مقالات : بازاریابی نوآوری ها در شرکت های با تکنولوژی سطح بالا

0 Comment

تو یه شبکه پنج گروه مشارکت دارن:

    1. شرکت چند ملیتی پیشرو

 

  1. تأمین کنندگان اصلی
  2. مشتریان اصلی
  3. رقبای منتخب
  4. مراکز غیر تجاری

 

 

  • تقسیم بازار

تقسیم بازار مهترین عامل در دور شدن از بازاریابی برابر[۱] است. دیدگاه شبکه ای به بازاریابی مشخص می کنه که بین خریدار و فروشنده، روابطی برقرار می شه و شرکت می تونه از راه این روابط، درباره نیازای مشتریانش بیشتر اطلاعات به دست بیاره. راه اندازی شبکه ها، امکان این که بشه با فعالیتای ارتباطی برابر به تموم اعضای اون بخش بازار دسترسی پیدا کرد رو جفت و جور می کنن. نقطه قوت دیدگاه شبکه ای در بازاریابی اینه که رابطه‏ای که با مشتری‏ها ایجاد شده، امکان جریان اطلاعات بین خریدار و فروشنده رو جفت و جور می‏کنه. نکته‏ی لازم در روند تقسیم بازار، رابطه داشتن با مشتریان و کسب اطلاعات هرچه بیشتر درباره اوناس (Novak and MacEvoy, 1990).

 

  • هدف گذاری

بازاریابی هدف گذاری شده، دقت بازاریابی رو زیاد می کنه. پایگاه های داده، هدف قرار دادن انتخاب شده‏ی یه بازار رو ممکن کرده و به بازاریابا این امکان رو میدن که بازارهای هدفشون رو با دقت بیشتری محدود کنن. ایجاد روابط نزدیک تر با مشتریان، سفارشی سازی انبوه[۲] و بازاریابی خُرد[۳] رو آسون کردن می کنه و فرصت‏های جدیدی رو ارائه میده. هدف گذاری هم اینکه به معنی انتخاب شرکت هاییه که می خواین با اونا کار و کاسبی انجام بدین. ایجاد شبکه های بازاریابی می تونه به یه شرکت در تلاشای هدف‏گذاری‏اش خیلی کمک کنه.

 

  • جایگاه سازی

در راه و روش شبکه ای به جایگاه سازی تکنولوژی سطح بالا، شرکتا رو نمیشه از روابط شون با مشتریا جدا کرد. بهترین موضع در بازار از راه روابط قوی با مشتریان بدست میاد. جایگاه سازی اون چیزی نیس که شما روی محصول انجام می دید، بلکه چیزیه که محصول تو ذهن مشتریان بالقوه بوجود میاره (Trout and Ries, 1995). مشتریان جور واجور، نیازای مختلفی دارن و امتیازات یه نوآوری رو به اشکال مختلفی تعبیر می‏کنن. شبکه هایی که به مشتریان این امکان رو میده که در مورد نیازمندی های آینده شون با همدیگه به رد و بدل کردن اطلاعات بپردازند، می تونن در پیدا کردن یه جایگاه مطلوب در بازار بسیار کمک کنن. یه شبکه شامل چند شرکت کوچکتر با تکنولوژی بالا، می تونه واسه هر کدوم از اونا امکان بهره مندی از یه تیم نوآور بدون نیاز به سرمایه‏گذاری در پیشرفت­ی کل تکنولوژی رو جفت و جور کنه.

بریجز و بقیه (Bridges et al., 1995) میگن که قیمت و تکنولوژی باید انتظارات مشتری رو برآورده کنن اما نباید از اون خیلی بالاتر روند. البته این موضوع به معنی این نیس که مدیران، حد وسط رو بگیرن؛ بلکه به این معنیه که بهبود دائمی باید به شکلی وجود داشته باشه که تلاشای پیشرفت محصول، انتظارات مشتری رو هدایت کنه. اونا مدلی واسه سهم بازار اجناس با تکنولوژی سطح بالا ارائه کردن که این مدل براساس قیمت نسبی کالا، تکنولوژی نسبی، گذشته سهم بازارِ نام تجاری، و اثر انتظارات از تکنولوژی و قیمت بنا شده.

 

۲-۶-۶- مدلای فروش اجناس با تکنولوژی سطح بالا

مدلایی که در این مورد انتشار یافته، بیشترً واسه پیش بینی فروش اجناس بادوام با تکنولوژی سطح بالا به‏کار گرفته شدن. مثل این میشه به این موارد اشاره کرد: مدل باس (Bass, 1969) واسه اجناس مصرفی بادوام، تئوری کالیش(Kalish, 1985) واسه بررسی اثر قیمت، تبلیغات و خاطر جمع نبودن مشتری بر فروش؛ مدل کالیش و لیلین (Kalish and Lilien, 1986) واسه فروش اجناس بادوام با تکنولوژی سطح بالا که نقش تبلیغات و درک پذیرندگان محصول در دوره های جور واجور از کیفیت محصول رو در نظر گرفته؛ هم اینکه ماهاجان و بقیه (Mahajan et al., 1990) هم مرور جامعی بر مدلای فروش انجام دادن. نورتون و باس (Norton and Bass, 1987) دیدن که فروش موفق نسل جدید اجناس با تکنولوژی سطح بالا از الگوی پخش شده ای در طول زمان پیروی می کنه. این مدلا در جدول شماره ۲-۴ خلاصه شدن:

 

جدول شماره ۲-۴: مدلای فروش اجناس با تکنولوژی سطح بالا

ارائه دهنده (ها) سال ارائه موضوع مورد بررسی
باس ۱۹۶۹ فروش اجناس مصرفی بادوام
کالیش ۱۹۸۵ بررسی اثر قیمت، تبلیغات و خاطر جمع نبودن مشتری بر فروش
کالیش و لیلین ۱۹۸۶ فروش اجناس بادوام با تکنولوژی سطح بالا
ماهاجان و بقیه ۱۹۹۰ مروری بر ادبیات مدلای فروش
نورتون و باس ۱۹۸۷ الگوی وقتی فروش اجناس با تکنولوژی سطح بالا

[۱] Mass marketing

[۲] Mass customization

[۳] Micro marketing