فایل پایان نامه شود.(

دانلود پایان نامه

باشد که اکثر زوجین خواهان آن هستند و حتی زوجین نابارور سالها وقت و مقادیر زیادی هزینه صرف درمان خویش می کنند تا بتوانند بچه ای داشته باشند. زوجین ناباروری که نمی توانند صاحب بچه شوند، می توانند از طریق غیر طبیعی بچه دار شوند و به آرزوی خود برسند،کودکی به جمع خانواده ی آن ها بپیوندد،حتی بدون این که با این والدین رابطه ای بیولوژیکی داشته باشد. این والدین به آرزوی خویش رسیدند؛ ولی سوال این جاست که آیا این اقدام پزشکی به مصلحت این کودک می باشد یا مضر حال اوست؟ این اقدام پزشکی رویکردی کودک محور دارد یا والدین محور؟ اگر این کودک در سنین بزرگسالی خواهان شناختن والدین بیولوژیکی خود شود و از این که به این طریق بدنیا آمده است و از بعضی حقوق محروم شده است ، شکایت نماید، چه کسی پاسخ گو و مسوول می باشد؟
با توجه به منافع کودک در شناسایی والدین ژنتیکی خودش،از سوی برخی اندیشمندان این نظر ابراز شده است که کودک می بایست والدینش را بشناسد. بنابراین اقدام به باروری مصنوعی را مجاز نمی داند یا حداقل سیاست افشای هویت زوجین اهدا کننده را لازم می دانند. این نظر رویکردی کودک محور دارد و به منافع کودک نگاه می کند. برای این نظر دلایلی مطرح شده که مورد بررسی قرار می گیرد.
2-1-1. نا مشروع بودن اهداء گامت و جنین
قوانین در صورتی می توانند پایدار و مقتدر به حیات خود در حوزه ی قانون گذاری کشورها ادامه دهند، که در عین توجه به واقعیت های اجتماعی، به اصول و مبانی عقیدتی و فکری جوامع متکی باشند. توسل به یافته های علمی جدید برای حل مشکلات، مستلزم سازگاری آنها با فطرت انسان و ارزش های مقبول جامعه است. پیشرفت های ژنتیکی در سال های اخیر و تاثیر آن بر زندگی بشر، فقها و حقوق دانان را بر آن داشته است تا به بررسی احکام و آثار پیشرفت های یاد شده بپردازد.
در جوامع غربی که برخی از زنان، خواهان حاملگی بدون همسرند و یا در جوامعی همچون انگلستان، که ازدواج رسمی و حق ارث زوجین همجنس در مجامع قانونی مطرح می گردد، میل به دریافت جنین و گامت اهدایی از منظری غیر از جامعه ی اسلامی نگریسته می شود.( آهنچیان ،1385،126 ) بنابراین، نگاه جوامع و فرهنگ ها به این قضیه متفاوت و گوناگون می باشد و هر کشوری با توجه به دیدگاه ها و فرهنگ حاکم بر آن کشور با این قضیه برخورد می کند.
2-1-1-1. آیات قرآن
کسی که قرآن را دستور عمل خویش قرار می دهد، صرفاً به دنبال این که عنوان خاصی را در قرآن بیابد و سپس حکمش را نیز به دست آورد نیست، بلکه کافی است که در قرآن حکم عامی بیابد که آن حکم موضوع مورد بررسی اش را نیز در بر بگیرد؛ زیرا قرآن کتاب عمومات و قوانین کلی و عمومی است و به ندرت احکام و موضوعات خاص را مورد توجه قرار داده است. در ادامه از عمومات مذکور در آیات قرآن کریم استفاده خواهد شد و به دنبال تطبیق موضوع جدید با آیات قرآن کریم می باشیم.
دلیل اول. آیات مربوط به لزوم حفظ آلت تناسلی است، در این باره سه آیه در قرآن کریم وجود دارد که به ذکر یک آیه ی شریفه اکتفا می کنیم: خداوند می فرماید: «قد افلح المومنون…الذین هم لفروجهم حافظون، الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین، فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون».(مومنون، 5-7)

لسان آیه عام است و وجوب حفظ فروج را به طور مطلق اثبات می نماید و مفهوم آن این است که حفظ فرج از همه کس واجب است، مگر از زن و کنیز،آن هم به دلیل این که خداوند این دو را استثناء کرده و فرموده: «الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم». بنابراین استمناء حرام است؛ زیرا خداوند آن را از ذیل عموم «الذین هم لفروجهم حافظون» خارج ننموده است و همچنین حکم عمومی «وجوب حفظ فرج » همواره به حال خود باقی است، مگر آن که با دلیل معتبری بعضی از مصداق ها استثناء شده باشد.( شمس،1385 ص 93 )
اگر در بیانات جصاص دقیق شویم، آشکار می شود که وی با استناد به آیات مورد بحث، معتقد به عمومیت حکم وجوب حفظ فرج، عدم انصراف حکم به مورد خاص و بقای عمومیت حکم بوده است و لذا عقیده داشته که اصل اساسی و قاعده ی عمومی درباره ی فروج، وجوب حفظ است، مگر در مواردی که شارع مقدس به صراحت بر مباح بودن آن حکم کرده باشد، و لذا هر امر مربوط به فروج که صراحتاً مباح نشده باشد، مانند استمناء و عاریه دادن فرج، بر قاعده ی اولیه باقی و حرام است.
