دانلود پایان نامه با موضوع اعضای هیئت علمی

دانلود پایان نامه

این تفکر به وجود آمدند که یک فرد اگر در اطراف او بدترین چیزها وجود داشته باشد ، خوشحال خواهد بود و بر عکس اگر اطراف او خوشحال کننده باشد ، ناشاد خواهد بود ، نظریه های اخیر میزان شادی و ناشادی در افراد را بر اساس نوع اطلاعات دریافتی آنها از افراد مشخص می‌کند. اگر اطلاعات رضایت بخش باشد فرد موقعیت را رضایت بخش می داند و اگر اطلاعات رضایت بخش نباشد ، فرد موقعیت اجتماعی را تهدید کننده می بیند ( میکالوس ،1985 / به نقل از آریا پوران ،1390 ) .

بر اساس نظریه ویلیامز ، ارتباطات متراکم به ویژه در فیلم ها و برنامه های تلویزیونی همه انسانها را به گروه های رقابتی تبدیل کرده است . بنا بر این بر اساس نظریه آنان ، در محیطهای قدیم شانس بهتری برای خوب بودن کاری وجود داشت ، اما امروزه انسانها در حال رقابت و مقایسه خود با فردی هستند که در دنیا جزء بهترینها می باشد. از آنجا که افراد نمی توانند به زندگی خیالی که در تلویزیون می بینند برسند ، در آنها افسردگی افزایش می یابد و شادکامی کاهش می یابد (یگانه،1392) .
2-4-4- نظریه هدف غایی :
نظریه هدف غائی در مورد بهزیستی ادعا می کند که به دست آوردن شادکامی به دستیابی به یک هدف یا مجموعه ای از نیازها بستگی دارد .ساختار و نوع هدف یک فرد در زندگی و رسیدن به این هدف سطح رضایت از زندگی فرد را مشخص می کند (دینر ،2003) .نظریه هدف غایی نشان می دهد که بعضی از عوامل ممکن است مانع بهزیستی باشند . این عوامل شامل فقدان هدف ، آرزو و یا تعارضات نا هشیار بین اهداف می باشند . رویکردهای هدف غایی اشاره می کنند که یک شخص ممکن است به علت اهداف غیر واقعی یا مشکل در مهارتهای رسیدن به هدف نتواند به اهداف غایی زندگی اش برسد . در نظریه های معروف به هدف نهایی ، باور بر این است که شادکامی و خوشبختی ذهنی زمانی به دست می آید که افراد به اهداف مبتنی بر ارزشها و نیازهای خود جامه عمل بپوشاند (دینر ،2003).
2-5- ابعاد بهزیستی روان شناختی :
ریف (1989) با تأکید بر این که سلامت مثبت چیزی فراتر از فقدان بیماری است ، اشاره کرد که بهزیستی روان شناختی به آن چه فرد برای بهزیستی به آن نیاز دارد اشاره می کند . او معتقد است که برخی از جنبه های کنش وری بهینه ، مانند تحقق هدفهای فرد ، متضمن قانون مندی و تلاش بسیار است و این امر ممکن است در تعارض کامل با شاد کامی کو تاه مدت با شد . او معتقد است که بهزیستی را نباید ساده انگارانه ، معادل با تجربه بیشتر لذت در مقابل درد دانست . در عوض بهزیستی در بر گیرنده تلاش برای کمال و تحقق نیروهای بالقوه فرد است . بهزیستی روان شناختی اشاره به حسی از سلامتی دارد که آگاهی کامل از تمامیت و یگپارچگی در تمام جنبه های فرد را شامل می شود . بر این اساس ریف مؤلفه های بهزیستی روان شناختی را در بر گیرنده شش عامل دانست .
