روانشناسی با موضوع خود پنداره و هویت

در مورد رشد خود ،سنت روان جست و خیز بر رشد و تغییر روانی جنسی (فروید،۱۹۷۷/۱۹۰۵)،گذار رشدی[۵](م.کلاین[۶]،۱۹۷۷/۱۹۳۲)و مراحل روانی اجتماعی رشد اریکسون[۷](روانی اجتماعی به عنوان فرایندی که فرد و فرهنگ گروهی اون روش زوم شده)،متمرکزه.سنتای دیگری از جمله فلسفه آموزشی و تحولی (مونته سوری[۸]،۱۹۶۶/۱۹۳۶)،نظریه رشد شناختی (پیاژه[۹]۱۹۶۴،کلبرگ[۱۰]۱۹۸۱،۱۹۷۶)و رشد الهی[۱۱](الکساندر[۱۲]و همکاران،۱۹۹۰)هست.هر چند نظریه ا تغییر می کنن، ولی در توصف اونا زمینه مشترکیه که میگه :فکر و هویت از راه روند مشاهده و تامل شکل میگیره،از این روش فرد در حال رشد،خود رو کشف می کنه،مس شناسد و آزمایش می کنه.پس خودآگاهی قسمت اصلی این جزء از سلامت روان و روند اون هستش.هرچند بعضی دو واژه “خود”و”ارگانیسم رو به صورت هم معنی استفاده می کنن،ولی اینجا خود به شکل محدودتر ،و به معنی باخبر شدن از بودن و عمل کردن[۱۳]به کار میره.فردی که از سلامت روان برخورداره باید بتونه به شکلی حواس جمع از نیازها ،توانائیا،محدودیتا ،مسئولیتا ،حقوق ،اعمال و اهداف خود با دست کم دستکاری آگاه باشه(چیو[۱۴]،۱۹۹۲).
فلسفه

۲-۳-۵-۴-عزت نفس

 

در صورت وجود خودپندارهه که آزمایش از خود (عزت نفس)ممکن می شه.بعضی رابطه این دو رو رشدی می دونن،و بعضیا دیگه اون رو فرایندی تعاملی می بینن.با در نظر گرفتن نظر آنتوفسکی درباره سلامت روان ،به عنوان حسی کامل میشه گفت :تنها پس از آزمایش از خود پندارهه که اتحاد خود[۱۵]پذیرش محدودیتا ،درک عمل دوطرفه خود و جامعه ایجاد میشه.عزت نفس به صورت پاسخی روان شناختی ،کنشی شخصیتی و نگرشی معنی سازی شده.پرایس[۱۶](۲۰۰۱)درباره عزت نفس و چگونگی برجسته کردن صفت مثبت از وضعیت زیستی ،تکاملی اینجور دیدگاهی رو پیشنهاد می کنه؛ارتقا سلامت روان به انرژی دهی کافی پیامای تقویت کننده واسه حفظ عزت نفس و دوری از خالی کردن انرژی اضافی ،مربوط به پیامای تحقیرکننده نیاز داره.کارل راجرز[۱۷]در معنی کانون آزمایش[۱۸]خود توضیح میده، جواب روان شناختی ما براساس قضاوت و انتظارات بقیه و شرایط ارزشی محیط بیرونیه یا براساس آزمایش خود فرد از احساسات اعمال ،افکار و باورهای درونیه.با اینحال اگه به خاطر دلیلای خانوادگی ،موقعیتی ،محیطی یا اجتماعی ارزشها رو به شکل دستکاری شده به شکلی درون فکنی کنیم که با ساختار خود ما تناقص آمیز باشه،ممکنه که ما خوب ،یا بد برابری پیدا کنیم .به خاطر اینجور بازنمائی ایی دستکاری شده یا درون فکنانه عمل شخصیتی ما می شه.این ممکنه در نگاه فرد نسبت به خودش مخصوصا در ندیده گرفتن خود ،تحقیر خود و گفتگوی منفی با خود و بقیه ظاهر شه(مک دونالد[۱۹]،۱۹۹۴).

