تحقیق درباره مشکلات حافظه و ذخیره سازی

دانلود پایان نامه

توقف ناگهانی مصاحبه
دربررسی‌هایگروهیبخشیازافرادنمونهاولیهبهپرسشنامه‌هایامصاحبه‌هایبعدیپاسخنخواهندداد. این حالت را ریزش اعضای گروه یا ترک اعضای گروه مینامند. پژوهشگران بخوبی از این پدیده آگاهند وروش‌هاییبرای کاهش بی‌پاسخی یا ترک گروه معرفی کرده و برای تعدیل آن نیز راه‌هایی ارائه دادهاند.
پاسخگویان به‌دلایل مختلف ممکن است گروه را ترک کنند، اما از یک چیز باید مطمئن باشیم که آنها کاملاً به تصادف گروه را ترک نمی‌کنند. اگر ترک گروه به موضوع بررسی مربوط نباشد (مثلاً به واسطه تغییر شغل پاسخگو وقت کمتری داشته باشد) حالتی از گم شدگی تصادفی (MAR) است و شیوه‌های جانهی و یا وزن‌دهی را به‌طرز رسا می‌توان به کار گرفت. اگر ترک گروه به موضوع مرتبط باشد، گم شدگی به تصادف نیست (NMAR) و باید مدلی برای ترک گروه در تحلیل گنجانده شود تا از اریبی جلوگیری کند. به زبان فنی، اگر ساز و کار گم شدگی دست‌یافتنی باشد، یعنی علت معلوم و در دسترس باشد، و در تحلیل گنجانده شود، نتایج نااریب خواهند بود.
بنابراین، خیلی مهم است که بدانیم چرا مردم گروه را ترک می‌کنند. در بررسی‌های گروهی معمولاً داده‌های کمکی از بررسی‌های دفعات قبلی گروه در دسترس‌اند. معقول خواهد بود که دلایل ترک را در یک مصاحبه کوتاه خاص بهنگام ترک گروه مستقیماً پرسید. داده‌های حاصل از این مصاحبه بهنگام خروج از گروه همراه یا اطلاعات کمکی از دفعه‌های قبلی مصاحبه با گروه را می‌توان برای مدل‌بندی ترک گروه به کار برد و مکانیزم گم شدگی را دست‌یافتنی ساخت.
قطع ناگهانی مصاحبه اکثراً در مصاحبه‌های تلفنی رخ می‌دهد. در نقطه معینی از مصاحبه پاسخگو متوقف می‌شود و تلفن را قطع می‌کند در نتیجه به بقیه سؤال‌ها پاسخ داده نمی‌شود. وقتی قطع ناگهانی در دقایق اولیه مصاحبه رخ دهد و تنها چند سؤال معدود پاسخ داده شود، معمولاً آن را به‌عنوان بی‌پاسخی واحد نمونه‌گیری درنظر می‌گیرند. وقتی قطع ناگهانی در انتهای مصاحبه رخ دهد و بیشتر سؤال‌ها پاسخ داشته باشد بقیه سؤال‌های بی‌پاسخ را معمولاً به‌عنوان بی پاسخی سؤال درنظر می‌گیرند. وقتی قطع ناگهانی در انتهای مصاحبه رخ دهد، اطلاعات برای برآورد مکانیزم گم شدگی و گنجاندن آن در تحلیل در دسترس است.
– بی‌پاسخی سؤال
بی‌پاسخی سؤال با نبودن جواب (شکاف‌هایی) در مجموعه داده‌ها برای برخی افراد در مورد برخی سؤال‌های خاص مشخص می‌شود. سه شکل بی‌پاسخی سؤال را از هم متمایز می‌کنیم. بی‌پاسخی سؤال در موارد زیر رخ می‌دهد: (1) به‌دلیل آنکه اطلاعات برای سؤالی معین به‌وسیله پاسخگو ارائه نشده است (مثلاً، سؤالی به تصادف از چشم دور مانده، جواب معلوم نیست، امتناع از پاسخگویی)، (2) به‌دلیل آنکه اطلاعات ارائه شده توسط پاسخگو برای یک سؤال معین قابل استفاده نیست (مثلاً، جواب خارج از دامنه پاسخ‌های مجاز است، نمی‌توان آن را به رمز درآورد، یا ناخواناست)، یا (3) به‌دلیل آنکه اطلاعات قابل استفاده از بین رفته است (مثلاً، خطا در وارد کردن داده‌ها).
تمایزی مهم بین این سه نوع ظهور بی‌پاسخی سؤال وجود دارد.
