دانلود پایان نامه درباره برانگیختگی فیزیولوژیکی و عوامل مؤثر بر سازگاری

دانلود پایان نامه

-میل (هوس): به معنای احساس جذابیت فیزیکی همراه با کشش فیزیکی، جذابیت جنسی و اشتغال ذهن مثبت نسبت به معشوق می‌باشد. این بعد جنبه انگیزشی دارد و میل شدید همراه با برانگیختگی فیزیولوژیکی توأم با میل به رابطه جنسی عطوفت ورزانه در فرد ایجاد می‌کند(رایس، 1997- استرنبرگ (1986) به نقل از فرحبخش و شفیع‌آبادی، 1385).


-تعهد-تصمیم: شامل تصمیم‌های آگاهانه غیر خودآگاهانه‌ای است که فرد برای دوست داشتن دیگری اتخاذ و خود را متعهد به حفظ آن می‌کند. این حالت جنبه شناختی دارد و دربرگیرنده تصمیم کوتاه‌مدت و بلندمدت برای دوست داشتن و مراقبت متعهدانه از معشوق و رابطه طولانی‌مدت با اوست. هم‌چنین شامل این‌که او فقط با یک نفر باشد و شریک دیگری برای خود اتخاذ نکند و این ارتباط را مهم‌تر از ارتباط با هر فرد دیگری تلقی کند.
عشق‌های قبل از ازدواج اگر توأم با شناخت و عشق واقعی بوده باشد برای زندگی بسیار خوب است ولی در غیر این صورت، همچون طوفان مخرب زندگی است. پس از ازدواج علی‌رغم آن‌که ازدواج به چه شکلی صورت گرفته باشد عشق لازمه و اساس زندگی است. به گفته ریزاوی (1996)بیشترین علت هم برای ازدواج وهم برای طلاق عشق یا فقدان آن است. به گفته او درک پدیده عشق مهم است و پژوهش در این حیطه ضروری به نظر
می‌رسد. زیرا می‌تواند موجب روشن‌سازی مسائل زیادی پیرامون مسائل خانوادگی شود(شعبان زاده، 1386).
سرخوردگی زناشویی حالت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است و زوج‌های متوقع را متأثر
می‌سازد. این حالت زمانی بروز می‌کند که آن‌ها متوجه می‌شوند علی‌رغم تلاششان، رابطه آن‌ها به زندگی معنا نداده و نخواهد داد. سرخوردگی زناشویی از عدم تناسب میان واقعیات و توقعات، ناشی می‌شود و میزان آن به میزان سازگاری زوج‌ها و باورهایشان بستگی دارد. سرخوردگی با فروپاشی رابطه و رشد آگاهی و توجه به چیزهایی که به‌اندازه گذشته خوشایند نیستند شروع می‌شود و اگر در این مرحله کاری برای جلوگیری از پیشرفت این روند صورت نگیرد، همه‌چیز از مرحله بد به بدتر می‌رسد. (پاینز، 1996).
ازنظر لینگرن (2003)، سرخوردگی به علت ناکافی بودن عشق بروز می‌کند. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف‌کننده عشق، افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش‌های کوچک به بروز سرخوردگی کمک می‌کند. عوامل متعدد روابط زناشویی بین زوجین را درگذر زمان تهدید می‌کند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و درنتیجه سرخوردگی زناشویی در آن‌ها می‌گردد که ارتباطی به طول مدت ازدواج زوجین ندارد.
کایزر2 (1992)، معتقد است باوجوداینکه تمام ازدواج‌ها به‌نوعی سرخوردگی را تجربه می‌کنند. اما بسیاری از این ازدواج‌ها باکیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متأهلی بی‌ثباتی را تشکیل می‌دهند که متمایل به فروپاشی است، و مسلماً با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود. (شریفی، کارسولی و بشلیده، 1390). حال با توجه به مباحث مطرح‌شده فوق هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تیپ‌های شخصیتی و مؤلفه‌های عشق بر سرخوردگی زناشویی می‌باشد.
اهمیت و ضرورت:
ازدواج یک مؤلفه بسیار مهم و باارزش در حیات انسان تلقی می‌گردد. به‌واسطه ازدواج زن و مرد از طریق یک نیروی ناشی از غرایز، آیین محبت و عشق به هم جذب می‌شوند، به‌طور آزادانه و کامل متعهد یکدیگر شده تا واحد پویایی را به‌عنوان خانواده ایجاد نمایند(احمدی، فتحی و نوابی نژاد، 1384). خانواده محیطی مقدس، باصفا و به زیباترین تعبیر قرآنی محل سکون و آرامش واقعی است(سوره روم، آیه 21) و هر جامعه‌ای برای تداوم و بقاء خود نیاز به حفظ و بسط ارزش‌های خود در قالب خانواده دارد. در این بین مشکلات زناشویی می‌تواند باعث ناسازگاری‌هایی در زندگی افراد شود و به اعضای خانواده آسیب برساند(فرهنگی 1384). شخصیت به‌عنوان سازمان درونی سیستم‌های عاطفی، احساسی، شناختی و مفهومی فرد تعریف‌شده که تعیین‌کننده واکنش‌های منحصربه‌فرد انسان به محیط است(دول و اسکرودر، 2001).