بعضی وقتا لازمه مهارتای عزت نفس و ارتقای خود آزمایش[۲۰]مثبت از انتهای (قابل مشاهده)اون روند شروع شه.در روبرو شدن با نگاه منفی بعضی وقتا بهتره کار از نقطه ای آغلز شه که فرد از نظر هیجانی و اجتماعی در اون قرار داره.ئسپس به جای اینکه پیش بریم و ببینیم فرد کجاس و چه می خواد باشه به کارکرد فرد و روش هایی که واسه جواب دادن یاد گرفته ،توجه کنیم .پس مهارتای عزت نفس شامل توانائی گوش دادن به خود ،خود آزمایش(منبع داخلی کانون آزمایش)،و ارزش گذاری و بها دادنبه خودمونه .در توصیف نقش و مهارت دکتر،فلمینگ[۲۱](۱۹۸۵)به هفت سطح از گوش دادن اشاره میکنه. که دست کم شش مورد اون می تونه به شکلی به درد بخور درباره گوش دادن به خود به کار بسته شه.۱-گوش دادن منفعلانه ،ترکیبی از مدی تیشن و گوش دادن؛۲-گوش دادن به محتوای چیزی که می گیم؛۳-گوش دادن به چیزی که روشن و ساده س!؛۴-گوش دادن به پیام از نظر حالت و کیفیت صدامون(عکس العمل هیجانی گوش دادن)۵-در نظر گرفتن امکان ایجاد تغییر(مهربون بودن با خود)؛و گوش دادن به خاطر درک منطق داخلی گفته های خود .عزت نفس از نظر فردی و با در نظر گرفتن پژوهشا زمینه دیگری از رشده.در جریان درمان به طرف کانون داخلی “خودارزیابی”در روند آزمایش ،تغییری صورت میگیره،با اینکه ایچاس[۲۲](۱۹۱)کانون کنترل داخلی رو دلیلی واسطه گر در نابرابریای سلامتی می دونه(تودور،۲۰۰۱،به نقل از نیری،۱۳۸۵).

با این وجود عقل سلیم حکم می کنه بگیم ،جانشین کردن پیامای تائید کننده خود به جای ارزیابیای منفی قدیمی ،روش هایی جدید واسه ارتقا سلامت روان خود ما هستش.

۲-۳-۵-۵-رشد خود

اصطلاح رشد خود شامل چندین زیرمجموعه س ،ولی در متون مربوط به رشد خود مضامین مشترکی هست .خودآگاهی[۲۳] و کاهش استرس از راه فعالتای خاص به هم رابطه دارن.تاکید بر آزمایش تواناییای موجود ،تشخیص مشکل یا چیزی که مردم مایل به اون هستن و قائده بندی هدفا و برنامه های ارجائی بعضی وقتا با اجزائی از مدیریت زمان ،موضوع انگیزه ؛شناسایی مشکلات رشد خود ،و چگونگی شکست دادن این مشکلات و حفظ خود،پیوند داره.

استرس

بعضی آدما به اینجور رشدی به عنوان خودشکوفایی[۲۴]،کشف و زنده کردن ویزگیای ذاتی خود نگاه می کنن.با در نظر گرفتن نکاتی که قبلا درباره سازگاری گفته شد،عوامل استرس زا،ملاحظات رشدی و پاسخای روانشناختی رو به ابعاد سلامت روان رابطه میدن؛رشد خود و کارکرد بهینه ممکنه به صورت چند بعدی دیده شه .معنی سواد هیجانی (اشتاینر[۲۵]،۱۹۴۸)تنها بیان کننده بعدی عاطفیه(هر چند بردانش رفتاری و شناختی هم دلالت داره).اون در اول سواد هیجانی رو واسه توصیف علم هیجانا استفاده کرد :واسه کسب سواد هیجانی ما باید هم احساسات خود و هم علل ایجاد اون رو بدونیم.اون اول نیاز به “محیطای اجتماعی مشارکتی”رو به محیط ایده آل واسه ارتقا و رشد سواد هیجانی مطرح کرد بعد قدم ایی در جهت کسب سواد هیجانی به شکل زیر ارائه داد.

-کسب اجازه :واسه بررسی احساسات

-نکته ها رو قبول کردن[۲۶](اشتاینر،۱۹۷۴)یا شناخت فرد

-اصلاح دریافتای احساسی/کنشی :که سرزنش کننده نباشه،مانند”وقتی تو عمل می کنی”،من احساس می کنم(هیجان)(به جای اینکه تو باعث ایجاد احساس در من هستی…)

-درک این جوری گفته های احساسی/کنشی که از راه شناخت اونا و از راه شباهت و همانندی اونا.

