تحقیق درباره پارک های علم و فناوری و شرکت های کوچک و متوسط

دانلود پایان نامه

نمودار 4-9 نمودار اسکری برای تعیین تعداد عوامل مکنون کارآفرین 82
فهرست اشکال
شکل 4-1 مدل اندازه گیری متغیر سودمندی در حالت تخمین استاندارد 59
شکل 4-2 مدل اندازه گیری متغیر مکنون رشد و ترقی را در حالت تخمین استاندارد 63
شکل 4-3 مدل اندازه گیری متغیر توسعه در حالت تخمین استاندارد 66
شکل 4-4 مدل اندازه گیری متغیر رقابتی شدن در حالت تخمین استاندارد 69
شکل 4-5 مدل اندازه گیری متغیر ایجاد شغل در حالت تخمین استاندارد 72
شکل 4-6 مدل اندازه گیری متغیر نوآوری در حالت تخمین استاندارد 75
شکل 4-7 مدل اندازه گیری متغیر صادرات و واردات در حالت تخمین استاندارد 77
شکل 4-8 مدل اندازه گیری متغیر مراکز رشد در حالت تخمین استاندارد 80
شکل 4-9 مدل اندازه گیری متغیر کارآفرینی در حالت تخمین استاندارد 83
شکل 4-10 مدل معادلات ساختاری در حالت تخمین استاندارد 86
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش و ارتباط میان مراکز رشد اقتصادی بر گسترش کارآفرینی در استان کرمانشاه میباشد که مطالعه ی موردی آن شرکت های کوچک و متوسط استان میباشد. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه ی آماری آن را مدیران و صاحبان شرکت های کوچک و متوسط و به اصطلاح کارآفرینان را تشکیل داده اند که تعداد 200 نفر از کارآفرینان را به صورت تصادفی ساده مورد بررسی قرار داده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه پژوهشگر ساخته میباشد. برای روایی آن از نظرات پنج نفر از متخصصین اقتصاد و مدیریت و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ استفاده شده، که در سطح 70 درصد بوده است. برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار آموس استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که رابطه معناداری میان مراکز رشد و کارآفرینی وجود دارد و این رابطه 71 درصد میباشد، و روی فرضیات نیز رابطه های معناداری وجود دارد اما در این میان نقش دولت و بسته های حمایتی کمرنگ است که در ادامه به راهکارهای آن نیز پرداخته شده است. لزوم توجه به فرهنگ سازی کارآفرینی و مراکز رشد نیز باید در دستور کار قرار گیرد. البته آموزش لازمه ی کارآفرینی است اما به تنهایی راهکار کاملی نیست و باید در کنار سایر سیاست های اقتصادی دولت به آن پرداخته شود.
کلید واژه ها: مراکز رشد اقتصادی(انکوباتور)، پارک های علم و فناوری، کارآفرینی
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
دنیای امروز، دنیای تغییر است و باید فاصله ای که میان علم و صنعت است را بیش از پیش برداشت. با پیشرفت روز افزون علوم و صنایع، فاصله ی این دو نهاد پایه ای نیز بیشتر میشود. کاهش علم و صنعت از یک سو و کاستن از هزینه های پژوهش های مربوط به تجاری سازی از سوی دیگر، جوامع بشری را در دهه اخیر به سوی استفاده از ابزارهای جدیدی به نام انکوباتورها سوق داده است. انکوباتورها یا مراکز رشد ابزاری مناسب برای کاهش این فاصله میباشد.(کانتی،2000). انکوباتور از نظر لغوی نام دستگاهی است که گرمای لازم را برای تبدیل تخم مرغ به جوجه را فراهم آورده یا نوزادانی را که زودتر از موعد مقرر به دنیا آمده اند را به رشد میرساند. اما در اقتصاد، انکوباتور مجموعهای متشکل از یک یا چند ساختمان است که واحدهای تحقیقاتی نوپا نظیر هستههای تحقیقاتی دانشگاهی، شرکتهای تحقیقاتی خصوصی و مراکز تحقیق و توسعه صنایع و سازمان های اجرایی به صورت موقت در آن مستقر و از خدمات پشتیبانی دایر شده در این مرکز، بهرهمند میشوند. باید گفت که اتفاقی که برای بچه ها یا تخم مرغ ها میافتد، در یک انکوباتور تجاری برای ایده ها و افکار کارآفرینان رخ میدهد. این واژه برگرفته از انکوباتورهای پزشکی است. درجهان امروز که تأکید سازمان ها بر قابلیت های سازگاری با تغییر در محیط های تجاری است، یک روش موثر که برای ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف قبل از ورود به بازارهای رقابتی می توان ارائه داد، بهره گیری از انکوباتورهای تجاری است. (لالکاکا 2001).