2-5-1- پذیرش خود :
یکی از مؤلفه های کلیدی بهزیستی ،داشتن نگرشی مثبت به خود است ، البته نه به معنای خود شیفتگی و عزت نفس خیلی بالا و غیر معمول ، بلکه به معنای احترام به نفسی که بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود می باشد. به طوری که اریکسون (1959) بیان داشته است که آگاهی از کاستی های خود و نیز پذیرش اشتباهات خویش، یکی از مشخصه های بسیار مهم داشتن شخصیتی کامل و تکامل یافته است. همچنین بیان داشته است که یکی از عوامل یکپارچگی ایگو، رسیدن به آرامش در عین وجود پیروزی‌ها و شکست‌ها و نا‌امیدیهای گذشته است. چنین خود پذیری بالائی بر اساس خود سنجی واقع بینانه، آگاهی از اشتباهات و محدودیت های خود و عشق نسبت به خود و دیگران بنا شده است .
2-5-2- هدفمندی در زندگی:
توانایی پیدا کردن معنا و جهت گیری در زندگی و داشتن هدف و دنبال کردن آنها ، که تمامی اینها در تقابل با خوشبختی قرار دارد .اولین و روشن ترین نظریه در مورد هدفمند بودن در زندگی را فرانکل (1992) داده است فرانکل سه سال بسیار سخت را در اردو گاه نازیها گذراند و در طول این سالها با داشتن اهداف خویش زنده ماند . دید او نسبت به ارتقا سطح زندگی و اهداف و معنای زندگی آنقدر عمیق بوده که توانسته در سالهای پس از آزادیش ، روشی از روان درمانی (معنا درمانی ) را برای کمک به همنوعانش در یافتن معنای زندگی پیدا کند با بهره گرفتن از این روش افراد می توانند در برابر سختی ها و رنجها پایداری و مقاومت کنند .
2-5-3-رشد شخصی :
یا توانایی شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود ، پرورش و به دست آوردن توانائی های جدید که مستلزم روبرو شدن با شرایط سخت و مشکلات می باشد . زیرا رویاروئی با این شرایط باعث می شود فرد نیروهای درونی خویش را بجوید و نیز توانائی های جدیدی را به دست آورد . چه زمانی بیشتر احتمال یافتن این نیروها می رود ؟ زمانی که فرد تحت فشار است ، این استعدادها مکررا کشف می‌شوند و قدرت خود را در تغییر شرایط نشان می دهند .
خود شکوفائی انسانها در طی چالشها و شرایط نا مطلوب، بیانگر توانائی روانی انسان در کنار آمدن با مشکلات، تحمل بسیاری از مصیبتها و بازگشت پس از پشت سر گذاشتن آن و پیشرفت پس از گذار از موانع می باشد (ریف ،2002).
2-5-4- تسلط بر محیط :
یکی دیگر ازکلیدهای رسیدن به بهزیستی ، تحت کنترل داشتن جهان پیرامون است . یعنی هر کس باید بتوانه تا حد زیادی بر زندگی و محیط اطرافش تسلط و احاطه داشته باشد ، و این کار در گرو این است که فرد محیطش را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آنرا به همان شکل نگه دارد . چنین تسلط و احاطه ای تنها از تلاش و عملکرد خود فرد و در متن کار ، خانواده و زندگی اجتماعی او به دست می آید . داشتن کنترل در زندگی ، چالشی است که انسان تا آخر عمر با آن رو برو است . این جنبه از بهزیستی بر این نکته تأ کید دارد که ، برای ایجاد و حفظ محیط کاری و خانوادگی مطلوب هر شخصی ، همواره به نیروی خلاقه او احتیاج است .چنین محیطی است که برای فرد و اطرافیانش بهترینها را به همراه دارد و زمانی که در چنین محیطی قرار داریم متوجه می شویم که تسلط ، قوی ترین نیرو و توانائی انسان است (ریف ،2002).
