مقاله ابتلا به بیماری و تشخیص بیماری

دانلود پایان نامه

مثبت سبب ارجاع مسیر بی ثباتی کروموزمی CIN وجود این جهش ها به همراه پس زمینه
در گسترش سرطان کولورکتال می گردد. با وجود تلاش های زیادی جهت برقراری ارتباط جهش های انفرادی با نتایخ تشخصی،هنوز هیچ یک به عنوان فاکتورتشخیصی در کارهای بالینی استفاده نمی شوند ( پاول پیتوله و همکاران،2013) .به طور کلی بی ثباتی کروموزمی .مثبت نتایج دارد.MSI نامطلوب تری نسبت به سرطان های کورکتال


ناپایداری میکروستلایت : سرطان کولورکتال با ناپایداری میکروستلایت 15 درصد از تمام سرطان های کولورکتال را تشکیل می دهد.عامل عمده گسترش این ناپایداری غیر فعال شدن مکانیسم ، که به وسیله جهش یا مهار بیان ژن های تعمیری که(MMR) DNA mismatch تعمیری
از طریق هایپر متیلاسیون پروموتر ایجاد می شود ، می باشد(سورایده و همکاران،2005) مسیر
را که به وسیله اشتباه در همانندسازی DNAسیستم پیچیده ایست که تغییرات تصادفیMMR
می شوند( پگی هسیه و DNAبه وجود می ایند را تعمیر می کند و سبب حفظ یکپارچگی
،MLH1 کازوهیکو یامانه،2008) مهمترین پروتئین های مسیر بی ثباتی میکروستلایت
می باشند که جهش اینها نقش مهمی در گسترش نوع شناختهMSH6 و MSH2،PMS2
شده ایی از سرطان کولورکتال موروثی بنام سندرم لینچ ایفا می کند(پاول پیتوله وهمکاران پروتئین های اولیه مسئول شناسایی طیف وسیعی از MSH6 و MSH22013) پروتئین های
وMLH1 می باشند.( پگی هسیه و کازوهیکو یامانه،2008)DNA هایmismatch
  هستند که در فرایتد نوترکیبی میوزی در MutL هومولوگهای اصلی خانوادهPMS2
تغییر درMMRپستانداران نقش دارند.(انتون اسوتلانو و پائولاکوهن،2004) شکل غیر فعال
طول ناحیه میکروستلایت را شامل می شود که یک،دو و یا سه نوکلئوتید تکراری در بسیاری از ژن ها یافت می شود.فعال نشدن این سیستم مجر به جهش سوماتیک در ژن هایی که دارای ناحیه میکروستلایت هستند می شود که در اغلب موارد موجب جهش از نوع فرم شیفت و تولید پروتئین TGFβRII و PTEN، BAX کوتاه و یا غیرعملکردی می شود .برخی از این ژن هااز قبیل
نقش مهمی در توسعه سرطان کولورکتال ایفا می کنند.(بری لاکوپتا و همکاران،2010)
شکل 1-9 مکانسیم ناپایداری میکروستلایت(سورایده وهمکاران،2005)
سرطان های کولورکتالی که ناپایداری میکروستلایت دارند شکل متفاوتی از دیگر زیرگروها می باشد که دارای تعداد بیشتری از لنفوسیت هایی می باشند که تومور به انها نفوذ کرده و به طور عمده تمایل دارند در بخش ابتدایی روده بزرگ به وجود ایند.(سورایده و همکاران ،2005 ۀ بری لاکوپتا و همکاران،2010 ۀ ریچارد بولند و اجای گوئل،2010) در حال حاضر وضعیت ناپایداری میکروستلایت برای پیش بینی و یا تشخیص بیماری استفاده نمی شود اما بر اساس منفی MSIمثبت نسبت به بیمارانMSIتومورهای اطلاعات ازمایشگاهی موجود، بیمارانی با
بقای بهتری را نشان می دهند(پاول پیتوله وهمکاران،2013) حضور ناپایداری میکروستلایت را می توان به عنوان یک مارکر مهم جهت غربالری سندرم لینچ به خصوص در بیماران جوانتر مبتلا به سرطان کورکتال یا در خانواده هایی که بارژنتیکی شناخته شده ایی دارند استفاده کرد.(لین اسچافیلد و همکاران،2009)