1-2- بیان مسأله:
یکی ازشاخص های توسعه یافتگی، توسعه ی اقتصادی است و بدون شک باید در هرجامعه وجود زیر ساخت ها و بسترهایی مناسب جهت پیشرفت آن وجود داشته باشد و بیتردید در دنیای امروز که تغییر حرف اول را میزند تمامی سازمان ها اعم از دولتی یا خصوصی، برای ایجاد مزیت رقابتی و شایستگی های ممتاز و متمایز جهت ارائه خدمات و تولید محصول خود، نیاز به انکوباتورها یا مراکز رشد دارند. مراکز رشد محیطی حمایتی لازم را برای کارآفرین ها جهت توسعه طرح هایشان فراهم میآورد، اصطلاح مراکز رشد برای محدوده وسیعی از سازمان ها که با اهداف حمایت از کارآفرین ها و تبدیل ایده های آن ها به محصولات تجاری میباشد. (سلامی و دیگران، 1390). انکوباتورها یکی از مکانیسم هایی است که به منظور پرورش سازمان های کوچک و همچنین کمک به رشد کارآفرینی میکند، میباشد در کشورهای پیشرفته پارک های تحقیقاتی با هدف تکمیل چرخه های ارتباط بین پژوهشگران، متخصصان و تولیدکنندگان به منظور انجام پژوهش های کاربردی و توسعه ای و بدون وارد شدن به مباحث تولیدی فعالیت میکنند اما درکشورهای شرقی بیشتر برای ایجاد واحدهای تولیدی فعالند. صرف از روش های متفاوت مدیریت، این پارک ها نقش موثر در پیشبرد علوم و فناوری و رشد اقتصادی و به دنبال آن تجاری سازی و صادرات محصولات در کشورهای مختلف ایفا می کنند. یک انکوباتور یا مرکز رشد مجموعه ای متشکل از یک یا چند ساختمان است که واحدهای پژوهشی نو پا نظیر هسته های تحقیقاتی دانشگاهی، شرکت های تحقیقاتی خصوصی و مراکز تحقیق و توسعه صنایع و سازمان های اجرایی به صورت موقت در آن مستقر و از خدمات پشتیبانی دایر شده در این مراکز، بهره مند میشوند. در حدود نیم قرن گذشته انکوباتورها ارزش خود را به اثبات رسانیده اند و در سراسر دنیا گسترش یافته اند. مدیران این مراکز با کسب تجربه، حرفه ی جدیدی را در زمینه پرورش و توسعه ی شرکت های جدید به وجود آورده اند، به عبارت دیگر دارای متدولوژی، ابزار، استانداردها و ساختارهای حرفه ای مخصوص خود شده اند اما این حرفه هنوز هم یک حرفه ی جوان و درحال رشد است. در کشورمان نیاز به انکوباتورها روز به روز بیشتر احساس میشود، به ویژه بیکاری بیش از حد قشر جوان و کارآموخته و تحصیل کرده و روند روبه افزایش آن از یک طرف و نیاز کشور به این سرمایه انسانی و فکری جهت توسعه خود در زمینه های مختلف از طرف دیگر درک این نیاز را سرعت بخشیده است. علی رغم اینکه انکوباتورها در کشورهای دیگر با موفقیت بسیار همراه بوده است، ولی در کشور ما نتوانسته ایم آن را به درستی پیاده کنیم. چنانچه مرکز رشد را مرکزی بنامیم که پشتیبانی های لازم برای ایجاد یک حرفه را دراختیارمتقاضیان خود قرارمی دهد، می توان پشتیبانی های یک مرکزرشد را به چهار دسته اصلی تقسیم کرد: 1). آموزش های کارآفرینی2). مشاوره های تجاری3). پشتیبانی های فناوری و نوآوری4 ). حمایت های مالی مورد نیاز موسسات نوپا (کشمیری، مهدی 1382). امروزه بیشتر درس های دانشگاهی به صورت نظری ارائه میشود و تلاش جدی برای کاربردی کردن آن نشده است. اما در پژوهشی دیگر آمده است که بیشتر دانشجویان درس را حفظ کرده و امتحان میدهند، از این رو بیشتر دانش آموختگان دانشگاه ها با نیازهای بازار کار هماهنگی و همخوانی ندارند و تخصص ها و مهارت ها هم جهت و هم سو با نیازهای بازار کار شکل نمیگیرند. به علت کاربردی نبودن درس های دانشگاهی به ویژه در رشته های فنی، دانش آموختگان آمادگی برای کار ندارند. از دیگر مشکلات در زمینه ی اشتغال، نهادینه نشدن فرهنگ کارآفرینی در سطوح گوناگون جامعه است. متأسفانه به جای ایجاد فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ کارمند پروری در جامعه رشد و گسترش یافته است که این امر با توجه به پایین بودن ظرفیت جذب نیرو در اداره ها و سازمان ها مشکلاتی پدید آورده است. بازار کار هماهنگ با تحولات علوم و تکنولوژی در حال دگرگونی است. از این رو بازار کار به برخی تخصص های تازه نیازمند است که لزوما دانش آموختگان دانشگاه ها در دوران تحصیل فرا نمیگیرند. محدودیت اختیار مدیران دانشگاه ها در زمینه ی ارائه