سیستان و بلوچستان و امکانات زیربنایی

دانلود پایان نامه

بنابراین با‌توجه به اهمیت پرورش مولدین مناسب جهت توسعه آبزی‌پروری و نقش تغذیه در تولید تخم و لارو توسط مولدین و هزینه‌بر بودن تغذیه مولدین در سیستم های تکثیر‌و پرورش آبزیان، تحقیق در‌خصوص جیره‌های غذایی مناسب جهت مولدین که می‌تواند به بهینه‌سازی تغذیه و بهبود وضعیت تولید تخم و لارو در این سیستم‌ها کمک نماید امری ضروری و قابل اهمیت می‌باشد (Wilkenfeld, 1992). با اجرای این قبیل پروژه ها می توان به شناخت کافی درخصوص ترکیب جیره غذایی مناسب جهت افزایش میزان تولید تخم و درصد لقاح و افزایش ارزش غذایی موجود در تخم و درنتیجه تولید لاروهایی با ذخیره غذایی مناسب و افزایش بازماندگی لاروها و در نهایت افزایش میزان تولید و بهره‌برداری با صرفه جویی و کاهش هزینه‌های تغذیه دست یافت.
1-2-10 غذای زنده در آبزی‌پروری
مهم‌ترین مسئله در صنعت آبزی‌پروری تامین غذای مناسب برای آبزیان است. نحوه استفاده از غذای زنده در پرورش آبزیان حایز اهمیت است چون در مرحله لاروی برخی از گونه‌های آبزی، امکان استفاده از غذای مصنوعی وجود ندارد که دلیل آن عدم تناسب اندازه دهان لارو با ذرات غذایی است. از طرفی استفاده از غذای کنسانتره حداقل در این مرحله از زندگی کفاف نیازهای غذایی لارو را ننموده و سبب کاهش رشد، سوء تغذیه و بروز مشکلات ناشی از کاهش قدرت دفاعی بدن در برابر عوامل محیطی و بیماری‌زا می‌گردد. در همین ارتباط Hung و Yakupitiyage ( 2003) گزارش نموده‌اند که، کیفیت غذا یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر کیفیت لاروهای میگو بوده و بر نقش جلبک زنده در تغذیه لاروها تاکید نموده‌اند. استفاده از غذاهای زنده در پرورش آبزیان مختلف، نیازهای غذایی آن‌ها را تامین نموده و با رژیم غذایی طبیعی آبزیان همخوانی و تناسب دارد (Boeing, 2006).
آبزیان قبل از اینکه به غذای کنسانتره عادت نمایند، دارای غریزه طبیعی جستجو و شکار موجودات زنده ریز دارند و با شکار آن‌ها میکروالمنت‌ها و مواد مغذی مورد نیاز خود را بدست می‌آورند (فرهنگی و شکوه سلجوقی، 1391). از محاسن کاربرد غذای زنده در پرورش آبزیان می‌توان تامین میکروالمنت‌ها و اسیدهای آمینه ضروری و چرب و سایر ترکیبات تسریع کننده رشد، ایجاد مقاومت در برابر عوامل بیماری‌زا و استرس‌های محیطی، رشد گنادهای تناسلی و قابلیت تولید نسل بیشتر و کمک به هضم و جذب غذای کنسانتره، تولید آسان و با قیمت نسبتا مناسب، هضم و جذب آسان نام برد. مهم‌ترین مساله پرورش‌دهنده تولید غذا و در واقع الفبای پرورش تولید غذای زنده است به‌طوری که پرورش بسیاری از آبزیان بدون غذای زنده عملا امکان‌پذیر نمی‌باشد.
1-2-11 مروری بر کرم‌های پرتار و اهمیت آن‌ها
کرم های پرتار (polychaete) از جمله موجودات آبزی می‌باشند که در مناطق مختلف آب و هوایی کره زمین گسترش و گونه های بسیار متعددی دارند. پلی‌کت ها فراوان‌ترین گروه از جانوران کفزی مناطق جزر‌و مدی و عمیق دریاها می‌باشند که حدود 10000 گونه از آن‌ها در دریاها شناسایی شده است (Wu et al., 1985). یکی از خانواده های مهم کرم‌های دریایی خانواده Nereidae است که جنس‌هایی مانند Nereis و Perinereis در این خانواده قرار دارند. به‌طور عموم به آن‌ها کرم دریایی (Marine worm)، کرم ماسه (Sand worm)،Ragworm ، worm Nereid و غیره اطلاق می‌شود. جنس پری‌نرئیس (Perinereis) متعلق به شاخه Annelidae زیر شاخه Cheliceriformes،کلاس Polychaeta، راسته Phyllodocia، خانواده Nereidae و زیر خانواده Nereidinae می‌باشد (Hardege, 1992). از سال 1993 بعضی از محققین نام خانواده را در این تقسیم بندی از Nereidae به Nereididae تغییر داده‌اند (Bakken and Wilson, 2005 ؛and Glasby, 1993 Wilson).
