فایل پایان نامه کنوانسیون حقوق کودک

دانلود پایان نامه

هاله‏ای از حقیقت به همراه دارد و ممکن است پایه تجسسات‏ بیشتری باشد، و اساس جست جوی واقعی برای‏ یافتن پدر و مادر حقیقی قرار گیرد. وقتی فرزند واقعی خانواده می آموزد که خود را با خواستهای‏ والدین خود که هم مهربان و هم تنبیه‏گر هستند وفق دهد، فرزند خوانده ممکن است‏ بجای اینکه خود را با خواستهای محیط سازش‏ دهد از حقیقت روگردان شده، از یادگیری سر باز زند و باعث پیچیدگی رشد عاطفی خود گردد. اینکه مادر واقعی او را برای خود نگاه نداشته‏ است به صورت یک فکر آزاردهنده در ضمیر کودک‏ باقی می‏ماند واین موضوع که اگر من از جانب‏ پدر و مادر اصلی خود طرد شده‏ام دلیلی نمی‏بینیم‏ که از جانب پدر و مادر خوانده خود طرد نشوم،‏ از ذهن او دور نمی‏شود.این دلیل تراشی‏ احساس ناایمنی و اضطراب کودک را،بخصوص‏ در مواقعی که با والدین دچار تعارض و بر خوردهائی است افزایش می‏دهد.( همان ،ص62 )

هر چند اطلاعات زیادی در مورد کودکان حاصل از روش های کمک باروری در دسترس نیست ، برخی مطالعات به بررسی ابعاد تحول عاطفی- اجتماعی کودکان پرداخته اند.گروهی از اساتید در یک مطالعه ی تجربی به بررسی تاثیر نازایی و درمان آن بر خانواده ها ی مورد مطالعه در زمینه ی کیفیت فرزند پروری، عملکرد خانواده و تحول کودک پرداختند. میزان ارجاع فرزند خوانده ها برای استفاده از خدمات مشاوره ای در زمینه ی سلامت روانی و مشکلات ناسازگاری، بیشتر بوده و بسیاری بر این باورند که این یافته بیانگر تاثیر روانشناختی فرزند خواندگی بر کودکان است. این کودکان رفتار های مشکل آفرین بیشتری در مقایسه با دیگر کودکان بروز داده اند. ( شمس ، 1385، ص 88)
باید در نظر داشت که در روش های کمک نازایی ، گامت استفاده شده ممکن است مربوط به والدین بوده و فرزند حاصل با آن ها ارتباط ژنتیکی داشته باشد، یا اسپرم یا تخمک آن اهدایی باشد که در این صورت والدین با فرزندان ارتباط ژنتیکی ندارند. این احتمال وجود دارد که والدین احساس مثبتی نسبت به فرزندی که ارتباط ژنتیکی با آنها ندارد نداشته باشند و او را به عنوان فرزند خود قبول نکنند.
در مطالعه ای هان و همکاران (2001)، ابعاد مختلف عملکرد زناشویی را به طور خاص ارزیابی کردند و نتیجه گرفتند که مادران دارای فرزند به روش خارج رحمی (IVF ) ، نه تنها احساس رضایت کمتری نسبت به خانواده دارند بلکه از نظر روابط زناشویی نیز، در مقایسه با مادرانی که به طور طبیعی دارای فرزند شده اند، ضعیف ترند.( همان ، ص89 )
در مطالعه ی دیگری در فلسطین اشغالی، تاثیر طولانی مدتIVF بر بچه ها مورد ارزیابی قرار گرفت.51 نوجوان 9-10 ساله ی حاصل از IVF با 51 نوجوان باروری طبیعی از نظر سن، جنس، رتبه، تولد و وضعیت اقتصادی – اجتماعی خانواده ، همسان شدند. اختلافی از حیث ضریب هوشی و عملکرد شناختی یافت نشد، اما بچه های حاصل از IVF ، از نظر معلمان ، در موقعیت نا مناسبی از حیث تطابق اجتماعی _ روانی قرار داشتند و بر اساس گزارش خودشان نسبت به گروه NC مضطرب ، افسرده و پرخاشگر تر بودند.( همان،ص92 )
در مطالعه ی دیگری94 خانواده ی کودک حاصل از گامت اهدایی با کودکان سنین 3 ماه تا 3 سال را با دو گروه خانواده های کودکان IVF و خانواده های کودکانی که والدین آن ها مشکلات باروری نداشتند، مقایسه کردند، نتیجه ی اصلی گزارش ها نشان داد در هر دو موردی که مشکل باروری وجود داشت کودکان اضطراب و فزونی هیجانی بیشتری داشته و اختلال های کنش وری بدنی از قبیل شکایت های روان تنی، اختلالات تغذیه و اختلال در الگوهای خواب نشان داده اند.( صادقی ، 1385، ص104 ) توضیح آن که اختلالات کنش وری به اختلالاتی گفته می شود که نشانگر واکنش هایی متناسب با شرایط درونی و بیرونی محرک فرد نیست، از جمله اختلال های روان تنی که به شکایت از درد های بدنی که منبع زیستی و فیزیولوژیکی ندارند، اطلاق می شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نگرانی های بسیاری در مورد کودکان حاصل از گامت اهدایی وجود دارد، از این که نتایج تحقیقات روانشناختی در رابطه با این کودکان که از لحاظ ژنتیکی به یکی از والدین یا هر دو مربوط نیستند چگونه است. از یک سو برخی از محققان( e.g Warnock.1984.golombok .et al.1995 )معتقدند که فقدان ارتباط ژنتیکی بین کودک و والدین یا هر دو ممکن است احساس سردرگمی و آشفتگی در هویت برای این کودکان در پی داشته باشد.
