دانلود پایان نامه درباره شیوه های حل تعارض و فرایندهای شناختی

دانلود پایان نامه

– تعقیب هدف هیچ‌گاه پایان نمی‌یابد. اگر هدفی کنار گذاشته شود، بی‌درنگ انگیزه نوینی آفریده می‌شود. تعبیر و تفسیر وقایع و رویدادهای زندگی خوش‌بینانه است. هر شکست یک تجربه و فرصتی برای ارزیابی موفقیت در نیل به پیروزی تلقی می‌شود (ملک گراوا، ترجمه شریعت باقری، 1388).


جنبه‌های مثبت دیگر ازجمله روابط خوب با سایر افراد خانواده، دوستان و همکاران حمایت بدون قید و شرط در زمان بروز مشکل، بازخورد مثبت درنتیجه انجام کارها، خودجوشی و خانه‌ای که راحت، خوشایند و متناسب با نیازها علایق و سلیقه‌ی شخصی باشد. همگی می‌توانند مانع بروز سرخوردگی شوند (پاینز، 1996، ترجمه شاداب، 1381).
سرخوردگی زناشویی در طول مدت ازدواج:
در سالهای میانی ازدواج، زمانی که بچه‌ها بزرگ می‌شوند، تغییراتی در رویه زندگی زناشویی ایجاد می‌شود. مردان اغلب به‌طور دردناکی از مرگ خودشان آگاه می‌شوند و شروع می‌کنند به بررسی زندگی‌شان. مردانی که اغلب به اهداف شغلی‌شان دست‌یافته‌اند، می‌پرسند: همین، اگر این است، چگونه مرا خوشحال نمی‌سازد. یک مطالعه تحقیقی نشان می‌دهد که مردان مسن‌تر به دادن و گرفتن عشق علاقه‌مندتر می‌شوند. آن‌ها به روابط شخصی همانند موفقیت در حرفۀ علاقه بیشتری نشان می‌دهند. زنان بخصوص، اگر برای رشد و پرورش بچه‌ها در خانه بمانند، به سالهای میانی به‌عنوان آخرین فرصت‌هایشان نگاه می‌کنند و می‌خواهند رویای موفقیت را دنبال کنند. آنها شروع می‌کنند برای داشتن یک حرفه، زنان در این دوره انتظار دارند که ازدواج و همسرشان حمایت را برای آن‌ها فراهم کنند و رشد شخصی را ارائه دهند. نتیجه، اغلب واژگونی نقش زوجی است. شوهر، خسته از کار، به خانه می‌آید برای آرامش درحالی‌که همسرشان را مشتاق برای موفقیت‌های حرفه‌ای می‌یابد. مرد شکایت می‌کند که من به‌اندازه کافی در خانه نبوده‌ام. الان که بالاخره آمده‌ام تو اینجا نیستی و پاسخ زن این است که: من قبلاً از شغلت حمایت می‌کردم. چرا نمی‌توانی اکنون از شغل من حمایت کنی. . . هر دو احساس می‌کنند که بیشتر در داخل یک ازدواج قرارگرفته‌اند به نسبت اینکه آنرا به دست آورده باشند و اینکه به مهم‌ترین نیازهایشان پرداخته نمی‌شود. بعدازاین، زوجین احساس می‌کنند به دام افتاده‌اند، ناامید، مأیوس و بی‌میل هستند. هیچ دریافتی که باعث بهبود اوضاع شود وجود ندارد. یک ازدواج در معرض خطر نشان می‌دهند (لینگرن، 2003).