شکل1-10 تفاوت های پاتولوژی بین تومورهایی که ناپایداری کروموزومی و میکروستلایت را نمایش می دهند(سورایده و همکاراران،2006،)
متیلاتور : مشخصه ی سومین زیرگروه سرطان کولورکتال، وجود شکل متیلاتور CpGجزایر
است که نتیجه متیلاسیون نابجای این جزایر می باشد .این جزایر توالی های CpGجزایر
کوچک غنی از سیتوزین و گوانین بوده که در بیش از نیمی از ژنوم انسان در نواحی پروموتری و یا اولین اگزون قرار دارند.(مونیرو و همکاران،1999،پاول پیتوله و همکاران،2013) به طور های دی نوکلئوتیدی که در خارج از نواحیCpGطبیعی این جزایر متیله نمی باشند (در تضاد با
پروموتری قرار دارند) به جز انهایی که به ژن های حک متصل اند و یا جایگاه ژنی انها بروی غیر فعال قرار دارد.(الیسون کاتن و همکاران ،2011) در سرطان های کولورکتالXکروموزوم
تقریبا 5 درصد از ژن ها در مقایسه با بافت نرمال متیلاسیون نابجای این جزایر را دارند
1-3-6 عوامل خطرزا در ابتلا به سرطان کولورکتال
افرادی که دارای یک یا بیشتر از یک نفر مبتلا به سرطان روده بزرگ در بستگان درجه یک خود هستند، خطر بالاتری برای ابتلا به بیماری دارند که این مسئله بیانگر تعامل فاکتورهای متعدد ژنتیک و مواجهات محیطی می باشد. بر همین اساس، راهکارهای بالینی متعدد، پیشنهاد کرده اند که اشخاص دارای سابقه فامیلی برای یک سرطان مشخص، نیازمند انجام برنامه های غربالگری خاص و غربالگری در سنین پایین می باشند.(ازاده صفائی و همکاران،1391)در واقع بعد از سن ، سابقه فامیلی ممکن است به عنوان مهمترین فاکتور خطر برای سرطان کولورکتال در نظر گرفته شود.(دریس ایت اواکریم و همکاران ؛2013) لازم به ذکر می باشد که مطالعات متعددی در خصوص رابطه بین رژیم غذایی وسرطان کولورکتال انجام شده است اما هنوز رابطه بین رژیم غذایی با سرطان کولورکتال به طور کامل معلوم نیست. تغییر رژیم غذایی عامل بالقوه ای درکاهش اساسی مرگ ناشی از سرطان کولورکتال است. مطالعات مختلفی نشان داده اند که با تغییر رژیم غذایی می توان در جهت کاهش بروز بیماری گام برداشت.(کامران مشفقی وهمکاران، 1389) مصرف گوشت به خصوص گوشت قرمز و فراوری شده با افزایش خطر ابتلا به سرطان کورکتال همراه می باشد.دلیل بالقوه ارتباط بین مصرف گوشت های قرمز و فراوری شده و خطر سرطان کلورکتال ، محنوای گوشت (پروتئین ،هم) و ترکیبات تولید شده توسط فرایند پخت ) می باشد .این فاکتورها می توانند مخاط رودهheterocyclicamines وN-nitrosoوپز(
بزرگ را از طریق اختلال در متابولیسم تحت تاثیر فرار دهند.(یونجون کیم وهمکاران،2013 ) سایر عوامل خطر شامل چاقی،عدم فعالیت ،سیگار،مصرف الکل و همچنین رژیم غذایی با فیبر کم می باشد.(نایجل هال،2011) در ایران نیزرشد سریع سرطان کولورکتال می تواند ناشی از تاثیر عوامل محیطی از جمله عادات غذایی خاص مانند افزایش مصرف کربوهیدرات ها و چربی ها و کاهش مصرف فیبر به ویژه درجوانان، تغییر سبک زندگی، عدم تحرک کافی و چاقی، جوان بودن اکثریت افراد جامعه و احتمالاً دخالت مسائل ژنتیکی باشد.(کامران مشفقی و همکاران،1389)