دانلود پایان نامه درباره دلزدگی زناشویی و روابط زناشویی

دانلود پایان نامه

سرخوردگی به علت ناکامی بودن در عشق بروز می‌کند و پاسخی است در برابر مسائل وجودی، انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف‌کننده عشق، افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش‌های کوچک به بروز سرخوردگی کمک می‌کنند. و درواقع یافتن یک عامل زمینه‌ساز سرخوردگی غیرممکن است. (پاینز، 1996. ترجمه شاداب، 1381).
سرخوردگی بارشد آگاهی و توجه به چیزهایی که دیگر به اندازه گذشته خوشایند نیست، شروع می‌شود. (پاینز، 1996. ترجمه شاداب، 1381).
شروع سرخوردگی به‌ندرت ناگهانی است. روند آن تدریجی است و به‌ندرت از یک پدیده ناگوار حتی ضربه ناراحت‌کننده ناشی می‌شود. انباشته شدن سرخوردگی‌ها و تنش‌های زندگی روزمره سبب فرسایش روانی می‌شوند و سرانجام به سرخوردگی منجر می‌شود. (ون پلت، 2004).
علائم سرخوردگی زناشویی:
نظرات متنوعی در علائم سرخوردگی وجود دارد که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود. بر طبق نظرات نالت (2005) علائم سرخوردگی، شامل : کمبود عمومی اشتیاق، عدم رضایت، فرسودگی عاطفی، بی‌احساسی و کمبود علاقه است. افراد دل‌زده ممکن است احساس کنند که باوجود تلاش فراوان کمتر به نتیجه دلخواهشان
می‌رسند. آن‌ها ممکن است نسبت به حالت عادی زودتر خشمگین شوند و احساس کنند که توانایی خوش‌گذرانی و حس شوخ‌طبعی‌شان را ازدست‌داده‌اند.
پاینز (2002) معتقداست که فردسرخورده احساس پوچی و تهی بودن می‌کند. خستگی، فرسودگی و از پا افتادن را به‌طور کامل تجربه می‌کند. احساس می‌کند در تله و دامی افتاده است که نمی‌تواند از آن خارج شود. در انجام نقش‌های مختلف اجتماعی احساس ناقص بودن می‌کند، بر زندگی‌اش کنترلی ندارد، نسبت به اطرافیان و برقرار کردن ارتباط با آن‌ها بی‌میل می‌شود و درنهایت ناامیدی و سرخوردگی را تجربه می‌کند.
همچنین گورکین (2009) معتقد است نشانگان سرخوردگی عبارتند از: عدم اعتماد و اطمینان در مورد آینده و کنار یکدیگر بودن، درماندگی برای بهبود اوضاع، حس عمیق آسیب‌پذیری، تجربه‌ی یک حس عمیق از دست دادن، احساس اینکه هیچ‌کس آن‌ها را درک نمی‌کند، مشخص نبودن حدومرز و عدم توانایی در نه گفتن.
مبانی نظری سرخوردگی:
بررسی روانشناختی سرخوردگی در روابط زناشویی، رویکردی چندجانبه است که مزایای رویکردهای روان پویایی، نظامند و رفتاری را با مزیت‌های دورنمای رویکردهای روانی اجتماعی و وجودی که کمتر موردتوجه قرارگرفته‌اند، درهم می‌آمیزد. روانشناسی سرخوردگی زناشویی به‌جای اینکه روی آسیب‌شناسی فرد یا زوج تکیه کند بر روند درازمدت و فرسایشی ضعیف روابط زوجی متمرکز می‌شود که نتیجه تنش‌های تحمیلی از درون یا بیرون روابط است، به‌خصوص زمانی که شخص سعی می‌کند با روابط نزدیکش برای خود معنای وجودی پدید آورد.
پاینز سه علامت بارز سرخوردگی را از پا افتادن عاطفی، روانی و جسمی معرفی می‌کند که به‌اختصار هر یک شرح داده می‌شود.