2-5-5- خود مختاری :
به این معنا ست که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل کرده و زندگی کند ، حتی اگر بر خلاف عقاید و رسوم پذیرفته شده در جامعه باشد . یک انسان کاملا رشد یافته و خود شکوفا ، کسی است رها از هر گونه قرارداد اجتماعی و سنن. به نظر می رسد این بعد از بهزیستی کاملا مفهوم فضیلت غربی را میرساند که در آن فرد برای رسیدن به خود مختاری و انتخاب سبک زندگی بر اساس خواسته‌ها و دیدگاه‌های شخصی و درونی خویش‌، کاملا انزوا طلب می شود و حتی برخی از ننگها را می‌پذیرد. بنا براین فردی که چنین روشی را برای زندگی بر می‌گزیند ، توانائی زندگی در تنهائی و بی کسی را دارد . چنین طرز زندگی هم شجاعت و هم تنهائی را می طلبد (ریف،2002).
2-5-6- روابط مثبت با دیگران :

عبارت است از برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران و اشتیاق برای برقراری چنین رابطه ای و نیز عشق ورزیدن به دیگران. این جنبه اجتماعی – ارتباطی بهزیستی، در بر گیرنده بالا و پائین شدن های روابط و تعاملات اجتماعی بین فردی است. به این معنا که روابط می‌تواند از یک رابطه شدیدا عاشقانه و صمیمی تا روابطی پر از مشکل و نا راحتی در نوسان باشد .تجزیه و تحلیل عمیق تر روابط انسانها (آنچه ما آنرا صمیمیت میدانیم ) ما را به آنجا می رساند که روابط صمیمانه ، در حقیقت آمیخته ای از احساسات مثبت و منفی افراد نسبت به یکدیگر است . چگونگی در هم آمیختن این دو احساس متضاد ، چیزی است که ما برای درک بهتر عملکردهای فردی به دنبالش هستیم (ریف،2002).
2-6- مفهوم فرسودگی شغلی :
سندروم فرسودگی شغلی که در پاسخ به فشارهای کاری ایجاد می‌شود به عنوان فرایندی که در آن رفتارها و نگرش کارکنان نسبت به کار خود منفی و بد بینانه می شود تعریف می گردد .فرسودگی شغلی شامل سه بعد خستگی هیجانی ، مسخ شخصیت ، و عدم کفایت فردی است .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خستگی هیجانی را به عنوان فشار روانی ، احساس تحت فشار قرار گرفتن و از میان رفتن منابع هیجانی در فرد بیان می کنند . مسخ شخصیت در واقع نگرش منفی و بد بینانه نسبت به دیگران و مراجعین می‌باشد . کاهش احساس کفایت شخصی نیز کم شدن احساس لیاقت و توان اجرای موفقیت آمیز وظیفه در انجام کار یا مسئولیت در ارتباط با دیگران و نگرش و ارزیابی منفی نسبت به خود است. این سندروم به عنوان ناتوانی در تطابق یا مواجهه طولانی مدت با استرس های عاطفی ، کاری یا استفاده فراوان و مکرر از انرژی و منابع است که منجر به احساس شکست ، تحلیل رفتن و خستگی می گردد. عوارض ناشی از فرسودگی شغلی نه تنها علائم و نشانه های جسمانی و روانشناختی را در افراد ایجاد می کند، بلکه باعث افزایش غیبت از کار به علت بیماری ، نارضایتی از کار ، تمایل به ترک خدمت و برآیندهای نامناسب کاری می شود (لی ،ارلی،2014).
فرسودگی شغلی را تخریب تدریجی روحیه اشتیاق در نتیجه گیری های روزانه و استرسهای فرضی که در کار و زندگی روزمره دیده می شود تعریف کرده اند .فرسودگی شغلی نوعی اختلال است که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت اشخاص در معرض فشار روانی در او ایجاد می شود و نشانه های فرضی آن هم فرسودگی هیجانی جسمی و ذهنی است . همچنین عزت نفس فرد مبتلا به این عارضه کم می شود و احساس نا سودمندی می‌کند .فرسودگی کاری در حقیقت نوعی از فرسودگی روانی است که با فشارهای روانی و استرس های مربوط به شغل و محیط کار توأم گشته است .این اختلال در بین انواع مشاغل مشاهده می شود و با محرکهای تنش زائی مانند داشتن مراجعان بیش از حد در یک زمان و نداشتن وقت کافی و فقدان حمایت یا قدر دانی مرتبط است .حتی امروزه یکی از منابع اصلی فشار روانی به عنوان عامل اصلی فرسودگی شغلی عدم مهارت و تخصص در زمینه شغلی و کاری می باشد که فرد در یک سازمان به عهده دارد (فولاد بند،1387).
