مقاله با موضوع داروهای ضد افسردگی و بهزیستی روانشناختی

دانلود پایان نامه

علاوه بر این، عمومیت بهبود در مولفه‌های گوناگون افسردگی (مانند گزارش خلق به وسیله خود سنجی، نشانه‌های جسمانی و رفتار) نامشخص است (هالن، 1981). بعضی از بیماران در مقایسه با دیگران به متغیرهای بیشتری پاسخ می‌دهند ولی پیش بینی این تفاوت ها دشوار است (راجرز و کلی، 1975). علاوه بر این همه بیماران را نمی‌توان به وسیله دارو درمان کرد. زنان باردار مبتلا به اختلال‌های شدید جسمانی و بسیاری از بیماران سالمند را اغلب نمی‌توان به وسیله دوز (مقدار معینی) کافی داروهای ضد افسردگی مناسب مورد درمان قرار داد. از سوی دیگر اثرات جانبی درمان‌های دارویی ممکن است به اندازه ای ناراحت کننده باشند که بیمار، درمان را قطع کند. هالن (1981) میزان قطع درمان دارویی را از 20 تا 50 درصد گزارش داده است.


همچنین نگهداری دستاوردهای درمان ممکن است مشکل آفرین باشد. بنابراین رویکردهای دارویی را در دوره‌های طولانی به منظور نگهداری به کار می‌برند. خطر این گونه مصرف مزمن داروها به خوبی اثبات نشده است، ولی مصرف بیش از حد مجازداروهای ضد افسردگی سه حلقهای، مشکلاتی را موجب می‌شود و حتی مصرف دوز کامل آنها به مدت یک هفته ممکن است مرگبار باشد (لدر و هرینگتون، 1990، به نقل از رباط میلی، 1387).
ارتباط افسردگی و دیابت
تازه ترین تحقیقات نشان می‌دهد افسردگی ممکن است موجب تشدید بیماری دیابت شود. بیماری دیابت در کنار عوارض جسمانی، روانی و رفتاری متعددی نیز ایجاد می‌کند که به طور گسترده‌ای بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر می‌گذارد. افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی در بیماران دیابتی است. بر اساس یافته‌های محققان، اختلالات روانی می‌تواند در نتیجه تغییر رژیم غذایی، وابستگی دائمی به دارو، عوارض متعدد کوتاه یا طولانی مدت بیماری و هزینه‌های مربوط به آنها ایجاد شود.
احتمال ابتلا به افسردگی در بیماران دیابتی، دو تا سه برابر افراد غیر دیابتی همسان است، به نحوی که از هر سه بیمار دیابتی یک نفر به نوعی از افسردگی مبتلا می‌شود که با اختلال عملکرد و کاهش کیفیت زندگی همراه است. افسردگی از جمله بیماری‌های خلقی است که با نشانه‌های خلق پایین، کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی‌اشتهایی، افکار مرگ و خودکشی، بیخوابی یا پرخوابی، کاهش قابل توجه وزن و اختلال عملکرد مشخص می‌شود.
افسردگی در برخی بیماران دیابتی می‌تواند واکنش روانی نسبت به درد‌های شدید ناشی از عوارض دیابت باشد. شواهدی نیز مبنی بر اثر غلظت گلوکز خون بر خلق بیماران دیابتی وجود دارد، به طوری که افسردگی در بیماران دیابتی با کنترل ضعیف قند خون همراه است. همچنین اختلال دید ناشی از عوارض دیابت، بستری شدن‌های مکرر و اختلال کار کرد جنسی از سایر عوامل ایجاد افسردگی در بیماران دیابتی است. به طور کلی اختلالات افسردگی در زنان مبتلا به دیابت بیش از مردان است، اختلالات روانی در بیماران دیابتی اثر منفی بر کنترل قند خون دارد و می‌توان با درمان افسردگی به نتایج بهتری در زمینه کنترل قند خون رسید. طبق نتایج تحقیقات، کنترل صحیح قند خون تأثیر زیادی در پیشگیری از به وجود آمدن اختلالات روانی در بیماران و در صورت ابتلا به افسردگی در درمان اختلال مذکور مؤثر خواهد بود (بیات، خلیلی، بندریان، آخوند زاده ولاریجانی، 1383).
کیفیت زندگی
در طی سال‌های اخیر با افزایش سطح مراقبت‌های بهداشتی و ابداع روش‌های درمانی جدید، امید به زندگی افراد جامعه افزایش یافته است. در کنار افزایش طول دوره‌ی زندگی، فاکتور مهم دیگر، چگونگی زندگی کردن یا کیفیت زندگی است. اهمیت کیفیت زندگی نه تنها بر افزایش طول عمر، بلکه بر روی احساس خوب بودن نیز متمرکز است (نجومی و افشار، 1376). کیفیت زندگی افراد شامل ابعاد مختلفی مثل وضعیت سلامت، اقتصاد و سیاست و غیره می‌باشد که سنجش تمام آنها عملأ امکان پذیر نیست.