از پا افتادن عاطفی: احساس تباه شدن می‌کند و آزرده و دلسردند. علاقه‌ای به توضیح دادن چیزی ندارند و اقدامی برای مشکلاتشان نمی‌کنند، امیدی به بهبودی روابطشان ندارند، زندگی برایشان تهی و بی‌معناست، اغلب افسرده‌اند، احساس می‌کنند برای ایجاد هر نوع تغییری بی‌یار و یاور هستند و انگیزه‌ای برای خودشان ندارند، احساس در دام افتادن می‌کنند. در موارد شدید احساس یأس و بیهودگی می‌تواند منجر به آشفتگی عاطفی یا انگیزه خودکشی شود.
از پا افتادن روانی: از پا افتادن روانی ناشی از سرخوردگی معمولاً به شکل کاهش خودباوری و نظر منفی‌گرایانه نسبت به روابط، به‌خصوص رابطه با همسر تظاهر می‌یابد. افرادی که با عشق ازدواج می‌کنند ولی با شروع زندگی به‌طور دردناکی به کوچک‌ترین کارهای طرف مقابل توجه می‌کنند و هیچ برایشان مثل گذشته نیست. دچار از پا افتادن روانی می‌شوند. احساس یأس و سرخوردگی فقط به همسر محدود نمی‌شود، بلکه در مورد ناکامی خودشان احساس وحشتناکی دارند. وقتی تصویر خودشان را در آینه نگاه می‌کنند چین‌وچروک‌هایشان را می‌بینند و خودشان را دوست ندارند. این احساس روی زندگی‌شان، احساسشان در مورد سایر افراد، آینده و توانایی عشق ورزیدنشان تأثیر می‌گذارد.
از پا افتادن جسمی : فرسودگی بدنی ناشی از سرخوردگی به‌صورت خستگی مزمن بروز می‌کند که با خواب رفع نمی‌شود این افراد گرفتار کابوس شبانه می‌شوند. برای به خواب رفتن، از قرص خواب یا مشروب استفاده که بعد از بیدار شدن خسته، کسل و بی‌حال هستند و سردرد شدید دارند. گاهی دچار سردرد مزمن، دردهای شکمی یا کمردرد می‌شوند مستعد ابتلا به انواع بیماری‌ها بوده و مرتباً دچار سرماخوردگی می‌شوند. ممکن است پرخوری یا کم خوری داشته باشند. (پاینز1996. ترجمه گوهری راد و افشار، 1384).
سرخوردگی زناشویی از دیدگاه معنا درمانی:
از دیدگاه معنا درمانی، فرد سرخورده احساس معنا داشتن نمی‌کند. او شکست را به‌عنوان یک فرد تجربه می‌کند و حس شکست و فقدان معنا مهم‌ترین کمک‌کننده‌ها به سرخوردگی‌اش هستند. سرخوردگی از دیدگاه معنا درمانی این‌گونه اثبات می‌شود که علت اصلی سرخوردگی در نیاز افراد در اعتقاد به این‌که زندگی‌شان معنادار است قرار می‌گیرد. ارتباط میان سرخوردگی و شکست افراد که معنای وجودی را از همسرشان نتیجه بگیرند یک مفهوم ملموس دارد که به‌عنوان یک دیدگاه درمانی برای دلزدگی زناشویی مطرح می‌شود که شامل سه مرحله زیر است.
– چرا افراد شخص خاصی را به‌عنوان همسر انتخاب می‌کنند و چگونه انتظار دارند که آن شخص معنای وجودی را فراهم کند
– چرا افراد حس شکست را در سؤال وجودی حس می‌کنند و چگونه این موضوع به سرخوردگی ربط داده
می‌شود.
– چه تغییراتی برای افراد باید اتفاق بیفتد تا از آن طریق حس معنای وجودی را از همسرشان نتیجه‌گیری کنند. (پاینز و نانز، 2003).
سایر دیدگاه‌ها به سرخوردگی