دانلود پایان نامه درباره تیپ‌های شخصیتی و مسئولیت‌پذیری

دانلود پایان نامه

جدول 8-4 52
جدول 9-4 52


چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای تیپ‌های شخصیتی در ارتباط با مؤلفه‌های عشق و سرخوردگی زناشویی انجام‌شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز در سه‌ماهه اول سال 1393 می‌باشد. نمونه موردمطالعه در این پژوهش 180 نفر از جامعه مذکور است. که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. پرسشنامه شخصیت(NEO-FF-R) کاستا و مک کری، پرسشنامه عشق سه وجهی استرنبرگ و سرخوردگی زناشویی کارن کایزر استفاده گردید. در این پژوهش داده‌ها به لحاظ توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی( ضریب همبستگی، رگرسیون وAmos) توسط نرم‌افزار spss تحلیل شد. یافته‌های کلی حاکی از آن بود که تیپ‌های شخصیتی مسئولیت‌پذیری و برون‌گرایی با سه مؤلفه عشق رابطه مستقیم معنادار (p<0>کلیدواژه‌ها: تیپ‌های شخصیتی ، مؤلفه‌های عشق، سرخوردگی زناشویی.

مقدمه
مفهوم اصلی شخصیت تصویری ظاهری و اجتماعی است که بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند قرار دارد. یعنی درواقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می‌کند. (ساعتچی، 1383).
در زمان فعلی ما نیز از دیدگاه عام، شخصیت به‌کل صفات و خصوصیات فرد اطلاق می‌شود. یعنی درواقع وضع عمومی بدن، مهارت‌ها، وضع ظاهر، احساسات و هیجانات، عادات و خصوصیات اخلاقی، فعالیت‌ها و معتقدات افکار خود را در برمی‌گیرد که در فرد به‌صورت دائم وجود دارند. هرچند که روانشناسان در تعریف شخصیت به‌اتفاق نظر نرسیده‌اند، ولی همه در این مورد متفق القولند که شخصیت کل خصوصیات و صفات فرد است. این صفات و خصوصیات در فرد دائمی است و موجب می‌شود که فرد با محیط ارتباط برقرار کند. (شاملو، 1382).
یکی از مسائل تأثیرگذار بر مسئله زناشویی افراد، ویژگی‌های شخصیتی فرد مقابل می‌باشد. ازآنجاکه این ویژگی‌ها زیربنای رفتاری فرد را تشکیل می‌دهد پرداختن به این مقوله می‌تواند جنبه‌های خاصی از عملکرد افراد را در زمینه‌های مختلف روشن می‌سازد. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی که در طول زندگی خود می‌گیریم، انتخاب شریک زندگی است. زندگی زناشویی زن و مرد با ازدواج و تشکیل خانواده شروع می‌شود. ازدواج موهبتی بزرگ و الهی است که به‌عنوان مهم‌ترین و عالی‌ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی وامنیتی افراد بزرگسال و به‌منظور حفظ بقا نسل بشر، همواره و از دیرباز مورد تأکید بوده است. شاید عمومی‌ترین اهداف زوج‌های جوان را بتوان به این شرح خلاصه کرد: همبستگی، آزادی، عشق و محبت، تشکیل خانواده، نزدیکی جنسی، حفظ نسل و داشتن فرزند. ازدواج به‌عنوان نهاد اجتماعی پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می‌دهد. ازدواج یعنی پیوند زندگی مشترک دو فرد با حفظ استقلال نسبی هر یک در جهت تکامل شخصیت طرفین، پیوند زناشویی به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین انواع روابط انسانی واجد چنان توان بالقوه‌ای در آزادسازی احساسات است که در کمتر روابط بین فردی دیگر می‌توان نظیر آن را یافت(شهیدی و یوسفی، 1387).
ازدواج رابطه‌ای است که شخص با انتخاب وارد آن می‌شود و تقریباً نیم قرن در این رابطه خواهد ماند. این درصد قابل‌توجهی ثابت است، بنابراین زن و مرد که باهم ازدواج می‌کنند، باید بتوانند خود را با نیم‌قرن تحولات اجتماعی و رشد و تغییرات متقابل یکدیگر تطبیق دهند. در غیر این صورت، به‌احتمال‌زیاد رابطه زناشویی آن‌ها دچار مشکل خواهد شد(ثنایی، 1375).
مشاهده زندگی‌های زناشویی در سطح جامعه و همچنین مطالعه پژوهش‌های موجود در این زمینه بیانگر این نکته است که در همه زندگی‌های خانوادگی، فضای آرامش، محبت و عشق برقرار نیست و تفاهم بین همه‌ی زوجین وجود ندارد. یعنی رضایت از زندگی و به دنبال آن، خوشبختی زنان و مردان تأمین نمی‌شود(ستیر، ترجمه بیرشک، 1380). بسیاری از همسران زندگی مشترک خود را با عشق آغاز می‌کنند. در این زمان هرگز به این موضوع نمی‌اندیشند که روزی ممکن است شعله عشق آنان به خاموشی گراید. این درست زمانی است که سرخوردگی آغازشده است. سرخوردگی2 از عشق یک‌روند تدریجی است و به‌ندرت به‌طور ناگهانی بروز می‌کند. درواقع صمیمیت و عشق به‌تدریج رنگ می‌بازد و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می‌شود (پانیز19963، ترجمه شاداب، 1381).