دو مورد اول در مرحله گردآوری داده‌ها پیدا می‌شوند. اغلب نتیجه فرایند مشکلات موجود در سؤال، جواب‌اند. نوع سوم نتیجه خطاهای مرحله فرآوری داده‌هاست. اطلاعاتی که موجود و قابل استفاده بودند در وارد کردن داده‌ها، ویرایش داده‌ها، یا کدگذاری آنها از بین می‌رود.
بدترین حالت بی‌پاسخی زمانی رخ میدهد که پاسخگو اطلاعاتی ارایه نمی‌کند. زیرا در این حالت مکانیزمهای متفاوتی از داده‌های گم شده در جریان‌اند. در حالت حذف یک قلم سؤال که پاسخگو اتفاقاً یک قلم سؤال را جا می‌اندازد، داده‌ها گم شده کاملاً تصادفی‌اند. در این حالت، مکانیزم قابل چشم‌پوشی است.
وقتی پاسخگو مایل باشد ولی نتواند پاسخ دهد، داده‌ها ممکن است گم شده تصادفی باشند. برای مثال، اگر یک پاسخگوی سالمند به واسطه ضعف حافظه نتواند پاسخ دهد، گم شدگی به متغیر مشاهده شده سن بستگی دارد، نه به پاسخ سوال بنابراین این قلم داده‌ها گم شده تصادفی هستند. اگرداده‌هاگمشدهتصادفی باشند و متغیر مرتبط با گم شدگی برای تحلیل در دسترس باشد، گم شدگی را می‌توان به‌سادگی با راه‌حل‌های نسبتاً ساده درمان کرد (مثلاً، جانهی بی‌درنگ، جانهی رگرسیونی).
اما در برخی موارد، قادر نبودن به پاسخ‌دهی اشاره به گم شدگی غیرتصادفی دارد؛ گم شدگی مرتبط با پاسخ (مجهول) به خود سؤال است. مثلاً، در حالت امتناع از پاسخگویی (مثلاً پاسخگو نمی‌خواهد جوابی را بدهد که از لحاظ اجتماعی مطلوب نیست) گم شدگی قطعاً تصادفی نیست و مکانیزم قابل چشم‌پوشی نیست. در این حالت راه‌حل‌های ساده دیگر کافی نیست و یک مدل آماری خاص برای گم شدگی باید درنظر گرفت.
نوع دوم بی‌پاسخی سؤال، یعنی اطلاعات غیرقابل استفاده که به‌صورت گم شده، کدگذاری می شود، معمولاً مشکل آفرین است. دلایل مربوط به جواب‌های نارسا (مثلاً، خارج از دامنه جواب‌های ممکن، یا پاسخ‌های بی‌اساس) به‌صورت‌بندی سؤال و مقدار واقعی سؤال مربوط می‌شوند، که اشاره به گم شدن غیرتصادفی دارند. گاهی اوقات پاسخ حقیقی تا حدی افشا می‌شود. بنابراین مکانیزم
گم شدگی لااقل به‌طور جزئی، معلوم است و می‌تواند در تحلیل گنجانده شود تا از اریب بودن نتایج جلوگیری کند. اگر بتوان از ایننوعگم شدگی جلوگیریکرد(مثلاًازطریق پیش‌آزمون)، حتماً باید این کار را انجام دهیم.
سرانجام، از دست رفتن اطلاعات به‌دلیل خطاهای کدگذاری، ویرایش، یا ذخیره سازی معمولاً منظم نیست و به‌طور عادی MCAR است که برحسب تصادف پیش می‌آید و به پرسشنامه و مشخصات پاسخگو مرتبط نیست، پس ساز و کار قابل چشم‌پوشی است و راه‌حل‌ها ساده‌اند.
آگاهی از علل انواع مختلف بی‌پاسخی سؤال به معنای آگاهی از ساز و کارهای داده‌های گم شده است. بنابراین، هم برای پیشگیری و هم برای درمان مهم است که علل گم شدگی و عوامل تعیین کننده بی‌پاسخی سؤال را ارزیابی کنیم.
5-3 عوامل تعیین‌کننده بی‌پاسخی سؤال
برای تمایز بین عوامل تعیین کننده گوناگون بی‌پاسخی سؤال باید مراحل فرایند پرسش و پاسخ را بررسی و کنترل کنیم. ابتدا پاسخگویان باید سؤال را بفهمند، یعنی باید معنای مورد نظر را تعیین کنند. اگر پرسش یا رسته‌های پاسخ را نفهمند ممکن است با ”نمی‌دانم“ پاسخ دهند یا پاسخی ندهند. در این حالت، فرض اینکه داده‌ها به‌صورت تصادفی گم شده‌اند (MAR) امن‌ترین انتخاب برای رفتار با گم شدگی است.
