رشد و توسعه اقتصادی و محتوای برنامه درسی

دانلود پایان نامه

ژان ژاک روسو دانشمند بزرگ فرانسوی بر فعالیت یادگیرنده در امر آموزش و یادگیری تأکید نموده و می‌گوید که بگذارید کودک خود مسأله اش را حل کند(به نقل از آرمند، 1372).
جان دیویی بر تجربه شاگرد در فرایند یادگیری تأکید کرده و دانش‌آموزان را موجوداتی فعال و کنشگر در نظر می‌گیرد که در محیط خود دخالت کرده و با آن عمل متقابل انجام می‌دهد. از نظر دیویی بهترین روش تدریس، روش حل مسئله است(نقیب زاده، 1379).
ژان پیاژه دانشمند سوئیسی معتقد است که دانش‌آموزان به صرف شنیدن سخن دیگران و بدون فعالیت، چیزی را یاد نمی گیرند؛ بلکه شناخت و یادگیری دانش‌آموزان حاصل درون سازی فعال اشیاء است(همان).
جروم برونر مبدع روش آموزش اکتشافی معتقد است که قرار دادن پاسخ مستقیم در اختیار دانش‌آموزان، آنان را به کتاب و معلم متکی نموده و باعث می شود تا کوششی از خود نشان ندهند و درنتیجه از یادگیری رضایتی نداشته و انگیزه های یادگیری آنان تضعیف شود.
یوهان هانریش پستالوزی فیلسوف بزرگ تعلیم و تربیت نیز عقیده دارد که کسب دانش باید بر پایه مشاهده و ادراک حسی استوار باشد و تعلیم و تربیت باید با تجربه تازه کودک و با مطالعه محیط اطراف آغاز شود و برای یادگیری کودکان باید از وسایل ملموس و اشیاء محیط پیرامون استفاده نمود(شاتو، 1372).
فردریک فروبل مؤسس باغ کودکان (کودکستان) و از پیشگامان توجه به کودک و فعالیت وی به یادگیری، معتقد است که آموزش و پرورش باید انسان را به شناخت خود، سازش با طبیعت و یگانگی خداوند هدایت کند. بنابراین مربی باید موقعیت ها شرایطی را برای کودک مهیا کند تا به او در ارتباط طبیعی با تجربیاتش کمک کند(کول، 1374).
اوید دکرولی روانشناس بلژیکی نیز بر این باور است که آموزش و پرورش باید برای زندگی و از راه زندگی باشد. بنابراین مدرسه باید موجبات آشنایی عملی دانش‌آموزان با زندگی را از طریق دو معرفت و شناخت اساسی شامل شناخت نسبت به شخصیت خود، نیازها، آرزوها، هدفها و نهایت کمال مطلوب خویش و شناسایی شرایط محیط طبیعی و انسانی که در آن زندگی می کند، مهیا کند و اینها همه به آمادگی و فعالتی خود کودک بستگی دارد و مدرسه و تعلیم و تربیت باید زمینه ها و شرایط را مهیا کند(شاتو، 1372).
کارل راجرز نیز در مکتب یادگیری انسانگرایانه، درباره یادگیری و تعلیم و تربیت اظهار می کند که: دانش‌آموزان چیزی را یاد می گیرند که به یادگیری آن نیازمند یا علاقه مندند. تنها یادگیری حاصل از خود پژوهشی می تواند تأثیر معنی‌دار بر رفتار داشته باشد.