-بررسی کردن و دریافت “تخیلات با بدبینی”مانند”من فکر می کنم شما ازم عصبانی هستین”شهود ما وسیله قوی درک واقعیته.واسه اینکه ادراکات شهودی ابتدائی ما شکل بدبینی (پارانوئیدی)پیدا نکنه نیازمند بررسی شهود ابتدایی خود هستیم.رویتس[۲۷](۲۰۰۲)در توصیف سلامت روان و ارتقا اون میگه،واسه حفظ سلامت روان به سح بالایی از یه دخالت هیجانی پرانرژی نیازمندیم.هر چند اشتاینربا به کار گیری واژه”سوادهیجانی”بر بعد عاطفی کارخود تاکید کرد،بر جنبه های رفتاری و شناختی ،یعنی الفبای روان درمانی توجه داشت که بقیه هم در پیشرفت اون تلاش کردن.نمونه های دیگه مربوط به جنبه هائیه که می تونیم اون رو سواد شناختی بنامیم :بحث افضل نیا(۱۹۹۳)درباره سواد شناختی در گفتگوی مربوط به اهمیت “ادبیات” یا “مجموعه قوانین “تلویزیونی و تاثیر اون بر مهارتای خوندن و شنیدن کودکان از اون جمله ان.کلمان[۲۸](۱۹۸۹)روان زیست شناسیه که درباره کارهیجانی جسمی [۲۹]خود و آموزش جسمی با تاکید بر بدن فرد و وضعیت قرار گرفتن بدن این جوری توضیح میده:چیزی که رو که فرد به وجود می آورد یا شکال میده در تموم عمر همراه اون میشه؛اگه کسی فقط زندگی کنه و در هیچ فعالیتی شرکت نکنه نسبت به وجود خود پشیمون می مونه ولی اگه تلاش کنه چیزی رو به خاطر خودش شکل دهد اون شکل ارگانیسم بدن و زندگی اون می شه(کلمان،۱۹۸۹).هولدن[۳۰](۱۹۹۳)پیشنهاد می کنه خنده[۳۱] بر خیلی از سطوح یا ابعاد تاثیر می کنه.جربزه ورزی (بیانگری[۳۲])ممکنه جنبه ای از سلامت روان به حساب آید ،و بر بعضی ابعاد کامل و عزت نفس تاثیراتی داشته باشه.
خنده

این مطلب را هم بخوانید :  روانشناسی : اجزاء ارتقاء سلامت روان

پینتر[۳۳](۱۹۹۴)از کارآموزی جربزه ورزی در مورد سلامت جنسی ،زمینه دیگری از رشد ،به خصوص واسه زنان استفاده کرده .این آموزش شامل شکلای خیلی از جمله :احترام به فردیت و هویت اون ،حقوق ،تعدادی فنه.آموزش جربزه ورزی (نظری و عملی )بین جسارت داشتن و بداخلاق بودن فرق قائله .در جربزه ورزی ،فرد بیشتر به بیان حقوق معینی می پردازه.مثلا می خواد با اون مثل فردی دارای هوش و توانایی و برابر با بقیه رفتار کنن و احساسات ،نظرات و ارزشای خود رو بگه،نیازها و اولویتای خود رو بگه چیزی که رو می خواد درخواست کنه ،بتونه آری و نه بگه وضعیت خود رو عوض کنه و ….  .این آموزش هم اینکه میگه که همه از این حقوق بهره مند هستن آموزش جربزه ورزی ،جسارت رو نه فقط از راه کلام بلکه از راه تماس چشمی ،صدا ،وضعیت بدن گسترش میده .جربزه ورزی موضوعی جدید در سلامت روونه (تودور،۲۰۰۰؛به نقل از نیری ،۱۳۸۵).