پلی‌کت ها یا به‌صورت متحرک (مهاجر- با توانایی حرکت در ستون آب و خزیدن بر روی بستر) یا به‌صورت ساکن (غیر مهاجر – با توانایی حرکت در درون بستر و در لانه‌های لوله مانند) زیست می‌کنند (Okuda, 1993). کرم‌های پری‌نرئیس از دسته دوم بوده (سالار زاده، 1387) و به‌جز زمان کوتاهی قبل از تخم‌ریزی، دائما در طول زندگی در زیر بستر بسر می‌برند. بدن آن‌ها به سه قسمت سر، تنه و دم تقسیم می‌‎شود. از مشخصات بارز آن‌ها وجود تارها یا شبه پاهای متعدد در قسمت تنه است، وجود آنتن‌ها و تارهای حسی در روی سر و همچنین حلق قابل واژگون از دیگر مشخصات آن‌ها است. طول عمر آن‌ها بین یک تا 3 سال برآورد شده (Chen, 1990; Rouabah and Scapes, 2003)، فقط یکبار در زندگی تخم‌ریزی کرده و سپس می‌میرند. به‌صورت بسیار گسترده در مناطق جزر‌و مدی دریاها و به‌طور معمول درزیر بستر‌و جایی که وفور مواد آلی باشد زندگی می‌کنند (Muus, 1967).
پلی‌کت‌ها از دیر‌باز برای بشر حائز اهمیت بوده‌اند و جزء فراوان‌ترین گروه از جانوران کفزی مناطق جزر‌و‌مدی و عمیق دریاها میباشند که تاثیر به‌سزایی در تغذیه آبزیان این مناطق دارند (Rhodes et al., 1992). به‌عنوان منبع غذایی دوره زندگی آن‌ها کوتاه بوده، ولی تولیدات ثانویه بالایی را در محیط داشته و نقش اساسی در زنجیره غذایی ایفا می‌کنند به قسمی که لارو‌ها و بالغین آن‌ها به‌عنوان غذای مناسبی جهت تغذیه بسیاری از گونه‌های ماهیان افتصادی محسوب می‌‎شود. از دیگر کاربردهای پلی‌کت‌ها، استفاده از آن‌ها در صید با قلاب، به‌دلیل خوشخوراک بودن برای اکثر ماهیان دریایی می‌باشد و از دیر‌باز طعمه‌ای مناسب برای قلاب به حساب می‌آمده‌اند (Fidelgo e Costa, 1999).