عوامل/موانع کاربرد روشهای فعال تدریس:
تدریس فرایندی است پیچیده که همانند یک سیستم موفقیت یا عدم‌موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد. عواملی که عملکرد صحیح آنها سبب مطلوبیت تدریس شده و عکس آن نیز اثربخشی تدریس را زیر سؤال می‌برد و به عنوان مانع تلقی می‌شود. این عوامل/موانع در ادبیات ‌نظری مرتبط با موضوع به شرح زیر شرح داده شده است:
موسی‌پور و عابدی(1382) مهمترین عوامل مؤثر بر کاربرد روشهای فعال تدریس را شامل توانایی و صلاحیت معلمان، سهولت تدریس با روشهای سنتی تدریس، محتوای برنامه‌های درسی، گرایش‌ها و نگرش‌های اجتماعی، کنکور سراسری و آزمونهای مشابه، زمان ‌تخصیص‌ یافته به هر برنامه درسی، وسایل و امکانات آموزشی و کمک آموزشی عنوان کرده‌اند. خنیفر (1382) شخصیت معلم و ویژگی‌های فردی و زمینه علمی وی، زمینه‌های علمی، روحی و روانی و فردی دانش‌آموزان و خاستگاه اجتماعی آنها، اهمیت درس و موضوع آن، قوانین و مقررات سیستم آموزشی، ویژگی‌های جامعه و شرایط رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را از مهمترین عوامل مؤثر بر نوع تدریس معلّمان ذکر کرده است. از نظر ملکی (1374) نیز انتخاب و بکارگیری روش تدریس خاص تابع هدف یا اهداف برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، روش و نوع ارزشیابی، ویژگی‌ها و نیازهای سنی و تفاوتهای فردی دانش‌آموزان، فضای کلاس درس، شرایط و امکانات مدرسه، مقطع و پایه تحصیلی، معلم و ویژگی‌های روانی و فیزکی وی، زمان، جمعیت کلاس و امکانات محلّی و اجتماعی است. کومبز (1374) نیز معتقد است که از بین عوامل درون مدرسه‌ای پنج عامل اهداف آموزشی، برنامه‌های درسی، معلّمان، دانش‌آموزان و تکنولوژی‌آموزشی تأثیر ویژه و مهمی بر انتخاب یک روش تدریس و کیفیت اجرای آن دارند و از نظر رحال‌زاده(1375) نیز عوامل مؤثر بر روش تدریس معلم به شرح نمودار زیر است:
نمودار شماره 5-1 : عوامل مؤثر بر روش تدریس
متناسب با موارد فوق، عوامل متعددی سبب کاربرد یا عدم‌کاربرد روشهای فعال تدریس می‌شوند. عواملی که گاه از معلم ناشی می‌شوند، گاه از دانش‌آموزان، گاه از برنامه‌های درسی، گاه از محیط مدرسه، گاه از نوع ارزشیابی پیشرفت‌تحصیلی و گاه از وسایل آموزشی و کمک آموزشی. البته هر یک از متغیرهای فوق، مؤلفه‌هایی دارند که این مؤلفه‌ها کاربرد یا عدم‌کاربرد روشهای فعال تدریس را تعیین می‌کنند. این مؤلفه در نمودار زیر نمایان‌تر می‌باشند:
نمودار شماره 5-2: عوامل/موانع مؤثر بر انتخاب روش تدریس
5-5- نتیجه گیری:
نتایج این پژوهش با تحقیقات قبلی هماهنگ است و اهمیت استفاده از روش‌های فعال را نشان می‌دهد عدم توجه و عدم بکارگیری این روش تا جایی پیش می‌رود که متاسفانه افت دانش آموزان را سبب می شود. با توجه به پیشرفتهای سریع علمی،تغییرات فناوری و پیچیدگی‏های اجتماعی حاکم بر جوامع امروز،استفاده از روشهای آموزشی که بتوانند فرا گیران را برای رویارویی با این‏ تغییرات و پیشرفت‏ها آماده سازند،احساس می‏گردد.یکی از روشهایی که با توجه به‏ مطالعات و بررسی‏های انجام شده،اثر بخشی خود را در تکامل همه جانبهء فرا گیران نشان‏ داده،روش یاد گیری مشارکتی است.اساس این نظریه بر مبنای اندیشهء روان شناسی‏ اجتماعی است و بیشتر ریشه در اندیشه‏های شناختی به خصوص لوین دارد.این روش‏ برای بهره گیری از گروهبندی مؤثر و بهینهء فرا گیران،شرایطی را برای رشد بهتر و اثربخش آنان فراهم می‏کند که از در کنار هم قرار گرفتن بچه‏ها زمینه را برای‏ تعامل تقویت کننده و وابستگی مثبت مهیا می‏سازد و از این طریق علاوه بر رشد علمی،شخصیتی،تلاش مضاعف و ایجاد سلامت روان،روحیه و وفاق اجتماعی را افزایش می‏دهد.