محیط بشر شامل عوامل فیزیکی ،اجتماعی و روانی است که هر کدام در وضعیت سلامتی بشر نقش مهمی دارند یکی از عوامل تنیدگی زا در انسان محیط کار وی است که می تواند دیگر حیطه های زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد . قسمت عمده ای از زندگی روزانه هر شخص صرف اشتغال به کار می شود وفرسودگی شغلی نشانگان فرو پاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به کار است . این نشانگان به خصوص در بین افرادی که در شغلهای خدمات انسانی از قبیل آموزشی و پزشکی کار می‌کنند بیشتر شایع است . نشانه های فرو پاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق ، احساس محرومیت و شکست ،غیبت از کار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت ،افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود .علل فروپاشی شغلی متعددند،بعضی علل خارجی هستند مثل وظایف محیط کار و بعضی علل داخلی هستند مثل درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی در مورد آنچه می تواند انجام شود .امروزه در بسیاری از سازمانها فشارهای عصبی و روانی به درجات گوناگونی وجود دارد .یکی از پیامد های این عوامل پدیده فرسودگی شغلی است . فرسودگی در نتیجه استرس افزایش می یابد و وقتی انگیزه رو به کاهش می گذارد دچار فرسودگی شغلی می شویم .(ساراسون 1999 / به نقل از ساعتچی 1389).
کسانی که فاقد تعادل بین کار و زندگی شخصی هستند و کسانی که کارشان یکنواخت است و کسانی که نسبت به کارشان راضی نبوده و آشکارا با مردم خصومت می ورزند یا کسانی که درگیر تصمیم گیری درباره زندگی و مرگ افراد هستند،مثل کادر درمانی و پزشکان ،و کسانی که کارشان به توجه دقیق نیاز دارد و کسانی که کارشان تکراری است مثل معلمان و کسانی که سر و کارشان با مردم است بیشتر از همه در معرض فرسودگی شغلی قرار می گیرند .به ویژه اگر احساس کنند تلاشهایشان به هدف مطلوب منجر نمی شود.وکسی از فرسودگی شغلی ایمن نیست ،افراد در هر حرفه ای و در هر سطحی می توانند در معرض فرسودگی شغلی قرار گیرند (بورالی پاتر1999/ به نقل از الماسی فرد،1388 ) .
2-7- مروری بر مطالعات انجام شده داخلی :
فرسودگی شغلی یک موضوع جدی برای اعضای هیئت علمی است و در افراد مختلف به شیوه های گوناگون نمایان می شود .بسیاری از افرادی که در حیطه آموزش مشغول به کار هستند نشانه هائی از قبیل سردردهای ناگهانی و بیماری و استرس در روابط شخصی و حرفه ای ، افسردگی و کاهش بهره وری را تجربه کرده اند . پژوهشها نشان داده است که فرسودگی در بین اعضای هیئت علمی ، آنها را به سمت تدریس پائین تر از استاندارد ، فقدان اشتیاق در پژوهش و سایر تکالیف شغلی ، بی عاطفگی نسبت به امور دانشجویان ، کاهش انعطاف پذیری و ناتوانی در به روز بودن آموخته ها در دنیای حرفه ای و کاهش توانائی در مدیریت کلاس سوق می دهد. مروری برروی پژوهشها در مورد فرسودگی شغلی اعضای هیئت علمی نشان می دهد که در سراسر دنیا تعداد زیادی از آنها فعالیت تدریس و پژوهش هائی را که بر عهده دارند بدون انرژی، اشتیاق و جدیت و یا هدفمندی خاصی انجام می دهند . در یک مطالعه جامع در مورد اعضای هیئت علمی گزارش شده که حدود 20 درصد از آنها فرسودگی شغلی بالائی را تجربه می کنند و بیش از نیمی از اعضای هیئت علمی نسبت به شغل خود احساس عدم کفایت فردی می کرده اند (عارفی، 2010).