امروزه مهم‌ترین کاربرد و اهمیت پلی‌کت‌ها را باید در تغذیه آبزیان پرورشی دانست. رسیدگی جنسی میگو‌های خانواده پناییده ارتباط تنگاتنگی به نوع جیره غذایی میگو در زمان پرورش مولد (broodstock) دارد (Lytle et al., 1990; Fidelgo e Costa, 1999). تجربیات فراوان داخلی و خارجی نشان از اهمیت استفاده از کرم‌های نرییس و پری‌نرئیس در مولد‌سازی میگوی سفید هندی و پاسفید غربی دو گونه عمده میگوی پرورشی کشور ما دارد، به‌طوری که عدم دستیابی به این کرم محدودیت زیادی را در تولید مولد و بچه میگو به‌وجود می‌آورد. مطالعه انجام شده بر روی تاثیر کرم پرتار بر روی رسیدگی جنسی میگوهای سفید هندی پرورشی نشان داده، بهترین میزان رشد، هم آوری، و درصد تفریخ به میگوهایی که با کرم پرتار تغذیه شده بودند تعلق داشته است (سالار زاده، 1387). همچنین مطالعات نشان داده که کرم های پرتار اسیدهای چرب غیر‌اشباع بلند زنجیره (HUFA) نظیر آراشیدونیک‌اسید دارد (Meunpol et al., 2005) که ارزش غذایی بالایی نسبت به غذاهای تازه دیگر و غذاهای پلت شده دارد (Wouters et al., 2001) که میگو توانایی بسیار محدودی در سنتز آن و بعضی فاکتورهای برانگیزاننده رسیدگی جنسی دارد (Teshima at al., 1992). اسیدهای چرب نقش مهمیرا به‌عنوان منبع انرژی برای تخم‌ریزی، رشد جنین، تفریخ تخم و توسعه سریع لاروهای آبزیان است (Fandale et al., 1999). چربی‌ها در میگوها با رسیدگی تخمدان از هپاتوپانکراس به تخمدان منتقل می‌شوند و در آنجا به‌عنوان مواد زرده ذخیره می‌شوند (Teshima and Kanazawa, 1980). علاوه بر آن کرم‌های پرتار دارای چندین نوع هورمون از جمله پروستاگلاندین می‌باشند که بر اساس بررسی‌های انجام شده بر گونه Perinereis nuntia، توسطPoltana و همکاران (2005)، بیشترین میزان این پروستاگلاندین‌ها PGF2 آلفا است. این هورمون باعث تحریک رسیدگی تخمدان میگو می‌گردد (سالار زاده، 1387). پروستاگلاندین‌ها (PGS) یک نقش نظارتی در تولید مثل سخت‌پوستان علاوه بر هورمون های پپتیدی شناخته شده مانند هورمون بازدارنده گناد و تحریک کننده گناد هورمون دارد (Poltana et al., 2005).
در پرورش سخت‌پوستان، کرم پرتار به‌عنوان بهترین رژیم غذایی پذیرفته شده مولدین میگو با‌توجه به توانایی‌هایش در بهبود عملکرد تولید‌مثلی میگو تبدیل شده است. گذشته از ارزش تغذیه‌ای بالا، این امکان وجود دارد که کرم پرتار حاوی برخی از هورمون‌های تولید‌مثلی است که مشابه آن در میگو، آنلید‌ها و بندپایان وجود دارد (Middleditch et al., 1979). برخی از هورمون‌های کرم پرتار نظیر پروژسترون و 17α-hydroxyprogesterone قادر به القای رشد تخمک میگو می‌باشند (Meunpol et al., 2007). از آنجا که در اکثر سیستم های منوکالچر آبزیان، بر اثر غذای مصرف نشده و فضولات ماهی، لجن نامطلوبی در کف به‌وجود می‌آید و بر اثر حرکات ماهی این توده لجن شکسته شده و به داخل ستون آب پخش می‌گردد، وجود ارگانیسم‌های زنده در مراحل مختلف زنجیره‌غذایی در سیستم‌های پلی کالچر می‌تواند سبب کاهش تاثیرات محیطی فضولات به‌وجود آمده در پرورش شود (پژند، 1376). کرم‌های پلی‌کتی که زندگی مهاجر یا متحرک دارند، کاندیدهای مناسبی برای این مهم می‌باشند.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوع شرکت کنندگان و تحت درمان

فصل دوم
مروری بر مطالعات پیشین
Duy Hoa و همکاران در سال 2009 مطالعه‌ای بر روی میگوی Penaeus monodon انجام دادند که در آن دو نوع جیره‌غذایی تازه برای رسیدن به بلوغ روی مولدین میگوی Penaeus monodon در طی یک دوره یک ماهه در قرنطینه اولیه و سه ماه در قرنطینه ثانویه آزمایش شد. رژیم غذاییA 3/70% ماهی مرکب ، 66/7% کرم دریایی، 94/7% صدف و 10/4% گوشت کبد خوک، رژیم غذایی B از 39/37% ماهی مرکب، 50/16% کرم دریایی ، 14/27% صدف و98/18% گوشت کبد خوک همگی براساس وزن خشک تشکیل شده بود. فرموله‌سازی رژیم غذایی B مشابه نسبت‌های ARA / EPA ، DHA / EPA و اسید‌های چرب n-3/n-6 تخمدان‌های بالغ میگوی وحشی P.monodon بود. در آغاز قرنطینه اولیه متوسط وزن میگوها به دو رژیم غذایی اختصاص داده شد که تفاوت زیادی با هم نداشتند (71/129 ±96/2گرم برای ماده هاو 88/87±49/2 گرم برای نرها در جیره غذایی A و  74/131 ± 74/1گرم برای ماده ها و 95/88  ±05/2 گرم برای نرها در جیره غذایی B). پس از قرنطینه دوم، نرخ رشد میگو های ماده در جیره غذایی B به طور قابل توجهی بیشتر از (05/0P<) نسبت به میگوهای ماده تغذیه شده با رژیم غذایی A بود(b44/24 ± 98/4% در مقایسه با a89/12± 24/3%). میگوی تغذیه شده با رژیم غذایی B در تعداد دفعات تخم‌ریزی بهتر از میگو تغذیه شده با رژیم‌غذایی A(85% در مقابل 57%) و هماوری (به‌ترتیبa 458796 ± 35658 و b245718 ± 34736نسبت تخم ها به تخم‌ریزی)، اما تعداد تخم‌ریزی‌ها، درصد تفریخ تخم، نرخ باروری و نرخ دگردیسی از ناپلی به زوآ تفاوتی بین تیمارها مشاهده نشد (05/0P>). موفقیت رژیم غذایی B در تعداد دفعات تخم‌ریزی، باروری، درصد لقاح و درصد تفریخ تخم نشان‌دهنده اهمیت نسبت ARA / EPA و DHA / EPA در تغذیه مولدین میگو ببر سیاه و سفید است.
