خرید پایان نامه حقوق : زیبایی شناختی

دانلود پایان نامه

فن‌آوری، زبان مذهبی را به سود خود ضبط، و نمادها، تصویرها و آیین‌های جدیدی را خلق کرده است. (رضایی بایندر،1390: 573) تلویزیون قدرت اسطوره‌ها را در دست می‌گیرد، اسطوره‌های که یکی از کارکردهای مهم آن‌ها، تعیین وضعیت و تعریف جهان و مکانی است که در آن قرار داریم . به عبارت دقیق‌تر، اسطوره‌ها نوعی جهان‌بینی برای انسان‌ها فراهم می‌آورند و از راه انتقال باورها، آداب و رسوم،و الگو‌پردازی هویت فرهنگی افراد را شکل می‌دهند. (Goethals,1993,p.25)
تهدید سوم به شکل‌گیری نوع ویژه‌ای از موضوع‌ها و مقوله‌های مذهبی مربوط می‌شود که هیچ ارتباطی با مذاهب رسمی و سازمان‌یافته ندارند.ظهور برخی فرقه‌های موهوم، باورهای خرافه با ظاهری مذهبی و…. نمونه‌ای از چنین مقوله‌هایی هستند که در فرهنگ تکنولوژیک جهان معاصر ظاهر شده و در بسیاری از مواقع افراد بسیاری را به خود جلب کرده‌اند. در ارتباط با همین موضوع است که نیومن (۱۹۹۹) در کتاب “مذهب در برابر تلویزیون” بیان می‌کند که یکی از جنبه‌های مذهبی که تلویزیون نمی‌تواند آن را بازنمایی کند ارزش‌های قدسی مذاهب است، ولی خطر ویژه‌ای که در این جا وجود دارد، این است که تلویزیون با فراهم آوردن جنبه‌های کاملا جدیدی از ادراک، امکان آشکار ساختن جنبه‌هایی از مذاهب را که تا کنون مکتوم و مخفی بوده مهیا می‌سازد و به عاملی برای تقدس‌زدایی از مذاهب بدل ‌می‌شود. (Newman,1999)
بسیاری از صاحب نظران متقدم در بررسی رابطه تلویزیون و مذهب به جنبه‌های متعارض این دو تاکید کرده‌اند. مالکوم ماگریج (۱۹۷۷) بر این باور است که تلویزیون ماهیتا نمی‌تواند رسانه‌ای صادق تلقی شود، چرا که فانتزی است و خلق تصویرها و باورهایی که حقیقت ندارند، جزو جدایی ناپذیر ماهیت تلویزیون است.بنابراین نمی‌توان در هر حال به آن اعتماد کرد . تلویزیون پیش از هر چیز به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی وابسته است، در حالی که مذهب و ایمان مذهبی فراتر از ساختارهای اجتماعی است و ماهیتی ماورایی دارد. چنین برداشتی بر مفهومی از ایمان استوار است که مذهب را فرازمانی و فرامکانی قلمداد می‌کند تا خلوص و یکپارچگی آن همواره حفظ شود . این در حالی است که تلویزیون و هر آن چه از آن به نمایش در می‌آید، به شدت وابسته به زمان و مکان است.
پیتر هورسفیلد (۱۹۸۴) نیز معتقد است که تلویزیون با برجسته سازی برخی از موضوعات و مسائل مذهبی در سطح جامعه بر ادراک و برداشت مراکز مذهبی مثل کلیسا تأثیر می‌گذارد.
و از طرف دیگر لید اسکافیلد کلارک بیان می‌کند : که تلویزیون دینی، معنا و مضمون فرهنگی خود را از جایگاه دین در حوزه غیرمذهبی رسانه‌ها اخذ می‌کند و بنابراین، گسترش وسوسه انگیز نقش این پدیده، خود را هم در دین زدایی آشکار ساخته و هم در تحولات به وقوع پیوسته در زمینه پخش برنامه‌های تلویزیونی.