حق بر هویت خانوادگی، ممکن است با حق بر هویت واقعی یکی تلقی شود. به عبارت دیگر، اگر فرزند خواندگی اتفاق بیفتد و پدر و مادر طبیعی نامعین بمانند،کودک ممکن است بتواند بر اساس حق بر شناخت هویت واقعی خود، شناخت والدین ژنتیکی خود را تقاضا نماید. این منفعت متعلق به این حق کودک در مطالعه ی جامع جان تریسلیوتیس در مورد هفتاد کودک اسکاتلندی نشان داده است. پژوهشگر آسیبی را از غیرقابل دسترس بودن یا آگاهی از هویت واقعی آن ها نشان داد و همچنین طبیعت و ماهیت نیاز ضروری کودکان خوانده برای جست و جوی هویت از جمله یافته های دیگر، این است که وقتی فرزند خواندگی اتفاق می افتد و مدت طولانی سپری می شود و بعد این موضوع آشکار می شود عواقب جدی بدی به بار می آورد و اطلاعات نشان می دهد که ریشه ی بیشتر مشکلات روانی این کودکان، فرزندخواندگی می باشد. ( George.A.op.cit.p225 )
2-1-4. تعهدات بین المللی
به رسمیت شناختن حقوق مخصوص در مورد حق بر هویت خانوادگی، با مخالفت های زیادی روبرو می باشد، ولی به طور معمول به سمت حمایت از حقوق کودک پیش می رود. معاهدات اخیر به طور مستقیم، به جداکردن غیرقانونی فرزندان از والدینشان پرداخته اند. حقوق اساسی کودک نسبت به هویت واقعی خودش، به صراحت در معاهدات و اعلامیه های حقوق بین المللی به رسمیت شناخته شده است. از سوی دیگر، منافع کودک در حفظ هویت خانوادگی خود در اعمال و تصمیمات دولت ها به رسمیت شناخته شده است. ( (Ibid به عنوان مثال در سال 1924 دیوان عالی کشور آمریکا در دعوای Pierce V. Society Of Sisters حقوق کوک را نسبت به والدینی که از آن ها به وجود آمده به رسمیت شناخته است. اخیرا در دعوای ان گوین دان علیه کیسینجر نمایندگان 2700 کودک ویتنامی، ادعا کردند که دولت آمریکا حقوق اساسی کودکان را نقض کرده است. همچنین این حقوق را بر اساس قانون اساسی آمریکا، با دور کردن کودکان از ویتنام، بدون حضانت وسرپرستی مناسب و همچنین زندانی کردن آن ها در این کشور، دور از والدین طبیعی خودشان، نقض نموده است. دادگاه تجدیدنظر، نگه داری کودکان توسط والدین خوانده را بازداشت غیر قانونی دانست، دستور داد که اوراق هویتی کودکان بررسی شود که مورد بازداشت واقع شده اند یا نه؟((Ibid آن چه قابل توجه می باشد این است که بر حقوق کودک نسبت به حقوق والدین بیشتر تاکید شده است و دادگاه، حقوق اساسی کافی برای شناسایی کودکان از طریق بررسی اسناد هویتی کودک در نظر گرفته است.
استاندارد جایگاه کودکان در تصمیم گیری دولت، توسط کنوانسیون حقوق کودک «غبطه کودک» بیان شده است. در اختلاف بین والدین و منافع کودک، غبطه کودک تنها استاندارد است. در اختلاف بین والدین و دولت، جایی که ممکن است حقوق والدین نقض شود، بهترین استاندارد مورد نیاز، به رسمیت شناختن حقوق والدین برای حضانت فرزندان خود می باشد. به عنوان مثال در دعوای Smith V. Organization of Foster Families بیان شد اگر دولت برای فروپاشی خانواده ای تنها به ادعای حفظ غبطه ی کودک و بدون اثبات این ادعا تلاش نماید، جرم تلقی می شود. ((p229. Ibid یکی از اعتراضات این است که «غبطه کودک» بیش از حد ذهنی و نا معین می باشد. تعریف منافع کودک مشکل تر از منافع بزرگسالان است. زیرا فرد بزرگسال خود می تواند آن چه را که به نفع او می باشد، بیان نماید. لیکن در مورد کودک چنین نیست در این جا تنها فرضی که حقوق فرانسه مطرح می کند آن است که منافع کودک با منافع والدینش همسو می باشد. این امر تا زمانی که خانواده پابرجا می باشد صحیح است. ولی در صورت از هم گسستن خانواده، دادگاه تصمیم می گیرد که چه چیزی به نفع یا به ضرر کودک است . ( عابد خراسانی، 1389،ص86) این که معیار اندازه گیری و تعیین بهترین منافع کودک چه چیزی می باشد، بیشتر فعالان حقوق کودک این معیار را به صلاحدید متعارف قاضی می دانند. مثلا قاضی به طور متعارف داشتن مسکن و خوراک و پوشاک را از بهترین منافع کودک می داند.
