مقاله با موضوع اثر بخشی درمان شناختی رفتاری و ویژگی‌های جمعیت شناختی

دانلود پایان نامه

نوروزی نژاد، بوستانی، نعمت پور و بهروزیان (1385)، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه افسردگی بیماران دیابتی و افراد غیر دیابتی، مطرح کردند که شیوع افسردگی در افراد دیابتی بسیار بالاتر از افراد غیر دیابتی است. همچنین ارتباط معنی داری بین افسردگی و نوع دیابت و نیز بین افسردگی و درمان با انسولین وجود دارد. به همین دل بررسی و نیز مشاوره روانپزشکی در این بیماران برای تشخیص زودرس و در صورت لزوم درمان به موقع این بیماران، ضروری است.
سپهرمنش، سرمست، صدر و سربلوکی (1382)، در پژوهشی با عنوان بررسی شیوع افسردگی و عوامل مرتبط با آن در افراد دیابتی، مطرح کردند افسردگی یکی از اختلالات روانی است که بیشترین همراهی را با دیابت شیرین دارد. بیماران دیابتی به کنترل مداوم قند خون و عوارض آن احتیاج دارند و خلق افسرده می‌تواند رفتار و انگیزه بیماران را حتی در مراقبت از خود تحت تاثیر قرار دهد. همین مساله لزوم مشاوره روانپزشکی را برای این دسته بیماران مطرح می‌سازد.


رنجبر، شریف و دژبخش (1385)، در پژوهشی با عنوان مقایسه فراوانی و شدت افسردگی در بیماران دیابتی مصرف کننده قرص و انسولین، مطرح کردند که: بروز بیماری دیابت، عوارض حاد و یا مزمن و اولین تجربه احساس ناتوانی ناشی از آن را از جمله بحران هایی می‌دانند که فرد مبتلا را با طیف وسیع مشکلات خلقی، عاطفی، از جمله افسردگی مواجه می‌سازد. این مساله لزوم روان درمانی در کنار دارو درمانی، برای بیماران دیابتی را ضروری می‌سازد.
اهری، عرشی، ایران پور، امانی و سیاهپوش (1387)، در پژوهشی با عنوان: تاثیر عوارض دیابت نوع دوم در کیفیت زندگی بیماران دیابتی، مطرح کردند دیابت همانند سایر بیماری‌های مزمن، علاوه بر مرگ و میر بالا گرفتاری‌های فردی، خانوادگی و مالی بسیاری به همراه دارد. مواردی چون افزایش و کاهش شدید قند خون، محدودیت‌های غذایی و وررزش، تزریقات مکرر، ناتوانی‌های فیزیکی و مشکلات عروقی از جمله مشکلاتی است که زندگی این بیماران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از طرفی این بیماران به طور شایع دچار احساس شکست و نا امیدی، ترس، خشم و گناه در ارتباط با بیماری را گزارش می‌دهند و اغلب انگیزه کافی مراقبت از خود و کنترل دقیق بیماری را ندارند. این پژوهش نشان داد که دیابت در ابعاد جسمی و اجتماعی بر کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار است و توجه هرچه بیشتر بر این موضوع را نشان می‌دهد.
وارث، زندی، بقایی، علوی و میرباقر (1389)، در پژوهشی با عنوان: بررسی کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در بیماران دیابتی مراجعه کننده به مرکز دیابت کاشان، مطرح کردند دیابت یک بیماری مزمن و با عوارض کشنده است و به عنوان علت اصلی قطع اندام، نابینایی، نارسایی مزمن کلیه و بیماری قلبی شناخته می‌شود. بیماری دیابت بر جسم، روان و عملکرد فردی و اجتماعی اثرات گسترده میگذارد و درمان‌های پزشکی هر چند علائم را کاهش می‌دهند، ولی خود باعث اختلال در الگوی زندگی میشوند و کیفیت زندگی بیماران را پایین میآورد. این تحقیق لزوم برگزاری دوره‌های آموزشی و سایر اقدامات حمایتی، مانند فعال نمودن گروهها و انجمن‌های دیابتی را ضروری می‌داند. همچنین کیفیت زندگی باید به عنوان یکی از معیارهای موفقیت درمان و مراقبت به طور متناوب در بیماران بررسی شود.