تفاوت روند طبیعی زندگی مشترک و سرخوردگی زناشویی:
اشتیاق و هوس در همه ازدواج‌ها به‌تدریج بعد از ماه‌عسل کاهش می‌یابد و عواطف به‌آرامی تقلیل می‌یابند به‌طوری‌که زوج به جهان واقعی برمی‌گردند. به‌طور طبیعی و انسانی غیرممکن است هورمون آدرنالین سال‌به‌سال با فوران و شتابزدگی بعد از ازدواج احساس شود. درنتیجه اگر احساسات مربوط به ازدواج به‌طور طبیعی کاهش یابد و احساسات اشتیاق زیاد (هوس و شهرت) در روند طبیعی زندگی برای یک زوج کاهش یابد، سپس سرخوردگی زناشویی چه معنایی دارد و چه تفاوتی میان سرخوردگی و این روند طبیعی وجود دارد؟ (لی، 2009).
روند طبیعی زندگی مشترک درجایی است که احساسات فرد نسبت به همسرش منفی نیستند. فرد ممکن است احساسات عمیق و میل شدید را برای او احساس نکند، اما احساسات ناخوشایند همانند و رنجش حسادت، دلخوری، تعارضات حل‌نشده یا خشم به همسر وجود ندارد. برخی از افراد احساسات منفی نسبت به همسر خودشان را به خاطر بعضی تجارب بد یا بحث‌هایی که آن‌ها درگذشته داشته‌اند حفظ می‌کنند.
آنها انتخاب می کنند که این احساسات را برای آرامش در ازدواج فاش نکنند.
اما چه چیزی احساسات درونی را که نمی تواند مخفی شود را برای همیشه حفظ می کند؟ حتی اگر فرد سعی کند از احساساتش چشم پوشی کند، آنها روزی ظاهر خواهند شد. این یک علامت روشن سرخوردگی از ازدواج است و این چیزی است که دلزدگی از ازدواج را از روند طبیعی (روزمرگی) متفاوت می سازد. روند طبیعی زندگی مشترک آنجایی است که همسران با وجود آنکه احساسات عمیق عاطفی را در گذشته طولانی دارند، هنوز بهترین دوستان برای هم هستند. زندگی کردن با یکدیگر ممکن است پیش پا افتاده و معمولی باشد، اما آنها بهترین دوستان یکدیگر هستند. از طرف دیگر، سرخوردگی زناشویی آنجایی اتفاق می افتد که روابط فرد با شخص یا اشخاص دیگر نسبت به همسر خودش، صمیمی تر است. رازهای شخص با اشخاص دیگر تقسیم می شوند. فرد بیشتر کارها را با دیگران انجام می دهد و بیشتر وقتش را با دیگران نسبت به همسرش می گذارند. فرد گرایش دارد که به دیگران بیشتر از همسرش فکر کند و ممکن است حتی در مورد ازدواج با آن ها خیالپردازی کند. فرد از اشخاص دیگر حمایت می کند در حالی که انجام آنرا برای همسرش متوقف کرده است. به طور خلاصه، هر شخص دیگری در مقایسه با همسرش صمیمی ترین دوستش است. این پدیده سرخوردگی زناشویی است. روند طبیعی زندگی مشترک، گرایش و نگرش عشق در کنترل فرد است، احساسات در کنترلش نیست. بنابراین زوجی یا ازدواجی طولانی ممکن است در بیشتر اوقات احساس عشق به یکدیگر نداشته باشند. اما گرایشاتشان به سمت یکدیگر بیشتر از آن، عشق است. در حقیقت گرایش به عشق به صورت قوی تر در طی سالها رشد می کند که این سرخوردگی زناشویی نیست، درسرخوردگی زناشویی فرد یک احساس قوی تر عشق را برای شخص دیگری بجز همسرش تجربه می کند. سپس این منجر به این مسأله می شود که شخص نگرش و گرایش به عشق را برای فرد دیگری بپذیرد به جای اینکه برای همسرش بپذیرد و از اینرو عشق، برای فرد دیگر هم احساس و هم نگرش و گرایش تحریک شده دارد و از آنجا که عشق برای همسر فقط نگرش اساسی است، سرخوردگی زناشویی رخ می دهد. روند طبیعی زندگی مشترک در جایی است که عاملی که فرد را به همسرش متعهد نگه می دارد بر طبق اصول اخلاقی درونی است تا نسبت به شرایط بیرونی
مثال برای اصول اخلاقی درونی، وفاداری، آموزشهای مذهبی صداقت، حس مسئولیت پذیری و دوست داشتن می‌باشد. مثالهای شرایط بیرونی، توقعات و انتظارات افراد، یک تصویر که فرد نیاز دارد تأکید کند، نیازهای بچه ها و. . . می‌باشد، اگر چیزی که فرد را به همسرش متعهد نگه می‌دارد صرفاً بر طبق شرایط بیرونی است، وقتی این شرایط تغییر می کنند (برای مثال: زمانی که بچه ها رشد می کنند و خانه را ترک می‌کنند). تعهد فرد به ازدواج به تدریج کاهش می یابد، این یکی از علامتهای سرخوردگی زناشویی است (لی، 2009).