Wiriyapattanasub و همکاران در سال 2011 تاثیر جیره‌های غذایی غذای تازه بارورسازی را در تولید‌مثل مولدین میگوی ببری سیاه (penaeus monodon) مورد بررسی و مقایسه قرار دادند. مولدین میگوی ماده با طول نهایی 10-12 اینچ و با حداقل وزن 200 گرم و مولدین میگوی نر با طول هشت اینچ یا بیشتر و با حداقل وزن 96گرم برای آزمایش استفاده شدند. میگوها به‌صورت تصادفی در دو تانک به حجم چهار متر مکعب با 19 ماده و 15 نر در هر تانک برای بارورسازی ذخیره شدند. تیمار یک، جیره A از 20% از خرچنگ شناگر (Portunus plagicus) ، 10% پلی کت (Perinereis sp.) و20% اسکوئید تشکیل شده و تیمار دو، جیره B از 20% از خرچنگ شناگر (Portunus plagicus) ، 10% صدف خونی غنی شده با اسپیرولینا (Anadara granosa) و 20% اسکوئید تشکیل شده است. فرموله سازی جیره A بیشتر مشابه جیره تازه‌ای است که برای بارورسازی مولدین در هچری‌ها در تایلند استفاده می‌شود. هرتیمار مولدین با غذاهای تازه متفاوتی با درصدهای مختلفی از وزن بدن میگو سه بار در روز (ساعت های 5، 13 و22) در طی 30 روز تغذیه شدند. در پایان هر دوره تولید مثل هر تیمار مقایسه شد. تعداد کل و میانگین تخم‌ریزی تیمار یک (19ماده) به ترتیب 64 یا 37/3± 12/1به‌ازای هر ماده بود، با تیمار دو (19ماده) به ترتیب 62 یا 26/3± 32/1 به ازای هرماده بود مقایسه شد. تعداد تخم‌ها و ناپلی‌های تولید شده از تیمار یک به ترتیب 55/68×106 و 7.38× 106 و در تیمار دو به ترتیب 20/61× 106 و 2/35 ×106 بود که با هم مقایسه شدند. تفاوت قابل توجه‌ای بین تیمار یک و دو مشاهده نشد (05/0P>). اگرچه مقدارکل کارتنوئیدها در تخم‌های تیمار یک برابر با 22/3±10/0 میکروگرم بر گرم بود که به‌طور قابل توجه‌ای کمتر از مقدار 82/7±14/0میکروگرم بر گرم تیمار دو بود (05/0P<). این مطالعه نشان می‌دهد که صدف خونی غنی شده با اسپیرولینا می‌تواند جایگزینی برای پلی‌کت در جیره‌غذایی تازه بارورسازی مولدین میگویP. Monodon زمانی که اندازه طول کل مولدین ماده10-12 اینچ باشد قرار بگیرد.