رئیسیان، گلزاری و برجعلی (1389) در پژوهشی با عنوان اثربخشی امید درمان گروهی بر کاهش افسردگی و پیشگیری از عود در زنان درمانجوی دارای اعتیاد مطرح کرده اند که آموزش امید درمان گروهی می‌تواند کاهش قابل ملاحظه ای در میزان نشنانگان افسردگی زنان ایجاد کند.
قاسمی، عابدی و باغبان (1388) در پژوهشی با عنوان اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اشنایدر بر میزان شادکامی سالمندان مطرح کرده اند که آموزش گروهی مبتنی بر امید میزان شادکامی را افزایش داده و همچنین افسردگی را کاهش داده است.
علاءالدینی، کجباف و مولوی (1387) در پژوهشی با عنوان اثربخشی امید درمانی گروهی بر میزان امید و سلامت روانی مطرح کرده اند که آموزش امید درمان گروهی منجر به افزایش امید و انگیزه و افزایش سلامت عمومی (سلامت خواب، کاهش اضطراب و افسردگی) می‌شود.
تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
باستلار، پوور، کایجپرس، جوزو اسنوک (2008)، درمان شناختی-رفتاری را برای بزرگسالان دیابتی نوع 2 که اختلال افسردگی داشتند، بکار بردند. افرادی که بطور تصادفی انتخاب شده بودند به دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند و تحت یک برنامه گروهی درمان شناختی-رفتاری (8 جلسه درمانی) قرار گرفتند. در پایان درمان، افسردگی بطور معنی داری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه کاهش یافته بود. در 6 ماه پیگیری، درمان شناختی-رفتاری بهبود قابل ملاحظه ای را در بهبود خلق بیماران نشان داد.
در پژوهشی که توسط تسامپاریل و سیوسیورا ( 2009) انجام شد، اثر بخشی درمان شناختی رفتاری را بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع یک سنجیدند. آنها 31 فرد دیابتی که اختلال افسردگی داشتند را بصورت تصادفی برگزیدند، آنها را به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم نمودند. میانگین قند خون آنها را قبل و بعد از جلسه درمان اندازه گیری کردند. آنها را تحت درمان شناختی- رفتاری گروهی (10جلسه) قرار دادند. نتیجه درمان نشان داد که آنها در کنترل خلق، سازگاری با بیماری، مراقبت از خود پیشرفت داشته اند. همچنین آزمایش میانگین قند خون آنها نشان میداد در این مدت گلوکز خون خود را بهتر کنترل کرده اند.
در پژوهشی که توسط ویلدرموت (2008) انجام شد، اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع یک بررسی شد. افرادی که طور تصادفی انتخاب شده بودند به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمایش میانگین قند خون آنها قبل و بعد از درمان اندازه گیری شد. آنها تحت درمان شناختی-رفتاری گروهی (8 جلسه) قرار گرفتند. در پایان افسردگی بطور معنیداری کاهش یافته بود و کیفیت زندگی نسبت به گروه کنترل افزایش قابل ملاحظه ای داشته است. آزمایش میانگین قند خون آنها نشان می‌داد که در این مدت بیماران گلوکز خون خود را بهتر کنترل کرده اند.
در پژوهشی که توسط کیگرنگ(1991) انجام شد، تاثیر درمان روانشناختی به صورت گروهی بر کنترل بیماری دیابت و سازگاری با آن بررسی شد. در این نوع درمان که 8 هفته به طول انجامید، 28 بیمار به صورت تصادفی انتخاب شده و به 2 گروه تقسیم شدند. بر روی گروه آزمایش، درمان روانشناختی صورت گرفت و گروه کنترل فقط آموزش‌های پزشکی مربوط به کنترل بیماری دیابت دریافت کردند. نتایج به دست آمده نشان داد گروه آزمایش که بر روی آنها درمان روانشناختی صورت گرفته بود، سازگاری بیشتری با بیماری خود داشتند و میزان قند خون خود را بهتر از گروه گواه کنترل کرده بودند. در پیگیری که 3 ماه بعد از اجرای آزمایش انجام شد این اثرات پایدار گزارش شد.