۲-۳-۵-۶-استقلال

اریک برن[۳۴]پدد آورنده مکتب تحلیل تبادلی ،سلامت روان و سالم بودن رو با استقلال پیوند میده و عقیده داره سلامت به معنی کسب اون چیزیه که ،از راه رهایی یا بهبود سه توانایی آگاهی ،خودانگیختگی و صمیمیت رو می شه(برن،۱۹۶۸) ،استقلال از مفاهیمیه که هم در فضاهای شخصی و هم سیاسی پیشرفت پیدا کرده.استقلال به صورت سنتی این جور تعریف می شه:وقتی تصمیمات و اعمال فرد واسه خودشه.دورکین[۳۵]در سال ۱۹۸۸ استقلال رو این جور توصیف می کنه :توانائیای افراد در درخشش جدی اولویتا ،نیازها ،آرزوهای درجه اول و ظرفیت پذیرش و تلاش در تغییر اونا ،در پرتو اولویتا و ارزشای بالاتر.با تقویت اینجور توانایی افراد وجود خود رو معنا می کنن ،به زندگی خود معنا و وحدت می بخشن و به خاطر نوع شخصی که هستن احساس مسئولیت می کنن(دورکین،۱۹۸۸).

پس استقلال شامل تواناییای ،آگاه بودن ،معنا بخشیدن ،تعریف تامل کردن[۳۶] ،بازتابی بودن ،کامل کردن زندگی ،پذیرش مسئولیت از راه توانائی راستین در پاسخگویی ،خود انگیختگی و صمیمی بودنه.استقلال و توانایی ما در بیان ظرفیتامون ،به نوبه خود ،بر اساس آزاد بودن از فشارها و تحریفای روانی اجتماعی و آزادی بیان خوده(ارسکین و زالکمن[۳۷]،۱۹۷۹)یه “نظام راکتی”رو به عنوان خودتقویتی فرد ،نظام دستکاری کننده شده احساسات ،افکار و اعمال ،توصیف و تعریف می کنن ،که از راه نقش زندگی بر اساس تصمیم اونا حفظ می شه.نظام راکتی نه فقط وسیله ای واسه تحلیل ،بلکه ابزاری واسه تغییره. در این نظام هرگونه دخالت درمانی که سیستم رو دچار اختلال می سازه ،گامی موثر در جهت تغییر فردی و جداگونه شدن میشه.نظام استقلال همتای مثبت نظام راکتیه .البته استقلال واقعی ترکیبی از هر دو نظامه(تودور،۲۰۰۰؛به نقل از نیری،۱۳۸۵)

ارتباطی که برن بین آزادی و صمیمیت ،با خود و بقیه برقرار می کنه ،به استقلال ،معنی ضمنی از خویشاوندی و رابطه دوطرفه میده(و اون رو از خود-وسواسی[۳۸] و خودجستجوگری[۳۹]جدا می کنه).

مشکلات روانی از شروع پیدایش آدمی همیشه وجود داشته و پایگاه سازشی بیشتر افراد در برابر مشکلات  است وکمبودهای زندگی کم و بیشتر از درون سست می شه .از دست دادن بهداشت روانی یا سلامت روان خطریه که کمتر کسی از اون محفوظ می مونه .وقتی فرا می رسه که آدم بنا به ظرفیت سازش پذیری خود،انعطاف و تعادل خود رو از دست میده(شریفی ،۱۳۷۶؛به نقل از حقیقت پناه ،۱۳۸۳) .

۲-۳-۶-راهبردهای تامین بهداشت روان از دیدگاه اسلام به توضیح ذیله :

۱-تحکیم مبانی خونواده و ارتقاءفرهنگ اون

یکی از راه های تامین سلامت روانی واسه آدما ،تامین محیطی گرم و عاطفی واسه ارضای نیازای روانی و ارگانیکه .خونواده هسته ای از دیدگاه اسلام مناسب ترین مجموعه ایه که می تونه اینجور محیطی رو جفت و جور کنه.از دیدگاه اسلام خونواده گرامی ترین نهادیه که خدا بر اون صحه گذاشته و در واقع خونواده به عنوان طبیعی ترین محل واسه ارضای نیازای جور واجور روانی باید مورد توجه قرارگیرد.