در سال 2011، Meunpol و همکاران پروستاگلاندین را در کرم پرتار جنس Perinereis sp. استخراج و تاثیر آن را بر توسعه تخمک‌های Penaeus monodon مورد بررسی قرار دادند. طی این تحقیق از کرم پرتار عصاره گرفته شد و سپس اثر آن و همچنین عصاره پروستاگلاندین سنتز شده را در مولدین میگوی Penaeus monodon مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که سطوح PGE2 در تخمدان و همولنف میگو ماده با مرحله رشد و نمو تخمدان در نوسان است. بالاترین غلظت PGE2موجود در همولنف در مرحله سه از توسعه تخمدان بود، در حالی که بالاترین غلظت از PGE2 در تخمدان میگو در مرحله چهار بود. انکوباسیون آزمایشگاهی گونه P. monodon با عصاره پرتاران و PGE2 نشان داد که در هر دو تیمار، تکامل اووسیت افزایش یافته است. حضور PGE2 در پرتار ممکن است در رژیم غذایی میگو جزء مورد نیاز برای تکامل اووسیت باشد.
سیرپور در سال 1391، اثر رنگدانه آستازانتین روی رشد (افزایش وزن، ضریب رشد ویژه، وزن پایانی)، بازماندگی، زیتوده (بیوماس) و ارزیابی رنگدانه آستازانتین موجود در بدن پیش مولدمیگوی سفید غربی (Litopenaeus vannamei) با میانگین وزن اولیه (50/0±30 گرم) بررسی شد. آزمایش بر اساس یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار غذایی (0 ، 100 ، 200 ، 400 میلی‌گرم آستازانتین در کیلوگرم جیره) در 3 تکرار اجرا گردید. میگوها چهار بار در روز و به مدت 60 روز در دمای 30درجه سانتیگراد، اکسیژن محلول 2/5 میلی‌گرم در لیتر، شوری 30 گرم در لیتر و pH 2/8 و شرایط طبیعی نور تغذیه شدند. نتایج حاصل نشان‌دهنده تفاوت معنی‌داری در افزایش وزن، ضریب رشد ویژه، وزن پایانی و میزان رنگدانه آستازانتین در تیمارهای مختلف نسبت به گروه شاهد بود (05/0< p). از نظر زیتوده (بیوماس) در بین تیمارهای مختلف، تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید ( 05/0 > p). در خصوص نرخ بازماندگی بین تیمارهای مختلف، تیمار 4 نسبت به گروه شاهد، تفاوت معنی‌داری را نشان داد (05/0< p). در بین چهار جیره نیز ، جیره حاوی 200 میلی‌گرم آستازانتین، بیشترین افزایش وزن (978/15)، ضریب رشد ویژه (24/0 ) را ایجاد نمود اما در مجموع جیره حاوی 100میلی‌گرم آستازانتین به دلیل صرفه اقتصادی، جیره مناسب در پرورش پیش مولدین می باشد .
مکرمیو همکاران در سال 1391 به منظور بررسی قابلیت‌های تکثیر‌و‌پرورش میگوی سفید (Metapenaeus affinis) در استان سیستان و بلوچستان ( مجتمع پرورش میگوی گواتر)، مولدین مورد نیاز به تعداد 4 قطعه از خلیج پزم صید و در مرکز تکثیر میگو واقع در منطقه کنارک تکثیر شدند. در کل 952750 قطعه بچه میگو با راندمان 238188 قطعه به ازای هر مولد در برداشت تولید و با میزان تخم های استحصال شده (1341901 عدد)، میزان بازماندگی از مرحله تخم تا پست‌لارو 15 روزه 71% بوده است. با انتقال بچه میگو های تولیدی به 3 استخر پرورشی با مساحت 1/1 هکتار و ذخیره سازی بچه میگو در این استخرها به ترتیب با 319000، 227000 و 319000 قطعه، برای نخستین بار قابلیت رورش این گونه در استان سیستان و بلوچستان به مورد اجرا گذاشته شد. در پایان دوره به‌ترتیب پس از 129، 130 و 131 روز، میزان 2126، 2204 و 2212 کیلوگرم میگوی گونه سفید (1932، 2003 و 2010 کیلوگرم در هکتار) تولید شد که این میزان تولید برای این گونه در کشور، رکورد محسوب می‌شود و بیانگر قابلیت‌های این گونه برای ادامه کار و اجرای پروژه‌های بیشتر تحقیقاتی می‌باشد.