از آیات مورد بحث در سوره ی مومنون، نتایج ذیل به دست می آید:
1. جمله ی «الذین هم لفروجهم حافظون» عام است و این قاعده ی عمومی را ایجاد می کند که اصل اساسی درباره ی تمام امور و مسائل مربوط به فرجها- هم در مرد و هم در مورد زن- حرام بودن است و برای مباح بودن هر عملی که مربوط به فرج ها باشد، باید دلیل صریح شرعی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، شارع مقدس در این آیه «بیان و تفصیل» ندارد و ذکر نکرده است که فرج را از چه چیزها و چه اعمال و چه کسانی باید حفظ کرد، و این که خداوند متعال متعلق حفظ را بیان ننموده، اثبات می کند که مقصود او عموم بوده و تمامی اعمال مربوط به فروج و همه ی فرج ها، غیر از مواردی که در آیه ی قرآن استثناء شده است، مورد نظر بوده است، و لذا به عنوان یک قاعده ی کلی و عمومی معلوم می شود که مقام ربوبی تمام اعمال مربوط به فروج را، نسبت به همه ی فرج ها غیر از دو مورد حرام می داند.
2. وجوب حفظ فرج، عام است و هم مرد را در بر می گیرد هم زن را.
3. با توجه به اثبات عموم این آیه، معلوم می شود که زنا، لواط، تفخیذ، استمناء، لمس و نگاه به عورتین، اهدای اسپرم و هر عمل دیگری که مربوط به فروج باشد، حرام و ممنوع است؛ زیرا اولا همه ی این اعمال مربوط به فروج هستند؛ ثانیا ، هیچ یک از آن ها از مواردی که در آیه استثناء شده نیستند؛ ثالثا، هیچ مخصص و دلیل دیگری هم که تصریح برای مباح بودن آن ها کرده باشد، وجود ندارد.
این آیه را می توان دلیل کلی بر ممنوع بودن تلقیح مصنوعی قلمداد کرد. توضیح این که این عضو ، در عین حال که وسیله ی اصلی عمل جنسی است، آلت بارداری نیز هست. همان طور که در روایت معتبر از شعیب حداد چنین آمده است: «بی شک آلت تناسلی وظیفه ی مهمی به عهده دارد و بچه از آن به دنیا می آید» . ( حر عاملی ، 1049 ، 193) در واقع می توان گفت منظور در این آیه، حفظ این عضو از هر عمل ناشایست و هر اقدامی است که ننگ و هتک حرمت به حساب می آید و این فقط در تلقیح مصنوعی خلاصه نمی شود. بلکه موارد دیگری را هم که از نظر عقلا و عرف عامه، کار ناشایست و عیب و ننگ به حساب می آید، نیز شامل می گردد، پس به موجب این آیه عضو تناسلی زن باید از تلقیح مصنوعی محفوظ باشد. اگر تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، از نظر عرف عامه با حفظ عضو مزبور از جانب زن منافات دارد پس به اقتضای این آیه، باید از این کار خودداری شود.( سیستانی ، 1385، 133)
نباید فراموش کرد که قباحت عرفی و ناروایی تلقیح زن با اسپرم مرد دیگری از نظر عقلی، زمانی است که شوهر عقیم نباشد و یا این که عمل باروری مصنوعی بدون اجازه ی شوهر صورت گیرد. لیکن، در صورتی که شوهر نابارور باشد زشتی و قباحت این کار، اگر بدون اقدام به عمل جنسی و با اجازه ی شوهر صورت گرفته باشد، جای تامل دارد. مگر این که تزریق اسپرم به نحوی باعث وارد شدن خدشه و زیان بر عضو مزبور و یا کار زشت و نسبت به آن هتک حرمت تلقی گردد. بنابراین با این آیه ی کریمه نمی توان به ممنوعیت باروری مصنوعی استدلال کرد.( همان ) به نظر می رسد که تفصیل بیان شده در بالا نمی تواند صحیح باشد، اتفاقاً اگر زن شوهر داشته باشد عرف تلقیح تخمک این زن با مرد بیگانه را سخت تر می پذیرد. از طرفی تنظیم آثار حقوقی این عمل نیز مشکل می باشد و در بعضی موارد غیر ممکن که ارتباطی به شوهر داشتن یا نداشتن زن ندارد.