نویسنده مقاله «تلویزیون ابزار مصرف» نیز با استفاده از جمله ژان بودریار در باب تلویزیون که می‌گوید: «تلویزیون تو را نگاه می‌کند نه تو تلویزیون را»، به مقوله مصرف دین در تلویزیون دینی پرداخته و معتقد است: بین دین پروری و دین داری تفاوت است. آن گاه که تلویزیون به طور مستقیم به ارائه برنامه مذهبی می‌پردازد در حقیقت، به صورت یکسان به انسان‌ها نگریسته و برای همگان نسخه عمومی مصرفی یکسانی ارائه کرده است، در حالی که ارائه برنامه‌های غیرمستقیم فرصت و مجال تأمّل و بازسازی را به مخاطب می‌دهد و این موجب دین‌داری می‌شود. وی معتقد است: باید از مصرفی کردن دین اجتناب کرد.
«بن هوگز» در سال 2007 تاثیر رسانه‌ها بر عقاید دینی را در چند مقوله بیان می‌کند و می‌نویسد:
مذهب در رسانه از دو راه عمل می‌کند یا به طرف جنون و یا به سمت استهزاءحرکت می‌کند. اغلب مردم در مورد مذهب تقریباً همیشه دیدگاهی روشن دارند، یا دوستدار آن و یا از آن بی‌زارند. بسیارى از مردم را می‌شناسیم که از مذهب گریزانند اما خودشان نمی‌دانند چرا؟ آن‌ها چیزى درباره خلقت جهان نمی‌دانند، کارکردهاى مثبت مذهب را منکر می‌شوند، از ارسال وحی و کتاب مقدس چیزى نمی‌دانند و براى آن‌ها اعتقاد به مذهب چیز پست و بی‌ارزشی است. در ایالت متحده، فیلم‌هایی که مذهب را به چالش می‌کشند، فروش خوبی دارند. انعکاس افراد مذهبی در تلویزیون یک زندگی دور از جمعیت است که به امور خیرخواهانه و دستگیرى از فقرا با ابتکاراتی مثل آشپزخانه‌هاى تهیه غذا می‌پردازند. این برنامه‌ها غالباً توهین‌آمیز و اسباب خنده و تفریح مردم است. (بن هوگز،2007)

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه حقوق با موضوع پرداخت دیه از بیت‌المال

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ویژگی‌های مادی تلویزیون و ساختار کاملا ابزاری آن، از این رسانه در ظاهر، وسیله‌ای ساخته که گویی به هیچ عنوان نمی‌توان از آن برای انتقال مفاهیم دینی و وقدس سود برد. تقلیل گرا بودن، کوچک نمودن مفاهیم مقدس، عدم پیوستار و رمزآلود بودن آن، تخریب نمودن جهان سمبلویک، و غیره همه و همه از چالش‌های این ابزار مادی در جهت انتقال مفاهیم دینی محسوب می‌شود.(بن هوگز،2007)
با وجود این دیدگاه‌های انتقادی، برخی دیگر از صاحب‌نظران، نگاه خوش‌بینانه‌تری نسبت به رابطه مذهب و تلویزیون دارند. برای نمونه برخی رهبران کلیسای کاتولیک از جمله پاپ ژان پل دوم مفهومی به نام «کلیسای الکترونیک» را وارد ادبیات پژوهشی این حوزه کرده‌اند . پاپ ژان پل دوم بر این باور است که تلاش و مبارزه برای استفاده بهینه و مطلوب از رسانه‌ها باید یکی از اهداف کلیسا باشد : «ما درجهانی زندگی می‌کنیم که در آن، رسانه‌های گروهی هر روز اهمیت بیشتری می‌یابند و به منابع عمده اطلاعات و سرگرمی تبدیل می‌شوند. هم‌چنین باید به این نکته واقف باشیم که رسانه‌ها تاثیر بسیار مهمی در تشویق مردم برای ساختن جهانی که در آن عدالت و صلح حاکم باشد، دارند.» (رضایی بایندر،1390: 573)

در تایید این دیدگاه خوش بینانه می‌توان به نظر “راجرز” اشاره کرد که: در جوامعی که بر اثر حملات رسانه‌های پست مدرن به زانو درآمده‌اند، تلویزیون دینی تنها حکم مسکّنی را دارد که گه گاه برای فرد دردمند آرامش فراهم می‌آورد. مصلحان، اندیشمندان و دلسوزان جامعه باید به فکر علاج قطعی و نجات بشریت از انحطاط باشند. اما تا آن موقع، استفاده از این مسکّن‌ها نه تنها اشتباه نیست، بلکه کار درستی هم هست؛ باید مدام بر کیفیت چنین مسکّن‌هایی افزود تا زمان علاج قطعی فرا رسد.