کیفیت زندگی شامل ابعاد زیر می‌شود (لهمن، 1997):
1. وضعیت عملکرد فرد
2. دسترسی به منابع و فرصت هایی که فرد بتواند از توانایی هایش برای رسیدن به آرزوهای خود استفاده کند.
3. بهزیستی روانشناختی
کیفیت زندگی یک مفهوم جدید نیست، بسیاری از علوم از قبیل جامعه شناسی، روانشناسی و اقتصاد از آن استفاده می‌کنند. واژه‌ی کیفیت زندگی، به محدوده‌ی فیزیکی، روانی و اجتماعی اشاره می‌کند که این نواحی مشخص، به وسیله تجربیات، عقاید، انتظارات و ادراکات شخصی تحت تاثیر قرار می‌گیرند. ادراکات اشخاص از کیفیت زندگی شان ممکن است فقط تحت تاثیر بیماری شان قرار نگیرد، بلکه هم چنین تحت تاثیر درمان شان نیز باشد (کت، گریگوریر و موسیان، 2004).
کیفیت زندگی که در دهه‌های اخیر تاکید زیادی بر سلامتی می‌کند، به جنبه‌های مختلف زندگی از قبیل فیزیکی، عاطفی، شناختی و اجتماعی تاکید دارد و در بسیاری از حیطه ها و دوره‌های زندگی تاثیر دارد. به بیان دیگر، کیفیت زندگی درجه ای است که یک فرد از امکانات موجود در زندگی لذت برده و احساس رضایت می‌کند (حضرتی و همکاران، 1384). کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی است که به خوب بودن عمومی افراد اشاره دارد و شامل ظرفیت عملکردی، حالات روانی، عملکرد اجتماعی، سلامت جسمی و درک از سلامت میباشد. هم چنین، کیفیت زندگی یک شخص، یک درک شخصی است که به وسیله احساس افراد درباره‌ی سلامت شان یا جنبه‌های غیر پزشکی زندگی شان داده شود (عباسی، 1385).
کیفیت زندگی افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن، با ویژگی‌های فردی آنها ارتباط دارد. در حقیقت مهارت‌های سازگاری افراد در موقعیت‌های مختلف زندگی به آن چه که قبلا درباره‌ی کنترل خود آموخته اند، بستگی دارد. از این رو پاسخ‌های آنها با شرایط گوناگون متفاوت است و بیماری فیزیکی، یکی از این موقعیت‌هایی است که بر این پاسخ ها، تاثیر دارد (حریرچی، 1383).
در تمامی ابزارهای سنجش کیفیت زندگی، اندازه‌گیری جنبه‌های قابل مشاهده و جنبه‌های درونی بیماری به درجات متفاوتی منظور شده است. در حوزه عملکرد فیزیکی جنبه‌های قابل مشاهده کیفیت زندگی روی توانایی فرد برای تحرک و اجرای فعالیت‌های روزمره متمرکز شده اند که قابل مشاهده هستند. جنبه‌های درونی، روی احساسات و ادراک بیمار درباره‌ی سلامت متمرکز هستند. ابعاد فیزیکی کیفیت زندگی ممکن است با ابعاد روانی آن ارتباط کمی داشته باشند. توجه به این مساله می‌تواند انطباق و سازگاری بیمار با محدودیت‌های فیزیکی اش توسط به کار گرفتن فرایندهای گوناگون شناختی و احساسی باشد که به مرور زمان ایجاد می‌گردد. نکته مهم دیگر این است که خلق ، شخصیت و الگوهای انطباقی بیمار، تاثیر قابل توجهی روی قضاوت او در مورد کیفیت زندگی اش دارد (فرنادز و گیوریور، 2000).
مطالعه ای که در ادینبورگ در سال 1997 انجام شد، نشان داد که دیدگاه پزشکان و بیماران در مورد عوامل مؤثر روی کیفیت زندگی متفاوت است. پزشکان کیفیت زندگی را تحت تاثیر وضعیت سلامت فیزیکی می‌دانند و بیماران سلامت کلی و سلامت ذهنی و سرزنده بودن را به عنوان عوامل مؤثر روی کیفیت زندگی قلمداد میکنند، بنابراین بهتر است ارزیابی تاثیر انواع درمان ها، بر اساس فاکتورهای مورد توجه بیماران انجام شود (رتول، مک دوول، ونگ و دارمن، 2008).
بیماری‌های مزمن اثر مخرب بر کیفیت زندگی بیماران دارد. زیرا آنها را مستعد ابتلا به استرس و اختلالات خلقی می‌نماید وسبب پایین آمدن کیفیت زندگی در افراد مبتلا می‌شود. امروزه پرداختن به کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن به عنوان چهارچوبی برای ارائه‌ی خدمات مناسب و شناخت اثرات بیماری بر جنبه‌های کیفیت زندگی بر اساس نیازهای انفرادی آنها ضروری به نظر می‌رسد و یکی از نیازهای بیماران است (صادقی، 1387).