۲-بهسازی محیط

یکی از راه های تامین سلامت روانی ،بهسازی محیط اجتماعی در جهت وصول به اینجور هدفیه .اگه اجتماع محل عرضه شکل های جور واجور محرکای نفسانی باشه و روابط اجتماعی بر این پایه استوار شه،مدارهای سازمان روانی آدما بیشتر در جهت ارضاء هواهای نفسانی فعالیت می کنه . نتیجه این مشکل در روند روانی و افزایش ناهنجاری و مریضی میشه.توجه به بقیه ابعاد اجتماعی هم از دید سالم سازی محیط اجتماعی خیلی خیلی مهمه(به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

۳-بهبود روش های آموزش و تربیت

یکی از راه های تامین بهداشت روانی ،گسترش و گسترش دیدگاه های اسلامی درباره آموزش و تربیت در بین مردم س .آموزش و تربیت اسلامی با تاکید بر شناخت خود و ارائه برنامه های لازم در جهت زندگی مناسب ،گامی موثر در جهت تامین سلامت روانی بر می داره(به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

علاوه بر چیزی که ذکرشد نقش موثر و تغییر آفرین قرآن کریم و کتابای مذهبی تا بدانجاست که می تونه مایه اصلاح تقوا و بهداشت روان شه.هدف کلی دین های الهی راهنمایی وهدایت بشر و کمک به چیجوری زیستن اون در برابر انحراف از راه رشده(گارزپور،بهره مند و نجفی ،۱۳۸۰).

اسلام وجود آدمی رو تشکیل شده از دو بعد روانی و جسمی می دونه و سلامت هر یک رو وابسته به سلامت دیگری می دونه.در واقع سلامت روان به معنی تعادل و انسجام فرگیر در همه ابعاد جسمی و روانی انسانه که فکر کردن ،تعقل ،آگاهی ،هدف داری ،انصاف ،عدالت ،امانت داری ،حقیقت جویی و تسلیم در برابر اون ،رشد دائمی و آرامش از جمله علائم اون هستن.اما مریضی روانی به معنی خارج شدن از حد اعتداله که نادانی ،عصیان ،دنیاطلبی ،ظلم و ظلم،ضعف اراده ،سستی ،ترس ،خودپسندی و حسد جزء نشونه های اون هستن .قرآن کریم جهالت رو پایه بیماریای روان معرفی می کنه و درمان رو هم بر کسب آگاهی و علم مخصوصا علوم توحیدی استوار می دونه(عمادی،۱۳۷۶،به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

در میان کتب آسمونی که در طول تاریخ فرستاده شده ،قرآن طوری مطلوب و عالی موفق شده که تغییراتی موثر در شخصیت آدم بسازه و از مسلمانان شخصیتای آروم و مطمئن بسازه.اولین قدم واسه ایجاد تغییر در شخصیت «ایمان به توحید»است. چون نیروی الهی در آدم بوجود میاره و قلبش رو از محبت خدا و رسول  پر می کنه .قدم دوم «تقوا»است ،که از عوامل اصلی رشد و توازن شخصیته و آدم رو مجبور می سازه که نفس خود رو رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برسونه.هم اینکه قرآن به خاطر پرورش شخصیت افراد و ایجاد تغییر در رفتار اونا روش کار و تکرار عملی در مورد افکار و عادات جدید رفتاری که نفوس اونا رو تحکیم می بخشه ،استفاده کرده و اینجوری عبادات مختلفی مانند روزه ،حج و زکات رو واجب گردانیدهه .این امور یه شخصیت بهنجار و متکامل رو از بقیه متکایز می کنه و حصول اینجور خصوصیتی مبنای درست سلامت روان فرد رو تشکیل میده و اون رو از دچار شدن به بیماریای روانی باز می داره(به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

این مطلب را هم بخوانید :  بهداشت روانی از دیدگاه رفتارگریان

اسلام وجود آدمی رو تشکیل شده از دو بعد روانی و جسمی می دونه و سلامت هر یک رو وابسته به سلامت دیگری می دونه.در واقع سلامت روان به معنی تعادل و انسجام فرگیر در همه ابعاد جسمی و روانی انسانه که فکر کردن ،تعقل ،آگاهی ،هدف داری ،انصاف ،عدالت ،امانت داری ،حقیقت جویی و تسلیم در برابر اون ،رشد دائمی و آرامش از جمله علائم اون هستن.اما مریضی روانی به معنی خارج شدن از حد اعتداله که نادانی ،عصیان ،دنیاطلبی ،ظلم و ظلم،ضعف اراده ،سستی ،ترس ،خودپسندی و حسد جزء نشونه های اون هستن .قرآن کریم جهالت رو پایه بیماریای روان معرفی می کنه و درمان رو هم بر کسب آگاهی و علم مخصوصا علوم توحیدی استوار می دونه(عمادی،۱۳۷۶،به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