در کنار این نظریات بسیاری از دانشمندان میان کارکردهای رسانه با کارکردهای دین شباهت‌هایی دیده‌اند. به عنوان مثال دیویس و دیگران (به نقل از سوکاپ،2002: 31) معتقدند که مذهب شامل چهار عامل است : جهان بینی که متشکل از شبکه ای از عقاید و ارزش‌ها است،رمزهای اخلاقی، مناسک دوره ای عمومی، و جمعی از معتقدان که این مناسک را انجام می‌دهند و تلویزیون نیز هر چهار عامل را فراهم می‌آورد. سوکاپ از این نقل قول نتیجه می‌گیرد که تلویزیون به علت طبیعت مذهب مانندش موضوع ارزشمندی برای انعکاس مسائل مذهبی است. همچنین مجید محمدی(1382: 171) معتقد است که دین و رسانه هر دو، سه نوع رابطه با کل جامعه دارند : ایدیولوژیک، انتقال فرهنگی و ماورائ الطبیعی. به عقیده وی شباهت ایدئولوژیک مذهب و رسانه به این ترتیب است که هر دو به یک نظام اعتقادی سامان می‌دهند، باورها را به وجود می‌آورند، تغییر می‌دهند، اقناع می‌کنند، آرمان می‌سازند و فعالیت‌هایی مشابه را سامان می‌دهند.
از نظر انتقال فرهنگی در گذشته ارباب دین معلم مردم بودند و کار انتقال فرهنگی را با آموزش ایشان به عهده داشتند و امروزه رسانه‌ها با قدرت و حدت بیشتری همین کار را انجام می‌دهند. در مورد ارتباط ماورائ الطبیعی که به نظر می‌آید ویژه دین باشد، نیز رسانه‌ها با قرار دادن مخاطب در معرض تجربیات گوناگون عاطفی و زیبایی شناختی و انواع قالب‌های رسانه ای چون عکس، فیلم، موسیقی و نمایش، بسیاری از شکاف‌های معنوی و روحی انسان را پر می‌کنند. همین مشاهبت‌ها باعث می‌شود که دو نهاد دین و رسانه گاه جایگزین یکدیگر شوند و گاه به کمک یکدیگر آمده تاثیرات هر یک را مضاعف سازند.( راودراد،1386: 207)
یکی از کارکردهای مشابه مهمی که در این ادبیات مغفول مانده عبارت است از حفظ انسجام گروهی.( راودراد،1386: 207) معتقدان به یک دین به لحاظ ظاهری و سلوک و رفتار دارای شباهت‌هایی با هم می‌شوند، و از مناسک و آیین واحدی پیروی می‌کنند و این کار یک جور همبستگی و انسجام گروهی میان معتقدان به یک دین فراهم می‌آورد. همین طور است درباره رسانه که یکی از کارکردهای مهم آن ایجاد همبستگی اجتماعی از طریق ارائه پیام‌های واحد در مدت زمان کوتاه برای جمعیت کثیری است که در یک جامعه زندگی می‌کنند.همان طور که هدف دین هدایت مردم است، رسانه‌ها نیز به دنبال هدایت مخاطب هستند، اگر چه مصادیق هدایت در این دو متفاوت باشند. چنانچه این دو دسته کارکرد مشابه در یک گروه جمع شوند، یعنی تعاملی بین دین و رسانه به وجود آید که در آن دین رسانه ای شود و رسانه دینی، می‌توان انتظار داشت که زندگی جمعی نیز به سمت تعمیق ارزش‌های دینی از طریق رسانه‌ها حرکت کند.(راودراد،1386: 208)البته این موضوع با توجه به نوع جامعه و رسانه متفاوت می‌باشد.
