مقاله با موضوع افزایش کیفیت زندگی و آموزش مدیریت استرس

دانلود پایان نامه

محدودیت‌های پژوهش


پیشنهادها
بحث و نتیجه گیری
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثر بخشی امید درمانی به روش شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران زن دیابتی نوع 2، مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر شیراز است.
فرضیه 1. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی در زنان دیابتی نوع 2 می‌شود.
نتایج حاصل نشان داد که بین آزمودنی‌های گروه آزمایش و کنترل از لحاظ میزان افسردگی و کیفیت زندگی با توجه به جدول 6-4 و 7-4 در مرحله پسآزمون تفاوت معنی داری وجود دارد. این یافته ها نشان می‌دهد که گروه‌های آزمایش و کنترل از نظر میزان افسردگی و کیفیت زندگی در امید درمانی با یکدیگر تفاوت دارند. بنابراین امید درمانی به روش شناختی-رفتاری منجر به کاهش علائم افسردگی و بهبود کیفیت زندگی در آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است
نتایج با تحقیقات باستلار و همکاران (2008)، تسامپاریل و سیوسیورا (2009)، ویلدرموت (2008)، کیگرنگ (1991)، اسنایدر (1998) و پتراک و همکاران (2010) همخوان است.
در راستای تبیین حاصل از نتایج این پژوهش می‌توان گفت: امید درمانی به روش شناختی-رفتاری با آموزش کنترل خشم، رفتار جرات ورزانه، مهارت حل مسئله، مهارت خود کنترلی و کنترل تکانه، ایجاد امید، تعیین هدف و آموزش آرمیدگی موجب کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی در بیماران می‌شود.
پزوهشی که توسط ویلدرموت (2008) انجام شد، اثر بخشی درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع یک تایید شد. کنترل قند خون به صورت مداوم با استرس و فشار روانی همراه است و از آنجایی که هیچگونه حمایتی برای کنترل این فشار روانی مضاعف بر بیماران وجود ندارد، استرس درونی بیماران افزایش می‌یابد و همین نکته موجب پایین آمدن سطح کیفیت زندگی بیماران می‌شود. درمان شناختی-رفتاری با آموزش مقابله با استرس و همچنین بالا بردن سازگاری و انطباق آنان با بیماری دیابت، موجب بالا رفتن عزت نفس و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی می‌شود. همچنین درمان شناختی-رفتاری با به چالش کشیدن افکار منفی، باورهای غلط و آموزش حل مسئله موجب کاهش افسردگی در بیماران شد.
کیگرنگ(1991) این چنین مطرح کرد که درمان روانشناختی به صورت گروهی بر کنترل بیماری دیابت و سازگاری با آن تاثیر دارد. نتایج به دست آمده نشان داد که، گروه آزمایش که بر روی آنها درمان روانشناختی صورت گرفته بود، سازگاری بیشتری با بیماری خود داشتند و بیماری را موجب ضعف و عدم کفایت خود نمی‌دانستند، در نتیجه میزان قند خون خود را بهتر از گروه گواه کنترل کرده بودند. همچنین امید درمانی با تسهیل رویارویی فرد با تعارض‌های خود موجب افزایش خودباوری و عزت نفس در بیمار می‌شود و همین نکته باعث بهبود کیفیت زندگی بیمار می‌شود. در پیگیری که 3 ماه بعد از اجرای آزمایش انجام شد این اثرات پایدار گزارش شد. این نتایج نشان می‌دهد که امید درمانی بر کنترل بهتر دیابت تاثیر دارد.
فرضیه 1-1 امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی زنان دیابتی نوع 2 می‌شود.