در پژوهشی که توسط پتراک، هوتزینگر، پلاک، کرونفلد و راکز (2010)، انجام شد تاثیر درمان شناختی-رفتاری بر افسردگی خفیف و متوسط بیماران دیابتی نوع 2 بررسی شد. در این پژوهش با در نظر گرفتن این نکته که درصد بیماران دیابتی از 4/6 درصد در سال 2010، به 7/7 درصد در سال 2030 خواهد رسید، که 9درصد از این بیماران از اختلال افسردگی نیز رنج می‌برند لزوم درمان روانشناختی ذکر شد. برای انجام این پژوهش بیماران دیابتی که 3 تا 6 علائم افسردگی نیز داشتند به صورت تصادفی انتخاب شدند. بیماران به 2 گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه روان درمانی شناختی شرکت داده شدند و برای گروه کنترل جلسات روان درمانی برگزار نشد. نتایج به دست آمده نشان داد که، میزان افسردگی گروه آزمایش کاهش یافته و همچنین قند خون خود را نسبت به گروه گواه بهتر کنترل کرده اند. در پیگیری که 1 سال بعد انجام شد این اثرات پایدار گزارش شد.
آیرونبک، اسنایدر و کروسون (1998) طی بررسی‌های خود که بر روی امید درمانی زنان مبتلا به سرطان انجام دادند نشان دادند که افرادی که دارای امید بالاتری هستند، میزان افسردگی در آنها پایین بوده و امید به زندگی بیشتری دارند و بهتر می‌توانند با بیماری خود کنار بیایند.
الیوت و همکاران (1991) در تحقیقات خود که مبتنی بر تاثیر امید در فرایند بهبود جراحت نخاعی بود به این نتیجه رسیدند که امید بالا با سازگاری و افسردگی کمتر و امید به زندگی بیشتر رابطه دارد. کلاسنر و همکاران (1998) در مورد امید درمان گروهی برای بزرگسالان افسرده در جهت افزایش گذرگاه و عامل برانگیزاننده انجام شد، اضطراب و افسردگی شرکت کنندگان به طور معنا داری کاهش یافته و میزان شادی به طور معنا داری افزایش یافته است.
دیابت بیماری مزمنی است که همراه با اختلالات متعدد جسمی و روانی است. شیوع این بیماری نیز رو به افزایش می‌باشد و نیازمند توجه بالینی بیش تری است. تا کنون درمان‌های دارویی متعددی بر روی بیماران دیابتی صورت گرفته است، اما پژوهش ها نشان داده اند که درمان دارویی به تنهایی کافی نیست. تحقیقات ویلدرموت (2008) و کیگرنگ (1991) تاثیر موثرتر درمان روانشناختی به همراه درمان دارویی را در بهبود بیماران دیابتی نشان داده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی امید درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به دیابت است. بسیاری از پژوهش‌های انجام شده اثر بخشی این شیوه درمانی را بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نشان داده است.
فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل، جامعه آماری، نمونه، روش نمونه گیری و ویژگی‌های جمعیت شناختی نمونه، ابزارهای پژوهش و روایی و پایایی ابزارهای پژوهش و جلسه‌های مداخله مطرح می‌گردد. در آخر، در زمینه طرح پژوهش، روش اجرای پژوهش و روش‌های تجزیه و تحلیل آماری داده ها، مطالبی ذکر می‌گردد.
جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل زنان دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت شیراز می‌باشد.
نمونه و روش نمونه گیری
نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شد، به این صورت که با حضور در انجمن دیابت شیراز، از کلیه زنان دارای دیابت نوع 2، که دارای تحصیلات دبیرستان و بالاتر بودند دعوت به عمل آمد و سپس از آن ها خواسته شد پرسشنامه افسردگی بک 13 ماده ای را تکمیل نمایند. سپس افرادی که نمره‌ی آنها بالاتر از 5 بود انتخاب شده و مورد مصاحبه بالینی نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. پس از انجام مصاحبه، 35 نفر از بین 70 نفر دارای ملاک‌های تشخیصی افسردگی بودند، که از بین این افراد، 1 نفر به دلیل مسافرت و 3 نفر به دلیل هماهنگ نبودن ساعات جلسات با ساعات کاریشان و 1 نفر به دلیل عدم تمایل به ادامه همکاری از مطالعه خارج شدند. در پایان 30 نفر دارای اختلال افسردگی باقی ماندند. این 30 نفر به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.
ویژگی‌های جمعیت شناختی مربوط به نمونه