به علاوه این روش می‏تواند به صورت همزمان بسیاری از نتایج آموزش را تحت‏ تأثیر قرار دهد و رشد همه جانبهء فرا گیران را فراهم کند و به عنوان روشی مؤثر و نوین در اصلاح آموزش و پرورش به کار رود.البته این در صورتی است که شرایط بهینه برای‏ کاربرد این روش مهیا گردد.چشم اندازهای این روش به دلیل گسترش تعاملات و مبادلات بین کشورها،گسترش فناوری وعلم و تغییر لحظه به لحظهء نوع زندگی در موقعیت‏های مختلف خود را نشان می‏دهد،به طوری که نیاز انسانها به تعامل و وابستگی‏ مثبت به یکدیگر و نیاز به خود نظمی به جای انضباط تحمیل شده،جز با به کار بردن این‏ روش ممکن نیست و این ادعا در تحقیقات جانسون و جانسون به اثبات رسیده است.به کار بردن این روش جوّ سالمی در آموزش و پرورش ایجاد می‏کند که به زایش اندیشه و تولید علم منجر می‏شود.
در عین حال، سعی بر این است که یادگیرنده از طریق درگیر شدن در فعالیتها و تجربیات متنوع یادگیری به مجموعه‌ای از دانش‌ها و نگرشها دست یابد که خود در شکل گیری و تولید ‌آنها در سطوح بالاتر سهم داشته باشد. مهمترین ویژگی این روشها کمک به ایجاد و توسعه مهارتهای تفکر و یادگیری در دانش‌آموزان است که مشکل آموزشی کشور ما است. به نظر می‌رسد تا حدود زیادی این مشکلات از طریق تدریس بر روش فعال قابل رفع است.ویژگی دیگر این روش‌ها آن است که باعث می‌شود دانش‌آموزان در کنار کسب دانش‌ها و مهارتهای یادگیری به مرور نسبت به علم و علم آموزی نگرشهای مثبتی پیدا کنند. نگرشهایی چون کنجکاو بودن، داشتن تفکر، منطقی و باز بودن بینش و تفکر آنان برای پذیرش عقاید مستدل و یافته‌اهی علمی‌، رشد می‌یابد وعملاً به دانش‌آموزان فرصت می‌دهد تا هر چه بیشتر در مسیر علم آموزی و دریافت بینش علمی‌ گام بردارند.
به هر حال اگر روشهای فعال تدریس با همه شرایط صحیح آن انجام شود منجر به پیشرفت تحصیلی، معنادار شدن یادگیری و نفوذ مطالب کشف شده در عمیق ترین سطوح یادگیری و نهایتاُ باعث رشد توانایی‌های بالقوه دانش‌آموزان می‌شود. موفق بودن این روشها مستلزم فراهم بودن شرایط خاصی است که به شرح ذیل می‌باشد .
5-6- تعیین محدودیتها
مشکلات و موانع بکارگیری روشهای تدریس فعال
در  کلاس های کم جمعیت  با فضای بزرگ این روش موفقیت آمیز است.
محدودیت در دروسی که نمی توان آن ها را به بخش های مستقل و مساوی تقسیم نمود.
وجود تفاوت های زیاد در توانایی و یادگیری دانش آموزان نتایج طرح را مخدوش می کند.