در میان کتب آسمونی که در طول تاریخ فرستاده شده ،قرآن طوری مطلوب و عالی موفق شده که تغییراتی موثر در شخصیت آدم بسازه و از مسلمانان شخصیتای آروم و مطمئن بسازه.اولین قدم واسه ایجاد تغییر در شخصیت «ایمان به توحید»است. چون نیروی الهی در آدم بوجود میاره و قلبش رو از محبت خدا و رسول  پر می کنه .قدم دوم «تقوا» است ،که از عوامل اصلی رشد و توازن شخصیته و آدم رو مجبور می سازه که نفس خود رو رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برسونه.هم اینکه قرآن به خاطر پرورش شخصیت افراد و ایجاد تغییر در رفتار اونا روش کار و تکرار عملی در مورد افکار و عادات جدید رفتاری که نفوس اونا رو تحکیم می بخشه ،استفاده کرده و اینجوری عبادات مختلفی مانند روزه ،حج و زکات رو واجب گردانیدهه .این امور یه شخصیت بهنجار و متکامل رو از بقیه متکایز می کنه و حصول اینجور خصوصیتی مبنای درست سلامت روان فرد رو تشکیل میده و اون رو از دچار شدن به بیماریای روانی باز می داره(به نقل از حقیقت پناه،۱۳۸۳).

هر شخصی با تعادل روانی خوب ،تعارضای خود رو با دنیای برون و درون حل و صل می کنه و در مقابل ناکامیا دوری ناپذیز زندگی مقاومت داره(فقیهی،۱۳۸۴).

هارتمن(۱۹۴۸)تعادل روانی رو که با این ترکیب تعریف می کنه که من ،بتونه یکی بودن بین نهاد و ابر من ایجاد کنه و خواستاشون رو نفی یا ترد نکنه اون قبلا انعطاف پذیری منو به عنوان دلیلی در سلامت فکر مطرح ساخته بود.(حسن زاده چایجانی۱۳۷۶).

مسعود زاده و همکاران(۱۳۸۱)طی پژوهشی با عنوان بررسی وضعیت سلامت روانی دانش آموزان دبیرستان شهر ساری در سال۸۲-۸۱ که روی ۱۰۶۸آزمودنی اجراشد ،نتیجه گرفتن که براساسGHQ-28،۱/۳۹درصد از دانش آموزان و بر مبنای آزمون SCL-95،۸/۵۸درصد از اونا مشکوک به مشکل روانی بودن.براساس یافته های این تحقیق بین سلامت روانی و سن، محل سکونت خونواده ،وضعیت مسکن ،شغل پدر ومادر، تحصیلات پدر، معدل سال قبل و معدل ترم گذشته و تعداد افراد خونواده رابطه معنی داری وجود داشته.

یافته های تحقیق استوارد و جو (۱۹۹۸م) نشون می دهد که روحیه مذهبی به طور زیادی با سلامت روان و سازگاری در ارتباطه و آدمایی که خود رو بیشتر از همه مذهبی می دانند از بقیه سازگارترند .

در سالهای گذشته تحقیقات بیشماری در مورد رابطه مذهب و سلامت روان انجام شده.این تحقیقات کلا نشون دادن که یه رابطه مثبت بین مذهب و سلامت روان هست (الیسون[۴۰]،۱۹۹۴).سلامت عمومی رو میشه ازروی جهت گیری مذهبی پیش بینی کرد(حسین خانزاده،دانشگاه هرمزگان،۱۳۹۱)

کاترین و پاتریس (۲۰۰۰) در بررسی فشارهای زندگی و سلامت روان نشون دادن فشارهای زندگی به تنهایی نمی تونه وضعیت سلامت روانی و کیفیت زندگی افراد رو توضیح بده و لازمه متغیرهایی مانند مهارتهای مقابله ای، شبکه های پشتیبانی اجتماعی و جنبه های شناختی ( مانند سبکای تفکر) رو هم در نظر گرفت .