عوامل مرتبط با سرخوردگی زناشویی
استرس و دلزدگی زناشویی:
در طی دهه های اخیر، مجموعه ای از مطالعات حاکی از افزایش فشار روحی، جسمی و فیزیکی در زندگی افراد است. پدیده ای که استرس نامیده می شود و شکل نهایی آن دلزدگی می باشد. (لائس و لائس، 2001). در واقع دلزدگی یک فرایند تدریجی است که به وسیله شخص در پاسخ به استرس مدت دار و درد و فشار جسمی، روانی و عاطفی جدایی از کار و دیگر روابط معنی دار قرار می گیرد که نتیجه آن کاهش قدرت بهره وری است. (گورکین، 2009).
در اینجا به بررسی فرضیاتی که درمورد دلایل بالقوه برای استرس در کار مطرح می شود اشاره می کنیم : 1- فرضیه سرایت و سرازیری، پیشنهاد می کند که تجارب در زندگی کاری به ابعاد مختلف زندگی و بالعکس تعمیم داده می شود که این موضوع می تواند به عنوان همبستگی مثبت میان رضایت شغلی و رضایت از زندگی به طور کلی در نظر گرفته شود.
2- فرضیه چندپارگی، پیشنهاد می کند که زندگی کاری و اوقات فراغت پدیده ی جدایی در زندگی هستند که هیچ ارتباط و تعاملی با یکدیگر ندارند.
بیشتر مطالعات از فرضیه سرریزی استرس های ناشی از به خانواده حمایت می کند. (پاینز، 2003). سرریز شدن کار خانه زمانی اتفاق می افتد که مشکلات روحی و منشأهای روانی محل کار، بعد از اتمام ساعات کاری به درون خانه منتقل می شود که در این صورت، فشار روانی بالا در محیط کار، بصورت ناکامی، برروی اعضای خانواده جا به جا می شود. (نظری، 1386).
پژوهش های انجام شده پیشین:
پژوهش های خارجی:
-کایزر(1990) در ضمن پژوهشی چند مرحله ای برای تعیین مراحل و فرایندهای شناختی، عاطفی و رفتاری سرخوردگی زوجین نشان داد، اگر چه تغییرات زیادی در احساسات، افکار و رفتار طی فرایند سرخوردگی اتفاق می افتد ولی بعضی از افکار غالبا در همه ی مراحل تکرار می شوند که از جمله این تکرار شونده ها، تمرکز بر ویژگی های منفی همسر است. بنابراین کایزر معتقد است علاوه بر کاهش صمیمیت عاطفی و شیوه های حل تعارض ناکافی ، اسنادهای مکرر مشکلات به همسر یکی از عوامل مهم بروز سرخوردگی در زوجین می باشد.
– جائو (2001) به منظور مقایسه مولفه های عشق در زوجین به بررسی گروهی از زوجین چینی و آمریکایی پرداخت. نتایج حاکی از آن بود که با افزایش طول رابطه، هر سه بعد عشق به طور معناداری افزایش می یابد. علاوه بر این زوجین آمریکایی بیشتر بر هوس (میل) تأکید داشتند، اما زوجین چینی بر صمیمیت و تعهد تأکید داشتند.