میشوند تا مجموعه دادهها کامل شود و در روش برآورد مستقیم همه دادههای موجود با استفاده از یک رویکرد ماکسیمم درستنمایی تحلیل میشوند.
گرووز و کوپر (1998) روشهای لازم برای کارشناسان میدانی و نمونهگیری جهت ارائه اطلاعات مفید به آمارشناسان نمونهگیری و جانهی (تعدیل کنندگان بیپاسخی) دادهاند تا آنها