پژوهشی که بر روی 316 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد به خوبی نشان داد که عقاید وشعائر مذهبی نقش مهمی در پیشگیری وکاهش مشکلات هیجانی و روانی بازی می کند (ضرغامی،1390) .
پژوهشها نشان می دهند که بین مذهب و معنا بخشی زندگی،علائم سلامت جسمی و روانی و بین انجام دادن مناسک دینی و مرگ و میر رابطه محکمی وجود دارد. به این صورت که مذهبی بودن و انجام اعمال مرتبط با آن خطرات مرتبط با مرگ ومیر را کم میکند و انجام دادن مناسک دینی و پیوند اجتماعی محکم بر خاسته از مذهبی بودن در تأثیر مثبت مذهب بر سلامتی نقش مثبت دارد (ویلیامز و استرن هال 2007 /عسگری1392) .
در پژوهشی ارتباط بین احساس ذهنی بهزیستی و فعالیتهای مذهبی در بین گروهی از مسلمانان انجام گرفت که نتایج بدست آمده نشان داد رابطه معناداری بین باورها و اعتقادات مذهبی و رضایت از زندگی وجود دارد (هادیان فرد، 1384).
همچنین یافته های یک پژوهش بیانگر آن بود که رضایت از زندگی همبستگی معنا داری با باور به اصول دین ،انجام مناسک مذهبی ،دوستی و بندگی خدا دارد (کشاورز،1388).
با وجود این که برای عده بی شماری تأثیر مثبت مذهب بر سلامت جسم و روان امری مسلم به شمار می آید ،در باره تأثیر اعتقادات مذهبی بر بهداشت روانی دیدگاه های ضد و نقیضی وجود دارد .مثلا بر خلاف ارزیابی منفی فروید و الیس از نقش وتأثیر مذهب بر سلامت روان، افرادی چون جیمز ، یونگ، آلپورت ، مازلو،آدلرو فروم با نگرشی مثبت از پیامدهای جهت گیری مذهبی بر بهداشت روانی سخن گفته اند (معتمدی وهمکاران 1384).
بررسی های مختلف نشان می دهد که نگرش مذهبی با افسردگی، اضطراب،پرخاشگری و خود بیمار انگاری رابطه منفی دارند (شریفی وهمکاران 1385).
نتایج پژوهش احمدی و همکاران (1385)نشان داد که تقیدات مذهبی در تمامی ابعاد سازگاری زناشوئی نقش دارد.تقیدات مورد بررسی در پژوهش آنها عبارت بودند از : اقامه نماز ، روزه گرفتن، تلاوت قرآن ،اهتمام به نماز ،شرکت در نماز جماعت و جمعه، انجام دادن امر به معروف و نهی از منکر ، اجرای واجبات دین از روی علاقه ،نوع پوشش،میزان گرایش به مد روز ، ارتباط با نا محرم ،توجه به مادیات ،اعتقاد به پول به عنوان حلال مشکلات ،اعتماد به مذهب به عنوان کلید خوشبختی ،میزان توکل به خدا برای حل مشکلات زندگی ،که مشخص شد انسانهای مذهبی و خدا شناس چون از احکام دین پیروی می کنند و ملاک تدین را مهمترین ملاک برای انتخاب همسر در نظر دارند درنتیجه همسر خود را به عنوان بنده خدا قبول داشته و از ظلم وستم بر او پرهیز می کنند و در روابط خود با همسر ضمن رعایت اصول بهداشتی با صداقت ،عطوفت و مهربانی رفتار می کنند و تمام رفتار و کردار آنها حتی در روابط جنسی با همسر جهت گیری الهی دارد پس

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع عملکرد شناختی