در گام دوم، پاسخگویان باید اطلاعات ذیربط را از حافظه فراخوانند که گاهی با مشکل مواجه میشوند، در مورد سؤال مربوط به عقیده ممکن است یا عقیده‌ای را که از قبل تشکیل شده از حافظه فرا بخوانند یا در همان نقطه و همانجا عقیده‌ای را بیان کنند. در مورد پرسش‌های دانشی و سؤال‌های آزمون، دانش مربوطه باید به‌خاطر آورده شود و ترکیب گردد. در آزمون دانش ”نمی‌دانم“ پاسخی آگاهی بخش است و داده‌های گم شده مشکلی پیش نمی‌آورد.
برای پرسش‌های رفتاری، پاسخگو باید مواردی از رفتار ذیربط را از حافظه به‌خاطر بیاورد یا بازسازی کند و تعیین کند که این رفتار در خلال دوره مرجع (مثلاً در سه ماه اخیر) اتفاق افتاده است یا خیر. اگر سؤال از رفتار معمول می‌پرسد، پاسخگو باید تصمیم بگیرد که رفتار به یادآورده شده رفتاری معرف است یا نه یا انحرافی از رفتار معمول را نشان می‌دهد یا نه. پس گام بعد پس از به‌یادآوری از حافظه ”محاسبه“ یک قضاوت است. در هردو مرحله ممکن است اشکالی پیش آید که منجر به یک داده گم شده شود. مثلاً، پاسخگو دانش ذیربط را ندارد یا مشکلات حافظه‌ای دارد و این امر منجر به یک پاسخ ”نمی‌دانم“ می‌شود.
یک نکته را باید در اینجا ذکرکنیم و آن اینکه داده‌هایگمشده حاصل، گم شده کاملاً تصادفی نیستند. ممکناست گم شده تصادفی باشند. مانند موردی که پاسخگویان سالمند مشکل بیشتری برای یادآوری دارند، یا حتی گم شده تصادفی نباشند وقتی‌که ضعف حافظه به خود سؤال مربوط شود. برخی پیشامدها بسته به اهمیت حادثه، رنج‌آور بودن آن و غیره، ممکناستراحت‌ترازبقیه به‌خاطر آورده شوند.
پس از آنکه قضاوت خصوصی در ذهن پاسخگو شکل گرفت او باید جواب را به پژوهشگر انتقال دهد. در مورد سؤال بسته، پاسخگو باید قضاوت را طوری قالب‌بندی کند که با رسته‌های پاسخ جور درآید. وقتی از سؤال‌های با جواب باز استفاده می‌شود، قضاوت باید به‌صورت کلامی در قالب پاسخی مقدماتی بیان گردد. این کار ممکن است منجر به مشکلاتی شود؛ مثلاً پاسخ اصلاً با رسته‌های پاسخجوردرنمی‌آید.درنتیجهپاسخگو ممکن است از پاسخ دادن امتناع کند یا با ”نمی‌دانم“ پاسخ دهد. در موضوعات حساس و یا مصاحبههای چهره به چهره، پاسخگو ممکن است قبل از انتقال نهائی جواب، تصمیم بگیرد پاسخ خود را ویرایش کند. این ویرایش میتواند بهدلیل رساتر کردن جواب باشد. اگر پاسخ واقعی به رسته‌های پاسخ نخورد و از لحاظ اجتماعی مقبول نباشد، پاسخگو ممکن است با گفتن دروغی کوچک (مثلاً، نمی‌دانم، دقیقاً فراموش کرده‌ام و غیره) فرار کند یا کلاً امتناع کند. این پاسخ به گم شدن غیرتصادفی اشاره دارد.
اختلالات در فرآیند پرسش و پاسخ منجر به بی‌پاسخی سؤال خواهد شد. باید توجه کرد که تنها در موارد نادر می‌توان فرض کرد که داده‌ها به‌طور کاملاً تصادفی گم شده‌اند. در بسیاری موارد این فرض درست نیست و مخاطره اریبی قابل توجه است. بنابراین تحلیل‌‌های داده‌های گزارش شده، نامناسب خواهند بود. گرووز (1989) چهار منبع بالقوه خطاهای آمارگیری را بهصورت نحوه گردآوری داده‌ها، خود پرسشنامه، پاسخگو، و مصاحبه‌گر متمایز میسازد.
بی پاسخی اغلب نتیجه تعامل بین دو منبع یا بیشتر است. مثلاً تعامل بین پرسشنامه و پاسخگو، یا تعامل بین مصاحبه‌گر و پاسخگو. ماتیوویتز (1999) مثالی ساده از تعامل بین پرسشنامه و پاسخگو ارائه کرده است و بیان میکند که سؤالی بسیار برجسته در بسیاری موارد یادآوری را تقویت کرده و جواب‌های ”نمی‌دانم“ را کاهش می‌دهد.