یکی از موارد بسیار مهم در امر مراقبت از بیماران مزمن ، بررسی کیفیت زندگی آنهاست. از آنجایی که دیابت نیز بیماری مزمن محسوب می‌شود، باید برای افزایش سطح کیفیت زندگی بیماران تلاش کرد. دیابت همانند سایر بیماریهای مزمن، افزون بر مرگ و میر بالا، گرفتاریهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و مالی بسیاری به همراه دارد. این بیماری به دلیل درگیر کردن بیشتر اندام‌های بدن از جمله: قلب، چشم، معده و…، اثرات معکوس و معنی داری بر تمامی ابعاد کیفیت زندگی بیماران دارد. بنابراین تشخیص سریع دیابت و عوارض دراز مدت ناشی از این بیماری و بکارگیری استراتژی‌های درمانی و مراقبتی مناسب در جهت رفع یا کاهش این عوارض یک ضرورت اساسی محسوب می‌گردد (باقری، تقوی، ابراهیمی و حسنی، 1384).
تحقیقات انجام گرفته در مورد موضوع پژوهش در ایران
در زیر به برخی تحقیقات در زمینه موضوع پژوهش حاضر پرداخته میشود.
موسوی، رضویان، خسروی و نوروزی (1387)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی افسردگی و سلامت عمومی در بیماران دیابتی نوع 2، اذعان می‌دارند افسردگی اختلال پر عارضه و ناتوان کننده ای است که در اغلب مطالعات شیوع آن در بیماران دیابتی بیش تر از جمعیت عمومی است، ولی رابطه علیتی آن با دیابت مشخص نیست. اما این اختلال سبب کاهش میل، انگیزه و احساس توانایی افراد جهت پرداختن به فعالیت‌های خود مراقبتی می گردد. این مطالعه با هدف بررسی افسردگی و سلامت عمومی بیماران دیابتی نوع 2 در شاهرود انجام شده است.
در این مطالعه مقطعی 100 بیمار دیابتی مراجعه کننده به مرکز دیابت شهرستان شاهرود مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌های مطالعه با استفاده از چک لیست داده‌های دموگرافیک و پرسشنامه افسردگی بک و سلامت عمومی (GHQ) جمع آوری و آنالیز شده است.
نتایج حاصل نشان داد، شیوع افسردگی بر اساس تست بک در افراد دیابتی مورد مطالعه 78% بود و اکثریت آن ها (32 نفر) دارای نمره بین 10 تا 18 (افسردگی خفیف) بودند. در این مطالعه بین شدت افسردگی و سن رابطه معنیداری مشاهده شد. هم چنین بررسی ابعاد مختلف سلامت عمومی بیماران نشان داد که بین ابعاد سلامت عمومی و شدت افسردگی رابطه معنی داری وجود دارد. بر اساس نمره آزمون سلامت عمومی، 62 % بیماران از نظر روانشناختی با مشکل مواجه بودند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که فراوانی علایم افسردگی در بیماران دیابتی بالا می باشد، با توجه به غربال گری آسان علایم افسردگی در بیماران، شناسایی بیماران افسرده و درمان آن ها ضروری به نظر می رسد.
سردار، سهرابی، شمسیان و امین زاده (1388)، در پژوهشی تحت عنوان: تاثیر تمرین‌های ورزشی هوازی بر سلامت روان، ابعاد نشانههای بدنی، اضطراب و بیخوابی، کارکرد اجتماعی و افسردگی در بیماران دیابتی نوع 2، اذعان می‌دارند که، بیماری دیابت می‌تواند بر عملکرد فیزیکی، وضعیت روحی روانی، ارتباطات فردی، خانوادگی و اجتماعی به طور کلی سلامت عمومی و احساس خوب بودن بیماران تاثیر منفی داشته باشد. به عنوان مثال محدودیت‌های شدید غذایی و داروهای خوراکی و تزریقی موثر در درمان دیابت تاثیر نامطلوبی بر سلامت روانی بیماران دیابتی دارند. این مطالعه با هدف بررسی اثر تمرین‌های ورزشی هوازی بر سلامت روان، ابعاد نشانه‌های بدنی، اضطراب و بی خوابی، کارکرد اجتماعی و افسردگی بیماران دیابتی نوع 2 انجام شد. 53 بیمار دیابتی نوع 2 با دامنه سنی 15 تا 45 سال و میانگین مدت بیماری 5 سال، به صورت هدف دار انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مورد (27 نفر) و شاهد (26نفر) تقسیم شدند. گروه مورد در یک برنامه هوازی شرکت کردند. برنامه تمرین شامل 45 دقیقه فعالیت هوازی، با شدت 70-60 درصد ضربان قلب ذخیره روی دوچرخه کارسنج، سه بار در هفته و به مدت 8 هفته بود. قبل و بعد از تمرین‌های ورزشی هوازی، آزمودنی‌های هر دو گروه پرسشنامه سلامت عمومی را تکمیل کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که، تمرین ورزشی هوازی به مدت 8 هفته تاثیر معنی داری بر سلامت روان، خرده مقیاس‌های نشانه‌های بدنی، اضطراب و بی خوابی داشت. ولی بر خرده مقیاس‌های اختلال در کارکرد اجتماعی تاثیر معنی داری نداشت.