دانلود پایان نامه نظریه واقعیت درمانی و اصول واقعیت درمانی

دانلود پایان نامه

2-4-9-نتایج مثبت بکارگیری روش واقعیت درمانی :
1- بالا بردن احساس مسئولیت
2- تأکید بر جنبه های درمان کلامی است و فنون غیرکلامی و عملی زیاد استفاده نمی شود .
3- توجه به زمان حال
4- تشویق مراجع به خلق شیوه های نوین برای کسب موفیقت
5- توجه به تأثیر سوگیریهای نژادی ، جنسیت و مذهب نه به عنوان ارزشهای مثبت و منفی بلکه به عنوان یک واقعیت در دستیابی افراد به اهدافشان در زندگی .
6- پرداختن به قضاوت های ارزشی مرتبط با آرزوهای افراد .
7- کاهش مشکلات انضباطی
8- افزایش کارایی در مدرسه
9- واقعیت درمانی عمل محور است یعنی مراجع امکان برنامه ریزی و عمل را در ایجاد یک ایفای نقش برای خود در مرحله درمان انجام می دهد .
نقاط ضعف نظریه واقعیت درمانی :
1- توضیح ناکافی در مورد ارتباط فنون درمانی
2- عدم پژوهش های کمی و کیفی
3- تأکید بیش از حد به درمان کلامی
4- نادیده گرفتن مشکلات عاطفی افراد
5- نادیده گرفتن عوامل محیطی
2-4-10-فرایند درمان
مشاورهی واقعیت درمانی، یک فرایند یادگیری است. مشاور پیرو واقعیت درمانی اساسا” یک معلم است.مشاور کاملا” آموزشی عمل می کند وتأکید بر زندگی کنونی مراجع دارد.تأکید سؤال ها بیشتر بر هدایت مراجع به سوی آگاهی بیشتر از رفتار وقضاوت ارزشی در مورد آن رفتاروسپس طرح ریزی برای داشتن رفتار مسئولانه است تا ازاین طریق هویت موفق کسب شود.
اولین مرحله درفرایند درمان، شناسایی رفتاری است که درمانگر درصدد اصلاح آن است.در فرایند درمان،به گذشته ی فرد توجه نمی شود.هیچ گونه عذر وبهانه ای را برای رد مسئولیت نمی پذیرند و از پذیرش هرگونه انتقال برحذر می باشند.تشخیص همان رفتار غیرمسئولانه است.درواقعیت درمانی تلاش می شود که فرد اهداف کوتاه مدت ودرازمدت خود را بشناسد و با صراحت آنها را تعریف وتوصیف کند.درجریان واقعیت درمانی،مراجع کلیه ی راه های احتمالی را بدون هیچ گونه اظهارنظر و قضاوت، فقط روی کاغذ می نویسند وسپس مراجع ودرمانگر،نتایج را تجزیه و تحلیل ومورد قضاوت قرار می دهند.در جریان درمان روی این اصل تأکید می شود که یادگیری در تمام فعالیت های زندگی رخ می دهد.وانسان چیزی جز ماحصل یادگیری هایش نیست.یادگیری مهم است ودرفرایند درمان،درمانگر نقش معلم ودرمانجو نقش شاگرد را دارد.
ارتباط ودرگیری عاطفی از اجزای اساسی واقعیت درمانی است.اگر فرد نتواند به طور موفقیت آمیزی درگیر شود،شکست خواهد خورد.این برای درمانگر هم صدق می کند.اولین وظیفه ی درمانگران برقرار کردن رابطه با درمانجویان است.وظیفه ی دیگر آنها این است که به درمانجویان آموزش دهند چگونه خود را ارزیابی کنند.درمانگران وظیفه دارند این عقیده را انتقال دهند که صرف نظر از اینکه اوضاع چقدر ناگوار باشد باید امیدوار بود.در واقعیت درمانی زمان اهمیت دارد.از درمانجویان می توان انتظار داشت که مقداری اضطرار را در درمان تجربه کنند.واقعیت درمانی بر رابطه ی همدل و حمایت کننده تأکید دارد وباید بین درمانگر و درمانجو چنین رابطهای وجود داشته باشد. درمانگر باید آموزش دیده، فردی خونگرم، لایق، و با اعتماد به نفس باشد و نیز فردی مسئول، محکم، علاقمند، انسان و حساس باشد و از همه مهمتر قادر به درگیری عاطفی با هر مراجعی باشند(گلاسر،1965؛کرسینی،1973؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،1386).
2-4-11-اصول واقعیت درمانی
اصول واقعیت درمانی شامل هشت اصل است.این اصول عبارتند از:
اصل اول- ارتباط ودرگیری عاطفی:معمولا” مشکل ترین مرحله ی درمان،مرحله ی ارتباط و درگیری عاطفی است که مراجع شدیدا” بدان نیاز دارد.تا زمانی که چنین ارتباطی بین درمانگر مسئول ومراجع غیرمسئول برقرار نشود،درمانی هم حاصل نخواهد شد.برای موثر بودن واقعیت درمانی،مشاور باید با مراجعان درگیر شود.ارتباط خود را براساس همدلی،علاقه وتوجه به مراجع برقرار نماید (گلاسر،1965و1975؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،1386).مهمترین مهارت برای بکارگیری شیوه ی واقعیت درمانی،توانایی خود درمانگر برای درگیری است(گلاسر و زونین،1973؛نقل از لوئیس شیلینگ؛ترجمه ی سیده خدیجه آرین،1375).ایجاد ارتباط ودرگیری عاطفی بین درمانگر و مراجع به عنوان اولین اولین شرط واقعیت درمانی ،لازمه ی تغییر هویت شکست مراجع به حساب می آید.از طریق چنین ارتباطی مراجع درمی یابد که اولا”،کسی بدو علاقمند است وثانیا”،فرد دیگری می خواهد او را در تغییر هویت ناموفقش یاری دهد.تغییردررفتار منجر می شود به تغییر در احساس.ایجاد رابطه ای حسنه،انسانی،واقع بینانه وخالص بین دو طرف مهمترین اصل واقعیت درمانی است(گلاسر،1965و1975؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،1386).مشاور باید صمیمیت،محبت وعلاقمندی خود را نسبت به مراجع نشان دهد به عنوان یک آدم بی ریا درجریان مشاوره فعالانه شرکت کند(شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،1385).
اصل دوم- توجه وتأکید بررفتارکنونی ونه براحساسات:هیچ کس نمی تواند بدون آگاهی ازرفتارکنونی خود،هویت موفق را بدست آورد(گلاسر،1965و1975؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،1386).مشاور به همراه کوشش های مداوم برای درگیری،به مراجع به طور مستمر کمک می کندتا نسبت به رفتارکنونی اش آگاهی پیداکند.آنرا تغییردهد وبه این ترتیب احساس رضایت بیشتری داشته باشدکه همه ی اینها به کسب هویت موفق منجر می شود(شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،1385).*از رفتار کنونی خود آگاه شوید تا هویت موفق را بدست آورید.*