ی درس های کارآفرینی و برنامه ریزی بلند مدت برای کارهای اشتغال زا، منجر به کاهش ابتکار و نوآوری میشود. از این رو ناگزیر به برنامه ریزی در کوتاه مدت میشوند، برنامه ریزی های کوتاه مدت نیز به کاهش ابتکارهای کارآفرینانه با آثار دراز مدت میشوند. عدم ارتباط دانشگاه ها و مراکز تولیدی و صنعتی به گونه ای که امروزه به رغم ایجاد و گسترش دانشگاه های صنعتی، حلقه های پیوند آنها با صنعت و تولید چندان شکل نگرفته است. در واقع تا زمانی که ارتباط دانشگاه و صنعت به درستی شکل نگیرد، نمی توان به توسعه ی جدی کشور امیدوار بود. نا آشنایی جوانان با بازار کار، عدم آگاهی آنان از طراحی کسب و کار و نداشتن مشارکت فعال بخش خصوصی در زمینه های پژوهش، توسعه، فعالیت های تولیدی و کارآفرینی، از دیگر مشکلات در این زمینه است. نبود منابع معتبر و مناسب در زمینه ی کارآفرینی و حتی عدم ترجمه ی مناسب کتاب های خارجی، هرچند دانشگاه ها نمیتوانند همه ی نیازهای جامعه را بر طرف سازند اما با توجه به جایگاه پر اهمیتشان به ویژه در کشورهای در حال توسعه، میتوانند دست به اقدامات سودمندی در این زمینه بزنند. پژوهشگران زیادی در پژوهش های خود خاطر نشان ساخته اند که نظام آموزش عالی ایران به جای اینکه کارآفرین باشند، عملا کارجو پرورند و از آنجا که نظام آموزش ایران مبتنی بر یادگیری نیست، افراد کارآفرین در آن کمتر پرورش مییابند. (میرزا محمدی و دیگران، 1387). همانطور که دیده می شود، میان پژوهش های انجام شده تناقض هایی وجود دارد که در ادامه به بررسی آنها پرداخته میشود. متغیر اصلی پژوهش همان انکوباتورها یا مراکز رشد اقتصادی می باشد که رابطه ی آن با کارآفرینی اندازه گیری می شود. مدل هایی که در این زمینه وجود دارند به این شکل است که افراد صاحب ایده و طرح تجاری میباشد وارد انکوباتور شده و پس از استقرار در آن و دسترسی مالی و همچنین آموزش لازم، پرورش مییابد و بعد از آن محصول خود را تجاری میکند. (هندی مبارک و بوسلر، 2010). مدل دیگری که وجود دارد این است که به نقش مراکز رشد و پارک های علم و فناوری در اقتصاد دانایی میباشد، به این صورت که ارتباط میان دانشگاه ها و مراکز رشد اقتصادی به افزایش دانایی شرکت های موجود و کمک به ایجاد شرکت جدید و جذب سرمایه گذاری و همچنین توسعه کاربردهای علوم میشود. (سلجوقی، 1385). اما مدل پژوهش فوق به این صورت است که افرادی تحت عنوان کارآفرین وارد انکوباتورها میشوند و در آن آموزش یا مشاوره هایی میبینند، آنها تا مدتی در آنجا مستقرند و حمایت میشوند و پس از آن از انکوباتور خارج شده و به تولید محصول میپردازند، تأثیر انکوباتورها به این شکل است که برای آنها ایجاد شغل کرده، سودمند میباشد، به توسعه و رشد میانجامد، بهتر شدن صادرات و واردات، رقابتی شدن صنایع، و نوآوری برای کارآفرین میباشد، در این میان نقش دولت و تسهیلات و سرمایه نیز موثر است. جامعه آماری پژوهش شامل افرادی است که وارد انکوباتورها شده اند و دوره هایی را سپری کرده اند که برخی موفق بوده اند و برخی دیگر ناموفق بوده اند. مسأله اینجاست که مراکز رشد اقتصادی تا چه میزان بر کارآفرینی موثر بوده است؟
سوالات پرسشنامه نیز به صورت زیر میباشد: 1). بررسی و رابطه میان مراکز رشد اقتصادی و کارآفرینی میباشد؟ 2). رابطه میان مراکز رشد و سودمندی برای کارآفرین؟ 3). رابطه میان مراکز رشد و ایجاد شغل چگونه است؟ 4). رابطه مراکز رشد و رقابتی شدن تا چه حد بوده است؟ 5). ارتباط میان مراکز رشد و صادرات واردات تا چه حد بوده است؟ 6). ارتباط میان مراکز رشد و نوآوری برای کارآفرین چگونه بوده است؟ 7). ارتباط میان مراکز رشد و توسعه اقتصاد محلی چه حد بوده است؟ 8). ارتباط میان مراکز رشد و رشد و ترقی چه حدی بوده است؟ و سوالاتی پیرامون نقش دولت، بسته های حمایتی، تسهیلات و دانش و سرمایه اولیه افراد برای کارآفرین چگونه بوده است؟ روش پژوهش مذکور روش کتابخانه ای و سایت و به صورت توزیع پرسشنامه میان کارآفرینانی که وارد انکوباتورها یا مراکز رشد شده اند میباشد، که رابطه میان آنها با استفاده از نرم افزار آموس اندازه گیری شده است.