ماده ی 8 کنوانسیون حقوق کودک از دو عنصر تشکیل شده است: الف. وظیفه ی دولت به انجام تمام اقدامات لازم برای حفظ هویت کودک،ب. وظیفه ی دولت برای ایجاد مکانیزم های مناسب برای دوباره احیا کردن هویت کودک در زمانی که عضوی از کنوانسیون، کودک را از حق هویت محروم کرده است. نکته ای که می بایست به آن توجه شود این است که رعایت ماده ی 8 برای دولت ها اجباری می باشد و دولت ها می بایست به حق هویت کودک احترام بگذارند زیرا هدف از این مقرره جلوگیری از دخالت خودسرانه ی دولت ها در حق هویت کودک است.(Sergio cerda.p5 )در نتیجه دولت ها نمی بایست قانونی مخالف با این حق تصویب نمایند.

در زمینه ی تلقیح مصنوعی در حال حاضر در ایران قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب 1382، اجرا می شود. در این قانون، اهدای جنین پذیرفته شده است و در مورد اهدای گامت حرفی به میان نیامده است. به همین دلیل به نظر می رسد که از نظر قانون ایران اهدای گامت غیر مجاز می باشد. زیرا در اهدای گامت نطفه ی زن و مرد اجنبی تلقیح می شوند ولی در اهدای جنین، به شکلی که در قانون مد نظر می باشد، اسپرم و تخمک زن و مردی که شرعاً به هم حلال می باشند، تلقیح می شود و بعد به زوجین اهداگیرنده منتقل می شود.
قانون موضوعه ی ایران در این مورد قابل تامل می باشد، زیرا فقط به مرحله ی تشکیل جنین توجه نموده است. بعد از تشکیل جنین و اهدای آن به زوجین اهداگیرنده، کودک بعد از تولد در آینده در اختیار والدین اهداگیرنده قرار می گیرد. به نظر می رسد، می بایست که به مرحله ی بعد تولد هم توجه شود. وجود کودک همراه والدین ژنتیکی خود آثاری دارد که می بایست به آن ها توجه شود که به این قضیه در قانون ایران توجه نشده است. در واقع منافع کودک می بایست هم به هنگام تلقیح نطفه ی تشکیل دهنده ی او و هم بعد از تولد استمراراً در نظر گرفته شود. مضرات روانی و اجتماعی و حقوقی ناشی از جدایی از والدین بیولوژیکی، در مرحله ی بعد از تولد کودک و در زمان پرورش او، نشان دهنده ی اهمیت فراوان پرورش کودک است.
دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است، بنابراین نمی بایست قانونی بر خلاف مقررات آن تصویب نماید، مگر این که به درستی از حق رزرو استفاده کند. همان طور که می دانیم برای این که قانونی به تصویب برسد، می بایست موافق شرع باشد، بنابراین اگر قانونی در ایران بر خلاف کنوانسیون تصویب شود، به این معنا است که مقررات کنوانسیون در این زمینه مخالف شرع می باشد. در بحث مربوط به بررسی عدم مشروعیت اهدای جنین ذکر شد که بنا به دلایلی اهدای گامت و جنین شرعی نمی باشد، بنابراین می بایست مقررات کنوانسیون را موافق شرع دانست و از تصویب مقررات مخالف آن پرهیز نمود.
اجرای قانون اهدای جنین و آیین نامه ی آن باعث بروز مشکلات حقوقی برای کودک و والدین او می شود. بعضی مسایل، حل نشده باقی گذاشته شده اند از جمله بحث ارث بری کودک و محرمیت. در حال حاضر از نظر قانون ایران معلوم نیست که این کودک از چه کسی ارث می برد. به دلیل نوپا بودن قانون ایران در این زمینه هنوز مشکلات حقوقی آن مشاهده نشده است و ممکن است در آینده شاهد وجود دعاوی مربوط به این مساله باشیم. قانون گذار می بایست در تدوین قانون، به مسایل روان شناختی و اخلاقی و جامعه شناختی توجه می نمود. با توجه به مطالبی که به آن ها اشاره شد، تجویز اهدای گامت و جنین در ایران درست نمی باشد و می تواند مشکلاتی را به وجود آورد. به نظر می رسد همین که مساله ای مخالف مصالح جامعه باشد و از نظر روانی و جامعه شناختی مشکلاتی به وجود آورد و از طرفی حقوق عده ای از افراد جامعه را به خطر بیندازد می بایست از بروز آن