در خصوص پیش‌بینی‌های شکست و موفقیت رابطه زناشویی نظریه‌ها، مدل‌ها و رویکردهای متعددی مطرح‌شده است. بررسی مختصر نظریه‌ها و مدل‌های مطرح‌شده در حوزه زناشویی روشن‌کننده این مهم‌اند که عوامل مختلفی بر پایداری و ناپایداری ازدواج اثر می‌گذارند. سهم بزرگی از تحقیقات(خزایی، حسینیان و یزدی، 1386؛چن، هیراموراو شیکی، 2007؛برادول ولایت، 2005) به بررسی متغیرهایی اختصاص‌یافته که با ناخشنودی و عدم تفاهم زوجین سروکار دارند. در پژوهش‌های مختلف، عوامل گوناگونی به‌عنوان عوامل مؤثر بر سازگاری زناشویی شناسایی‌شده‌اند که ازجمله این عوامل می‌توان به عوامل زمینه‌ای، عوامل اجتماعی- فرهنگی و ویژگی‌های فردی اشاره کرد(احمدی، 1385). در میان ویژگی‌های میان فردی، متغیرهای شخصیتی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر بر سازگاری زناشویی است. تحقیقات نشان می‌دهد که عوامل شخصیتی، پیش‌بینی‌های تجربی در سازگاری زناشویی هستند.
درواقع زناشویی ازدواج دو شخصیت است. به همین جهت ضروری است با نگاهی آسیب‌شناختی به علل درون فردی ناسازگاری‌ها و نارضایتی‌های زناشویی و عدم موفقیت در ازدواج‌ها پرداخته و نقش عوامل شخصیتی در رضایت زناشویی موردبررسی قرار گیرد. هریک از همسران با پیشینه‌ی تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست‌شناختی، محیطی و تجربی گوناگون به زندگی مشترک قدم می‌گذارند و یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی کیفیت درگذشته روابط زناشویی را پیش‌بینی می‌کند. (بنتلر و نیوکمپ، 1998). یکی از مشکلات اساسی و واقعی این است که در جامعه امروز ما بسیاری، روابط زناشویی را تقریباً یا به‌طور کامل بر عشق بنا می‌کنند و آن‌وقت تقاضاهای متعددی بر آن تحمیل می‌شود که عشق به‌تنهایی از عهده آن برنمی‌آید. (ستیر، 1986، به نقل از احمدی، 1385).
نیلز(2009). معتقد است کار بر روی زندگی زناشویی تأثیرات بسیاری بر بهبود روابط زوجین، امکان شکل‌گیری ازدواج‌های آگاهانه‌تر، بهبود ارتباط زوجین، افزایش احترام و موردحمایت قرار گرفتن، داشتن نگرش مثبت به زندگی و درنهایت رسیدن به خودشکوفایی دارد.
ازآنجایی‌که انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی هم نقطه عطفی در رشد و هم پیشرفت شخصی تلقی
می‌شود و ازآنجایی‌که بی‌تردید یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی که در طول زندگی اتخاذ می‌گردد انتخاب یک شریک زندگی است اهمیت مسئله ایجاب می‌کند که در همسرگزینی علاوه بر عواملی چون مذهب، طبقه اجتماع، ظاهر، سن، سطح تحصیلات به عوامل زیربنایی ازجمله عوامل شخصیتی نیز توجه شود تا با انتخابی درست در سایه خشنودی و رضایت از ازدواجی مناسب، محیطی سالم و سازنده فراهم شود که پایه و اساس نسل‌های آینده، پیشرفت جامعه، اعتلای فرهنگ و انتقال ارزش‌ها در آن میسر گردد.
کاهش فقدان رضایت زناشویی یکی از مهم‌ترین دلایل مراجعه زوج‌ها به مشاوران و درمانگران خانواده می‌باشد. بنابراین اعمال راهکارهای مناسب در جهت بهبود همسرگزینی و انتخاب مناسب و آگاهانه همسر و کمک به آن‌ها برای شادمانی و رضایت زناشویی ضروری به نظر می‌رسد.
با توجه به اینکه پژوهشی در زمینه‌ی نقش واسطه‌ای تیپ‌های شخصیتی در ارتباط با مؤلفه‌های عشق و سرخوردگی زناشویی صورت نگرفته است، لذا بررسی تغییرات هریک از این متغیرها در چرخه زندگی از اهمیت خاصی برخوردار است و همچنین آگاهی از تغییراتی که می‌توان آن‌ها را بخشی طبیعی از زندگی زناشویی در طول زمان دانست. و این پژوهش نیز این نگاه مثبت را به دنبال دارد که نوسانات موجود در ویژگی‌های شخصیتی افراد، مؤلفه‌های عشق و سرخوردگی زناشویی خاص یک زوج نبوده است و دارای الگویی در جامعه بزرگ‌تر و حتی جهانی است. این شناخت به‌خودی‌خود می‌تواند تسکین‌بخش و راه گشا باشد
همچنین این تحقیق می‌تواند مورداستفاده برای مشاوران ازدواج, خانواده و روانشناسان تربیتی می‌باشد.
اهداف برجسته تحقیق
هدف اصلی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطه‌ای تیپ‌های شخصیتی در ارتباط با مؤلفه‌های عشق و سرخوردگی زناشویی زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز می‌باشد.