استوارت هوور برای دین توصیفی اراده می‌کند که بتواند به برقراری تعامل بین دین و رسانه کمک کند. وی دین را نه پدیده ای بوراکتیک و نهادی می‌داند و نه آن را تا امری صرفا شخصی و فردی تنزل می‌دهد. وی تاکید می‌کند دین محدود به رویدادهایی که در قلمرو مقدس رخ می‌دهد نیست بلکه بخشی از فرهنگ است و لذا دین و فرهنگ تفکیک ناپذیرند. به عبارت دیگر، نقش دین معنا بخشی به کل زندگی بشر است و از همین حیث باید مورد توجه قرار گیرد.(هوور و لاندبای،1997: 18-16) هوور هم چنین به نقش رسانه‌ها در ایجاد شرایط لازم در مناسک دینی اشاره می‌کند و معتقد است رسانه‌ها می‌توانند افراد را وارد مرحله آستانه ای کنند و برای تحول و الحاق مجدد آماده سازند. در مجموع توصیه شدید هوور و همکارانش به استفاده از رسانه در مضامین دینی، نشانگر تاکید وی بر ضرورت اجتماعی تعامل این دو مقوله است.
هم چنین می‌توان به تحقیقاتی که درصدد تبیین ابعاد مختلف بازتاب اجتماعی در مطالعات دینی و رسانه ای است، اشاره کرد. افرادی چون وایت با تاثر از متفکرانی چون گیدنز، در صدد هستند که از طریق مطالعات دینی و رسانه ای به تبیین و توضیح ابعاد مختلف بازتاب اجتماعی بپردازند. وی این ابعاد را شامل تقویت و بازسازی الگویی منسجم از معنا در فرهنگ‌های مختلف، بیان واقعیت‌های فراعقلانی و تعیین مرزبندی میان ساخت‌هایی از معنا که از لحاظ اجتماعی مقبولیت دارد،می‌داند.(هوور :44-42). وایت بر این نکته تاکید می‌کند که شیوه‌های ابلاغ نمادهای مقدس در عرصه‌های معنا، بسیار متنوع است و تکیه بر یک نوع تقدس بخشی و حذف دیگر شیوه‌ها، احتمالا به تایید و تثبیت ناگزیر تقدس زدایی و یا برعکس تقدس بخشی می‌انجامد. برخی نیز از جمله مارتین باربرو معتقدند به دلیل بحران‌های ناشی از مدرنیته، بشر جدید به دنبال هویت جدید فردی و جمعی است و نیاز مجدد برای راز و افسون حس می‌شود. از نظر وی، مدرنیته به هیچ کدام از وعده‌هایش جز راز زدایی و افسون زدایی و معنا زدایی از تفکر بشری عمل نکرد. آنچه مهم است تعامل و همکاری ضروری رسانه‌ها و ادیان با یکدیگر است، چرا که هر دو ابزار و واسطه فرهنگی مهمی برای اجابت مردم به راز و معنا و افسون در جهان است (هوور،132-102)
دیدگاه‌های محققان ایرانی درباره رابطه دین و رسانه
در کنار این نظریات محققان ایرانی نیز به تاثیرات شرایط جدید جهانی بر حضور دین در تلویزیون اشاره کرده‌اند. محقق این حوزه مجید کاشانی در مقاله خود با عنوان « رسانه‌های دینی و نقش آن در جامعه پذیری دینی » (1389 : 89) بیان می‌کند که:
با توجه به گسترش ارتباطات رسانه‌اى در جهان، محدودیت‌ها و امکاناتی برای ادیان و پیروان آن‌ها فراهم شده است. فرآیند جهانی شدن به دلیل فشردگی زمان و مکان، مغلوب شدن مرزهای جغرافیایی و فرهنگی که عمدتاً به یمن ظهور وسایل ارتباطاتی و مواصلاتی مدرن و رسانه‌های پر‌قدرت جهان‌گستر به وقوع پیوسته، امکانات و در عین حال، چالش‌هایی را برای