با توجه به اهمیت نقش تیپ‌های شخصیتی و عشق در کیفیت روابط زوجین، پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی نقش واسطه‌ای تیپ‌های شخصیتی بر مؤلفه‌های عشق و سرخوردگی زناشویی در بین زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز بپردازد.
بیان مسئله
ازدواج را می‌توان یکی از مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌ها در زندگی هر فرد دانست و رضایت از ازدواج یکی از اصلی‌ترین عوامل تعیین کنده کیفیت زندگی و سلامت روانی هر فرد می‌باشد و یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده رضایتمندی از رابطه زناشویی، عشق و کیفیت آن است (حفاظی طرقبه، 1385). مدی(1989)شخصیت را مجموعه‌ای باثبات از تمایلات و ویژگی‌ها می‌داند که مشترکات و تفاوت‌های فردی و روانشناختی(افکار، احساسات و اعمال )افراد را تعیین می‌کند و ممکن است به‌آسانی، به‌عنوان نتیجه فشارهای زیست‌شناختی و الگوی پیچیده و بسیار عمیقی از ویژگی اجتماعی زمان قابل‌درک نباشد.
ویژگی‌های شخصیتی در تمام زمینه‌های زندگی و روابط اجتماعی انسان جلوه‌گر می‌شود و به‌صورت مستقیم به‌عنوان عاملی تأثیرگذار بر فرآیندهای ارتباطی زوج‌ها اثر می‌گذارد و سازگاری آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درواقع رابطه زناشویی پیوند دو شخصیت است و هریک از همسران با پیشینه تحولی، سبک شخصیتی، ترکیب عوامل زیست‌شناختی و تجربی گوناگونی به زندگی مشترک قدم می‌گذارند(محمدزاده، جمهری و برجعلی، 1387).
پیوند میان ویژگی‌های شخصیتی زوج‌ها با میزان سازگاری آن‌ها در روابط زناشویی‌شان، به باور اسمیت و پترسون(2008) در درجه اول به این دلیل است که جنبه‌ها یا ابعادی از ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند به‌سان یک عامل تنش‌زا در لحظه‌لحظه زندگی در روابط زناشویی آن‌ها وارد عمل شود. از طرف دیگر هریک از ویژگی‌های افراد، الگوهای خاص رفتاری و عملکردی را به آن‌ها تحمیل می‌کند. شخصیت یک نفر انواع معین و متفاوتی از واکنش‌ها را از طرف مقابل فرامی‌خواند که در کل بر سازگاری آن‌ها مؤثر است.
وقتی به ازدواج با جزئیات بیشتری نگاه می‌کنیم کاملاً مشخص است که کلمه ساده عشق نمی‌تواند به‌تنهایی انواع احساساتی را که دو شخص به هم دارند توصیف کند. ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه‌ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر ازجمله دل‌بستگی، علاقه، صمیمیت، آمیختگی، هوس و تفاهم. (ناکس، 1985. به نقل از تبریزی، 1383(
عشق یک حالت روان‌شناختی است که سه دهه اخیر موردتوجه روان شناسان اجتماعی واقع‌شده است و پژوهش‌های بسیاری در مورد تأثیر آن بر زندگی انسان صورت گرفته است(شفیع‌آبادی و فرح‌بخش، 1385). مؤلفه‌های عشق یکی از متغیرهای مهم و مؤثر در ازدواج می‌باشد. تاکنون نظریه‌های متعددی چون سبک‌های دلبستگی و مبادله‌ی اجتماعی، اشتراک، تکاملی، انگیزش، نظریه‌ی سه وجهی عشق استرنبرگ و عشق به‌مثابه‌ی یک داستان یا قصه عشق استرنبرگ در مورد عشق ارایه گردیده است که یکی از مطرح‌ترین این نظریه‌ها رویکرد سه وجهی عشق استرنبرگ(1987)می‌باشد.
استرنبرگ، )1987(در نظریه مثلثی عشق خود، عشق را متشکل از سه مؤلفه صمیمیت، میل یا هوس و تعهد می‌داند. ازنظر استرنبرگ، ترکیب متفاوت این سه مؤلفه، هشت نوع متفاوت از عشق (عشق توخالی (پوچ)، عشق شراکتی، عشق کور، عشق رمانتیک، عشق شیدایی، دوست داشتن و عشق کامل)را به وجود آورد(به نقل از رفیعی نیا و اصغری، 1386).
-صمیمیت: عبارت است از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت و همدلی و غم‌خواری نسبت به فردی که او را دوست دارد. صمیمیت جنبه هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس‌گرمی، محبت و نزدیکی، مرتبط بودن و در قیدوبند طرف مقابل بودن را در فرد ایجاد می‌کند.