نتایج حاصل نشان داد که بین آزمودنی‌های گروه آزمایش و کنترل از لحاظ شدت افسردگی با توجه به جدول 6-4، در مرحله پسآزمون تفاوت معنی داری وجود دارد، این یافته نشان می‌دهد که گروه‌های آزمایش و کنترل از نظر میزان افسردگی در امید درمانی با یکدیگر تفاوت دارند. بنابراین امید درمانی به روش شناختی-رفتاری منجر به کاهش علائم افسردگی در آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است. نتایج با تحقیقات فیشر، اسکاف، مولان و آرین (2007)، گونزالز، پیروت و سرپا (2008) ، لوستمن، ویلیامز، سایوک و کلوز (2007)، بروکس (2005)، وایتون (2004)، هولیست (2004)، اسنایدر (1998) و کارتی (2000)، همخوان است. در راستای تبیین نتایج حاصل از این پژوهش باید گفت: نظام فکری فرد افسرده را افکار منفی او درباره‌ی خود، تجربه جاری و آینده تشکیل می‌دهند. افکار منفی درباره خود عبارتند از: اعتقاد فرد افسرده به این که او معیوب و بی کفایت است و چون باور دارد که معیوب است، معتقد است که هرگز به خشنودی دست نخواهد یافت. افکار منفی فرد افسرده درباره‌ی تجربه، شامل تعبیرهای او از اتفاقاتی است که برای وی رخ می‌دهد. او موانع منفی را به صورت موانع غیر قابل گذر تعبیر می‌کند، حتی زمانی که دیدگاه‌های مثبت معقول تری درباره‌ی تجربه‌ی او وجود دارد. او به منفی ترین تعبیر ممکن درباره‌ی آن چه برای او رخ داده است، گرایش دارد. در نهایت، نگرش منفی فرد افسرده در مورد آینده نگرش درماندگی است. زمانی که او به آینده فکر می‌کند، باور دارد وقایع منفی که اکنون برای او رخ می‌دهند به دلیل نقایص شخصی او در آینده هم ادامه خواهند یافت (بک، 1979). در واقع درمان شناختی-رفتاری در افسردگی بر تمایل منفی در فرایند اطلاعات که نتیجه ای از تحریف تفسیرها از خود، محیط و آینده، که با باورهای ناسازگارانه ای که به وسیلهی فرد برانگیخته می‌شود، ارتباط دارد، تاکید می‌کندبیشتر دیدگاههای اخیر از این مدل که بر ارتباط میان ماهیت رویدادهای افسردگی و تفسیرهای بیماران از این رویدادها تاکید دارد، حمایت می‌کنند. تکنیک‌های امید درمانی با به چالش کشیدن افکار منفی، برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف را تقویت کرده و افسردگی را کاهش می‌دهند (هالون، 1981). . امید درمانی با تعیین هدف و تمرکز بر حل مساله باورهای فرد را تغییر می‌دهد. امید درمانی با تعیین هدف،راهکارهای رسیدن به آن و ایجاد انگیزه برای رسیدن به هدف موجب می‌شود زندگی فرد در مسیر معناداری هدایت شود (اسنایدر، 1998).
زندگی پر از فراز و نشیب هیجانی است، اما وقتی این تغییرات طولانی می‌شود، می‌تواند در توانایی عملکردی افراد تاثیر داشته و معمولا ایجاد افسردگی می‌نماید. بر اساس نظریه شناختی-رفتاری، افسردگی در نتیجه تحریف‌های شناختی خاصی در افرادی که مستعد افسردگی هستند به وجود می‌آید. این تحریف ها، طرحواره‌های افسردگی زا نامیده می‌شوند و الگوی شناختی خاصی هستند که باعث می‌شوند فرد، داده‌های درونی و بیرونی را تحت تاثیر تجارب اولیه، به گونه ای تغییر یافته درک کند (سادوک و سادوک، 2003، ترجمه رفیعی و سبحانیان، 1384).
در این روش بیمار تشویق می‌شود تا رابطه میان افکار خودآیند منفی و احساس افسردگی خود را به عنوان فرضیه هایی که باید به بوته‌ی آزمایش گذاشته شود تلقی نموده و از رفتارهایی که برآیند افکار خودکار منفی است، به عنوان محکی برای ارزیابی اعتبار یا درستی آن افکار بهره گیرد. درمان شناختی-رفتاری می‌کوشد که درمانجو را به نوعی تجربه همکارانه تشویق نماید و طی آن از تجارب خود بیمار در یک رشته آزمایش‌های رفتاری به منظور ارزیابی درستی و نادرستی آن باورها سود برد (مهریار، 1373).
فرضیه 2-1. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 میشود.
همچنین ملاحظه شد که بین آزمودنی‌های گروه آزمایش و کنترل از لحاظ افزایش کیفیت زندگی با توجه به جدول 7-4، تفاوت معنی داری وجود دارد، بنابراین روان درمانی گروهی به روش شناختی-رفتاری منجر به افزایش کیفیت زندگی در آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است. نتایج با تحقیقات فارو (1999)، گری، بولاند و تامبورلین (1998) و کیگرنگ (1991)، همخوان است.