پورخسرو و همکاران در سال 1391 مطالعه ای به منظور ارزیابی اثرات اسیدهای چرب غیراشباع بلند زنجیر (DHA , EPA) بر رشد و بازماندگی پست‌لاروهای میگوی سفید غربی PL1تا PL15انجام دادند. آزمایش با پنج تیمار و سه تکرار صورت گرفت. ناپلی های آرتمیا با استفاده از صفر تا 4% روغن کبد ماهی کاد (تیمارA تا( E غنی سازی شد. پست‌لاروهای تیمار D که از ناپلی آرتمیای غنی شده با سطح 3% تغذیه شده بودند بیشترین میزان رشد را داشتند و تفاوت معنی‌داری با سایر تیمارها نشان دادند. بالاترین درصد بازماندگی مربوط به پست‌لاروهای تیمار E بود که از ناپلی آرتمیای غنی شده با سطح 4% تغذیه شده ولی با تیمارهای C و D یعنی سطح 3% و 2% تفاوت معنی‌دار نشان ندادند. پست‌لاروهای تیمار A که با ناپلی آرتمیای غنی نشده تغذیه شده بودند کمترین میزان رشد و بازماندگی را داشتند. این آزمایش نشان داد که اسیدهای چرب غیر اشباع بلند زنجیره بر روی افزایش عملکرد رشد و درصد بازماندگی لاروهای میگو سفید غربی اثر مثبت دارد.
عسکری ساری و همکاران در سال 1387 در مطالعه ای اثر سطوح مختلف درجه شوری آب و میزان پروتئین غذا را بر رشد و بازماندگی میگوی جوان سفید غربی بررسی کردند. میگوها با پنج جیره غذایی با سطوح پروتئین 20، 25، 30، 35، 40 و 45% و در سه محدوده شوری 15 تا 17، 27 تا 30، 40 تا 45 گرم در لیتر پرورش داده شدند. رشد میگوها در شوری 15تا 17 بالاتر از دو شوری دیگر بود. میزان بقا در شوری 15 تا 17 کمتر از دو شوری دیگر و برابر با 3/97% بود. میزان بقا در شوری های 27 تا 30 و 40 تا 45 برابر با 33/99% بود. بالاترین رشد میگوها به جیره 40% پروتئین اختصاص یافت که اختلاف معنی‌داری با سایر جیره ها داشت. میزان بقا نیز در جیره های مختلف پروتئینی اختلاف معنی‌داری نداشت.
متین فر و همکاران در سال 1386 به منظور تعیین دما و شوری بهینه برای پرورش میگو، درتیمارهای درجه حرارت 15، 18، 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد و شوری 30، 35، 40، 45 و 50 قسمت در هزار با سه تکرار مورد بررسی قرار دادند. لاروها به مدت 45 روز تانک های پلی اتیلن پرورش داده شدند. بر اساس نتایج، بهترین شاخص‌های رشد در تیمار حرارتی 30 درجه به دست آمد که کلیه شاخص‌های رشد در این دما با سایر تیمارها اختلاف معنی‌دار داشت. بیشترین رشد وزنی، طولی و حداکثرافزایش وزن در تیمارهای شوری، متعلق به شوری 35 تا 40 قسمت در هزار بود که با سایر شوری ها اختلاف معنی‌داری داشت، اما درجه شوری تاثیر معنی‌داری بر ضریب رشد ویژه میگوها نداشت. میزان تلفات در کلیه تیمارهای دما و شوری به استثنای تیمار حرارتی 15 و 18 درجه سانتی‌گراد بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی بود. به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که این میگو به دلیل تحمل طیف گسترده شوری تا 50 قسمت در هزار و رشد بسیار خوب در دمای 30 درجه و شوری 40 قسمت در هزار می‌تواند به‌عنوان یک انتخاب مناسب برای پرورش در آب‌های جنوبی ایران مطرح باشد.
فصل سوم
مواد و روش‌ها
3-1 محل اجرای آزمایش
آزمایشات تحقیق حاضر در مرکز آموزش و بازسازی ذخایر آبزیان کلاهی واقع در بندر کلاهی شهرستان میناب وابسته به اداره کل شیلات استان هرمزگان انجام شد. این مرکز در 140 کیلومتری شهرستان بندرعباس و30 کیلومتری شهرستان میناب واقع شده است. از ویژگی های این محل دارا بودن امکانات زیربنایی لازم جهت تکثیر و تولید بچه میگو و همچنین وجود تجهیزات آزمایشگاهی مناسب جهت انجام بررسی های زیستی می‌باشد.
3-2 طرح آزمایش