یکی از محورهای آزمایش سلامت جوامع جور واجور ،بهداشت روانی اون جامعه س.سلامت روانی ،نقش مهمی در تضمین جست و خیز و مفید بودن هر جامعه اجرا می کنه و از اون جایی که دانشجویان از اقشار برگزیده جامعه و از سازندگان فردای هر کشور هستن پس سلامت روانی اونا از اهمیت خاصی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی برخورداره(دادخواه ۱۳۸۵). از چیزای مهم اساسی زندگی دانشجویی که توجه به اون در رشد و پیشرفت جامعه اثر مستقیمی داره و پرداختن به اون شرط اساسی در بهره وری بهینه از نیروهای موثر و تحصیل کرده می باشبهداشت روانی دانشجو هاس.دوران دانشجویی به دلایلی از جمله میل به تفریحات زیاد اجتماعی در مقابل تمایل به درس خوندن ،احتیاج به پیشرفت در دروس در برابر احساس بی عرضگی ،ترس از بیان شخصیت در برابر میل به خودنمایی ،میل به ازدواج در برابر مشکلات ،رابطه با جنس مخالف ،نفرت از بقیه در برابر ناتوانی در بروز احساسات خود و مشکلات اقتصادی که مانع رسیدن به هدفا هنریاست ؛دوره خاصی از زندگی تلقی می شه(ادهم ،سالم صافی،امیری ،دادخواه ،علی محمدی،مظفری،ستاری و رادیشان،۱۳۸۷).

سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۴۸ ابعاد سه گانه سلامتی ،یعنی رفاه کامل جسمی ،روانی و اجنماعی رو مطرح کرده .که هر سه بعد لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. به خاطر اهمیت موضوع ،بهداشت جهانی سال ۲۰۰۱ رو به عنوان سال بهداشت روانی اختصاص داده. و در این سال تموم ملل جهان این وظیفه رو بردوش داشتن که سطح بهداشت روان خود ،خونواده و جامعه شون رو پیشرفت بدن(شاه محمدی ،۱۳۷۹).از طرف دیگه سر بستهَّ اینجور مشخصه که سلامت روانی رو میشه عکس مریضی عکس مریضی روانی تعریف کرد.با اینجور فرضی از دست دادن پسیکولوژی برابر رفتار بهنجار شمرده می شد.تازگیا تردیدهایی در مورد به درد بخور بودن این فرض بیان شده و ارائه مفاهیم و تعاریف دقیق تری واسه سلامت روانی و بهنجاری اهمیت زیادی پیدا کرده .روان پزشکان با بیرون اومدن از مطبا و ورود به اجتماع با گروه هایی از جمعیت مواجه شدن که قبلا اون رو ندیده بودن(سادوک ،۱۹۸۸).در همین رابطه بررسی بهداشت روانی دانشجویان به عنوان آینده سازان این مملکت از جایگاه والایی برخورداره چون که با ارتقای بهداشت روانی دانشجویان میشه توقع داشت که در میدون های علم و ادب گامای موثری بردارن .

[۱]Self

[۲] I

[۳] Descartes

[۴] Glaver

[۵] Developmental progression

[۶] Klein

[۷]Erikson

[۸] Montessori

[۹] Piaget

[۱۰] Kohlberg

[۱۱] Spintual development

[۱۲] Alecksunder

[۱۳] Functioning

[۱۴] Chiow

[۱۵] Self-integrity

[۱۶]Peraic

[۱۷] Rogres.K

[۱۸] Locus of evaluation

[۱۹] McDonald

[۲۰] Self-valuing

[۲۱]Pheleming

[۲۲] Aichaz

[۲۳] Bouling

[۲۴]Self-awareness

[۲۵] Stiener

[۲۶] Giving strokes

[۲۷] Roits

[۲۸] Coleman

[۲۹] Somatic

[۳۰] Houlden

[۳۱] Laughter

[۳۲] Assertiveness

[۳۳] Pinter

[۳۴]Bren

[۳۵] Dourkin

[۳۶] To reflect

[۳۷] Arsekin & Zulckman

[۳۸] Self-Obsession

[۳۹] Self-Seeking

[۴۰]. Elison