دلیل دوم. فرمان قرآن کریم به دوری از هر کار زشت و ناشایست را هم دلیل دیگری بر ممنوعیت تلقیح مصنوعی دانسته اند. قرآن می فرماید :……و نزدیک کارهای زشت نروید، چه در آشکار باشد و چه پنهان….(انعام ،151) و گفته می شود فواحش جمع فاحشه از ماده ی فحش، در لغت به هر گفتار یا کردار زشت و ناشایست گفته می شود.( ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا ،1404 ، 478 ) تزریق اسپرم مرد اجنبی و حامله کردن زن با آن، هم از نظر عرف از جمله کارهای زشت و ناشایست تلقی می گردد، هیچ کس راضی به این کار در مورد مادر یا خواهر یا دختر خود نمی شود.( سیستانی ، 134)به نظر می رسد منظور از «فواحش» در آیه ی شریفه آن نوع گفتار و کرداری است که انسان، بسیار بد و زشت بودن آن را با فطرت سالم و خدادادی خود درک نماید، نه این که در عرف عامه چیزی بسیار بد تلقی شود، زیرا ممکن است رفتار یا کرداری در زمان و مکان خاصی، متاثر از عادات و رسوم اجتماعی به جا مانده از اجداد و نیاکان، بسیار زشت شمرده شود و در شرایط دیگر، عادی تلقی گردد و یا به مرور زمان قباحت آن از میان برود. همچنین ممکن است کاری یا حرفی در یک منطقه جغرافیایی زشت تلقی شود و در منطقه ی دیگر قباحت نداشته باشد بنابراین، در مساله ی مورد بحث استدلال به حرمت آن با مفاد این آیه و تکیه بر قبح عرفی آن، صحیح به نظر نمی رسد.( همان . 135 )

ولی بعضی معتقدند محور تمامی این آیات حفظ آلت و اندام های جنسی خود از دیگران است. این آیات بر این نکته تاکید می ورزند که مسلمان مومن، موظف است جز در دایره ی ازدواج (اعم از موقت یا دائم) اندام های جنسی خود را از دیگران حفظ کند. (نور،آیات 30و31؛ احزاب،آیه ی 35؛ مومنون آیات 5-7 و معارج آیه ی 29). طبیعی است استفاده از اسپرم دیگران و تزریق آن به بدن همسر قانونی خود، مصداق بارز چنین عمل ناروایی است، زیرا هیچ تفاوتی بین زن و مرد در حفظ اندام های تناسلی خود وجود ندارد و حفظ اندام های جنسی امری است مطلق که به اطلاق خود، شامل حفظ از تماس با اندام جنسی جنس مخالف و حفظ از تماس با مایعات جنسی جنس مخالف هر دو می شود.( محسنی قندهاری، 1424،88 )به عبارت دیگر، این آیات متضمن فرمان به حفظ اندام های جنسی هستند، در حالی که مشخص نشده که از چه چیز باید این حفظ صورت گیرد؛ عدم بیان متعلق حفظ(حذف متعلق)، بر این نکته دلالت دارد که باید اندام های جنسی را از هر چیز یا کاری حفظ کرد، طبیعتاً یکی از آن کارها، تزریق اسپرم یا تخمک به دیگران و فراهم آوردن زمینه ی تلقیح آن هاست. ( حسینی روحانی قمی ، 1421 ،18 )
هرچند آیات 30 و 31 سوره ی مبارکه ی نور و آیه ی 35 سوره ی احزاب بر حفظ اندام های جنسی از بهره وری و کامجویی های جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج تاکید می ورزد، ولی جمله ی «فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون»در آیات 5 و 7 سوره ی مومنون و 29 معارج به خوبی بر این مطلب دلالت دارد که هرگونه استفاده از اندام های جنسی در خارج از کانون خانواده جایز نیست. به عبارت دیگر، تمام استفاده ها از اندام های تناسلی در هنگام ازدواج، در خارج از آن جایز نیست و روشن است که این استفاده ها الزاماً به معنای کامجویی جنسی نخواهد بود؛ به همین دلیل، برای زن جایز است که اندام های جنسی شوهر خود را ببیند و یا آن را لمس کند، ولی این کار برای دیگران جایز نیست؛ همچنان که مرد می تواند با همسر خود نزدیکی کند، اسپرم خود را در رحم یا خارج رحم او تخلیه کند(عزل)، ولی این کار با هیچ کس دیگر جایز نمی باشد.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درباره داوری تجاری بین المللی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بر این اساس، همان گونه که مستثنی (عدم لزوم حفظ فرج برای زن و شوهر )اطلاق دارد، مستثنی منه (لزوم حفظ فرج) نیز اطلاق خواهد داشت، و جمله ی« فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون»، نیز همین اطلاق را تایید می کند، زیرا کلمه ی ذلک اشاره به تطابق میان عموم و شمول مسثنی منه و مستثنی داشته، در واقع توضیحی برای جمله ی مستثنی منه خواهد بود. ( نظری توکلی ، 1385، ص 286 )
شاید هدف اصلی از وضع این مقررات در قرآن کریم حمایت از هویت و نسب کودکان باشد؛ چراکه متضرر اصلی از ارتباط نامشروع، کودکی است که از آن متولد می شود. کسانی که ارتباط نامشروع برقرار می کنند، علاوه بر تحمل حرمت تکلیفی ناشی از ذات فعل، می بایست یک سری احکام وضعی ناشی از این عمل، نسبت به