در راستای تبیین نتایج حاصل از این پژوهش باید گفت: با بالاتر رفتن سن میزان بروز عوارض مزمن دیابت ( کاهش بینایی، پرفشاری خون، مشکلات قلبی،…) بیشتر می‌شود. مطالعات نشان داده است که متوسط مدت ابتلا به عوارض مزمن دیابت 5/10 سال بوده است. درگیری مداوم با بیماری و محدودیت هایی که عوارض دیابت برای بیماران ایجاد می‌کند، احساس منفی و عدم رضایت از زندگی، و در نتیجه پایین آمدن کیفیت زندگی در بیماران را موجب می‌شود. همچنین رعایت مداوم رژیم‌های تغذیه ای و دارویی، احساس عدم کفایت و استقلال را در بیماران ایجاد می‌کند که همین مسئله کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می‌دهد (فارو، 1999). دیابت یک بیماری مزمن و طولانی مدت است و بیماری‌های مزمن همیشه با استرس و فشارهای روانی همراه هستند که همین نکته موجب پایین آمدن سطح کیفیت زندگی افراد بیمار می‌شود. درمان شناختی-رفتاری با استفاده از تکنیک‌های مقابله با استرس، آموزش انطباق با استرس‌های ناشی از بیماری را میسر می‌سازد و همین امر موجب بهبود کیفیت زندگی در بیماران می‌شود (کیگرنگ، 1991). امید درمانی با بالاتر بردن سازگاری با بیماری و پذیرش وضعیت موجود و سبک زندگی متفاوت در بیماران، احساس کارآمدی در آنها را تقویت می‌کند و سطح کیفیت زندگی بیماران را بالاتر می‌برد. امید درمانی باعث بیشتر شدن خودگویی‌های مثبتی همچون”من می‌توانم” در افراد می‌شود و تفکر عاملی که امید درمانی ایجاد می‌کند فرد را برای شروع و حفظ هدف در طول مسیر آماده می‌کند و این امر خود کنترلی آنها را افزایش می‌دهد که بر روی کیفیت زندگی آنها نیز تاثیر مثبت می‌گذارد (کار، ترجمه پاشا شریفی، جعفر نجفی و باقر ثنایی، 1385).
فرضیه 2. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود حیطه‌های کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 میشود.
فرضیه 1-2. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود بهداشت و سلامت جسمی در زنان دیابتی نوع 2 میشود
فرضیه 2-2. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود وضعیت روانشناختی در زنان دیابتی نوع 2 میشود.
فرضیه 3-2. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود روابط اجتماعی در زنان دیابتی نوع 2 میشود.
نتایج حاصل نشان داد که بین آزمودنی‌های گروه آزمایش و کنترل از لحاظ حیطه‌های کیفیت زندگی (سلامت جسمی، سلامت روانشناختی و روابط اجتماعی) با توجه به جدول 8-4، 9-4، 10-4 و 11-4 در مرحله پسآزمون تفاوت معنی داری وجود دارد، بنابراین امید درمانی به روش شناختی-رفتاری منجر به بهبود حیطه‌های کیفیت زندگی در آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است. این نتایج با تحقیقات ویلدرموت (2008)، کیگرنگ (1991)، فارو (1999)، اسنایدر (1998) و گری (1998)، همخوان است.
در راستای تبیین نتایج حاصل از این پژوهش باید گفت: رویکرد امید درمانی شناختی تلاش دارد تا علاوه بر علایم جسمی و حالات فیزیولوژیکی، عواملی چون شناختها، خلق، رفتار و شرایط محیطی را نیز در برگیرد. به دنبال تغییرات در باورها، اهداف، انگیزه و نگرشهای افراد، تغییراتی در خلق، رفتار و جنبههای فیزیولوژی آنها روی میدهد و یاد میگیرند که چگونه سلامتی و فعالیتهای مربوط به خودشان را بهبود ببخشند، در نتیجه سطح سلامت جسمانی و در نهایت کیفیت زندگی آنان بهبود می‌یابد. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری با آموزش مدیریت استرس، از طریق کاهش فشار روانی و معتدل کردن هیجانات ناخوشایند، آموزش آرمیدگی و کنترل استرس موجب کم شدن اضطراب و بهبود سطح سلامت روان در بیماران می‌شود.
امید درمانی به روش شناختی-رفتاری با آموزش مهارت‌های مدیریت خشم و حل مسئله، موجب بهبود روابط بین فردی بیماران می‌شود، و با آموزش استفاده از روش‌های مفید و مناسب برای حل تعارضات به جای ابراز واکنش‌های خشونت آمیز، مهارت‌های ارتباطی بیماران را افزایش می‌دهد. پیامد استفاده از این مهارت ها، زندگی توام با رضایتمندی خواهد بود (شکیبایی، تهرانی دوست، شهریور و آثاری، 1383). آموزش مهارت‌های کنترل خشم، ابراز وجود و رفتار جرات ورزانه موجب بهبود روابط اجتماعی در بیماران می‌شود.
فرضیه 4-2. امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود محیط اجتماعی در زنان دیابتی نوع 2 میشود